✍️ نویسنده: 3
خانمی ۲۸ ساله ودارای سه فرزند هستم. ۱۲ سال است ازدواج کردم تمام تلاشم را می کنم که برای فرزندانم مادرخوبی باشم و چون در بچگی پدرنداشتم ومحبتی ندیدم به شوهرم بی اندازه محبت می کنم تا او هم به من محبت کند. اماهیچ وقت چیزی به زبان نمی آورد، تا بفهمم در این دنیایکی هست که مرا دوست دارد. حتی با او صحبت کردم، اما فایده ندارد. گاهی خودم را بی عرضه می دانم، البته ناگفته نماندکه ازنظرمالی هم وضع خوبی نداریم و شوهرم مجبوراست بیشتراوقات کارکندتاازپس مخارج خانه برآید.
مخاطب عزیز سلام. پذیرش مسئولیت زندگی مشترک آن هم در سن شانزده سالگی، یکی از نقشÂ هایی است که شما تاکنون از انجام آن برآمده اید و این نکته توانمندی شما را در زمینه همسری و مادری نشان میÂ دهد اما به نظر میÂ رسد سهم خود را در این میان نادیده گرفته و خودتان را وقف خدمت رسانی به خانواده کرده اید، تاجایی که خود را «بی عرضه» میÂ پندارید! البته این که شما بتوانید محیطی امن، آرام و سرشار از محبت را برای اعضای خانواده فراهم کنید، قابل تحسین است اما موضوع زمانی پیچیده و حتی آسیب زا میÂ شود که شما به عنوان یک فرد مستقل با احساسات و علایق منحصر به فرد، خود را فراموش کنید. پیش از این که انتظار داشته باشید شخص دیگری به شما ابراز عشق کند، به خودتان عشق بورزید.
از همسرتان نخواهید نقش پدر را برای شما ایفا کند
نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن از آن دسته احساساتی است که هیچ کسی از داشتن و خواستن آن دست نمیÂ کشد و اینکه شما از همسرتان انتظار دارید به شما ابراز محبت کند امری کاملا طبیعی است. با این حال به یاد داشته باشید هر چند ماهیت ارتباطات ما در آینده تحت تاثیر رفتار خانواده با ما در دوران کودکی قرار میÂ گیرد، اما نیازها و خواسته های فرد از پدر و همسر متفاوت است. از همسرتان نخواهید نقش پدر را برایتان ایفا کند چرا که با این کار نقش همسری هر دوی شما با تناقضات جدی روبهÂ رو خواهد شد.
در گذشته متوقف نشوید
گاه افراد در طول زندگی متحمل زخم هایی میÂ شوند که نه تنها توانایی کنترل آنها را نداشتهÂ اند، بلکه تغییر آنÂ ها نیز ناممکن بوده است. خصوصا زمانی که این زخمÂ ها در دوران کودکی تجربه شده باشد. با این حال برای درمان این گونه زخمÂ ها و آسیب ها که همه ما به نوعی با آن آشنایی داریم باید بتوانیم با عبور از آنها و شناسایی موقعیت های کنونی که توان دستکاری و اعمال نظر روی آن داریم احساس بهتری را تجربه کنیم. با مرور خاطرات تلخ و آسیبÂ هایی که در گذشته متحمل شده ایم، نه تنها حالمان بهتر نخواهد شد که باعث میÂ شود از نظر فکری و احساسی بیشتر در آن غوطه ور شویم. هم اکنون نیز شما فرصت های بیشماری در اختیار دارید تا بتوانید عشق بورزید، دوست داشته شوید، قابلیت های خود را نشان دهید و از موفقیت هایتان لذت ببرید.
مادر دوم همسرتان نباشید!
نکته اساسی اینکه برای دریافت عشق متقابل، حمایت متقابل و احساساتی از این قبیل از همسرتان، باید نقش همسری را ایفا کنید. تا زمانی که شما وظایف خود را در حمایت بی حد و حصر از همسرتان بدانید، با فراهم کردن خدمات و مراقبت از او در واقع نقش مادر دوم را برای او ایفا کنید، همسرتان نیز نقش مقابل شما یعنی فرزند را ایفا خواهد کرد «دریافت محبت و عدم احساس نیاز به ابراز آن به طور متقابل» چرا که عشق بی اندازه شما در هر صورت پایانی ندارد.
زمانی برای خلوت ۲ نفره
بنابراین بار دیگر درباره نیازها و توقعات خود با همسرتان صحبت کنید و از او بخواهید شرایط را بررسی و تغییر دهد. هرچند فعالیت و تلاش بی شائبه مرد بیرون از خانه برای تامین معاش، خستگی مفرطی به همراه دارد، شما میÂ توانید با ارج نهادن به این تلاشÂ ها، اختصاص دادن زمانÂ هایی برای گفتÂ وگوی دونفره به دور از دغدغه فرزندان و وظایف روزمره و... احساسات جدیدی را با همسرتان تجربه کنید. سیمین قربانی / کارشناس ارشد مشاوره خانواده
نمی توانم رازی را در دلم نگه دارم
خانمی هستم ۲۴ ساله. به خاطر این که نمی توانم هیچ حرفی را در دلم نگه دارم، هم باعث دلخوری خانوادهÂ ام و هم شوهرم میÂ شوم. هر اتفاقی را که در خانه می افتد به خانوادهÂ ام میÂ گویم و بالعکس. نمی دانم چه کار کنم؟ به خاطر همین کارم باعث ایجاد کلی کدورت در فامیل شدهÂ ام، اما نمیÂ دانم چطور این عادت بد را از سرم بیرون کنم.
خواهر عزیزم همین که شما از این عادت خود آگاه هستید و مصمم به اصلاح آن هستید، گام بلندی در این راستا برداشته اید. رازداری از اصول زندگی زناشویی محسوب میÂ شود. زن یا مردی که اسرار زندگی خود را نزد دیگران بازگو میÂ کند ضربه سختی بر پیکره زندگی با نشاط و صمیمی خود وارد آورده است. در ادامه نکاتی رفتاری را مطرح میÂ کنیم که در صورت مداومت میÂ تواند به شما در تغییر رفتارتان کمک کند:
علت را بیابید
لازم است مواردی را که بیشتر آنÂ ها را بیان میÂ کنید، شناسایی کنید و علت این که به بیان آنها اقدام کرده اید بررسی کنید در واقع انگیزه رفتارتان را کشف کنید. سپس این گونه مسائل را از دید خود رتبه بندی کنید به این صورت که برای موضوعات کم اهمیتÂ تر امتیاز کمتر و برای موضوعات مهمÂ تر امتیاز بیشتری در نظر بگیرید.
هر روز یک موضوع را در نظر بگیرید
هر روز یکی از موضوعاتی را که رتبه بندی کردهÂ اید در نظر بگیرید(سعی کنید ابتدا موضوعات مهمÂ تر و جنجالیÂ تر را مدنظر قرار دهید) و آن را برای خودتان روی کاغذ بهÂ طور مفصل شرح دهید. طی روز مراقب باشید که آن را بیان نکنید. در پایان روز در صورت موفقیت در عدم ابراز آن، متناسب با اهمیت موضوع به خود امتیاز بدهید و چنانچه نتوانسته اید بر ابراز آن غالب شوید، بلافاصله به خود امتیاز منفی بدهید چرا که در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت. با این کار متوجه خواهید شد که طی هفته گذشته در چه مواردی موفق بودهÂ اید و در چه مواردی هنوز نیازمند مراقبت بیشتری هستید. با این کار میÂ توانید نقاط قوت و ضعف خود در رازداری را شناسایی کنید. راهکارهای موفقیت را در پایان هفته فهرست کنید. با این کار می توانید مواردی را که موفق بودهÂ اید شناسایی کنید و در موارد مشابه از آنÂ ها بهره ببرید و در مواردی که موفق نشدهÂ اید، راهکارهای جدیدی را به کار ببرید. در هفتهÂ های بعد تعداد موضوعات را افزایش دهید و بر عدم ابراز آنها مراقبت کنید، بدین ترتیب با گذشت زمان، شما قادر خواهید بود که این عادت را اصلاح و تعدیل کنید.
از نیروی تلقین کمک بگیرید
در اوقات تنهایی و نیز حین گفت و گو با دیگران، مدت زمان کوتاهی را سکوت کنید و در این هنگام به خود بگویید که قادر به حفظ موضوع مورد نظر هستید. این تمرین را حداقل پنج بار در روز انجام دهید. باید توجه داشت که اثر تلقین تدریجی است و با تمرین مداوم موثر واقع میÂ شود. منبع : خراسان نیوز
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.