🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
پنج توصیه و حدیث از امام جواد (ع) | مجله نودیها

پنج توصیه و حدیث از امام جواد (ع)

✍️ نویسنده: 4

مقدمه

همواره کسانی که به محضر اولیاءِ الهی، به خصوص رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام مشرÙ‘ف می شدند، از ایشان تقاضای پند و اندرز یا نصیحتی می کردند تا در سایÛ€ نورانیت آن بزرگواران و مضامین عالیÛ€ کلامشان، قدم به قدم، وادی سلوک و تعالی را طی کرده و از رحمت خاصÛ€ الهی بهره مند گردند.

نیازهای انسان به پند واندرز

پند و اندرز در زندگی انسان بسیار اهمیت داردØ› چنانچه امام جواد علیه السلام در اهمیت این امر می فرماید: «الÙ’مُؤْمِنُ یÙŽحÙ’تÙŽاجُ إِلÙŽÙ‰ تÙŽوÙ’فِیقٍ مِنÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ وÙŽ وÙŽاعِظٍ مِنÙ’ نÙŽفÙ’سِهِ وÙŽ قÙŽبُولٍ مِمÙ‘ÙŽنÙ’ یÙŽنÙ’صÙŽحُه»Ø› (۱) مؤمن به توفیق از طرف خداوند و پندگویی از طرف خودش و پذیرش از هر کسی که به وی اندرز دهد، نیازمند است.

امام جواد علیه السلام در این روایت سه نکته مهم در سیر اخلاقی را بیان می فرماید:

۱. توفیق الهیØ› ۲. پندگویی از جانب خویشØ› ۳. قبول کردن از کسی که او را نصیحت می کند.

امام باقر علیه السلام نیز در اهمیت پند دادن مؤمن به نفس خود می فرماید: «وÙŽ قÙŽالÙŽ علیه السلام مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽجÙ’عÙŽلِ اللÙ‘ÙŽهُ لÙŽهُ مِنÙ’ نÙŽفÙ’سِهِ وÙŽاعِظاÙ‹ فَإِنÙ‘ÙŽ مÙŽوÙŽاعِظÙŽ النÙ‘ÙŽاسِ لÙŽنÙ’ تُغÙ’نِیÙŽ عÙŽنÙ’هُ شÙŽیÙ’ئاÙ‹»Ø› (۲) هر کسی که خداوند برای او از خویش پنددهنده ای قرار ندهد، پندهای مردم او را از چیز دیگری بی نیاز نمی کند.

پس با توجه به این روایت یکی از شرایط پندپذیری از دیگران آن است که ابتدا مؤمن خود، پنددهندÛ€ نفس خویش باشدØ› یعنی در واقع مؤمن بیدار بوده و قبل از اینکه دیگران عیوب و بدی ها او را ببینند، به عیوب خوب واقف باشد.

ابن سینا نیز در کتاب اشارات وعظ مقامات العارفین، وقتی سعی در برهانی کردن عرفان دارد، بیان می کند که پند و اندرزی که از واعظ پاک و البته همراه با بلاغت ارائه گردد، می تواند نقش مؤثری در تابع ساختن نفس اماره برای نفس مطمئنه داشته باشد. (۳)

از آنچه ذکر شد اهمیت پند و اندرز در سیرÛ€ اخلاقی و عرفانی بیشتر روشن می گردد.

وصیت اخلاقی امام جواد علیه السلام

پس از این مقدمه شرح یکی از وصایای نورانی امام جواد علیه السلام ارائه می گردد.

«قÙŽالÙŽ لِلÙ’جÙŽوÙŽادِ علیه السلام رÙŽجُلÙŒ: Ø£ÙŽوÙ’صِنِی قÙŽالÙŽ علیه السلام، وÙŽ تÙŽقÙ’بÙŽلُ؟ قÙŽالÙŽØ› نÙŽعÙŽمÙ’ قÙŽالÙŽ علیه السلامØ› تÙŽوÙŽسÙ‘ÙŽدِ الصÙ‘ÙŽبÙ’رÙŽ وÙŽ اعÙ’تÙŽنِقِ الÙ’فÙŽقÙ’رÙŽ وÙŽ ارÙ’فÙŽضِ الشÙ‘ÙŽهÙŽوÙŽاتِ وÙŽ خÙŽالِفِ الÙ’هÙŽوÙŽÙ‰ وÙŽ اعÙ’لÙŽمÙ’ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ لÙŽنÙ’ تÙŽخÙ’لُوÙŽ مِنÙ’ عÙŽیÙ’نِ اللÙ‘ÙŽهِ فÙŽانÙ’ظُرÙ’ کÙŽیÙ’فÙŽ تÙŽکُونُ»Ø› (۴) مردی به حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: مرا سفارشی بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: می پذیری؟. گفت: آری. فرمود: تکیه بر صبر کن و به فقرا درآویز و شهوات را رها کن و مخالفت با هوای نفس نما و بدان که تو از دید خداوند مخفی نیستی، دقت کن چگونه باید باشی.

در کلام نورانی امام جواد علیه السلام، پنج اصل اخلاقی مطرح گشته که  تشریح هر کدام بیان می شود:

۱. صبر

لحظه لحظÛ€ سلوک اخلاقی مؤمن، در بستر صبر شکل می گیردØ› به طوری که وی به هر اندازه از مقام صبر دور باشد، افعال وی نیز ناقص تر می گرددØ› و از این روی امام جواد علیه السلام فرمودند: «تÙŽوÙŽسÙ‘ÙŽدِ الصÙ‘ÙŽبÙ’رÙŽ»Ø› صبر را بالش خود قرار بده.

این تشبیه از آن رو است که چون آرامش و قرار جسمی انسان، با تکیه بر بالش است، مؤمن در رسیدن به آرامش روحی نیز، نیاز به تکیه گاهی چون صبر دارد.

وقتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال می شود: ایمان چیست؟. ایشان می فرمایند: «الصÙ‘ÙŽبرُ.» (۵)

زیباتر آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام راه رسیدن به لقای الهی را نیز صبر می داندØ› آنجا که می فرمایند: «مÙŽن صÙŽبÙŽرÙŽ عÙŽلÙŽی اللهِ وÙŽصÙŽلÙŽ إِلÙŽیهِ»Ø› (۶) هر که برای (وصال به) خدا صبر کند، به او می رسد.

پس حقیقت آن است که صبر با هر نوعش (صبر بر گناه و معصیت یا صبر بر مصیبت) بهترین بستری است که می تواند خواستگاه رشد جوانه های ایمان باشد.

۲. فقر

از اموری که باعث تضییع عزÙ‘ت برخی مؤمنان ضعیف الایمان می شود و یا در سلوک اخلاقی آنها خلل ایجاد می کند، فقر و مشکلات مادی است.

در نتیجه، آن امام همام علیه السلام فرمودند: «اعÙ’تÙŽنِقِ الÙ’فÙŽقÙ’رÙŽ»Ø› (ای مؤمن!) فقر را در آغوش بگیر.

به بیان دیگر اگر فقر و تنگدستی، تحمÙ‘ل شودØ› اولاÙ‹، عزÙ‘تمندی مؤمن را به همراه دارد و ثانیاÙ‹، مانع رشد اخلاقی و تکامل سالک نمی شود.

بر اساس حکمت و معارف توحیدی برخاسته از مکتب اهل بیت علیهم السلام، این بند از روایت را به مفهوم دیگری نیز می توان تفسیر نمودØ› و آن اینکه انسان سالک اِلی الله، «فقیر بالذÙ‘ات» است، در مقابل خداوند متعال که «غنی بالذات» استØ› و بر این اساس، خود را نیازمند و محتاج دانسته و بسیاری از خودسری ها و خودبینی های او از بین می رود.

بیان نورانی امام الموحÙ‘دین حضرت علی علیه السلام در مسجد کوفه بیان گر همین مطلب است که می فرماید: «مÙŽولایÙŽ یا مُولای! اÙŽنتÙŽ الغÙŽنِیُّ وÙŽ اÙŽنÙŽا الفÙŽقِیرُ وÙŽ هÙŽل یÙŽرحÙŽمُ الفÙŽقِیرÙŽ اِلÙ‘ÙŽا الغÙŽنِیُّ»Ø› (۷) مولای من ای مولای من! تو بی نیازی و من فقیرم و آیا ترحم می کند بر فقیر به جز کسی که بی نیاز است.

۳. دوری از شهوات

یکی از اصول مهم در راه کسب اخلاقیات، عدم دخالت شهوات در افعال و کردار فرد می باشدØ› زیر خواسته های شهوانی، رنگ و بوی منیÙ‘ت و انانیÙ‘ت دارد و انسان را از کسب معارف حقÙ‘ه الهی دور می سازدØ› حال آنکه امنیت مؤمن، قدم نهادن در حریم الهی استØ› لذا امام جواد علیه السلام در ادامÛ€ وصیت خویش فرمودند: «ارÙ’فÙŽضِ الشÙ‘ÙŽهÙŽوÙŽاتِ»Ø› شهوات را به دور انداز و رها کن. یعنی محور و اساس فعالیت های مؤمن، خواسته های الهی است، نه امیال نفسانی.

۴. مخالفت با هوای نفس

سخت ترین وادی، در مسیر کسب فضائل اخلاقی مخالفت و مبارزه با هوای نفس است، در همین راستا و برای تبیÙ‘ن بیشتر آن، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، مبارزه با هواهای نفسانی را «جهاد اکبر» نامیده است (۸).

اهمیت این مسئله بدان حد بوده که آن حضرت به همین مقدار کفایت نکرده و برای تبیین بیشتر آن فرموده اند:

«Ø£ÙŽعÙ’دÙŽی عÙŽدُوÙ‘ÙŽکÙŽ نÙŽفÙ’سÙŽکÙŽ الÙ‘ÙŽتِی بÙŽیÙ’نÙŽ جÙŽنÙ’بÙŽیÙ’کÙŽ»Ø› (۹) دشمن ترین دشمنانت، نفس تو است که در بین دو پهلوی تو قرار دارد.

از این رو، یکی دیگر از اصولی که امام جواد علیه السلام در وصیت اخلاقی خویش بیان نمودند این کلام نورانی است که: «خÙŽالِفِ الÙ’هÙŽوÙŽÙ‰»Ø› با هوای نفس مخالفت کن.

رسول الله صلی الله علیه وآله در کلام نورانی دیگری، از مبارزه با نفس به عنوان برترین جهاد یاد می کنند و می فرمایند: «اÙŽفÙ’ضÙŽلُ الÙ’جِهÙŽادِ Ø£ÙŽنÙ’ تُجÙŽاهِدÙŽ نÙŽفÙ’سÙŽکÙŽ وÙŽ هÙŽوÙŽاکÙŽ فِی ذÙŽاتِ اللهِ تÙŽعÙŽالÙŽی»Ø› (۱۰) برترین جهاد این است که به خاطر خدای تعالی با نفس و هوای نفسانیت مبارزه کنی. به تعبیر دیگر، باید اولین کار و آخرین کار مؤمن، جهاد با نفس باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام در این رابطه می فرماید: «اÙŽوÙ‘ÙŽل مÙŽا تÙŽنÙ’کِرُونÙŽ مِنÙŽ الÙ’جِهÙŽادِ، جِهÙŽادُ Ø£ÙŽنÙ’فُسِکُمÙ’ آخِرÙŽ مÙŽا تÙŽفÙ’قِدُونÙŽ مُجÙŽاهÙŽدÙŽهُ Ø£ÙŽهÙ’وÙŽائِکُمÙ’ وÙŽ طÙŽاعÙŽهُ اُولِی الØ£مÙ’رِ مِنÙ’کُمÙ’»Ø› (۱۱) نخستین جهادی که آن را ناخوش می دارید، جهاد با نفسهایتان، و آخرین چیزی که گُم می کنید، مبارزه با خواهشهایتان و اطاعت از اولی الØ£مرتان است.

پس مخالفت با هوای نفس و صد البته رها نمودن شهوات، راه را برای وصال و لقای الهی هموار می سازد.

۵. حضور در محضر الهی

آنچه بیشتر از همه برای سالک اهمیت داشته و در تمامی لحظات نباید از آن غافل باشد، دقت در این امر است که بداند، همیشه در محضر الهی به سر می برد، و در مÙŽنظر و مرئای او است.

امام جواد علیه السلام فرمودند: «اِعÙ’لÙŽمÙ’ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ لÙŽنÙ’ تÙŽخÙ’لُوÙŽ مِنÙ’ عÙŽیÙ’نِ اللÙ‘ÙŽهِ فÙŽانÙ’ظُرÙ’ کÙŽیÙ’فÙŽ تÙŽکُونُ»Ø› بدان که در برابر دیدÛ€ خدایی و متوجه باش که چگونه ای.

گفتار نورانی ای که از حضرت امام خمینی (ره) به یادگار مانده است نیز، احتمالاÙ‹ برداشتی از این روایت امام جواد علیه السلام بوده است که فرمودند: «عالÙŽم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت نکنید.»

بر اساس این بخش از گفتار نورانی امام جواد علیه السلام، می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل گناه، می تواند غفلت از حضور در محضر الهی باشد.

سالک باید از دستوری که اهل سلوک، از آن با عنوان «مراقبه» یاد می کنند و آن را مایÛ€ سعادت و رکن عمدÛ€ سیر و سلوک می خوانند، کمک بگیرد و در هر لحظه و در هر جایی و در هر حالی که هست، همواره خود را در محضر الهی بداند تا بدین ترتیب غفلت را که زمینه ساز گناهان و تخلÙ‘فات است، از وجود خویش دور سازد.

امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمÙ‘ار فرمودند: «یÙŽا إِسÙ’حÙŽاقُ خÙŽفِ اللÙ‘ÙŽهÙŽ کÙŽØ£ÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ تÙŽرÙŽاهُ وÙŽ إِنÙ’ کُنÙ’تÙŽ لÙŽا تÙŽرÙŽاهُ فَإِنÙ‘ÙŽهُ یÙŽرÙŽاکÙŽ فَإِنÙ’ کُنÙ’تÙŽ تÙŽرÙŽÙ‰ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽهُ لÙŽا یÙŽرÙŽاکÙŽ فÙŽقÙŽدÙ’ کÙŽفÙŽرÙ’تÙŽ وÙŽ إِنÙ’ کُنÙ’تÙŽ تÙŽعÙ’لÙŽمُ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽهُ یÙŽرÙŽاکÙŽ ثُمÙ‘ÙŽ بÙŽرÙŽزÙ’تÙŽ لÙŽهُ بِالÙ’مÙŽعÙ’صِیÙŽهِ فÙŽقÙŽدÙ’ جÙŽعÙŽلÙ’تÙŽهُ مِنÙ’ Ø£ÙŽهÙ’وÙŽنِ النÙ‘ÙŽاظِرِینÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ»Ø› (۱۲) ای اسحاق! به گونه ای از خدا بترس که گویا او را می بینیØ› هر چند تو او را نمی بینی، ولی او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی که او تو را نمی بیند، بی شک به او کفر ورزیده ای، و اگر بدانی که او تو را می بیند و آن گاه در حضور او معصیت کنی، بی تردید او را از بی ارزش ترین بینندگان قرار داده ای.

پسØ›

الهی! به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم. (۱۳)

پی نوشت:

۱) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، تصحیح استاد علی اکبر غفاری، ترجمه آیت الله کمره ای، ص۴۵۷.

۲) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص ۳۰۲.

۳) شرح الاشارات والتنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسی، تحقیق استاد حسن زاده آملی، ص ۱۰۵۴.

۴) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج ۷۵، ص۳۵۸.

۵) میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، ۱۳۷۹، چ دوم، ۶۹۰، ص ۲۹۵۸.

۶) بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۹۰.

۷) مفاتیح الجنان، اعمال مسجد بزرگ کوفه، مناجات حضرت امیرالمؤمنین، ص۷۰۷.

۸) جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی، تصحیح احمد سعد علی، چ ۴، ج ۲، ص ۸۵.

۹) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۶۸، ص ۶۴.

۱۰) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج ۲، ص۸۵۴.

۱۱) همان، ج ۲، ص ۸۵۱- ۸۵۰.

۱۲) اصول کافی، کلینی، تصحیح استاد حسن زاده آملی، ج ۲، ص ۵۵.

۱۳) الهی نامه، علامه حسن زاده آملی، ص ۴ و ۳.

حسن اردشیری لاجیمی

منبع : جام نیوز به نقل از حوزه

 

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.