ویژه نامه شب های قدر

این ویژه نامه شما مطالب خواندنی درباره شب قدر خواهید خواند :
فضیلت , اعمال , شب قدر ائمه , تفسیر سوره قدر ...
مشروح در ادامه
منبع : Hodat.ir
فضیلت شب قدر :
یحیÙ‰ بن علاØ¡ گوید: ((حضرت صادق (علیه السلام ) سخت بیمار بود، دستور داد او را به مسجد رسول خدا (صلÙ‰ الله علیه و آله و سلم ) بردند. آنجا تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان بیتوته کرد.))(82)
براÙ‰ انسان مومن ، سزاوار نیست تا در شبÙ‰ که آسمانیان میهمان او شده اند، حجاب غفلت به روÙ‰ خویش اندازد و خود را از همنشینÙ‰ با آنها محروم سازدØ› لذا مستحب است ، آن شب را تا صبحگاهان شب زنده دارÙ‰ نماید و این خود نوعÙ‰ مبارزه با خمودگÙ‰ و سستÙ‰ و خواب سنگینÙ‰ است که انسان را از هدف هاÙ‰ عالÙ‰ اش باز مÙ‰ دارد و از همه مهم تر این که طریق شکستن شب و خاتمه دادن به حاکمیت ظلمت را به ما مÙ‰ آموزد و آدمÙ‰ را به مقام ((محمود)) مÙ‰ رساند.
مگو شبÙ‰ به عبادت چگونه روز کنم که دوست را ننماید، شب وصال ، دراز
بر آر دست تضرع ، ببار اشک ندم ز بÙ‰ نیاز بخواه ، آنچه بایدت بÙ‰ ناز
3. شناخت شاØ¡ن قرآن
4. تلاوت قرآن
چه لذت بخش است که در شب نزول قرآن ، کنار چشمه سار کلام وحÙ‰ خاضعانه بنشینیم و دل و قلب تشنه را از آن سیراب نماییم . و چه شیرین و شور آفرین است لحظه فرا رسیدن وقت دیدار و عروج که مریضان و دردمندان در ساحت قرآن دست نیاز بلند مÙ‰ کنند و زمزمه ((القرآن شفاØ¡)) را سر مÙ‰ دهند.
شبÙ‰ که تلاوت قرآن (هر قدر میسور باشد) در آن شب ، بهترین ذکر است ، به خصوص تلاوت سوره هاÙ‰ ((یس ))، ((عنکبوت ))، ((روم ))، ((دخان )).
در تلاوت قرآن ، اولین نکته اÙ‰ که لازم است مورد توجه قرار گیرد، الهام گرفتن از آن براÙ‰ تقویت فکر و اندیشه و ایمان و شناخت مبداØ¡ و معاد و یافتن راه سعادت و فلاح و قرب الÙ‰ الله است و دومین نکته ، اهداÙ‰ ثواب آن به اروح طیبه انبیا و ائمه هدÙ‰ (علیهم السلام ) و شهدا و صلحا و علما و گذشتگان به خصوص بنیان گذاران مراکز مذهبÙ‰ که خود سبب مضاعف شدن ثواب مÙ‰ گردد و سومین نکته ، رعایت آداب قرائت است .
5. توبه و استغفار
چه فرصتÙ‰ بهتر از شب قدر براÙ‰ آشتÙ‰ کردن با خدا و بازگشت به سوÙ‰ او، شبÙ‰ که مÙ‰ توان آبرومندان درگاه حق و ملائکه و روح و قرآن را واسطه قرار داد و آن گاه با دلÙ‰ سرشار از امید به رحمت و مغفرت ، متوجه رب العالمین شدØ› به حق ، شب قدر، شب توبه و بازگشت به سوÙ‰ خداست که :
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .(83)
به راستÙ‰ خدا افرادÙ‰ را که پÙ‰ در پÙ‰ توبه و استغفار مÙ‰ کنند و نیز طهارت جویان و پاکÙ‰ طلبان را دوست دارد.
فرارÙ‰ ها ز عصیان باز گردید به الطاف خدا دمساز گردید
بیندیشید، یزدانÙ‰ رحیم است به راه آیید رحمان و کریم است
گناه بنده عاصÙ‰ ببخشد به هر ادعوک صد لبیک گوید
در بعضÙ‰ از اخبار آمده است ، زمانÙ‰ که فرد گنهکار از کرده خود پشیمان شد و به سوÙ‰ خدا بازگشت و گفت :
الهÙ‰ انا اØ¡ساØ¡ت . یقول الله تعالÙ‰ : و انا سترت Ø›
خدایا من بد کردم . خداوند متعال مÙ‰ فرماید: من آن را پوشاندم .
فیقول : ((الهÙ‰ انا ندمت Ø› من پشیمان شدم .))
خداوند مÙ‰ فرماید:
((و انا قبلت Ø› من هم قبول کردم .))
و مÙ‰ فرماید:
ایها الشاب ، اذا تبت ثم نقضت ، فلا تستحÙ‰ ان ترجع الیناØ›
اÙ‰ جوان ! چنان چه توبه کردÙ‰ و شکستÙ‰ ، از این که دوباره به سوÙ‰ ما باز گردÙ‰ شرمگین مباش .
و اذا انقضت ثانیا، فلا تستحÙ‰ او یمنعک الحیاØ¡ ان تاØ¡تینا ثالثا، و اذا انقضت ثالثا، فارجع لینا رابعا...
((هر گاه براÙ‰ دومین بار توبه خود را شکستÙ‰ ، شرمگین مباش و مبادا حیا تو را از بازگشت به سوÙ‰ ما براÙ‰ سومین بار باز دارد و اگر بار سوم هم توبه خود را شکستÙ‰ ، باز هم براÙ‰ چهارمین بار به سوÙ‰ ما باز گرد.))
فاØ¡نا الجواد الذÙ‰ لا ابخل Ø›
((منم بخشنده اÙ‰ که بخل نمÙ‰ ورزم .))
و انا الحلیم الذÙ‰ لا اعجل Ø›
((منم حلیم و بردبارÙ‰ که عجله نمÙ‰ کنم .))
و انا الذÙ‰ استر علÙ‰ المعاصÙ‰ و اقبل التائبین و اعفو عن الخاطئین و ارحم النادمین و انا ارحم الراحمین Ø›
((منم آن که بر گناهان پرده مÙ‰ افکنم و توبه کنندگان را مÙ‰ پذیرم و از خطاکاران در مÙ‰ گذرم و به پشیمانان رحم مÙ‰ نمایم و منم ارحم الراحمین .))
من ذا الذÙ‰ اØ¡تÙ‰ الÙ‰ بابنا فرددناه Ø›
((چه کسÙ‰ به درگاه ما آمد و او را رد کردیم ؟))
من ذا الذÙ‰ ، لجاØ¡ الÙ‰ جانبنا، فطردناه Ø›
((چه کسÙ‰ به ما پناه آورد و ما او را رد کردیم ؟))
من ذا الذÙ‰ ، تاب الینا و ما قبلناه .
((چه کسÙ‰ به نزد ما بازگشت که او را نپذیرفتیم ؟))
من ذا الذÙ‰ ، طلب منا و ما اعطیناه .
((چه کسÙ‰ از ما خواهشÙ‰ کرد که به او عطا نکرده باشیم ؟))
من ذا الذÙ‰ استقال (استغفر) من ذنبه فما غفرناه Ø›
((چه کسÙ‰ از ما طلب آمرزش کرد که ما او را نیامرزیده باشیم ؟))
انا الذÙ‰ اغفر الذنوب ، و استر العیوب ، و اغیث المکروب ، و ارحم الباکÙ‰ الندوب و انا علام الغیوب Ø›(84)
((منم خدایÙ‰ که گناهان را مÙ‰ آمرزم و عیب ها را مÙ‰ پوشانم و اندوهناکان را یارÙ‰ مÙ‰ رسانم و بر گریه کننده و زارÙ‰ کننده رحم مÙ‰ کنم و منم داناÙ‰ امور آشکار و نهان .))
چرا باید استغفار کرد؟
هر عملÙ‰ داراÙ‰ آداب و رسوم و شرایط و موانعÙ‰ است که با رعایت آنها استغفار واقعÙ‰ تحقق مÙ‰ یابد.
شرایط توبه و استغفار
اول : پشیمانÙ‰ از گناه (الندم علÙ‰ ما مضÙ‰ ).
دوم : تصمیم همیشگÙ‰ بر ترک گناه و کج روÙ‰ ها و کج اندیشÙ‰ ها (العزم علÙ‰ ترک العود الیه ابدا.)
سوم : اداÙ‰ حقوق مردم (ان تؤ دÙ‰ الÙ‰ المخلوقین حقوقهم .)
چهارم : تدارک واجبات (ان تعمد الÙ‰ کل فریضه علیک ضیعتها فتؤ دÙ‰ حقها.)
پنجم : از بین بردن گوشت هاÙ‰ حرام ان تعمد الÙ‰ اللحم الذÙ‰ ، نبت علÙ‰ السحت ، فتذیبه بالاحزان ...
ششم : چشیدن رنج عبادت (85) ان تذیق الجسم اØ¡لم الطاعØ© کما اذقته حلاوه المعصیه .
اعمال شب قدر
شب نوزدهم:
اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام میشود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.
اعمالی که در هر سه شب مشترک است:
1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاØ¡ را با غسل خواند.)
2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اÙŽستÙŽغفÙرÙاللهÙŽ وÙŽ اÙŽتوبÙ اÙلÙŽیهÙ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.
3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنÙ‘ی اÙŽسئÙŽلÙÙکÙŽ بÙکÙتابÙکÙŽ المÙنزÙŽلÙ وÙŽ ما فیهÙ اسمÙکÙŽ الاÙŽکبÙŽرÙ و اÙŽسماؤÙکÙŽ الحÙسنی وÙŽ ما یÙخافÙ وÙŽ یÙرجی اÙŽن تÙŽجعÙŽلÙŽنی مÙن عÙتÙŽقائÙکÙŽ مÙنÙŽ النÙ‘ار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.
4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:
اÙŽللÙ‘همÙ‘ÙŽ بÙحÙŽقÙ‘Ù هذاالقÙرآنÙ وÙŽ بÙحÙŽقÙ‘Ù مÙŽن اÙŽرسÙŽلتÙŽه بÙه وÙŽ بÙحÙŽقÙ کÙلÙ‘Ù مومنÙ مÙŽدÙŽحتÙŽه Ù فیهÙ وÙŽ بÙحÙŽقÙ‘ÙکÙŽ عÙŽلÙŽیهÙم فلا اÙŽحÙŽدÙŽ اÙŽعرÙŽفÙبÙ بÙحÙŽقÙ‘ÙکÙŽ مÙنکÙŽ.
ده مرتبه بگوید: بÙکÙŽ یا الله
ده مرتبه: بÙمÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ
ده مرتبه: بÙعلیÙ‘Ù
ده مرتبه: بÙفاطÙمَةَ
ده مرتبه: بÙالحÙŽسÙŽنÙ
ده مرتبه: بÙالحÙسÙŽین Ù
ده مرتبه: بÙعلیÙ‘ بنÙ الحÙسین
ده مرتبه: بÙمÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بنÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù
ده مرتبه: بÙجÙŽعفÙŽر بنÙ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ
ده مرتبه: بÙموÙسی بنÙ جÙŽعفÙŽر Ù
ده مرتبه: بÙعلیÙ‘Ù بنÙ مÙوسی
ده مرتبه: بÙمÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بنÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù
ده مرتبه: بÙعÙŽلÙیÙ‘Ù بنÙ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ
ده مرتبه: بÙالحÙŽسÙŽنÙ بنÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù
ده مرتبه: بÙالحÙجÙ‘ÙŽØ©Ù.
پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.
5- زیارت امام حسین علیه السلام استØ› که در روایت آمده است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.
6- احیا داشتن این شبها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوهها و وزن دریاها باشد.
7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.
8- این دعا خوانده شود: اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ اÙنÙ‘ی اÙŽمسÙŽیتÙ لÙŽکÙŽ عÙŽبدÙ‹ا داخÙرÙ‹ا لا اÙŽملÙکÙ لÙنÙŽفسی وÙŽ اÙŽعتÙŽرÙفÙ...
اعمال مخصوص هر شب قدر
شب نوزدهم:
1- صد مرتبه "اÙŽستÙŽغفÙرÙاللهÙŽ رÙŽبی وÙŽ اÙŽتوبÙ اÙلÙŽیه".
2- صد مرتبه " اÙŽللÙ‘هÙمÙ‘ÙŽ العÙŽن قÙŽتÙŽلَةَ اÙŽمیرÙŽالمومنینÙŽ".
3- دعای "یا ذÙŽالÙ‘ÙŽذی کانÙŽ..." خوانده شود .
4- دعای " اÙŽللÙ‘هÙŽمÙ‘ÙŽ اجعÙŽل فیما تÙŽقضی وÙŽ..." خوانده شود.
شب بیست و یکم:
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاØ¡ و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاØ¡ و جدÙ‘ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.
شب قدر ائمه
لیله القدر الفرقانی
علامه حسن زاده آملی در «هزارویک نکته »خود ،به نقل از «فتوحات مکÙ‘یه »در باب اینکه لیلØ© القدر ،نیمه شعبان است یا در ماه رمضان واقع شده است ،این گونه نوشته است :«در باب 35فتوحات مکیÙ‘ه روایاتی را که در اختلاف لیلØ© القدر مروی است Ù€ که در نیمه شعبان است ،یا در شهر رمضان Ù€ بدین وجه جمع کرده است که :«نیمه شعبان ،لیلØ© القدر فرقانی است و لیلØ© القدر رمضان ،لیلØ© القدر قرآنی است »و این کلامی سخت،استوار است ».(1)حضرت آیت الله ناصری دولت آبادی بر این باورند که:« شب نیمه شعبان ،بدون تردید شب قدراست یا دست کم ،در فضیلت هم چند شب های قدر معروف است . روایات متعدÙ‘دی از حضرت صادق (ع)و حضرت باقر(ع)نیز بر این مطلب گواهی می دهد. از این روست که فضایل ونیز اعمال ویژه این شب ،بیشتر از فضایل واعمال دیگر شب های مبارک سال ،همچون شب ولادت پیامبر اکرم (ص)،شب ولادت امیر مؤمنان (ع)و نیز شب ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)می باشد».(2)
آیت الله جوادی آملی نیز نیمه شعبان را، لیلØ© القدر اهل بیت (ع)دانسته ،درکتاب «امام مهدی (ع)Ø›موجود موعود »آوده اند :«باتولد ولیÙ‘ خدا ،بهترین برکات ،بهره مردم می گردد، زیرا او «خیر Ø£هل الØ£رض Ø›بهترین موجود روی زمین »است و روشن است که اثر وجودی بهترین انسان زمین ،تمام زمین و ساکنانش را بهره مند می سازد. ولیÙ‘ عصر (ع)و آخرین حجÙ‘ت الهی که «خیر Ø£هل الØ£رض »زمان ماست ،در سحرگاه نیمه شعبان (سال255ق.)چشم به جهان گشودند و این شب مبارک که میلاد موفور السÙ‘رور آن حضرت است ،احتمال دارد شب قدر نیز باشد ،همان گونه که به برخی از اعمال لیالی قدر در این شب نیز سفارش گردیده است». ایشان در ادامه می نویسد:«نیمه شعبان ،شب مبارکی است که در فضایل ،شباهت های بسیاری به لیالی قدر دارد . همانگونه که در برتری شب های قدر فرموده اند :«آن ،شبی است که خداوند بر خود سوگند خورده که سائلی را ردÙ‘ نکند مگر آنکه در خواهش او معصیتی باشد »در فضیلت شب نیمه شعبان نیز نبیÙ‘ مکرم اسلام (ص)فرمود :که «خداوند در شب نیمه شعبان ،به اندازه موی گوسفندان قبیله بنی کلب بندگانش را می آمرزد»واین سخن ،کنایه از فراوانی آمرزیده شدگان در آن شب مبارک است.
کلام نورانی دیگری از امام صادق (ع)نشان می دهد که ،نیمه شعبان نیز در حدÙ‘ خویش ،واجد یکی از درجات تقدیر امور است . ایشان در برابری این سنÙ‘ت با لیالی مبارکه قدر فرمودند :«انÙ‘ها اللیلØ© الÙ‘تی جعلها الله لنا Ø£هل البیت(ع)بØ¥زاØ¡ ما جعل اللÙ‘یلØ© القدر لنبیÙ‘نا »یعنی همان طور که خداوند به پیامبر اکرم (ص)شب قدر مرحمت فرمود ،به ما اهل بیت (ع)نیز نیمه شعبان را عطا کرد . همچنین امام باقر (ع)در پاسخ پرسشی درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود که :«بافضیلت ترین شب ،پس از لیلØ© القدر ،شب نیمه شعبان است که خداوند در این شب ،فضلش را بر بندگان خویش ارزانی می دارد و با منÙ‘ و کرم خود ،آنان را می آمرزد. پس برای نزدیکی به خدا در این شب بکوشید».پیامبر گرامی اسلام (ص)نیز در شب نیمه شعبان به عایشه فرمودند که :«در این شب ،اجل ها نوشته و روزی ها تقسیم می گردد و خدای عزÙ‘ و جلÙ‘ ، بیش از موهای گوسفندان قبیله بنی کلب ،بندگانش را می آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنیا و از آن جا به زمین نازل می کندو در این نزول ،ابتدا در مکÙ‘ه فرود می آیند».
راز همتایی شب میلاد امام زمان (ع)با شب قدر
آیت الله جوادی آملی درباره حکمت شب قدر بودن شب میلاد امام زمان (ع)می نویسد:«انسان کامل معصوم ،که مصادیق آن ،منحصر در عترت طاهره اند ،عدل (=معادل )و همتای قرآن حکیم است و بر اساس حدیث متواتر ثقلین،به هیچ وجه از یکدیگر جدایی نمی پذیرند . قرآن تجلÙ‘ی کتاب تدوین خدا وانسان کامل معصوم ،تجلÙ‘ی کتاب تکوینی اوست . همان طور که با نزول قرآن در ظرف زمانی معیÙ‘ن ، آن ظرف معهود،قدر یافته و شب قدر می شود ،با تجلÙ‘ی امام معصوم و تنزÙ‘لش از مخزن غیب الهی در ظرف زمان معیÙ‘ن ،آن ظرف شخصی نیز قدر پیدا می کند و شب قدر می شود.
زیرا هر چند ممکن است زمان و زمین به واسطه صدورشان از منبع غیب الهی ،خطÙ‘ی از قداست داشته باشند،امÙ‘ا آنچه مایه شرافت زمان است همانا متزÙ‘من (در زمان گنجیده )است. بر طبق این بیان جامع ،میلاد ولیÙ‘ معصومی که کون جامع و معادل قرآن مجید است . حقیقت او و نبوÙ‘ت و امامت او مستلزم شب قدر شدن خواهد بود و بر همین اساس آنچه درباره صدÙ‘یقه کبرا ،فاطمه زهرا (س)و نیز درباره میلاد حضرت خاتم الاولیاØ¡ مبنی بر تطابق حقیقت آن ذات مبارک با لیلØ© القدر یا معرفی میلاد آنان به عنوان شب قدر مطرح می گردد،از سنخ تمثیل است نه تعیین.
از آنجایی که حضرت خاتم الاوصیاØ¡ حجÙ‘ت بن الحسن المهدی (ع)،عصاره فضایل اهل بیت وحی (ع)بلکه تمام انسان های کامل است ،ظرف زمانی تجلÙ‘ی او از مخزن غیب الهی در عالم ملک ،در میان سایر ایÙ‘ام مبارک و موالید حجج الهی (ع)برجستگی خاص و ویژه ای یافته است که در پرتو آن ،هم طراز لیالی قدر ،بلکه شبی از شب ها محتمل قدر به شمار می رود . گویا در عصر ما ،که زمان ولایت آن آخرین ولیÙ‘ معصوم است ،مقدÙ‘رات عالم در مراتبی رقم می خورد که از شب میلاد آن حضرت در نیمه شعبان آغاز گردیده و در شب های ماه مبارک رمضان یکی پس از دیگری تثبیت می شود».(3)
پی نوشت ها :
1Ù€ حسن زاده آملی ،هزار و یک نکته، صص429Ù€430.
2Ù€ ناصری محمÙ‘د ،آب حیات ،ص39.
3Ù€ جوادی آملی امام مهدی (ع)موجود موعود ،صص60Ù€63.
تفسیر سوره قدر از تفسیر المیزان علامه طبابایی
سوره قدر
بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© القدر (1) و ما ادراک ما لیلØ© القدر (2) لیلØ© القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملئکØ© و الروح فیها باذن ربهم من کل امر (4) سلام هÙ‰ حتÙ‰ مطلع الفجر (5).
ترجمه آیات
به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم(1).
و تو چه مÙ‰دانÙ‰ شب قدر چیست؟(2).
شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
در این شب فرشتگان و روح(یعنÙ‰ جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهÙ‰ و سرنوشتخلق) نازل مÙ‰شوند(4).
این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(5).
بیان آیات
این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان مÙ‰کند، و آن شب را تعظیم نموده از هزار ماه بالاتر مÙ‰داند، چون در آن شب ملائکه و روح نازل مÙ‰شوند، و این سوره، هم احتمال مکÙ‰ بودن را دارد، و هم مÙ‰تواند مدنÙ‰ باشد، و روایاتÙ‰ که درباره سبب نزول آن از امامان اهل بیت (علیهم السلام) و از دیگران رسیده خالÙ‰ از تایید مدنÙ‰ بودن آن نیست، و آن روایاتÙ‰ است که دلالت دارد بر اینکه این سوره بعد از خوابÙ‰ بود که رسول خدا(ص)دید، و آن خواب این بود که دید بنÙ‰ امیه بر منبر او بالا مÙ‰روند، و سخت اندوهناک شد، و خداÙ‰ تعالÙ‰ براÙ‰ تسلیتش این سوره را نازل کرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حکومتبنÙ‰ امیه است).
"انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© القدر"
ضمیر در"انزلناه"به قرآن برمÙ‰گردد، و ظاهرش این است که: مÙ‰خواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضÙ‰ از آیات آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به انزال کرده، که ظاهر در اعتبار یکپارچگÙ‰ است، نه تنزیل که ظاهر در نازل کردن تدریجÙ‰ است.
و در معناÙ‰ آیه مورد بحث آیه زیر است که مÙ‰فرماید: "و الکتاب المبین انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© مبارکØ©" (1) ، که صریحا فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخستسوگند به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم.
پس مدلول آیات این مÙ‰شود که قرآن کریم دو جور نازل شده، یکÙ‰ یکپارچه در یک شب معین، و یکÙ‰ هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت که آیه شریفه"و قرآنا فرقناه لتقراه علÙ‰ الناس علÙ‰ مکث و نزلناه تنزیلا" (2) ، نزول تدریجÙ‰ آن را بیان مÙ‰کند، و همچنین آیه زیر که مÙ‰فرماید: "و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملØ© واحدØ© کذلک لنثبتبه فؤادک و رتلناه ترتیلا" (3) .
و بنا بر این، دیگر نباید به گفته بعضÙ‰ (4) اعتنا کرد که گفتهاند: معناÙ‰ آیه"انزلناه" این است که شروع به انزال آن کردیم، و منظور از انزال هم انزال چند آیه از قرآن است، که در آن شب یکباره نازل شد نه همه آن.
و در کلام خداÙ‰ تعالÙ‰ آیهاÙ‰ که بیان کند لیله مذکور چه شبÙ‰ بوده دیده نمÙ‰شود بجز آیه"شهر رمضان الذÙ‰ انزل فیه القرآن" (5) که مÙ‰فرماید: قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آیه مورد بحث معلوم مÙ‰شود شب قدر یکÙ‰ از شبهاÙ‰ ماه رمضان است، و اما اینکه کدامیک از شبهاÙ‰ آن است در قرآن چیزÙ‰ که بر آن دلالت کند نیامده، تنها از اخبار استفاده مÙ‰شود، که ان شاØ¡ الله در بحث روایتÙ‰ آینده بعضÙ‰ از آنها از نظر خواننده مÙ‰گذرد.
در این سوره آن شبÙ‰ که قرآن نازل شده را شب قدر نامیده، و ظاهرا مراد از قدر تقدیر و اندازهگیرÙ‰ است، پس شب قدر شب اندازهگیرÙ‰ است، خداÙ‰ تعالÙ‰ در آن شب حوادث یک سال را یعنÙ‰ از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مÙ‰کند، زندگÙ‰، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایÙ‰ دیگر از این قبیل را مقدر مÙ‰سازد، آیه سوره دخان هم که در وصف شب قدر استبر این معنا دلالت دارد: "فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمØ© من ربک" (6) ، چون"فرق"، به معناÙ‰ جدا سازÙ‰ و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعهاÙ‰ که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازهگیرÙ‰ مشخص سازند.
و از این استفاده مÙ‰شود که شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالÙ‰ که قرآن در آن شبش نازل شد نیست، بلکه با تکرر سنوات، آن شب هم مکرر مÙ‰شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرÙ‰ شب قدرÙ‰ هست، که در آن شب امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیرÙ‰ و مقدر مÙ‰شود.
براÙ‰ اینکه این فرض امکان دارد که در یکÙ‰ از شبهاÙ‰ قدر چهارده قرن گذشته قرآن یکپارچه نازل شده باشد، ولÙ‰ این فرض معنا ندارد که در آن شب حوادث تمامÙ‰ قرون گذشته و آینده تعیین گردد. علاوه بر این، کلمه"یفرق"به خاطر اینکه فعل مضارع است استمرار را مÙ‰رساند، در سوره مورد بحث هم که فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نیز فرموده: "ملائکه در آن شب نازل مÙ‰شوند"مؤید این معنا است.
پس وجهÙ‰ براÙ‰ تفسیر زیر نیست که بعضÙ‰ (7) کرده و گفتهاند: شب قدر در تمام دهر فقط یک شب بود، و آن شبÙ‰ بود که قرآن در آن نازل گردید، و دیگر تکرار نمÙ‰شود.و همچنین تفسیر دیگرÙ‰ که بعضÙ‰ (8) کرده و گفتهاند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تکرار مÙ‰شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بین برد.و نیز سخن آن مفسر (9) دیگر که گفته: شب قدر تنها یک شب معین در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نیز سخن آن مفسر (10) دیگر که گفته: شب قدر شبÙ‰ است در تمام سال، ولÙ‰ در هر سال یک شب نامعلومÙ‰ است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سالهاÙ‰ دیگر در ماههاÙ‰ دیگر، مثلا شعبان یا ذÙ‰ القعده واقع مÙ‰شود، هیچ یک از این اقوال درست نیست.
بعضÙ‰ (11) دیگر گفتهاند: کلمه"قدر"به معناÙ‰ منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامÙ‰ بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته، و یا عنایتÙ‰ که به عبادت متعبدین در آن شب داشته.
بعضÙ‰ (12) دیگر گفتهاند: کلمه"قدر"به معناÙ‰ ضیق و تنگÙ‰ است، و شب قدر را بدان جهت قدر خواندهاند که زمین با نزول ملائکه تنگ مÙ‰گردد.و این دو وجه به طورÙ‰ که ملاحظه مÙ‰کنید چنگÙ‰ به دل نمÙ‰زند.
پس حاصل آیات مورد بحثبه طورÙ‰ که ملاحظه کردید این شد که شب قدر بعینه یکÙ‰ از شبهاÙ‰ ماه مبارک رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احکام مÙ‰شود، البته منظورمان" احکام"از جهت اندازهگیرÙ‰ است، خواهید گفت پس هیچ امرÙ‰ از آن صورت که در شب قدر تقدیر شده باشد در جاÙ‰ خودش با هیچ عاملÙ‰ دگرگون نمÙ‰شود؟ در پاسخ مÙ‰گوییم: نه، هیچ منافاتÙ‰ ندارد که در شب قدر مقدر بشود ولÙ‰ در ظرف تحققش طورÙ‰ دیگر محقق شود، چون کیفیت موجود شدن مقدر، امرÙ‰ است، و دگرگونÙ‰ در تقدیر، امرÙ‰ دیگر است، همچنان که هیچ منافاتÙ‰ ندارد که حوادث در لوح محفوظ معین شده باشد، ولÙ‰ مشیت الهÙ‰ آن را تغییر دهد، همچنان که در قرآن کریم آمده: " یمحوا الله ما یشاØ¡ و یثبت و عنده ام الکتاب" (13) .
علاوه بر این، استحکام امور به حسب تحققش مراتبÙ‰ دارد، بعضÙ‰ از امور شرایط تحققش موجود است، و بعضÙ‰ها ناقص است، و احتمال دارد که در شب قدر بعضÙ‰ از مراتب احکام تقدیر بشود، و بعضÙ‰ دیگرش به وقت دیگر موکول گردد، اما آنچه از روایات بر مÙ‰آید و به زودÙ‰ روایاتش از نظر خواننده خواهد گذشتبا این وجه سازگار نیست.
"و ما ادریک ما لیلØ© القدر"
این جمله کنایه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اینکه ممکن بود در نوبت دوم ضمیر لیلØ© القدر را بیاورد، خود آن را تکرار کرد.واضحتر بگویم، با اینکه مÙ‰توانستبفرماید: "و ما ادریک ما هÙ‰، هÙ‰ خیر من الف شهر"براÙ‰ بار دوم و بار سوم خود کلمه را آورد و فرمود: "و ما ادریک ما لیلØ© القدر لیلØ© القدر خیر من الف شهر".
"لیلØ© القدر خیر من الف شهر"
این جمله به طور اجمال آنچه را که در جمله"و ما ادریک ما لیلØ© القدر"بدان اشاره شده بود، یعنÙ‰ عظمت آن شب را بیان مÙ‰کند، و مÙ‰فرماید: بدین جهت گفتیم آن شب مقامÙ‰ ارجمند دارد که از هزار شب بهتر است.
و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورÙ‰ که مفسرین تفسیر کردهاند بهتر بودنش از حیث فضیلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همین معنا است، چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به سوÙ‰ خدا نزدیک، و به وسیله عبادت زنده کند، و زندهدارÙ‰ آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممکن است همین معنا را از آیه سوره دخان نیز استفاده کرد، چون در آنجا شب قدر را پر برکتخوانده، و فرموده: "انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© مبارکØ©" (14) .البته در این میان معناÙ‰ دیگرÙ‰ نیز هست، که ان شاØ¡ الله در بحث روایتÙ‰ آینده خواهد آمد.
"تنزل الملئکØ© و الروح فیها باذن ربهم من کل امر"
کلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحÙ‰ است که از عالم امر است و خداÙ‰ تعالÙ‰ در بارهاش فرموده: "قل الروح من امر ربÙ‰" (15) ، و اذن در هر چیز به معناÙ‰ رخصت دادن در آن است، و یا به عبارت دیگر اعلام این معنا است که مانعÙ‰ از این کار نیست.
و کلمه"من"در جمله"من کل امر"به گفته بعضÙ‰ (16) از مفسرین به معناÙ‰ باØ¡ است.
بعضÙ‰ (17) دیگر گفتهاند: به معناÙ‰ خودش است، یعنÙ‰ ابتداÙ‰ غایت، ولÙ‰ سببیت را هم مÙ‰رساند، و آیه را چنین معنا مÙ‰دهد: "ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرÙ‰ الهÙ‰ نازل مÙ‰شوند".
بعضÙ‰ (18) دیگر گفتهاند: باØ¡ براÙ‰ تعلیل به غایت است، و معنایش این است"ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مÙ‰شوند، براÙ‰ خاطر اینکه هر امرÙ‰ را تدبیر کنند".
لیکن حق مطلب این است که: مراد از امر، اگر آن امر الهÙ‰ باشد که آیه"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون" (19) تفسیرش کرده، حرف"من"براÙ‰ ابتدا خواهد بود، و در عین حال سببیت را هم مÙ‰رساند، و به آیه چنین معنا مÙ‰دهد: "ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مÙ‰شوند، در حالÙ‰ که نزولشان را ابتدا مÙ‰کنند و هر امر الهÙ‰ را صادر مÙ‰نمایند".
و اگر منظور از امر مذکور هر امر کونÙ‰ و حادثهاÙ‰ باشد که باید واقع گردد، در این صورت حرف"من" به معناÙ‰ لام تعلیل خواهد بود، و آیه را چنین معنا مÙ‰دهد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مÙ‰شوند براÙ‰ خاطر تدبیر امرÙ‰ از امور عالم.
"سلام هÙ‰ حتÙ‰ مطلع الفجر"
در مفردات گفته: کلمه"سلام"و"سلامت"به معناÙ‰ عارÙ‰ بودن از آفات ظاهرÙ‰ و باطنÙ‰ است (20) .
پس جمله"سلام هÙ‰"اشاره استبه اینکه عنایت الهÙ‰ تعلق گرفته استبه اینکه رحمتش شامل همه آن بندگانÙ‰ بشود که به سوÙ‰ او روÙ‰ مÙ‰آورند، و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به این معنا که عذابÙ‰ جدید نفرستد.و لازمه این معنا آن است که طبعا در آن شب کید شیطانها هم مؤثر واقع نشود، همچنان که در بعضÙ‰ از روایات هم به این معنا اشاره رفته است.
ولÙ‰ بعضÙ‰ (21) از مفسرین گفتهاند: مراد از کلمه"سلام"این است که: در آن شب ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مÙ‰دهند.برگشت این معنا هم به همان معناÙ‰ اول است و این دو آیه یعنÙ‰ آیه"تنزل الملئکØ© و الروح"تا آخر سوره در معناÙ‰ تفسیرÙ‰ استبراÙ‰ آیه قبلÙ‰ که مÙ‰فرمود"لیلØ© القدر خیر من الف شهر".
بحث روایتÙ‰
در تفسیر برهان از شیخ طوسÙ‰ از ابوذر روایت آورده که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم یا رسول الله آیا شب قدر شبÙ‰ است که در عهد انبیاØ¡ بوده و امر بر آنان نازل مÙ‰شده و چون از دنیا مÙ‰رفتند نزول امر در آن شب تعطیل مÙ‰شده است؟فرمود: نه بلکه شب قدر تا قیامت هست (22) .
مؤلف: در این معنا روایات زیادÙ‰ از طرق اهل سنت نیز آمده (23) .
و در مجمع البیان است که از حماد بن عثمان از حسان ابن ابÙ‰ علÙ‰ نقل شده که گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسیدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بیست و یکم و بیست و سوم جستجویش کن (24) .
مؤلف: در معناÙ‰ این روایات روایاتÙ‰ دیگر نیز هست، و در بعضÙ‰ از اخبار تردید بین دو شب شده، یکÙ‰ بیست و یکم و دیگرÙ‰ بیست و سوم، مانند روایتÙ‰ که عیاشÙ‰ از عبد الواحد از امام باقر(ع)روایت کرده (25) . و از روایاتÙ‰ دیگر استفاده مÙ‰شود که شب قدر خصوص بیست و سوم است، و اگر معینش نکردهاند به منظور تعظیم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نکنند (26) .
و نیز در تفسیر عیاشÙ‰ در روایت عبد الله بن بکیر از زراره از یکÙ‰ از دو امام باقر و صادق(ع)آمده که فرمود: شب بیست و سوم همان شب جهنÙ‰ است، و حدیث جهنÙ‰ این است که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدینه دور است، دستورم بده در شب معینÙ‰ داخل مدینه شوم فرمود: شب بیست و سوم داخل شو (27) .
مؤلف: حدیث جهنÙ‰ که نامش عبد الله بن انیس انصارÙ‰ بود، از طرق اهل سنت نیز روایتشده، و سیوطÙ‰ آن را در الدر المنثور از مالک و بیهقÙ‰ نقل کرده (28) .
و در کافÙ‰ به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدیر در نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است (29) .
مؤلف: در این معنا هم روایات دیگرÙ‰ هست (30) .
پس معلوم شد آنچه همه روایات مختلفÙ‰ که از ائمه اهل بیت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند این است که: شب قدر تا روز قیامتباقÙ‰ است، و همهساله تکرار مÙ‰شود، و نیز لیلØ© القدر شبÙ‰ از شبهاÙ‰ رمضان، و نیز یکÙ‰ از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است.
و اما از طرق اهل سنت روایات به طور عجیبÙ‰ اختلاف دارند که به هیچ وجه نمÙ‰شود بین آنها را جمع کرد، ولÙ‰ معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم است، و در آن شب بوده که قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر که بخواهد آن روایات را ببیند باید به تفسیر الدر المنثور و سایر جوامع حدیث مراجعه کند.
و در الدر المنثور است که خطیب از ابن مسیب روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند که بنÙ‰ امیه بر منبرم بالا مÙ‰روند، و این معنا بر من سخت گران آمد و خداÙ‰ تعالÙ‰ در این مناسبتسوره"انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© القدر"را نازل کرد (31) .
مؤلف: نظیر این روایت را خطیب هم در تاریخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذÙ‰ و ابن جریر، طبرانÙ‰، ابن مردویه و بیهقÙ‰ هم روایتÙ‰ در معناÙ‰ آن از حسن بن علÙ‰ نقل کردهاند (32) .و در این میان روایات بسیارÙ‰ در این معنا از طرق شیعه از ائمه اهل بیت(ع) نقل شده، و در آنها آمده که خداÙ‰ تعالÙ‰ لیلØ© القدر را که بهتر از هزار ماه سلطنتبنÙ‰ امیه استبه عنوان تسلیتبه رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .
و در کافÙ‰ به سند خود از ابن ابÙ‰ عمیر از عدهاÙ‰ راویان از امام صادق(ع) روایت آورده که گفت: بعضÙ‰ از اصحاب ما امامیه که به نظرم مÙ‰آید سعید بن سمان بود از آن جناب پرسید: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهÙ‰ که در آن شب قدر نباشد (34) .
و در همان کتاب به سند خود از فضیل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر(ع)از معناÙ‰ آیه"انا انزلناه فÙ‰ لیلØ© مبارکØ©"سؤال کرد، فرمود بله شب قدر که همهساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید مÙ‰شود شبÙ‰ است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبÙ‰ است که خداÙ‰ تعالÙ‰ در بارهاش فرموده: "فیها یفرق کل امر حکیم".
آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثهاÙ‰ که باید در طول آن سال واقع گردد تقدیر مÙ‰شود، چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندÙ‰ که قرار است متولد شود، و یا اجلÙ‰ که بنا است فرا رسد، و یا رزقÙ‰ که قرار است(تنگ و یا وسیع)برسد، پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایÙ‰ استحتمÙ‰، ولÙ‰ در عین حال مشیتخداÙ‰ تعالÙ‰ در آنها محفوظ است(و خدا با حتمÙ‰ کردن مقدرات، العیاذ بالله به دستخود دستبند نمÙ‰زند).
حمران مÙ‰گوید: پرسیدم منظور خداÙ‰ تعالÙ‰ از اینکه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چیست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زکات و انواع خیرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهÙ‰ که در آن شب قدر نباشد، و اگر خداÙ‰ تعالÙ‰ جزاÙ‰ اعمال خیر مؤمنین را مضاعف نمÙ‰کرد، مؤمنین بجایÙ‰ نمÙ‰رسیدند، ولÙ‰ خدا پاداش حسنات ایشان را مضاعف مÙ‰کند (35) .
مؤلف: منظور امام از اینکه فرمود: "ولÙ‰ در عین حال مشیتخداÙ‰ تعالÙ‰ در آنها محفوظ است"، این است که قدرت خداÙ‰ تعالÙ‰ همیشه مطلق است، او هر زمان هر کارÙ‰ را بخواهد مÙ‰کند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمÙ‰ کرده باشد، و خلاصه حتمÙ‰ کردن یک مقدر قدرت مطلقه او را مقید نمÙ‰کند، او مÙ‰تواند قضاÙ‰ حتمÙ‰ خود را هم نقض نماید هر چند که هیچ وقت چنین کارÙ‰ را نمÙ‰کند.
و در مجمع است که از ابن عباس از رسول خدا(ص)روایت
شده که فرمود: وقتÙ‰ شب قدر مÙ‰شود ملائکهاÙ‰ که ساکن در سدرØ© المنتهÙ‰ هستند و جبرئیل یکÙ‰ از ایشان است نازل مÙ‰شوند، در حالÙ‰ که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده پرچمهایÙ‰ را به همراه دارند، یک پرچم بالاÙ‰ قبر من، و یکÙ‰ بر بالاÙ‰ بیت المقدس، و پرچمÙ‰ در مسجد الحرام و پرچمÙ‰ بر طور سینا نصب مÙ‰کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنهاÙ‰ در این نقاط نمÙ‰ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام مÙ‰کند، مگر کسÙ‰ که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشتخوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (36) .
و در تفسیر برهان از سعد بن عبد الله روایت کرده که به سند خود از ابÙ‰ بصیر روایت کرده که گفت: با امام صادق(ع)بودم که سخن از پارهاÙ‰ خصائص امام در هنگام ولادت به میان آمد، فرمود: وقتÙ‰ شب قدر مÙ‰شود امام مستوجب روح بیشترÙ‰ مÙ‰گردد.عرضه داشتم فدایتشوم مگر روح همان جبرئیل نیست؟فرمود: روح از جبرئیل بزرگتر است، و جبرئیل از سنخ ملائکه است، و روح از آن سنخ نیست، مگر نمÙ‰بینÙ‰ خداÙ‰ تعالÙ‰ فرموده: "تنزل الملئکØ© و الروح"پس معلوم مÙ‰شود روح غیر از ملائکه است (37) .
مؤلف: روایات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسیار زیاد است، (که ما در اینجا مختصرÙ‰ از آن را آوردیم)، و در بعضÙ‰ از آن روایات علامتهایÙ‰ براÙ‰ شب قدر ذکر شده، از قبیل این که: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مÙ‰کند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و لیکن چون این علامتها نه دائمÙ‰ است و نه اغلب چنین است، لذا از ذکر آن روایات خوددارÙ‰ نمودیم.
پÙ‰نوشتها
1- سوگند به کتاب مبین، ما آن را در شبÙ‰ مبارک نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.
2- ما قرآنÙ‰ بر تو نازل کردیم که به صورت آیات جدا از هم مÙ‰باشد، تا آن را تدریجا و با آرامش بر مردم بخوانÙ‰.و به طور قطع این قرآن را ما نازل کردیم.سوره اسراØ¡، آیه 106.
3- آنانکه کافر شدند گفتند: چرا قرآن یکباره بر او نازل نشد، بله یکباره نازل نکردیم، تا قلب تو را ثبات و آرامش بخشیم، و بدین منظور آیه آیهاش کردیم.سوره فرقان، آیه 32.
4- مجمع البیان، ج 10، ص 518.
5- سوره بقره، آیه 185.
6- در آن شب هر حادثهاÙ‰ که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و محدود مÙ‰گردد، این امرÙ‰ ستخلف ناپذیر، امرÙ‰ است از ناحیه ما که این ماییم فرستنده رحمتÙ‰ از ناحیه پروردگارت.سوره دخان، آیه 6.
7- تفسیر قرطبÙ‰، ج 20، ص 135.
8- مجمع البیان، ج 10، ص 518.
9- تفسیر قرطبÙ‰، ج 20، ص 135.
10- روح المعانÙ‰، ج 30، ص 190.
11 و 12- مجمع البیان، ج 10، ص 518.
13- خدا هر چه را که از مقدرات بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مÙ‰کند، و کتاب تغییر ناپذیر نزد او است.سوره رعد، آیه 39.
14- ما آن را در شب مبارکÙ‰ نازل کردیم.سوره دخان، آیه 3.
15- بگو روح از امر پروردگار من است.سوره اسراØ¡، آیه 85.
16 و 17 و 18- روح المعانÙ‰، ج 30، ص 196.
19- فرمان نافذ خدا(در عالم)چنین است که وقتÙ‰ اراده خلقت چیزÙ‰ را بکند به محض اینکه بگوید باش، موجود مÙ‰شود.سوره یس، آیه 82.
20- مفردات راغب، ماده"سلم".
21- روح المعانÙ‰، ج 30، ص 197.
22- تفسیر البرهان، ج 4، ص 488، ح 26.
23- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
24 و 25 و 26 و 27- مجمع البیان، ج 10، ص 519.
28- الدر المنثور، ج 6، ص 373.
29- فروع کافÙ‰، ج 4، ص 159، ح 9.
30- نور الثقلین، ج 5، ص 627.
31- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
32- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
33- نور الثقلین، ج 5، ص 621 - 623.
34- فروع کافÙ‰، ج 4، ص 157، ح 4.
35- فروع کافÙ‰، ج 4، ص 157، ح 6.
36- مجمع البیان، ج 10، ص 520.
37- تفسیر برهان، ج 4، ص 481، ح 1.
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.