✍️ نویسنده: 9
نودیها:در همین روزها بود که فاطمه (س) به اسماØ¡ بنت عÙمÙŽیÙ’س فرمود: من ناپسند مÙ‰دانم آنچه را که با آن جنازهÙ‰ زنان را حمل مÙ‰کنند گویا تابوت آنزمان همانند نردبانÙ‰ بدون دیوار بوده، و جنازه را روÙ‰ آن مÙ‰گذاشتند، و جنازه مشخÙ‘ص مÙ‰شد. که پارچهاÙ‰ روÙ‰ جنازهÙ‰ آنها مÙ‰اندازند و جسم آنها از زیر پارچه پیدا است، و هرکس آن را دید تشخیص مÙ‰دهد که مرد است یا زن، من ضعیف شدهام و گوشت بدنم گداختهشده، آیا چیزÙ‰ نمÙ‰سازÙ‰ که مرا بپوشاند.
اسماØ¡ گفت: آن زمانکه در حبشه بودم (اسماØ¡ همسر جعفر طیÙ‘ار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه بهسر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبکر شد، محمد بنابوبکر از یاران امیرالمومنین(ع) پسر او است)مردم حبشه براÙ‰ حمل جنازه چیزÙ‰ را که پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مÙ‰خواهÙ‰ مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.
اسماØ¡ تختÙ‰ طلبید و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخهÙ‰ خرما طلبید و آن را بر پایههاÙ‰ آن تخت، استوار کرد و سپس پارچهاÙ‰ روÙ‰ آن کشید (شبیه عÙمارÙ‰ درآمد) و به فاطمه (س) عرض کرد: تابوتهاÙ‰ مردم حبشه، اینگونه است.
فاطمه (س) آنرا پسندید و به اسماØ¡ فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند این تابوت براÙ‰ من بساز و مرا با آن بپوشان. و نقلشده وقتÙ‰که حضرت زهرا (س) آن تابوت را دید خندید، با توجه به اینکه بعد از رحلت رسولخدا (ص) هیچگاه تبسÙ‘م (لبخند) نکرده بود و فرمود: این تابوت، چقدر زیبا و نیکو است که مانع مشخص شدن زن و مرد مÙ‰ شود.
(کشف الغمÙ‘ه/ج۲/ص۶۷ به نقل از ابنعبÙ‘اس.)
در کتاب مصباح الانوار از امام صادق (ع) و او از پدرانش نقلکرده که فاطمه (س) هنگام احتضار، به امیر مؤمنان (ع) وصیت کرد: وقتÙ‰که از دنیا رفتم، خودت مرا غسلبده و کفن کن و نماز بر جنازهام بخوان و در قبر بگذار، و لحد مرا بچین و خاک برقبرم بریز، و سپس بالاÙ‰ سر، مقابل صورتم بنشین و بسیار قرآن بخوان و دعا کن، زیرا آن هنگام ساعتÙ‰ است که میÙ‘ت به اÙنس با زندهها نیاز دارد، و من ترا به خدا مÙ‰سپارم، و وصیت مÙ‰کنم که با فرزندانم به نیکÙ‰ رفتارکنÙ‰.
نیز روایت شده وقتÙ‰که هنگام فراق زهرا (س) فرارسید، اندکÙ‰ گریه کرد، امیر مؤمنان علÙ‰ (ع) فرمود: چرا گریه مÙ‰کنÙ‰؟
فاطمه (س) عرض کرد:گریه مÙ‰کنم براÙ‰ رنجها و آزارهائÙ‰ که بعد از من به تو مÙ‰رسد.
علÙ‰ (ع) فرمود: گریه مکن، سوگند به خدا، این سختیها در راه خدا براÙ‰ من ناچیز است.
همچنین در این باره روایتشده که فاطمه (س) به علÙ‰ (ع) گفت: بعد از آنکه از دنیا رفتم هیچکس را خبر نکن مگر اÙمÙ‘ سÙŽلÙŽمه و اÙمÙ‘ اÙŽیÙ’من و فضÙ‘ه را، و از مردها دو پسرم، و عباس عموÙ‰ پیامبر و سلمان و مقداد و ابوذر و حÙذیفه را که به این افراد اطلاع بده، و من ترا حلال کردم که بعد از مردنم مرا ببینÙ‰ شاید زخم بدنش را که مخفÙ‰ مÙ‰داشت، اجازه داد بعد از مرگش، علÙ‰ (ع) آثار آن را ببیند با کمک بانوان یاد شده مرا غسل بده، و مرا شبانه دفنکن، و هیچکس را خبر نده که به کنار قبرم بیایند.
منبع:
کتاب کلبه احزان شیخ عباس قمÙ‰
باشگاه خبرنگاران
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.