حکم "نجاست سگ" از کجا آمده است؟
مسØ£له نجاست سگ، یکی از مسائل فقهی اسلام است که در جامعه امروزی، اطلاع از چگونگی آن برای بسیاری حائز اهمیت است. عدهای از سر کنجکاوی می خواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس میداند؟ و در کدام آیات یا روایات از متون دینی ما، علت نجاست سگ بیان شده است؟ برخی افراد در این حکم، شک و شبههای ندارند و تنها از "فلسفه نجاست سگ" سؤال میکنند و میخواهند بدانند آیا در اسلام، فقط "حکم نجاست سگ" بیان شده یا علاوه بر این، به فلسفه این حکم نیز اشاره شده است؟
عده ای نیز دم از حقوق حیوانات می زنند و حکم نجاست را بر خلاف حقوق سگ می دانند!، از نگاه آنان سگ یک حیوان با وفا است و همین را دلیلی برای طهارتش می دانند. علاوه بر این از کوچک ترین دستاویزها برای اثبات سلیقه شان استفاده می کنند:
- مگر می شود سگ با این وفاداریش نجس باشد؟
- در قرآن و روایات از نجاست سگ سخنی به میان نیامده است!؟
- قرآن با نام بردن از سگ اصحاب کهف، از این حیوان تمجید کرده است!
- حضرت علی(ع) مردم را به یادگیری ده خصلت ارزنده سگ و به کار بستن این خصائص در زندگی توصیه فرمودهاند!
- و ...
حال آنکه معلوم نیست نام بردن از سگ اصحاب کهف در قرآن چه ربطی به نجاست یا طهارت سگ دارد؟ وفاداری سگ و مفید بودنش، چه ربطی به عدم نجاست او دارد؟ و چگونه میتوان از سخن امیرالمومنین(ع) پی به طهارت سگ برد؟
اگر چنین باشد، آیا می توان سخن پیامبر(ص)، که بدعتگزاران را سگان دوزخ(۱) می داند، دلیلی بر نجاست سگ گرفت؟! آیا اینگونه سخن گفتن صحیح است؟
همانطور که ملاحظه فرمودید، برخورد سلیقهای با مسائل و ربط دادن همه چیز برای اثبات سلیقه شخصی، بخصوص برای کسانی که صلاحیت اظهار نظر در مسائل شرعی را ندارند تا جایی پیش می رود که در اصل و اساس مسØ£لهای تشکیک میکنند.
اگر مفید بودن و وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی باشد، پس خون که حیات انسان با کمبود آن در خطر میافتد، نباید نجس باشد؟ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و همچنین در نجس بودن آن شک دارد؟ آیا به بهانه اینکه انسان اشرف مخلوقات هست، میتوان نجاست خون او را انکار کرد؟
ما فعلاÙ‹ قصد پرداختن به این سخنان را نداریم و در ضمن مباحث پیش رو به پاسخ آن ها اشاره خواهیم کرد.
در این نوشتار با جستوجو در منابع اسلامی از جمله قرآن و روایات معصومین علیهم السلام و ... در پی یافتن ادله این حکم خواهیم بود، پس از آن به چند مسØ£له که فرع بر مساله نجاست سگ است، خواهیم پرداخت.
مسائلی از قبیل نجاست انواع سگ، خرید و فروش آن، نگهداری سگ در خانه، حقوق سگ به عنوان یک حیوان، فلسفه نجاست سگ در اسلام و در نهایت پاسخ به چند سوال.
امÙ‘ا لازم است قبل از آن، مفهوم و معنای «نجس» بخصوص در اصطلاح فقهی آن، مورد بررسی قرار گیرد و سپس اصل مساله را دنبال کنیم:
مفهوم نجس
واژه «نÙ€جÙ€س» از نÙ€ظر لغت شناسان به معناÙ‰ کثیفÙ‰، ناپاکÙ‰، ضدطهارت، ضد نظافت و به معنای پلیدÙ‰ آمده است (۲).
بهترین تعریف لغوی از راغب اصفهانÙ‰ است که نجس را به معنای پلیدی ظاهری و باطنی می داند، او مÙ‰ نویسد: « النجاسه القذاره و ذلک ضربان: ضرب یدرک بالحاسه وضرب یدرک بالبصیره ... » نجاست، قذارت وکثیفÙ‰ است که بردو نوع می باشد:
۱- آنکه با حواس انسان قابل درک است.
۲- آنکه با دیده بصیرت درک می شود.
یعنی گاهی نجس دانستن چیزی بخاطر پلیدی باطنی آنست و تاثیر منفی بر روح و روان انسان می گذارد. راغب اصفهانی در ادامه برای معنای دوم، مصداقی را ذکر کرده و می گوید: « والثانی : وصف الله تعالÙ‰ به المشرکین فقال: (Ø¥ÙنÙ‘ÙŽمÙŽا الÙ’مÙشÙ’رÙکÙونÙŽ نÙŽجÙŽسÙŒ)(۳) ... : خداوند تعالی مشرکان را به آن توصیف کرده و فرموده : (مشرکان نجس هستند) »(۴)
نجس در اصطلاح فقهی
در فقه اسلامی «نجس» به شیئی گفته می شود که بخاطر شدÙ‘ت پلیدی باید از آن دوری و اجتناب کرد، و نحوه اجتناب و دوری از آن را شرع بیان کرده است مثلا: آبی که با عین نجاست برخورد کرده، قابل نوشیدن نیست و نمی توان با آن، وضو و غسل گرفتØ› و با لباسی که نجس شده، نمی توان نماز خواند و ... .
پس نجس در فقه یعنی: شیئی که دارای شدÙ‘ت پلیدی است که باید به نحوی خاص، از آن دوری کردØ› و نحوه اجتناب از آن را شرع مشخص می کند. یا به عبارتی دیگر نجاست چیزی است که به کار بردن آن در نماز و طواف و تغذیه، به دو جهت حرام می باشد: یکی شدÙ‘ت پلیدی که در آن هست و دیگری دستور به دوری و اجتناب از آن.
لفظ «نجس» با ظهور خود و تبادر، بر این معنا دلالت دارد. شÙ€یÙ€خ طÙ€وسÙ‰،(۵) طبرسÙ‰،(۶) آیه اللÙ‘ه حکیم،(۷) راوندÙ‰،(۸) میرزا محمد مÙ€شÙ€هÙ€دÙ‰(۹) و فÙ€خÙ€ر رازÙ‰ (۱۰) در تفسیر «نجس» گفته اند: کلمه «نجس» نزد ما معناÙ‰ روشنÙ‰ دارد و آن نجاست فقهÙ‰ است. (۱۱)
عده ای نیز معتقدند پس از ظهور اسلام، کثرت استعمال لفظ نجس در این معنا به گونه ای بوده که سبب ثبوت حقیقت شرعیه شده است، یعنی هرگاه پس از اسلام این لفظ بدون قرینه بکار رود همین معنای فقهی از آن برداشت می شود نه معنای لغوی. (چنانکه واژه صلاه با اینکه قبل از اسلام به معنای دعا بود، پس از اسلام به معنای حرکات خاصی که نماز نام دارد، بکار می رود.) لازم به ذکر است، علاوه بر ابن زهره(۱۲) و راوندÙ‰(۱۳) که مدعÙ‰ حقیقت شرعیÙ‘ه در این باره هستند، شیخ انصارÙ‰ نیز مÙ‰ نویسد: در وجود معناÙ‰ حقیقت شرعیه برای لفظ «نجس» جاÙ‰ شک ندارد . حال که چنین است روشن می شودکه، اگر واژه نجس در متن روایات آمد به کدامیک از این دو معنا خواهد بود:
- پلیدی تنها (معنای لغوی) یا،
- پلیدی خاصÙ‘ی که باید به نحوی خاص از آن دوری شود. (معنای فقهی)
علاوه بر این، تعابیر دیگری نیز هستند که شارع با آنها معنای نجاست فقهی را، قصد می کند. بعضی از این تعابیر عبارتند از:
«لاتشرب منه، لاتتوضاØ¡ منه، لاتصل فیه، یجتنب عنه، اذا اصابه یدک مع الرطوبه فطهÙ‘ره، صب علیه الماØ¡ و(۱۴)... :
منوش از آن، وضو مگیر از آن، در آن نماز مگذار، از آن اجتناب کن، هرگاه دست مرطوبت آن را لمس کرد تطهیر کن، بر آن آب بریز و...»
نتیجه اینکه، هرگاه واژه «نجس» و «تعابیر مرادف آن» در متون اسلامی بکار رفت، معنای فقهی نجاست مدÙ‘ نظر است.
نجاست سگ در قرآن
پیش از این گفتیم یکی از سوالات مطرح در مساله نجاست سگ، اینست که : آیا در قرآن که کاملترین کتاب آسمانی است به نجاست سگ اشاره ای شده است یا نه؟
در قرآن کریم در سه مورد از سگ سخن گفته شده که عبارتند از:
۱- ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید:
«... سگشان بر آستانه ی غار دو دستâ€خود را دراز کرده بود.»(۱۵) «... وÙŽکÙŽلÙ’بÙهÙم بÙŽاسÙطÙŒ ذÙرÙŽاعÙŽیÙ’هÙ بÙالÙ’وÙŽصÙیدÙ ...» (۱۶)
در این آیه هیچ گونه اشاره ای به طهارت و نجاست سگ نشده است، نهایت استفاده ای که از این آیه می شود، اینست که:
- اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند.
- سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلÙ‘ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود(بÙالÙ’وÙŽصÙیدÙ).(۱۷)
تنها نکته قابل توجه در اینجا، مساله همراه داشتن سگ است که در ذیل عنوان «نگهداری سگ در خانه» به آن خواهیم پرداخت. (که نگهداری سگ نگهبان اشکالی ندارد.)
۲- ماجرای بلعم باعورا: خداوند در سوره اعراف، بلعم باعورا را به سگ تشبیه کرده â€است و چنین می فرماید: «فÙŽمÙŽثÙŽلÙهÙ کÙŽمÙŽثÙŽلÙ اÙŽلÙ’کÙŽلÙ’ب٠إÙنÙ’ تÙŽحÙ’مÙلÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ یÙŽلÙ’هÙŽثÙ’ Ø£ÙŽوÙ’ تÙŽتÙ’رÙکÙ’هÙ یÙŽلÙ’هÙŽثÙ’» (۱۸)
سخن از یک عالم دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بود، به گونهâ€اÙ‰ که کسÙ‰ انتظار انحراف او را نداشت. سرانجام دنیاپرستÙ‰ و پیروÙ‰ از هواÙ‰ نفس او را به سقوط کشاند. به نحوÙ‰ که تشبیه به سگ شده است. اما چرا به سگ تشبیه شده؟ زیرا او بر اثر شدت هواپرستÙ‰ و چسبیدن به لذات جهان ماده، یک حال عطشÙ نامحدود به خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستÙ‰ مÙ‰ â€رود نه به خاطر نیاز و احتیاج بلکه به شکل بیمارگونهâ€اÙ‰ همچون یک «سگ هار» که بر اثر بیمارÙ‰ هارÙ‰، حالت عطش کاذب به او دست مÙ‰â€دهد و در هیچ حال سیراب نمÙ‰ â€شود.(۱۹)
در این آیه نیز نه سخن از طهارت سگ است و نه سخن از نجاست آن آمده است.
نکته قابل توجه اینست که: اگر در آیه قبل، ذکر سگ اصحاب کهف دلیلی بر تمجید و طهارت او باشد، این آیه نیز به وجود نوعی مزمت و پستی در سگ دلالت دارد که سبب شده خداوند حالت یک عالم هواپرست را به آن تشبیه کند و می توان از آن بر نجاست سگ استناد کرد! امÙ‘ا حقیقت اینست که هر دو سخن، سست و باطلند .
۳- حکم صید سگ شکارچی: خداوند در ابتدای سوره مائده می فرماید:
«یÙŽسْأَلÙونÙŽکÙŽ مÙŽاذÙŽا Ø£ÙحÙلÙ‘ÙŽ لÙŽهÙمÙ’ قÙلÙ’ Ø£ÙحÙلÙ‘ÙŽ لÙŽکÙمÙ الطÙ‘ÙŽیÙ‘ÙبÙŽاتÙ وÙŽمÙŽا عÙŽلÙ‘ÙŽمÙ’تÙمÙ’ مÙنÙŽ الÙ’جÙŽوÙŽارÙحÙ مÙکÙŽلÙ‘ÙبÙینÙŽ تÙعÙŽلÙ‘ÙمÙونÙŽهÙنÙ‘ÙŽ مÙمÙ‘ÙŽا عÙŽلÙ‘ÙŽمÙŽکÙمÙ اللÙ‘ÙŽهÙ فÙŽکÙلÙوا مÙمÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽمÙ’سÙŽکÙ’نÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ وÙŽاذÙ’کÙرÙوا اسÙ’مÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ ...»(۲۰)
از تو سؤال مÙ‰â€کنند چه چیزهایÙ‰ براÙ‰ آنها حلال شده است؟ بگو : آنچه پاکیزه است ، براÙ‰ شما حلال گردیده Ø› و (نیز) صید حیوانات شکارÙ‰ و سگâ€هاÙ‰ تربیت یافته ... .
در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت سگ. هرچند دلالت بر قابل استفاده بودن صیدی که توسط سگ شکاری انجام شده دارد و در روایات نیز آمده است که این صید را می توان پس از شستن محل تماس سگ استفاده کرد.
این سه آیه تنها مواردی بودند که در آن سخن از سگ به میان آمده، امÙ‘ا در آن نه اشاره به طهارت سگ شده نه نجاست آن. حال که ثابت شد قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ ندارد، آیا می توان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیست؟
آیا همه احکام باید در قرآن ذکر شده باشند؟
آیا می توان حکمی را فقط بخاطر عدم ذکر آن در قرآن انکار کرد؟(۲۱)
آیا حرام بودن گوشت سگ در قرآن ذکر شده است؟
آیا کسی در حرام بودن گوشت سگ شک دارد؟ با اینکه در سوره انعام(۲۲) محرمات فقط چهار موردند: ۱- مردار(مÙŽیÙ’تÙŽه) ۲- خون(دÙŽماÙ‹ مÙŽسÙ’فÙوحاÙ‹) ۳- گوشت خوک(لÙŽحÙ’مÙŽ خÙنزیرÙ) ۴- و حیوانی که برای بتها ذبح شده باشد.( Ø£ÙهÙلÙ‘ÙŽ لÙغÙŽیÙ’رÙ اللÙ‘ÙŽهÙ بÙهÙ). گوشت سگ که از اینها نیست، پس طبق این آیه اگر ذبحش کنیم حلال است!(۲۳) بنابراین منکران نجاست سگ باید خوردن گوشت سگ را نیز به ناچار حلال بدانند با اینکه همه، آن را حرام می دانند.
پاسخ اینست که:
اولاÙ‹: قرآن کریم در احکام فقهی معمولا به کلیات بسنده کرده است . به عبارتی دیگر قرآن همچون قانون اساسی است که فروع قوانین مدنی، حقوقی، جزائی و ... را در آن نمی توان یافت.
ثانیاÙ‹: تبیین و تفسیر آن را به پیامبر اکرم (ص) و به دنبال آن، امامان معصوم (ع) سپرده است، «وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’زÙŽلÙ’نÙŽا Ø¥ÙلÙŽیÙ’کÙŽ الذÙ‘ÙکÙ’رÙŽ لÙتÙبÙŽیÙ‘ÙنÙŽ لÙلنÙ‘ÙŽاسÙ مÙŽا نÙزÙ‘ÙلÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’هÙمÙ’»(۲۴) یعنی ای پیامبر ما ذکر بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را بر ایشان نازل شد (قرآن) تبیین و تفسیر نمایی و خود قرآن دستور داده که علاوه بر آنچه خداوند در قرآن بیان فرموده، از سخنان پیامبر(ص) و امامان(ع) اطاعت کنیم:«وÙŽ مÙŽا آÙŽتÙŽاکÙمÙ الرÙ‘ÙŽسÙولÙ فÙŽخÙذÙوهÙ وÙŽ مÙŽا نÙŽهÙŽاکÙمÙ’ عÙŽنÙ’هÙ فÙŽانÙ’تÙŽهÙوا»(۲۵) یعنی ای مردم هر چه را رسول الله(ص) به شما دستور داد ، اجرا کنید و هر چه را نهی کرد باز ایستید.
اگر پیامبر اکرم (ص) مÙ‰ فرمایند: «Ø¥ÙنÙ‘Ùی تÙŽارÙکÙŒ فÙیکÙمÙ الثÙ‘ÙŽقÙŽلÙŽیÙ’نÙ کÙتÙŽابÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ عÙتÙ’رÙŽتÙی Ø£ÙŽهÙ’لÙŽ بÙŽیÙ’تÙی»(۲۶) ، من دو چیز گرانبها را در میان شما به امانت مÙ‰ گذارم که این دو از هم جدا نمÙ‰ شوند «Ø¥ÙنÙ’ تÙŽمÙŽسÙ‘ÙŽکÙ’تÙمÙ’ بÙهÙمÙŽا لÙŽنÙ’ تÙŽضÙلÙ‘Ùوا Ø£ÙŽبÙŽداÙ‹»، اگر به هر دوÙ‰ آنها تمسک کردید هلاک نمÙ‰ شوید. سرÙ‘ این فرمایش پیامبر اکرم (صلّى الله علیه وآله وسلÙ‘م) این است که تمام آنچه ما به آن احتیاج داریم در نصÙ‘ و ظاهر قرآن نیامده است و ما باید در کنار قرآن روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) را در نظر بگیریم. اما اگر گفتیم یکÙ‰ را قبول داریم، اگر گفتیم «حÙŽسبÙنا کÙتابÙ الله»، و عترت را رها کردیم، ضمانتÙ‰ براÙ‰ هدایت ما نخواهد بود. این دو چیز را باید با هم داشته باشیم تا بتوانیم به هدایت برسیم.(۲۷)
خلاصه اینکه برای به دست آوردن حکم شرعی، قرآن یکی از منابع استنباط احکام الهی می باشد، علاوه بر کتاب آسمانی ما، روایات معصومین(ع) یکی دیگر از منابع است که اگر حکمی در قرآن ذکر نشده بود باید به این روایات رجوع شود.
نجاست سگ در روایات
عمده دلیل برای حکم به نجاست سگ، روایات می باشند. احادیث زیادی در این باره وارد شده است بطوری که در کتاب ارزشمند وسائل الشیعه و بحارالانوار ، ابواب مختلفی در این رابطه وجود دارد با عناوین : «بÙŽابÙ نÙŽجÙŽاسÙŽه سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرÙ»، «بÙŽابÙ طÙŽهÙŽارÙŽه عÙŽرÙŽقÙ جÙŽمÙیعÙ الدÙ‘ÙŽوÙŽابÙ‘Ù وÙŽ Ø£ÙŽبÙ’دÙŽانÙهÙŽا وÙŽ مÙŽا یÙŽخÙ’رÙجÙ مÙنÙ’ مÙŽنÙŽاخÙرÙهÙŽا وÙŽ Ø£ÙŽفÙ’وÙŽاهÙهÙŽا Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرÙŽ»، «بÙŽابÙ نÙŽجÙŽاسÙŽه الÙ’کÙŽلÙ’بÙ وÙŽ لÙŽوÙ’ سÙŽلÙوقÙیÙ‘اÙ‹»، «بÙŽابÙ جÙŽوÙŽازÙ لÙبÙ’سÙ جÙلÙ’دÙ مÙŽا لÙŽا یÙØ¤Ù’کÙŽلÙ لÙŽحÙ’مÙهÙ مÙŽعÙŽ الذÙ‘ÙŽکÙŽاه وÙŽ شÙŽعÙ’رÙهÙ وÙŽ وÙŽبÙŽرÙهÙ وÙŽ صÙوفÙهÙ وÙŽ الÙانÙ’تÙفÙŽاعÙ بÙهÙŽا فÙی غÙŽیÙ’رÙ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرÙŽ وÙŽ جÙŽوÙŽازÙ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه فÙی جÙŽمÙیعÙ الÙ’جÙلÙود٠إÙلÙ‘ÙŽا مÙŽا نÙهÙیÙŽ عÙŽنÙ’هÙ»، «بÙŽابÙ کÙŽرÙŽاهÙŽه اتÙ‘ÙخÙŽاذÙ کÙŽلÙ’بÙ فÙی الدÙ‘ÙŽار٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ صÙŽیÙ’د٠أَوÙ’ مÙŽاشÙیÙŽه Ø£ÙŽوÙ’ یÙضÙ’طÙŽرÙ‘ÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’ه٠أَوÙ’ یÙغÙ’لÙŽقÙŽ دÙونÙŽهÙ الÙ’بÙŽابÙ»، «بÙŽابÙ تÙŽحÙ’رÙیمÙ بÙŽیÙ’عÙ الÙ’کÙلÙŽاب٠إÙلÙ‘ÙŽا کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙ وÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ الÙ’مÙŽاشÙیÙŽه وÙŽ الÙ’حÙŽائÙطÙ وÙŽ جÙŽوÙŽازÙ بÙŽیÙ’عÙ الÙ’هÙرÙ‘Ù وÙŽ الدÙ‘ÙŽوÙŽابّٻ و ...
هر یک از ابواب فوق، روایاتی را در بر دارد که بیان کننده نجاست سگ اند . کسی که از علوم دینی کمترین اطلاعی داشته باشد با دیدن عنوان این ابواب یقین به حکم نجاست سگ در اسلام می کند چه رسد به اینکه روایات هر باب را مطالعه و بررسی کند.
روایاتی که از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) دربار نجاست سگ به ما رسیده اند، دو گونه می باشند:
دسته نخست: روایاتی که به صراحت در آن واژه نجس آمده است. مانند:
۱- «سÙŽØ£ÙŽلÙŽ عÙذÙŽافÙرÙŒ Ø£ÙŽبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ (ع) وÙŽ Ø£ÙŽنÙŽا عÙنÙ’دÙŽهÙ عÙŽنÙ’ سÙØ¤Ù’رÙ السÙ‘ÙنÙ‘ÙŽوÙ’رÙ وÙŽ الشÙ‘ÙŽاه وÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽرÙŽه وÙŽ الÙ’بÙŽعÙیرÙ وÙŽ الÙ’حÙمÙŽارÙ وÙŽ الÙ’فÙŽرÙŽسÙ وÙŽ الÙ’بÙŽغÙ’لÙ وÙŽ السÙ‘ÙبÙŽاعÙ، یÙشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ه٠أَوÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£Ù مÙنÙ’هÙ؟ فÙŽقÙŽالÙŽ: نÙŽعÙŽمÙ، اشÙ’رÙŽبÙ’ مÙنÙ’هÙ وÙŽ تÙŽوÙŽضَّأْ. قÙŽالÙŽ قÙلÙ’تÙ لÙŽهÙ: الÙ’کÙŽلÙ’بÙ؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽا. قÙلÙ’تÙ: Ø£ÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ هÙوÙŽ سÙŽبÙعÙŒ؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ؟ لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ.»(۲۸)
عذافر از امام صادق(ع) از نوشیدن و وضو گرفتن با پس مانده آبی که بعضی از حیوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر ، الاغ ، اسب، استر و درندگان) نوشیده اند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگیر. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسیدم: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست؟ فرمود: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.
۲- «عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ بÙ’ن٠أَبÙی یÙŽعÙ’فÙورÙ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ (ع) قÙŽالÙŽ: Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽخÙ’لÙقÙ’ خÙŽلÙ’قاÙ‹ Ø£ÙŽنÙ’جÙŽسÙŽ مÙنÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ(۲۹).»
عبدالله بن ابی یعفور از امام صادق(ع) نقل می کند: همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ باشد.
۳- «عÙŽنÙ الÙ’فÙŽضÙ’ل٠أَبÙی الÙ’عÙŽبÙ‘ÙŽاسÙ، قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ فÙŽضÙ’لÙ الÙ’هÙرÙ‘ÙŽه وÙŽ الشÙ‘ÙŽاه وÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽرÙŽه وÙŽ الْإÙبÙلÙ وÙŽ الÙ’حÙمÙŽارÙ وÙŽ الÙ’خÙŽیÙ’لÙ وÙŽ الÙ’بÙغÙŽالÙ وÙŽ الÙ’وÙŽحÙ’شÙ وÙŽ السÙ‘ÙبÙŽاعÙ، فÙŽلÙŽمÙ’ Ø£ÙŽتÙ’رÙکÙ’ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا سÙŽØ£ÙŽلÙ’تÙهÙ عÙŽنÙ’هÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽا بَأْسÙŽ بÙهÙØ› حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ انÙ’تÙŽهÙŽیÙ’ت٠إÙلÙŽÙ‰ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ، فÙŽقÙŽالÙŽ رÙجÙ’سÙŒ نÙجÙ’سÙŒ.»(۳۰)
فضلمی گوید از امام صادق(ع) از پس مانده حیوانات (گربه ، گوسفند، گاو، شتر،...) سوال کردمØ› و امام فرمود: اشکالی ندارد. تا اینکه از سگ سوال کردمØ› و امام فرمود: پلید و نجس است.
۴- «سÙŽØ£ÙŽلÙŽ Ø£ÙŽبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ: رÙجÙ’سÙŒ نÙجÙ’سÙŒ، لÙŽا یÙتÙŽوÙŽضَّأْ بÙفÙŽضÙ’لÙهÙ، وÙŽ اصÙ’بÙبÙ’ ذÙŽلÙکÙŽ الÙ’مÙŽاءَ وÙŽ اغÙ’سÙلÙ’هÙ بÙالتÙ‘ÙرÙŽاب٠أَوÙ‘ÙŽلÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽه ثÙمÙ‘ÙŽ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù.(۳۱)
راوی حکم سگ را از امام صادق (ع) سؤال کرد، حضرت فرمود: پلید و نجس است، از اضافه آبی که آشامیده نباید وضو گرفته شود، آن آب را بریز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوÙ‰.»
۵- «عÙŽنÙ’ مÙعÙŽاوÙیÙŽه بÙ’نÙ شÙرÙŽیÙ’حÙ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) فÙی حÙŽدÙیث٠أَنÙ‘ÙŽهÙ سÙئÙلÙŽ عÙŽنÙ’ سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ یÙشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ه٠أَوÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£Ù؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽاØ› قÙلÙ’ت٠أَ لÙŽیÙ’سÙŽ سÙŽبÙعÙŒ؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ، لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ.(۳۲)
ابن شریح، حکم نیم خورده سگ را از امام صادق(ع) پرسید که آیا مÙ‰ توان از آن نوشید یا با آن وضو گرفت؟ حضرت فرمود: نه، راوÙ‰ پرسید: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست؟ فرمود: نه، به خدا سوگند، او نجس است. نه، به خدا سوگند، او نجس است.»
۶- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی سÙŽهÙ’لÙ الÙ’قÙرÙŽشÙیÙ‘Ù قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ لÙŽحÙ’مÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ هÙوÙŽ مÙŽسÙ’خÙŒ. قÙلÙ’تÙ: هÙوÙŽ حÙŽرÙŽامÙŒ؟ قÙŽالÙŽ: هÙوÙŽ نÙŽجÙŽسٌ؛ Ø£ÙعÙیدÙهÙŽا عÙŽلÙŽیÙ’هÙ ثÙŽلÙŽاثÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽاتÙ، کÙلÙ‘ÙŽ ذÙŽلÙکÙŽ یÙŽقÙولÙ هÙوÙŽ نÙŽجÙŽسÙŒ.(۳۳)
ابی سهل می گوید از امام صادق(ع) درباره گوشت سگ سؤال کردم، حضرت فرمود: از حیوانات مسخ شده است. گفتم آیا حرام است؟ امام فرمود: نجس است. سه مرتبه این سوال را تکرار کردم و هر سه بار امام فرمود: نجس است.»
و مواردی دیگر .
همانطور که در بحث لغوی گذشت، با وجود حقیقت شرعیه برای واژه نجس، این دسته از روایات برای اثبات حکم نجاست سگ کفایت می کنند، و به صراحت بیانگر آن هستند.
دسته دوم: روایاتی که واژه نجس در آنها ذکر نشده، امÙ‘ا با قرائن موجود در آن، نجاست سگ اثبات می شود. در این روایات، روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات دیگر، بیان شده است. مانند:
۱- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’تÙهÙ عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ†یÙŽشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙŽ الْإÙنÙŽاØ¡Ù، قÙŽالÙŽ: اغÙ’سÙلÙ الْإÙنÙŽاءَ .(۳۴)
ابن مسلم می گوید از امام صادق(ع) سوال کردم: اگر سگی از ظرفی آب بیاشامد وظیفه چیست؟ آن حضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئید.»
۲- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا وÙŽلÙŽغÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ فÙی الْإÙنÙŽاء٠فÙŽصÙبÙ‘ÙŽهÙ.(۳۵)
امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفی آب خورد، آن آب را دور بریز.»
۳- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی بÙŽصÙیرÙ، عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع)، قÙŽالÙŽâ€: لÙŽیÙ’سÙŽ بÙفÙŽضÙ’لÙ السÙ‘ÙنÙ‘ÙŽوÙ’رÙ بَأْسÙŒ Ø£ÙŽنÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£ÙŽ مÙنÙ’هÙ وÙŽ یÙشÙ’رÙŽبÙŽØ› وÙŽ لÙŽا یÙشÙ’رÙŽبÙ سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’ب٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ حÙŽوÙ’ضاÙ‹ کÙŽبÙیراÙ‹ یÙسÙ’تÙŽقÙŽÙ‰ مÙنÙ’هÙ.(۳۶)
ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند: نیم خورده سنور را می توان نوشید و با آن وضو گرفت، و نیم خورده سگ را نمی توان نوشید مگر از حوض بزرگی آب خورده باشد.»
۴- «عÙŽنÙ الÙ’فÙŽضÙ’ل٠أَبÙی الÙ’عÙŽبÙ‘ÙŽاسÙ، قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽبÙو عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع): Ø¥Ùنْ†أَصÙŽابÙŽ ثÙŽوÙ’بÙŽکÙŽ مÙنÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ رÙطÙوبÙŽه فÙŽاغÙ’سÙلÙ’هÙ ... .(۳۷)
فضل از امام صادق(ع) نقل می کند: هرگاه رطوبتی از سگ به لباس شما برخورد کرد، پس آنرا بشوی.»
۵- «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ یÙصÙیبÙ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ (مÙنÙ’ جÙŽسÙŽدÙ الرÙ‘ÙŽجÙلÙ)، قÙŽالÙŽ: یÙŽغÙ’سÙلÙ الÙ’مÙŽکÙŽانÙŽ الÙ‘ÙŽذÙی Ø£ÙŽصÙŽابÙŽهÙ.»(۳۸)
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) در مورد سگی که خودش را به بدن مردی مالیده است، سوال کرد. حضرت فرمود: محل تماس سگ را بشوید.
۶- «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ السÙ‘ÙŽلÙوقÙیÙ‘Ù فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا مÙŽسÙسÙ’تÙŽهÙ فÙŽاغÙ’سÙلÙ’ یÙŽدÙŽکÙŽ.(۳۹)
محمد بن مسلم می گوید: از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی(۴۰) سوال کردمØ› حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده ای، دستت را بشوی.»
۷- «عÙŽنÙ’ عÙŽلÙیÙ‘Ù (ع)... قÙŽالÙŽ: تÙŽنÙŽزÙ‘ÙŽهÙوا عÙŽنÙ’ قÙرÙ’بÙ الÙ’کÙلÙŽابÙ، فÙŽمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽصÙŽابÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ هÙوÙŽ رÙŽطÙ’بÙŒ فÙŽلÙ’یÙŽغÙ’سÙلÙ’هÙØ› وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ جÙŽافÙ‘اÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’ضÙحÙ’ ثÙŽوÙ’بÙŽهÙ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù.(۴۱)
حضرت علی (ع) فرمود: از نزدیک شدن به سگ ها بپرهیزیدØ› و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، Ù€ لباسش را Ù€ بشوید و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.»
و مواردی دیگر.
همانطور که ملاحظه می کنید در احÙ€ادیÙ€ث بالا، حکم عدم جواز آشامیدن و وضÙ€و گرفتن از نیم خورده سگ به صراحت بیان شده است، که قرینه ای بر نجاست سگ است. به بیان ساده تر: در این دسته از روایات حکم نجاست سگ آمده است بدون اینکه لفظ نجس، ذکر شده باشد، و این حکم با تعابیر دیگری بیان شده است.
در نتیجه برای اثبات نجاست سگ، روایات دسته دوم نیز به تنهایی کفایت می کنند. این احادیث و روایات بقدری زیادند که هرگز نمی توان در اعتبار و قطعیÙ‘ت آنها اشکال کردØ› و با وجود چنین ادله قاطعی برای هیچ مسلمان و مؤمنی جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نخواهد ماند.
روایات دیگری نیز هستند که در خلال بحث های آینده به آنها اشاره خواهد شد:
دسته نخست: روایاتی که قانون خرید و فروش سگ را بیان می کنند.
دسته دوم: روایاتی که در مورد نگهداری سگ وارد شده اند.
دسته سوم : روایاتی که بیانگر حقوق سگ بعنوان یک حیوان است.
نجاست سگ و اجماع فقهاØ¡
فقهای عظام شیعه، سگ را یکی از نجاسات می دانند و این حکم بین آنها اجماعی است.(۴۲)
در مذاهب اسلامی، تنها گروهی که سگ را نجس نمی دانند مالکی ها Ù€ یکی از فرق اهل سنت Ù€ هستند که آنها هم معتقدند احکام و دستورات مربوط به سگ، باید به صورت تعبÙ‘دی عمل شود. آنها با اینکه سگ را نجس نمی دانند، اما از روی تعبد ظرفی را که سگ لیسیده، هفت بار می شویند. شافعیه و حنابله نیز می گویند: این ظرف باید هفت بار تطهیر شود، که یک بار آن به صورت خاکمال است. آنها تقدم خاکمال بر شستن را شرط نمی دانند.(۴۳)
محمد جواد مغنیه، در کتاب «الفقه علی المذاهب الخمسه» چنین می نویسد:
«الکلب نجس Ø¥لاÙ‘ عند مالک، ولکنÙ‘ه قال: یغسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغه سبعاÙ‹، لا للنجاسه بل تعبداÙ‹. وقال الشافعیه والحنابله: یغسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغ الکلب سبع مرات Ø¥حداهنÙ‘ بالتراب. وقال الØ¥مامیه: غسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغ الکلب مره بالتراب، ثÙمÙ‘ بعدها مرتین بالماØ¡»(۴۴).
نجاست انواع سگها
در نجاست سگ فرقی بین انواع آن نیست، و حکم همه سگ ها یکی است. گروهی تصور کرده اند فقط سگهایی نجس هستند که از نگهداری آنها، نهی شده است، مثل سگهای ولگرد ، امÙ‘ا سگهای نگهبان و سگ شکاری یا سگهایی که امروزه توسط پلیس و گروه های امداد بکار گرفته می شوند، پاک هستند. این تصور صحیح نمی باشد، انواع سگ ها Ù€ چه شکاری و چه سگ چوپان و... Ù€ نجس هستند و آب دهان و تمامی بدن آنها نجس است. این مطلب نیز از روایات معصومین(ع) استفاده می شود:
۱. «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ السÙ‘ÙŽلÙوقÙیÙ‘Ù فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا مÙŽسÙسÙ’تÙŽهÙ فÙŽاغÙ’سÙلÙ’ یÙŽدÙŽکÙŽ.(۴۵)
محمد بن مسلم از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی (یک نوع سگ شکاری معروف) سوال کرد. حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده ای، دستت را بشوی.»
۲. «عÙŽنÙ’ عÙŽلÙیÙ‘Ù(ع)... قÙŽالÙŽ تÙŽنÙŽزÙ‘ÙŽهÙوا عÙŽنÙ’ قÙرÙ’بÙ الÙ’کÙلÙŽابÙ فÙŽمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽصÙŽابÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ هÙوÙŽ رÙŽطÙ’بÙŒ فÙŽلÙ’یÙŽغÙ’سÙلÙ’هÙ وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ جÙŽافÙ‘اÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’ضÙحÙ’ ثÙŽوÙ’بÙŽهÙ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù(۴۶).
حضرت علی(ع) فرمود: از نزدیک شدن به سگها بپرهیزید و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، بشوید Ù€ لباسش را Ù€ و چنانچه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشید.»
و فتوای علما و فقها از قدیم تاکنون بر نجاست انواع سگ هایی که در خشکی زندگی می کنند، بوده است. فقط شیخ صدوق(ره) درمورد سگ شکاری فرموده است: مقداری آب به محلÙ‘ ملاقات بپاشید، کافی است و شستن لازم نیست(۴۷). با این حال سگ را نجس می داند.
بنابراین، اگر سگ شکاری، حیوان حلال گوشتی را شکار کرد، محل اصابت با دهان سگ باید شسته شود. و اگر دست و بدن و لباس انسان با بدن سگ ها حتی سگ شکاری برخورد کند، در صورتی که بدن سگ و یا ملاقی تر باشد، نجس می شود(۴۸).
خرید و فروش سگ
پس از بیان حکم نجاست سگ در اسلام، این سوالات مطرح می شود که:
آیا خرید و فروش آن جایز است یا خیر؟ اگر حرام می باشد، این حکم برای انواع سگ است یا برای بعضی؟ برای رسیدن به پاسخ این سوالات، بیان مقدمه ای ضروری است.
عدم دخالت نجاست در معامله
بعضی به اشتباه برای حرمت خرید و فروش سگ اینگونه استدلال کرده اند:
«یکی از انواع معاملات حرام، معامله عین نجاست است. یعنی اگر چیزی نجس است، معامله آن حرام است. علما وقتی نظرشان این است که سگ نجس است، خودبخود معامله آن هم حرام می شود. اما اغلب علما معتقدند که اگر معامله عین نجاست، منفعت و سود عقلایی داشته باشد، در آن مورد حرمت آن برداشته می شود.»
حکم تحریم خرید و فروش، دایر مدار منفعت و سود عقلایی است، نه نجس و پاک بودن. Ù€ یعنی اگر شیئی سود عقلایی داشت معامله اش جایز است و الÙ‘ا جایز نیست، چه نجس باشد و چه طاهر Ù€ بنابراین، نجاست شیØ¡، نقشی در حرمت معامله آن ندارد و بهتر است چنین گفته شود:
یکی از شرایط مبیع Ù€ یعنی شیØ¡ مورد معامله Ù€ داشتن منفعت و سود عقلایی Ù€ یا به عبارتی مالیÙ‘ت داشتن آن Ù€ است و چون عین نجاسات غالباÙ‹ منفعت و سودی ندارند، مالیÙ‘ت نداشته و صلاحیت خرید و فروش را ندارند. امÙ‘ا هرگاه همین نجاسات دارای منفعت و سودی شدند، معامله آنها صحیح است و دارای مالیÙ‘ت بوده و قابل خرید و فروشند. مانند خون که نجس است، اما هم اکنون از آن استفاده عقلایی می شود و مالیÙ‘ت دارد، بنابراین خرید و فروش آن مجاز است.
پس نمی توان گفت: معامله مردار، خون و سگ چون نجس هستند حرام است. بلکه گفته می شود: چون منفعت عقلایی و مالیÙ‘ت ندارند حرام است، امÙ‘ا اگر دارای منفعتی شد، معامله اش جایز است.(۶۱)
لازم به ذکر است که در گذشته بیشتر نجاسات، منفعت حلالی نداشتند و بهمین خاطر علما حکم به حرمت معامله نجاسات می دادند. این سبب شده تا عده ای تصوÙ‘ر کنند معامله شیØ¡ نجس، مطلقاÙ‹ حرام می باشد و علÙ‘ت تحریم هم چیزی جز نجاست نیست.
خلاصه اینکه صرف نجس بودن، سبب حرمت معامله نجاسات از جمله سگ نمی شود تا کسی بگوید: چرا با اینکه انواع سگ Ù€ سگ صید، شکار، ولگرد و زینتی Ù€ نجس هست، امÙ‘ا معامله سگ صید جایز است ولی معامله سگ زینتی حرام است. چراکه ملاک در اینجا انتفاع و عدم انتفاع عقلائی است، نه چیز دیگری.
روایات خرید و فروش سگ
روایات وارد شده، از خرید و فروش سگ نهی کرده و بهای آن را «سÙحت(۶۲)» می دانند. مثل:
۱- عÙŽنÙ’ عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ الÙ’عÙŽامÙرÙیÙ‘Ù، قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ الÙ‘ÙŽذÙی لÙŽا یÙŽصÙیدÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ: سÙحÙ’تٌ؛ وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ÙŽا الصÙ‘ÙŽیÙودÙ فÙŽلÙŽا بَأْسÙŽ(۶۳).
از امام صادق(ع) در مورد بهای سگی که شکاری نیست، سوال شد. حضرت فرمود: سÙحت (حرام) استØ› اما (گرفتن بهای) سگ صید اشکالی ندارد.
۲- عÙŽنÙ الرÙ‘ÙضÙŽا(ع) فÙی حÙŽدÙیثÙ قÙŽالÙŽ: وÙŽ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ سÙحÙ’تÙŒ(۶۴).
امام رضا(ع) در سخنی فرمود: بهای سگ، سÙحت (حرام) است.
۳- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی بÙŽصÙیرÙ، قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ ثÙŽمÙŽنÙ کÙŽلÙ’بÙ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙØ› قÙŽالÙŽ: لÙŽا بَأْسÙŽ بÙثÙŽمÙŽنÙهÙ وÙŽ الÙ’آخÙŽرÙ لÙŽا یÙŽحÙلÙ‘Ù ثÙŽمÙŽنÙهÙ(۶۵).
ابی بصیر از امام صادق(ع) از بهای سگ شکاری سوال کرد، حضرت فرمود: اشکالی نداردØ› اما بهای دیگر سگها حلال نیست.
۴- فÙی حÙŽدÙیث٠أَنÙ‘ÙŽ رÙŽسÙولÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ(ص) قÙŽالÙŽ: ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’خÙŽمÙ’رÙ وÙŽ مÙŽهÙ’رÙ الÙ’بÙŽغÙیÙ‘Ù وÙŽ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ الÙ‘ÙŽذÙی لÙŽا یÙŽصÙ’طÙŽادÙ مÙنÙŽ السÙ‘ÙحÙ’تÙ(۶۶).
رسول خدا(ص) در سخنی فرمود: بهای شراب ، بهای زناکار، و بهای سگی که شکار نمی کند، سÙحت (حرام) است.
۵- عÙŽنÙ الÙ’حÙŽسÙŽنÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù الÙ’وÙŽشÙ‘ÙŽاØ¡Ù، عÙŽنÙ الرÙ‘ÙضÙŽا(ع) قÙŽالÙŽ سÙŽمÙعÙ’تÙهÙ یÙŽقÙولÙ: ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ سÙحÙ’تÙŒ وÙŽ السÙ‘ÙحÙ’تÙ فÙی النÙ‘ÙŽار(۶۷).
امام رضا(ع) فرمود: قیمت سگ سÙحت است و سÙحت در آتش است.
این دسته از روایات غالباÙ‹ اشاره به سگ صید دارند، امÙ‘ا شامل سگهای دیگری هم که منفعت عقلایی دارند می شوند، چنانکه شیخ طوسی در مبسوط(۶۸)، سگ گله و نگهبان را همانندÙ سگ صید می داند.(۶۹) از این روایات و سخن علما Ù€ که قبلا گذشت Ù€ استفاده می شود: هر سگی که منفعت عقلایی داشت، خرید و فروشش جایزØ› و الÙ‘ا حرام است. و اگر سگ های زینتی و سگ ولگرد و ... خرید و فروش آنها حرام است بخاطر اینست که یا فاقد منفعت عقلایی بوده و یا منفعت قابل توجÙ‘هی ندارند.
نگهداری سگ در خانه
مساله نجس بودن سگ، غیر از حرمت نگهداری از آن است . نگهداری از سگ برای کسانی که استفاده عقلایی از آن ندارند، کراهت شدید داردØ› و در روایات، امری ناپسند دانسته شده است (۷۰).بنابراین نگهداری سگ برای نگهبانی و شکار، و سگی که امروزه مورد استفاده پلیس و نیروهای امداد می باشد، مکروه نیست. (البته این به معنای عدم نجاست این سگ ها نمی باشد.)
در بعضی از روایات آمده است که خانه ای که در آن سگ است، ملائکه وارد نمی شوند. این کراهت سبب می شود که حتی نماز خواندن در چنین خانه ای مکروه باشد.(۷۱) ما در اینجا به بیان برخی از روایاتی که به نحوی بر کراهت نگهداری سگ در خانه اشاره دارند، می پردازیم:
۱- وÙŽ قÙŽالÙŽ الصÙ‘ÙŽادÙقÙ(ع): لÙŽا تÙصÙŽلÙ‘Ù فÙی دÙŽارÙ فÙیهÙŽا کÙŽلÙ’بÙŒ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ صÙŽیÙ’دÙ، وÙŽ Ø£ÙŽغÙ’لÙŽقÙ’تÙŽ دÙونÙŽهÙ بÙŽاباÙ‹، فÙŽلÙŽا بَأْسÙŽ، وÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽائÙکÙŽه لÙŽا تÙŽدÙ’خÙلÙ بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ کÙŽلÙ’بÙŒ وÙŽ لÙŽا بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ تÙŽمÙŽاثÙیلÙ وÙŽ لÙŽا بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ بÙŽوÙ’لÙŒ مÙŽجÙ’مÙوعÙŒ فÙی آنÙیÙŽه.(۷۲)
امام صادق(ع) فرمود: نماز مگذار در خانه ای که در آن سگ است مگر اینکه سگ صید باشد، و دربی برویش بسته شود ، در این صورت اشکالی ندارد ...
۲- قÙŽالÙŽ رÙŽسÙولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ص): Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ جÙŽبÙ’رÙŽئÙیلÙŽ Ø£ÙŽتÙŽانÙی فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽا مÙŽعÙ’شÙŽرÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽائÙکÙŽه لÙŽا نÙŽدÙ’خÙلÙ بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ کÙŽلÙ’بÙŒ وÙŽ لÙŽا تÙمÙ’ثÙŽالÙ جÙŽسÙŽدÙ وÙŽ لÙŽا Ø¥ÙنÙŽاءٌ یÙبÙŽالÙ فÙیهâ€.(۷۳)
پیامبر اسلام(ص) فرمود: همانا جبرئیل بر من وارد شد و گفت: ما ملائکه بر خانه ای که در آن سگ و مجسمه و ظرفی که در آن ادرار می کنند، وجود دارد، داخل نمی شویم.
۳- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع): قÙŽالÙŽ یÙکÙ’رÙŽه٠أَنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ فÙی دÙŽارÙ الرÙ‘ÙŽجÙلÙ الÙ’مÙسÙ’لÙمÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ.(۷۴)
امام صادق(ع) فرمود: ناپسند است در خانه مرد مسلمان سگ باشد.
۴- عÙŽنÙ’ زÙرÙŽارÙŽه عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: مÙŽا مÙنÙ’ Ø£ÙŽحÙŽدÙ یÙŽتÙ‘ÙŽخÙذÙ کÙŽلÙ’باÙ‹ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا نÙŽقÙŽصÙŽ فÙی کÙلÙ‘Ù یÙŽوÙ’مÙ مÙنÙ’ عÙŽمÙŽلÙ صÙŽاحÙبÙهÙ قÙیرÙŽاطÙŒ.(۷۵)
زراره از امام صادق(ع) نقل می کند: کسی سگی را نگهداری نمی کند مگر اینکه هر روز از عمل او کاسته می شود.
۵- قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽمÙیرÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنÙینÙŽ(ع): لÙŽا خÙŽیÙ’رÙŽ فÙی الÙ’کÙŽلÙ’بÙ†إÙلÙ‘ÙŽا کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’د٠أَوÙ’ کÙŽلÙ’بÙŽ مÙŽاشÙیÙŽه.(۷۶)
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: خیری در نگهداری سگ نیست، به جز سگ شکاری و سگ گلÙ‘ه.
۶- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: لÙŽا تÙمÙ’سÙکÙ’ کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙ فÙی الدÙ‘ÙŽار٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽکÙŽ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽهÙ بÙŽابÙŒ.(۷۷)
امام صادق(ع) فرمود: سگ شکاری را در خانهات نگهداری مکن مگر اینکه بین تو و او دربی باشد.(محل زندگی او جدا باشد)
۷- عÙŽن Ø£ÙŽبÙی رÙŽافÙع قÙŽالÙŽ: جÙŽاءَ جÙبرÙŽئÙیل Ø¥ÙلÙŽÙ‰ النÙŽبÙی(ص) فÙŽاستÙŽØ£ذÙŽن عÙŽلÙŽیهÙ- فÙŽØ£ذن لÙŽهÙ، فØ£بطØ£، فØ£خذ رÙدÙŽاءَه فÙŽخرجÙŽ- فÙŽقÙŽالÙŽ: قÙŽد Ø£ذنا لÙŽکÙŽ- قÙŽالÙŽ: Ø£ÙŽجل وÙŽ لÙŽکنا لا ندخل بÙŽیتÙŽاÙ‹ فیه کÙŽلب و لا صوره- فÙŽنظروا فØ¥ذا فÙی بÙŽعضÙ بÙیÙوتÙهÙم جرو-.(۷۸)
از ابÙ‰ رافع نقل†کردهâ€اند که گفت: جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شد، و اجازه ورود خواست، رسول خدا(ص) به وÙ‰ اجازه داد، اما جبرئیل وارد نشد، ناگزیر رسول خدا(ص) رداÙ‰ خود را گرفت و بیرون شد و فرمود: ما به تو اجازه ورود دادیم؟ جبرئیل گفت: بله، و لیکن ما فرشتگان به خانهâ€اÙ‰ که در آن سگ و یا مجسمه باشد داخل نمÙ‰â€شویم. رسول خدا(ص)- که گویا تا آن لحظه از وجود سگ در خانه خبر نداشت- نظر کرد و دید که در بعضÙ‰ از مرافق خانه ایشان توله سگÙ‰ وارد شده.(۷۹)
از مجموع روایات استفاده می شود که نگهداری سگهای مفید مثل سگ نگهبان، با وجود اینکه کراهت ندارد،(۸۰) امÙ‘ا بهتر است محل زندگی او جدای از محل زندگی انسان باشد، بگونه ای که حداقل بینشان دربی فاصله شود. یعنی خانهای جداگانه برای سگ ساخته شود.
و اگر در برخی روایات از نگهداری سگهای مفید هم نهی شده، در صورتی است که محل زندگی او جدا نباشد. اما نگهداری سگهای دیگر Ù€ غیر از سگ شکاری و سگ نگهبان و هر سگی که برای کارهای عقلایی بکار گرفته می شود Ù€ کراهت داشته و ناپسند است.
البته با توجه به مساله نجاست سگ که قبلا ثابت شد، این حکم معقول به نظر می آید و دستورات دین نسبت به دوری از نجاسات مؤیÙ‘د آنست. هرچند اسلام برای رفاه انسان، نگهداری سگهای مفید را مکروه نمی داند.
لازم به ذکر است با اینکه علامه طباطبائی متن آخرین روایت را مضطرب و آن را از روایات مجعول می داند.(۸۱) اما به دلیل اینکه مجموع این روایات Ù€ که می گویند: «جبرئیل و ملائکه وارد خانه ای که سگ در آن است، نمی شوند» Ù€ ، روایات متضافرند،(۸۲) و متضافر بودن براÙ‰ حجیت کافÙ‰ است، اگرچه سند تک تک آن ها ضعیف باشد.(۸۳) بنابراین این روایات به وضوح دلالت بر کراهت شدید نگهداری سگ در منزل دارند.
زشتی و قبح سگ بازی
از آنچه گفته شد معلوم می شود که در اسلام نگهداری و انس گرفتن با سگ بدون اینکه مورد استفاده عقلایی قرار گیرد توصیه نشده بلکه مورد کراهت و مزمÙ‘ت است. در سیره و سخنان معصومین(ع) نیز سگ بازی زشت تلقÙ‘ی شده و سگ بازان سزاوار ملامت اند.
نقل شده است هنگامی که امام حسین(ع) کنار قبر شریف پیامبر اکرم(ص) نشسته بود قاصدی آمد و گفت: امیر می خواهد به نزد او بروید. امÙ‘ا امام(ع) که می داند معاویه مرده است و این دعوت برای گرفتن بیعت است، این دعوت را نمی پذیرد و در پاسخ کسی که از بیعت با یزید سوال می کند می فرماید: «من هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد، چون یزید مردی است فاسق که فسق خود را آشکار کرده، شراب می نوشد، سگ بازی و... می کند و ما خاندان رسول خداییم».(۸۴)
آری، امام(ع) سگ بازی را از مواردی می داند که سبب شده فسق یزید آشکار شود.
در جای دیگر امام حسین(ع) طی نامه ای معاویه را توبیخ کرده و چنین می نویسد: «آیا تو آن کس نیستی که... پسر بچه ای را که شراب می خورد و سگ بازی می کند به امارت می رسانی!»(۸۵)
نامه امام حسین(ع) یادآور نامه امیر المومنین(ع) به منذر بن جارود است که از سوی حضرت(ع) فرماندار بخشی از بلاد اسلامی بود و پس از اینکه تخلفات و خیانت های او برای امیر المومنین(ع) گزارش شد، توسط ایشان در طی نامه ای توبیخانه، احضار شد. امام(ع) در این نامه او را چنین توبیخ می کند:
«... تÙŽخÙ’رÙجÙ لاÙŽهÙیاÙ‹ مÙتÙŽنÙŽزÙ‘ÙهاÙ‹ ، تÙŽطÙ’لÙبÙ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙŽ ، وÙŽ تÙلاÙŽعÙبÙ الÙ’کÙلاÙŽبÙŽ ...: (خبر رسیده است، تو) پیوسته مشغول گردش و صید (تفریحی) و بازی با سگ ها می باشی ...».(۸۶)
با دقÙ‘ت در کلام امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع) درک زشتی و قبح سگ بازی و انس با او، دشوار نمی باشد.
حقوق سگ به عنوان یک حیوان
اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح می توان در دستورات اسلامی مشاهده کرد. هرچند در اسلام سگ حیوانی نجس است، امÙ‘ا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوان، نقض شود. رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی ، و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به او، حقوقش را رعایت کرده ای. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آنâ€ها در روایات اسلامی تØ£کید شده است.
پیشوایان و بزرگان مذهبی ما، با اینکه عقیده به نجاست سگ دارند، امÙ‘ا ظلم به این حیوان را روا ندانسته، حق و حقوقی برای آن قائل شده اند. با مطالعه در آثار دانشمندان اسلامی این مساله به روشنی قابل درک است.
در کتب فقهی آمده است: اگر شخصÙ‰، به مقدار وضو گرفتن آب داشته باشد، و بترسد که اگر با آن وضو بگیرد، دچار تشنگÙ‰ شود، بر او واجب است که تیمم کند و آب را برای نوشیدن نگهدارد. صاحب جواهر(قدÙ‘س سرÙ‘ه)، پس از نقل این فتوا مÙ‰ نویسد: «وکذا الحیوان اذا کان کذلک وان کان کلبا»(۸۷) (اگر از تشنگÙ‰ حیوانÙ‰ نیز بترسد، حکم همین است، گرچه آن حیوان، سگ باشد.)
شهید ثانÙ‰ در بحث اطعمه و اشربه کتاب مسالک، مÙ‰ نویسد: «و لو کان للانسان کلب غیر عقور جائع و شاه فعلیه اطعام الشاه»(۸۸) (اگر انسان، داراÙ‰ سگ Ù€ بیآزارÙ€ و گوسفندی گرسنه باشد، بر او واجب است تا گوسفند را آب و علف دهد.) یعنی نجات گوسفند بر سگ اولویت دارد.
صاحب جواهر، در این حکم به شهید ثانی ایراد گرفته و میگوید: «فیه منع، بل قد یقال باولویه الکلب لامکان ذبح الشاه بخلاف الکلب»(۸۹) (حفظ جان سگ اولویÙ‘ت دارد. زیرا مÙ‰ توان گوسفند را سر بریدØ› ولÙ‰ این کار، در مورد سگ ممکن نیست.)
کلام این دو فقیه، گویاÙ‰ واجب بودن حفظ جان حیوان حتÙ‰ سگ است، هرچند در این مورد اختلاف بر سر اینست که حفظ حیات کدامیک اولویت دارد.(۹۰)
اگر فقهای اسلام در نظرات فقهی خود اینگونه حقوق حیوانات حتی سگ را در نظر می گیرند، بخاطر این است که سخنشان برگرفته از روایات معصومین(ع) است.
در متون روایی ما، روایات فراوانی هستند که توجه به حقوق سگ را Ù€ به عنوان یک حیوان Ù€ تØ£یید می کنند. در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شده، در دسته ای دیگر به اطعام و سیرابکردن سگ توجه شده است. علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه میکند. از این روایات نیز شاید بتوان حق و حقوقی برای سگ در اسلام ثابت کرد. هرچند عدهای می گویند: روایات دیه سگ، حقی را برای این حیوان ثابت نکرده بلکه تنها خسارت مالی صاحبش را جبران میکند،(۹۱) امÙ‘ا با در نظر گرفتن همه روایات، خلاف این مطلب ثابت می شود چرا که دیه انسان را نیز به ولیÙ‘ او می پردازند امÙ‘ا این سبب نمی شود خود آن شخص ارزش و قدری نداشته باشد. پس وقتی در دین اسلام برای سگ دیه قرار داده می شود، می توان نتیجه گرفت که به این حیوان، ارزش و بهایی داده شده است و پرداخت دیه به صاحب آن جبرانگر همین بهاØ¡ و ارزش فوت شده است.
نتیجه بحث
خلاصه اینکه مسئله نجاست سگ، یکی از مسائل قطعی فقهی اسلام است. با اینکه در قرآن اشاره ای به این مسئله همانند بسیاری از مسائل دیگر نشده است اما این حکم در روایات معتبر صریحاÙ‹ بیان شده است. در عین حال نجاست سگ سبب نشده معامله آن حرام باشد، چرا که نجاست هیچ مدخلیÙ‘تی در حرمت معامله نداشته، و حرمت خرید و فروش، دایر مدار این است که مبیع دارای منفعت عقلایی باشد یا نباشد. پس تنها معامله سگهایی که فاقد منفعت عقلایی می باشند، جایز نیست. امÙ‘ا در مورد فلسفه نجاست سگ روایات معصومین(ع) مطلق بوده و فلسفه حقیقی این حکم بر ما پوشیده است و فلسفه نداشتن یک حکم، غیر از ندانستن فلسفه آن است.
______ ارجاعات ______
(۱) Ù€ قال رسول الله (ص): اهل البدع کلاب اهل النار: بدعت گذاران سگ هاÙ‰ دوزخند. (کنزالعمال، ج۱ ،ح ۱۰۹۴ و ۱۱۲۵).
(۲) Ù€ صفی پور، منتهی الارب فی لغه العرب،ص ۱۲۲۸: نجس ناپاک، پلید و خلاف طاهر. طریحی، مجمع البیان، ج۴، ص۱۱: نجس الشیØ¡، اذا کان قذراÙ‹ غیر نظیف. فیروز آبادی، القاموس المحیط، ج۲ص۲۵۳: النجس ضد الطاهر و زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس ج۴ص۲۵۵: النجس ضد الطاهر.
(۳) Ù€ التوبه/۲۸.
(۴)Ù€ راغب اصفهانی، مفردات، حرف نون، لفظ نجس.
(۵) Ù€ طوسی، تفسیر التبیان، ج۵، ص۲۳۴.
(۶) Ù€ طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۲۰.
(۷) Ù€ سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۳۵۹ به نقل از فقه القرآن.
(۸) Ù€ مستمسک عروه الوثقی، ج۱، ص۳۶۸.
(۹) Ù€ کنز الدقائق، ج۴، ص۱۶۲.
(۱۰) Ù€ تفسیر کبیر، ج۱۶، ص۲۴.
(۱۱) Ù€ طهارت اهل کتاب و مشرکان، محمد حسن زمانی،ص۱۸۴.
(۱۲) Ù€ شیخ انصاری، الطهاره، ص۳۲۵.
(۱۳) Ù€ سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۳۵۹ به نقل از فقه القرآن.
(۱۴) Ù€ طهارت اهل کتاب و مشرکان، محمد حسن زمانی،ص۱۸۸.
(۱۵) Ù€ نقش یک سگ نیز بر دیوار غار است، و بالاÙ‰ غار، صومعهâ€اÙ‰ قدیمÙ‰ است و مسلمانان نیز مسجدÙ‰ ساختهâ€اند. (تفسیر نور ج ۰۷ ص۱۴۳)
(۱۶) Ù€ کهف/۱۸.
(۱۷) Ù€ «وÙŽصÙیÙ’د» چنان که «راغب» در کتاب «مفردات» مÙ‰â€گوید: در اصل به معنÙ‰ اطاق و انبارÙ‰ است که در کوهستان براÙ‰ ذخیره اموال ایجاد مÙ‰â€کنند، و در اینجا به معنÙ‰ دهانه غار است . (تفسیر نمونه، جâ€۱۲، ص۴۰۶).
(۱۸)Ù€ اعراف/ ۱۷۶.
(۱۹) Ù€ تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۵.
(۲۰) Ù€ مائده/۴.
(۲۱) Ù€ عدد رکعات نماز Ù€ دو رکعت صبح، چهار رکعت ظهر، چهار رکعت عصر، سه رکعت مغرب و چهار رکعت عشاØ¡ Ù€ در قرآن ذکر نشده است، با اینکه از مسلمات بوده و اختلافی در آن نیست.
(۲۲) Ù€ انعام /۱۴۵.
(۲۳) Ù€ آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، محمد تقی مصباح یزدیâ€، ص۵۳.
(۲۴) Ù€ نحل/۴۴.
(۲۵) Ù€ حشر/۷.
(۲۶) Ù€ وسائل الشیعه ج ۲۷ ص۳۳.
(۲۷) Ù€ آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، مصباح یزدیâ€، محمد تقی ص۵۳.
(۲۸) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج ۱ ص ۲۲۶.
(۲۹) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۱ ص۲۲۷.
(۳۰) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص۴۱۳.
(۳۱) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص۴۱۵.
(۳۲) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص۴۱۶.
(۳۳) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص۴۱۶.
(۳۴) Ù€ وسائل†الشیعه ج۱ ص۲۲۵.
(۳۵) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۱ ص۲۲۶.
(۳۶) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۱ ص۲۲۶.
(۳۷) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص۴۱۴.
(۳۸) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج ۳ ص ۴۱۶.
(۳۹) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص ۴۱۶.
(۴۰) Ù€ منسوب به محلÙ‘ی.
(۴۱) Ù€ وسائلâ€الشیعه ج۳ ص ۴۱۷.
(۴۲) Ù€ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج ۵، ص ۳۶۶ – ۳۶۸، چاپ هفتم، بیروت، داراحیاØ¡ التراث العربÙ‰.
(۴۳) Ù€ الفÙقه علÙ‰ المذاهÙب الخمسÙŽه، تØ£لیف محمÙ‘د جÙŽواد مغنÙیÙ‘ه، ص۵۵.
(۴۴) Ù€ همان.
(۴۵) Ù€ وسائلâ€الشیعه، ج۳، ص۴۱۶.
(۴۶) Ù€ وسائلâ€الشیعه، ج۳ ص۴۱۷.
(۴۷) Ù€ با استفاده از مستمسک العروه الوثقی ,ج ۱ ص ۳۶۳.
(۴۸) Ù€ توضیح المسائل مراجع , ج ۱ ص ۸۳ .
(۶۲)Ù€ تØ£مین مال به کمک وسیلهâ€اÙ‰ باطل، سحت شمرده شده است. «وفی الکافی، بØ¥سناده عن السکونی عن Ø£بی عبد الله قال: السحت ثمن المیته و ثمن الکلب و ثمن الخمر- و مهر البغی و الرشوه فی الحکم و Ø£جر الکاهن. Ø£قول: ما ذکره فی الروایه Ø¥نما هو تعداد من غیر حصر، و Ø£قسام السحت کثیره کما فی الروایات، و فی هذا المعنÙ‰ و ما یقرب منه روایات کثیره من طرق Ø£ئمه Ø£هل البیت علیهم السلام» (المیزان فی تفسیر القرآن، جâ€۵، ص۳۶۱.)
(۶۳) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷، ص۱۱۹.
(۶۴) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷،ص ۱۱۹.
(۶۵) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷،ص۱۱۹.
(۶۶) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷،ص۱۱۹.
(۶۷) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷،ص۱۲۰.
(۶۸) - وسائلâ€الشیعه ج۱۷،ص۱۲۰.
(۶۹) - امروزه سگهای «پلیس» و «امداد» نیز همین حکم را دارند.
(۷۰) Ù€ معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، واژه سگ.
(۷۱) - مرحوم علامه حلÙ‘ی در کتاب منتهی می فرماید: نماز خواندن در خانه ای که در آن سگ باشد، کراهت دارد. (بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۵۳. Ù€ توضیح المسائل مراجع، ج۱، مسئله ۱۰۵.)
(۷۲) Ù€ من لا یحضره الفقیه، جâ€۱ ، ۲۴۶ ، باب المواضع التی تجوز الصلاه فیها و المواضع التی لا تجوز فیها ..... ص۲۴۰.
(۷۳) Ù€ الکافی، جâ€۳ ، ۳۹۳، باب الصلاه فی الکعبه و فوقها و فی البیع و الکنائس و المواضع التی تکره الصلاه فیها ..... ص ۳۸۷.†الکافی، جâ€۳ ، ۳۹۵، باب الصلاه فی ثوب واحد و المرØ£ه فی کم تصلی و صلاه العراه و التوشح ..... ص۳۹۳Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار ،جâ€۵۶، ۱۷۷، باب ۲۳ حقیقه الملائکه و صفاتهم و شؤونهم و Ø£طوارهم ..... ص۱۴۴.
(۷۴) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار، جâ€۶۲، ص۵۰ Ù€ وسائلâ€الشیعه، ج ۱۱ ،ص۵۳۰.
(۷۵) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار، جâ€۶۲، ص۵۰.
(۷۶) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار، جâ€۶۲، ص ۵۳ Ù€ وسائلâ€الشیعه، ج ۱۱ ،ص۵۳۰.
(۷۷) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار، جâ€۶۲، ص ۵۳.
(۷۸) Ù€ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، جâ€۵، ص ۲۰۹.
(۷۹) Ù€ ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، جâ€۵، ص۳۳۶و۳۳۷.
(۸۰) Ù€ مفتاح الکرامه ۸/۸۵ Ù€ کتاب المکاسب ۱/ ۱۹۷ Ù€ جواهر الکلام ۲۲/۱۳۸.
(۸۱) Ù€ ترجمه المیزان، جâ€۵، ص ۳۳۷Ù€ المیزان فی تفسیر القرآن، جâ€۵، ص۲۱۰.
(۸۲)Ù€ فصلنامه فقه اهل بیت فارسی، شماره ۱۷ و ۱۸، خرازی، سید محسن، حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه شریعت.
(۸۳) Ù€ شرح این مطلب در کتاب «انوار الاصول» آمده است. رجوع کنید به : انوار الاصول، ج ۲، ص ۴۸۶ .
(۸۴) - الاخبار الطوال، ص ۲۲۷.
(۸۵)- الامامه والسیاسه، ج۱، ۲۰۳ و ۲۰۴ و سیره معصومان، سید محسن امین، ترجمه: علÙ‰ حجÙ‘تÙ‰ کرمانÙ‰، ج ۴، ص ۸۷.
(۸۶)- تمام نهج البلاغه، ص ۸۱۵ به نقل از تاریخ الیعقوبی ج ۲ ص ۲۰۳. و Ø£نساب الØ£شراف، بلاذری ج ۲ ص ۱۶۳.
(۸۷)Ù€ جواهرالکلام ، ج۵/ ص۱۱۴.
(۸۸)Ù€ مسالک الافهام، ج۲/ ص۲۵۰.
(۸۹)Ù€ جواهرالکلام، ج۳۶/ ص۴۳۷.
(۹۰)Ù€ این مسئله در رسائل فقهی علامه جعفری نیز مطرح شده است. (جعفری، محمد تقی، رسائل فقهی، مؤسسه نشر کرامت۱۳۷۷، ج۱، ص ۱۱۹-۱۱۸.)
(۹۱)Ù€ انصاری، شیخ مرتضی، کتاب المکاسب، انتشارات علامه، ص ۷، دو سطر به آخر.
مشرق
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.