✍️ نویسنده: islammoviea
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 1,252
بسم الله الرحمن الرحیم - خبرگزاری حقیقت - امروز میلاد سعید امام هادی علیه السلام جد بزرگوار امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
گروه فرهنگی مشرق- یکÙ‰ از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادÙ‰ صلوات اللÙ‘ه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند
مشروح در ادامه
روزÙ‰ به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصÙ‰ را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت : مدÙ‘تÙ‰ است که مبتلا به سردرد شدیدÙ‰ گشته امام علیه السلام فرمود: ظرفÙ‰ را با مقدارÙ‰ آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :
Ø£ وÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽرÙŽ الÙ‘ÙŽذینÙŽ کÙŽفÙŽرÙوا انÙ‘ÙŽ السÙ‘ÙŽمواتÙ وÙŽ الاÙ’ رÙ’ضÙŽ کانÙŽتا رÙŽتÙ’قاÙ‹ فÙŽفÙŽتÙ‘قÙ’نا هÙما وÙŽ جÙŽعÙŽلÙ’نا مÙنÙŽ الÙ’ماء٠کÙلÙ‘ÙŽ شÙŽیÙ حÙŽیّ٠أ فÙŽلا یÙØ¤Ù’مÙنÙونÙŽ.(55)
و سپس آن را بیاشام ، که انشاØ¡اللÙ‘ه سردرد برطرف خواهد شد.(56)
حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراÙ‰ هفتاد و سه حرف مÙ‰ باشد که آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مÙ‰ دانست و زمین برایش کوچک شد، به طورÙ‰ که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.
ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مÙ‰ باشد.(57)
.3 هنگامÙ‰ که خداوند متعال نوزادÙ‰ به حضرت ابوالحسن ، امام هادÙ‰ علیه السلام عطا نمود، عدÙ‘ه اÙ‰ از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.وقتÙ‰ بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتندØ› علÙ‘ت را جویا شدند؟امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدÙ‰ ندارم ، چون که او عدÙ‘ه بسیارÙ‰ را گمراه مÙ‰ گرداند.پس پیش گوئÙ‰ حضرت و علÙ‘ت ناراحتÙ‰ آن بزرگوار تحقÙ‘ق یافت و این نوزاد همان جعفر کذÙ‘اب شد.(58)
.4 ابوهاشم جعفرÙ‰ حکایت کند:روزÙ‰ در محضر شریف امام هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکÙ‰ وارد شد و شاخه گلÙ‰ را تقدیم آن حضرت کرد.امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسیدØ› و سپس آن را به من اهداØ¡ نمود و اظهار داشت :هر که شاخه گلÙ‰ را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمÙ‘د و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بÙ‰ شمارÙ‰ را در نامه اعمالش ثبت مÙ‰ نمایدØ› و نیز بسیارÙ‰ از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مÙ‰ دهد.(59)
.5 یکÙ‰ از اهالÙ‰ کوفه در شهر سامراØ¡ خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت یاابن رسول اللÙ‘ه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مÙ‰ باشم ، و داراÙ‰ قرض سنگینÙ‰ هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادÙ‰ علیه السلام فرمود: همین جا بÙایست تا چاره اÙ‰ بیندیشم .پس از گذشت لحظاتÙ‰ ، مقدار سÙ‰ هزار دینار از طرف متوکÙ‘ل - خلیفه عبÙ‘اسÙ‰ - براÙ‰ حضرت آوردند.
حضرت سلام اللÙ‘ه علیه آن پول ها را از ماØ¡مور متوکÙ‘ل گرفت و بÙ‰ درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامÙ‰ آن سÙ‰ هزار دینار را تحویل آن شخص کوفÙ‰ داد.پس آن مرد کوفÙ‰ مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللÙ‘ه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براÙ‰ من همین مقدار کافÙ‰ است ولÙ‰ امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارÙ‰ و امتناع نمود.لذا آن مرد کوفÙ‰ تمامÙ‰ آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مÙ‰ داند که چه کسانÙ‰ را امام و حجÙ‘ت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(60)
پی نوشت ها:
55- سوره انبیاØ¡: آیه 30.
56- بحارالا نوار: ج 92، ص 51، ح 7.
57- بحارالا نوار: ج 27، ص 26، ح 3.
58- عیون المعجزات : ص 135.
59- کافÙ‰ : ج 6، ص 525، ح 5، حلیØ© الا برار: ج 5، ص 37، ح 3.
60- ینابیع المودّة : ج 3، ص 128.
منبع: هیات بلاگ
.4 ابوهاشم جعفرÙ‰ حکایت کند:روزÙ‰ در محضر شریف امام هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکÙ‰ وارد شد و شاخه گلÙ‰ را تقدیم آن حضرت کرد.امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسیدØ› و سپس آن را به من اهداØ¡ نمود و اظهار داشت :هر که شاخه گلÙ‰ را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمÙ‘د و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بÙ‰ شمارÙ‰ را در نامه اعمالش ثبت مÙ‰ نمایدØ› و نیز بسیارÙ‰ از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مÙ‰ دهد.(59)
.5 یکÙ‰ از اهالÙ‰ کوفه در شهر سامراØ¡ خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت یاابن رسول اللÙ‘ه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مÙ‰ باشم ، و داراÙ‰ قرض سنگینÙ‰ هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادÙ‰ علیه السلام فرمود: همین جا بÙایست تا چاره اÙ‰ بیندیشم .پس از گذشت لحظاتÙ‰ ، مقدار سÙ‰ هزار دینار از طرف متوکÙ‘ل - خلیفه عبÙ‘اسÙ‰ - براÙ‰ حضرت آوردند.
حضرت سلام اللÙ‘ه علیه آن پول ها را از ماØ¡مور متوکÙ‘ل گرفت و بÙ‰ درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامÙ‰ آن سÙ‰ هزار دینار را تحویل آن شخص کوفÙ‰ داد.پس آن مرد کوفÙ‰ مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللÙ‘ه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براÙ‰ من همین مقدار کافÙ‰ است ولÙ‰ امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارÙ‰ و امتناع نمود.لذا آن مرد کوفÙ‰ تمامÙ‰ آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مÙ‰ داند که چه کسانÙ‰ را امام و حجÙ‘ت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(60)
پی نوشت ها:
55- سوره انبیاØ¡: آیه 30.
56- بحارالا نوار: ج 92، ص 51، ح 7.
57- بحارالا نوار: ج 27، ص 26، ح 3.
58- عیون المعجزات : ص 135.
59- کافÙ‰ : ج 6، ص 525، ح 5، حلیØ© الا برار: ج 5، ص 37، ح 3.
60- ینابیع المودّة : ج 3، ص 128.
منبع: هیات بلاگ
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.