✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 1,106
به پروردگارÙ‰ او اقرار دارد، به فرمانبردارÙ‰ او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگÙ‰ او اقرار دارد، به او از کیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش داردØ› آمرزشÙ‰ که نجاتش مÙ‰دهد در روزÙ‰ که سختÙ‰ آن به حدّى است که او را از اینکه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز می دارد. از او یارÙ‰ مÙ‰ طلبیم و به او ایمان مÙ‰ آوریم و بر او توکÙ‘ل مÙ‰ کنیم.
مشروح کامل در ادامه
در این اثنا، علÙ‰ علیه السلام مرتجلاÙ‹ و بدون هیچگونه تØ£مل و توقفÙ‰ خطبه اÙ‰ خالÙ‰ از حرف «الف» ایراد فرمودند که بعدا به خطبه «مونقه» (شگفتانگیز و تعجب آور) نامیده شد.
حÙŽمÙدÙ’تÙ مÙŽنÙ’ عÙŽظÙمÙŽتÙ’ مÙنÙŽÙ‘تÙهÙ، وÙŽ سÙŽبÙŽغÙŽتÙ’ نÙعÙ’مÙŽتÙهÙ، وÙŽ سÙŽبÙŽقÙŽتÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتÙهÙ، وÙŽ تÙŽمÙŽÙ‘تÙ’ کÙŽلÙمÙŽتÙهÙ، وÙŽ نÙŽفÙŽذÙŽتÙ’ مÙŽشÙیÙŽÙ‘تÙهÙ وÙŽ بÙŽلÙŽغÙŽتÙ’ حÙجÙŽÙ‘تÙهÙ، وÙŽ عÙŽدÙŽلÙŽتÙ’ قÙŽضÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، حÙŽمÙدÙ’تÙ حÙŽمÙ’دÙŽ مÙقÙرÙÙ‘ بÙرÙبÙوبÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽخÙŽضÙÙ‘عÙ لÙعÙبÙودÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽنÙŽصÙÙ‘لÙ مÙنÙ’ خÙŽطیئÙŽتÙهÙ، مÙعÙ’تÙŽرÙفÙ بÙتÙŽوÙ’حیدÙهÙ، مÙسÙ’تÙŽعیذÙ مÙنÙ’ وÙŽعیدÙهÙ، مÙÛ†ÙŽمÙÙ‘لÙ مÙنÙ’ رÙŽبÙÙ‘هÙ مÙŽغÙ’فÙرَةً تÙنÙ’جیهÙ، یÙŽوÙ’مÙŽ یÙشÙ’غÙŽلÙ عÙŽنÙ’ فÙŽصیلÙŽتÙهÙ وÙŽ بÙŽنیهÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽعینÙهÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽرÙ’شÙدÙهÙ، وÙŽ نÙÛ†Ù’مÙنÙ بÙهÙ، وÙŽ نÙŽتÙŽوÙŽکÙŽÙ‘لÙ عÙŽلÙŽیÙ’ه، وÙŽ شÙŽهÙدÙ’تÙ لÙŽهÙ بÙضÙŽمیرÙ مÙخÙ’لÙصÙ مÙوقÙنÙ، وÙŽ فÙŽرÙŽÙ‘دÙ’تÙهÙ تÙŽفÙ’ریدÙŽ مÙÛ†Ù’مÙنÙ مÙتÙ’قÙنÙ، وÙŽ وÙŽحÙŽÙ‘دÙ’تÙهÙ تÙŽوÙ’حیدÙŽ عÙŽبÙ’دÙ مÙذÙ’عÙنÙ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهÙ شÙŽریکÙŒ فÙ‰ مÙلÙ’کÙهÙ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکÙنÙ’ لÙŽهÙ وÙŽلÙىٌّ فÙ‰ صÙنÙ’عÙهÙ، جÙŽلÙŽÙ‘ عÙŽنÙ’ مÙشیرÙ وÙŽ وÙŽزیرÙ، وÙŽ تÙŽنÙŽزÙŽÙ‘هÙŽ عÙŽنÙ’ مÙثÙ’لÙ وÙŽ نÙŽظیرÙ، عÙŽلÙمÙŽ فÙŽسÙŽتÙŽرÙŽ، وÙŽ بÙŽطÙŽنÙŽ فÙŽخÙŽبÙŽرÙŽ، وÙŽ مÙŽلÙŽکÙŽ فÙŽقÙŽهÙŽرÙŽ، وÙŽ عÙصÙÙ‰ÙŽ فÙŽغÙŽفÙŽرÙŽ، وÙŽ عÙبÙدÙŽ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽ، وÙŽ حÙŽکÙŽمÙŽ فÙŽعÙŽدÙŽلÙŽ، وÙŽ تÙŽکÙŽرÙŽÙ‘مÙŽ وÙŽ تÙŽفÙŽضÙŽÙ‘لÙŽ، لÙŽمÙ’ یÙŽزÙŽلÙ’ وÙŽ لÙŽنÙ’ یÙŽزÙولÙŽ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ کÙŽمÙثÙ’لÙهÙ شَىْءٌ.وÙŽ هÙوÙŽ قÙŽبÙ’لÙŽ کÙلÙÙ‘ شَىْءÙ، وÙŽ بÙŽعÙ’دÙŽ کÙلÙÙ‘ شَىْءÙ، رÙŽبٌّ مÙتÙŽفÙŽرÙÙ‘دÙŒ بÙعÙزÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽمÙŽلÙÙ‘کÙŒ بÙقÙوÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽقÙŽدÙÙ‘سÙŒ بÙعÙلÙوÙÙ‘هÙ، مÙتÙŽکÙŽبÙÙ‘رÙŒ بÙسÙمÙوÙÙ‘هÙ لÙŽیÙ’سÙŽ یÙدÙ’رÙکÙهÙ بÙŽصÙŽرÙŒ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙحÙطÙ’ بÙهÙ نÙŽظÙŽرÙŒ، قÙŽوÙىٌّ، مÙŽنیعÙŒ، بÙŽصیرÙŒ، سÙŽمیعÙŒ، عÙŽلÙىٌّ، حÙŽکیمÙŒ، رÙŽÛ†ÙفÙŒ، رÙŽحیمÙŒ، عÙŽزیزÙŒ، عÙŽلیمÙŒ،
خواسته اش در امور نافذ گردیده است. حجÙ‘تش کامل و حکمش عدل است. حمد مÙ‰گویم او را حمدÙ کسÙ‰ که:
به پروردگارÙ‰ او اقرار دارد، به فرمانبردارÙ‰ او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگÙ‰ او اقرار دارد، به او از کیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش داردØ› آمرزشÙ‰ که نجاتش مÙ‰دهد در روزÙ‰ که سختÙ‰ آن به حدّى است که او را از اینکه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مÙ‰دارد. از او یارÙ‰ مÙ‰ طلبیم و به او ایمان مÙ‰ آوریم و بر او توکÙ‘ل مÙ‰ کنیم.
از روÙ‰ اخلاص و یقین به او گواهÙ‰ مÙ‰دهم و یگانه اش مÙ‰دانم همان گونه که مÛ†من محکم و استوار او را یگانه مÙ‰داند. او را یکتا مÙ‰شناسم، یکتا شناختن بندهاÙ‰ که اقرار و اعتراف دارد بر اینکه شریکÙ‰ براÙ‰ او در ملک و سلطنتش نیست و کمک کار و یاورÙ‰ در صÙنعش ندارد. بزرگتر است از اینکه براÙ‰ خود مشیر و وزیرÙ‰ بگیرد و پاک و منزه است از اینکه مثل و مانندÙ‰ داشته باشد. مÙ‰داند و پنهان مÙ‰کند و مÙ‰پوشاند و از باطن خبر دارد. مالک و قاهر است.
چون نافرمانÙ‰ شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاÙ‰ نیک دهد. وقتÙ‰ حکم کند، در حکم خود عادل باشد و کرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزÙ‰ مانند او نیست.
او پیش از هر چیزÙ‰ بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارÙ‰ است که: به عزÙ‘ت خود یگانه است، به قدرت خود، مالک است، به توانایÙ‰ و قوÙ‘ت خود، از هر عیبÙ‰ مبرÙ‘ا است، و به برترÙ‰ خود، بزرگوار است. هیچ دیدهاÙ‰ او را درک نکند و نظر و دقتÙ‰ او را فرا نگیرد. توانا است و کسÙ‰ بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حکیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.
عÙŽجÙŽزÙŽ فÙ‰ وÙŽصÙ’فÙهÙ مÙŽنÙ’ یÙŽصÙفÙهÙ، وÙŽ ضÙŽلÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽعÙ’تÙهÙ مÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’رÙفÙهÙ، قÙŽرÙبÙŽ فÙŽبÙŽعÙدÙŽ، وÙŽ بÙŽعÙدÙŽ فÙŽقÙŽرÙبÙŽ، یÙجیبÙ دÙŽعÙ’وَةَ مÙŽنÙ’ یÙŽدÙ’عÙوهÙ، وÙŽ یÙŽرÙ’زÙقÙ عÙŽبÙ’دÙŽهÙ وÙŽ یÙŽحÙ’بÙوهÙ، ذÙو لÙطÙ’فÙ خÙŽفÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ بÙŽطÙ’شÙ قÙŽوÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ رÙŽحÙ’مَة٠مÙوÙŽسÙÙ‘عÙŽØ©Ù، وÙŽ عÙقÙوبَة٠مÙوجÙعÙŽØ©Ù، رÙŽحÙ’مÙŽتÙهÙ جÙŽنَّةٌ عÙŽریضَةٌ مÙونÙقَةٌ، وÙŽ عÙقÙوبÙŽتÙهÙ جÙŽحیمÙŒ مÙÛ†Ù’صÙŽدَةٌ مÙوبÙقَةٌ، وÙŽ شÙŽهÙدÙ’تÙ بÙبÙŽعÙ’ثÙ مÙحÙŽمÙŽÙ‘دÙ عÙŽبÙ’دÙهÙ وÙŽ رÙŽسÙولÙهÙ وÙŽ صÙŽفÙیÙÙ‘هÙ وÙŽ حÙŽبیبÙهÙ وÙŽ خÙŽلیلÙهÙ، بÙŽعÙŽثÙŽهÙ فÙ‰ خÙŽیÙ’رÙ عÙŽصÙ’رÙ، وÙŽ فÙ‰ حینÙŽ فÙŽتÙ’رÙŽØ©Ù، وÙŽ کÙفÙ’رÙ، رÙŽحÙ’مَةً لÙعÙŽبیدÙهÙ، وÙŽ مÙنَّةً لÙمÙŽزیدÙهÙ، خÙŽتÙŽمÙŽ بÙهÙ نÙبÙوÙŽÙ‘تÙŽهÙ، وÙŽ قÙŽوّى بÙهÙ حÙجÙŽÙ‘تÙŽهÙ، فÙŽوÙŽعÙŽظÙŽ، وÙŽ نÙŽصÙŽحÙŽ، وÙŽ بÙŽلÙŽÙ‘غÙŽ، وÙŽ کÙŽدÙŽحÙŽ، رÙŽÛ†ÙفÙŒ بÙکÙلÙÙ‘ مÙÛ†Ù’مÙنÙ، رÙŽحیمÙŒ، وÙŽلÙىٌّ، سÙŽخÙىٌّ، ذÙŽکÙىٌّ، رÙŽضÙىٌّ، عÙŽلÙŽیÙ’هÙ رÙŽحÙ’مَةٌ، وÙŽ تÙŽسÙ’لیمÙŒ، وÙŽ بÙŽرÙŽکَةٌ، وÙŽ تÙŽعÙ’ظیمÙŒ، وÙŽ تÙŽکÙ’ریمÙŒ مÙنÙ’ رÙŽبÙÙ‘ غÙŽفÙورÙ رÙŽحیمÙ،قÙŽریبÙ مÙجیبÙ، وÙŽصÙŽÙ‘یÙ’تÙکÙمÙ’ مÙŽعÙ’شÙŽرÙŽ مÙŽنÙ’ حÙŽضÙŽرÙŽنÙ‰، بÙتÙŽقÙ’وÙ‰ رÙŽبÙÙ‘کÙمÙ’، وÙŽ ذÙŽکÙŽÙ‘رÙ’تÙکÙمÙ’ بÙسÙنَّة٠نÙŽبÙیÙÙ‘کÙمÙ’، فÙŽعÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ بÙرÙŽهÙ’بَة٠تÙسÙŽکÙÙ‘نÙ قÙلÙوبÙŽکÙمÙ’، وÙŽ خÙŽشÙ’یَة٠تÙŽذÙ’رÙ‰ دÙمÙوعÙŽکÙمÙ’، وÙŽ تÙŽقÙیَّة٠تÙنÙ’جیکÙمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یÙذÙ’هÙلÙکÙمÙ’، وÙŽ تÙبÙ’لیکÙمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یÙŽفÙوزÙ فیهÙ مÙŽنÙ’ ثÙŽقÙلÙŽ وÙŽزÙ’نÙ حÙŽسÙŽنÙŽتÙهÙ، وÙŽ خÙŽفÙŽÙ‘ وÙŽزÙ’نÙ سÙŽیÙÙ‘ئÙŽتÙهÙ، وÙŽلÙ’تÙŽکÙنÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙکÙمÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلَةَ ذÙلÙÙ‘، وÙŽ خÙضÙوعÙ، وÙŽ شÙکÙ’رÙ، وÙŽ خÙشÙوعÙ، وÙŽ تÙŽوÙ’بÙŽØ©Ù، وÙŽ نÙŽزÙوعÙ، وÙŽ نÙŽدÙŽمÙ وÙŽ رÙجÙوعÙ وÙŽلÙ’یÙŽغÙ’تÙŽنÙمÙ’ کÙلÙÙ‘ مÙغÙ’تÙŽنÙمÙ مÙنÙ’کÙمÙ’، صÙحÙŽÙ‘تÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ سÙقÙ’مÙهÙ، وÙŽ شÙŽیÙ’بÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ هÙŽرÙŽمÙهÙ، وÙŽسÙعÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ عÙŽدÙŽمÙهÙ، وÙŽ خÙŽلÙ’وÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ شÙغÙ’لÙهÙ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ سÙŽفÙŽرÙهÙ، قÙŽبÙ’لÙŽ هÙوÙŽ یÙŽکÙ’بÙرÙ، وÙŽ یÙŽهÙ’رÙŽمÙ، وÙŽ یÙŽمÙ’رÙŽضÙ، وÙŽ یÙŽسÙ’قÙŽمÙ، وÙŽ یÙمÙلÙÙ‘هÙ طÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ یÙعÙ’رÙضÙ عÙŽنÙ’هÙ حÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ یÙŽتÙŽغÙŽیÙŽÙ‘رÙ عÙŽقÙ’لÙهÙ، وÙŽ یÙŽنÙ’قÙŽطÙعÙ عÙمÙ’رÙهÙ، ثÙمÙŽÙ‘ قیلÙŽ هÙوÙŽ مÙŽوÙ’عÙوکÙŒ، وÙŽ جÙسÙ’مÙهÙ مÙŽنÙ’هÙوکÙŒ، قÙŽدÙ’ جÙŽدÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽزÙ’عÙ شÙŽدیدÙ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهÙ کÙلÙÙ‘ قÙŽریبÙ وÙŽ بÙŽعیدÙ، فÙŽشÙŽخÙŽصÙŽ بÙبÙŽصÙŽرÙهÙ، وÙŽ طÙŽمÙŽحÙŽ بÙنÙŽظÙŽرÙهÙ، وÙŽ رÙŽشÙŽحÙŽ جÙŽبینÙهÙ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽنینÙهÙ، وÙŽ جÙذÙبÙŽتÙ’ نÙŽفÙ’سÙهÙ، وÙŽ نÙکÙبÙŽتÙ’ عÙرÙ’سÙهÙ، وÙŽ حÙفÙرÙŽ رÙŽمÙ’سÙهÙ، وÙŽ یÙŽتÙŽمÙŽ مÙنÙ’هÙ وÙلÙ’دÙهÙ، وÙŽ تÙŽفÙŽرÙŽÙ‘قÙŽ عÙŽنÙ’هÙ عÙŽدÙŽدÙهÙ،
هر که او را وصف کند، عاجز و ناتوان مÙ‰گردد، و هر که به معرفت او رسد، در تعیین صفت براÙ‰ او گمراه مÙ‰شود. در عین دورÙ‰، نزدیک و در عین نزدیکÙ‰، دور است.
هر که او را بخواند، اجابت کند و بندگان را روزÙ‰ عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناک استØ› رحمتÙ‰ که همچون بهشتÙ‰ است پهناور و شگفتانگیز، و عقوبتÙ‰ که کیفرش دوزخÙ‰ است طبقهبندÙ‰ شده و هلاک کننده. گواهÙ‰ مÙ‰دهم که محمÙ‘د صلÙ‰اللهعلیهوآله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است که او را در بهترین زمانهایÙ‰ که مقتضÙ‰ برانگیختنÙ پیامبر بوده، برانگیختØ› زیرا مدÙ‘تÙ‰ در فÙŽترت گذشته بود و پیامبرÙ‰ مبعوث نشده بود و کفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتÙ‰ براÙ‰ بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجÙ‘ت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید.
و اما آن پیامبرØ› موعظه کرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براÙ‰ هر مÛ†منÙ‰، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاکیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و برکت و عظمت و کرامت خداوندÙ آمرزنده مهربانÙ نزدیکÙ اجابت کننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارÙ‰ از نافرمانÙ‰ خداوند سفارش مÙ‰کنم و به پیروÙ‰ از روش پیامبرتان یادآورÙ‰ مÙ‰نمایم.پس بر شما باد: به ترسÙ‰ که دلها را آرامش دهد، به رعبÙ‰ که اشکها را جارÙ‰ کند، و تقوایÙ‰ که باعث نجات شما گردد از روزÙ‰ که به فراموشÙ‰ اندازد و مبتلا گرداند. همان روزÙ‰ که بهرهمند شود از آن هر کس که کارهاÙ‰ نیکش بسیار و کارهاÙ‰ زشت و ناپسندش کم باشد.باید سÛ†ال شما از پروردگارتان، سÛ†ال بنده اÙ‰ باشد که خوار و فروتن، و سرافکنده و شکرگزار است. مانند بندهاÙ‰ که توبه کرده و از نافرمانÙ‰ کناره گیرÙ‰ کرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمتشمارÙ‰ از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنکه بیمار شود، میانسالÙ‰ خود را قبل از آنکه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنکه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنکه گرفتار گردد، و فرصت هایش را پیش از سفر از ایندار فانÙ‰: پیش از آنکه از کار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنکه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روÙ‰ گردانند، پیش از آنکه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حرکت بازافتاده، جسمش کاهیده شده و سخت گرفتار جان کندن است.»
در این حال، هر خویشاوندÙ دور و نزدیکÙ‰ بر بالینش حاضر شود، اما او در حالÙ‰ که چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفتهØ› قلبش از حرکت بازمانÙŽد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را کنده و مهیا کنند، اولادش یتیم گردند، نزدیکانش پراکنده شوند.
وÙŽ قÙسÙÙ‘مÙŽ جÙŽمÙ’عÙهÙ، وÙŽ ذÙŽهÙŽبÙŽ بÙŽصÙŽرÙهÙ وÙŽ سÙŽمÙ’عÙهÙ، وÙŽ کÙفÙÙ‘نÙŽ، وÙŽ مÙدÙÙ‘دÙŽ، وÙŽ وÙجÙÙ‘هÙŽ، وÙŽ جÙرÙÙ‘دÙŽ، وÙŽ غÙسÙÙ‘لÙŽ، وÙŽ عÙرÙÙ‰ÙŽ، وÙŽ نÙشÙفÙŽ، وÙŽ سÙجÙّىَ، وÙŽ بÙسÙطÙŽ لÙŽهÙ، وÙŽ نÙشÙرÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ کÙŽفÙŽنÙهÙ، وÙŽ شÙدÙŽÙ‘ مÙنÙ’هÙ ذÙŽقÙŽنÙهÙ، وÙŽ قÙمÙÙ‘صÙŽ، وÙŽ عÙمÙÙ‘مÙŽ، وÙŽ لÙفÙŽÙ‘، وÙŽ وÙدÙÙ‘عÙŽ، وÙŽ سÙلÙÙ‘مÙŽ، وÙŽ حÙمÙلÙŽ فÙŽوÙ’قÙŽ سÙŽریرÙ، وÙŽ صÙلÙّىَ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙتÙŽکÙ’بیرÙ، وÙŽ نÙقÙلÙŽ مÙنÙ’ دÙورÙ مÙزÙŽخÙ’رÙŽفÙŽØ©Ù، وÙŽ قÙصÙورÙ مÙشÙŽیÙŽÙ‘دÙŽØ©Ù، وÙŽ حÙجÙرÙ مÙنÙŽضÙŽÙ‘دÙŽØ©Ù، فÙŽجÙعÙلÙŽ فÙ‰ ضÙŽریحÙ مÙŽلÙ’حÙودÙ، ضÙŽیÙÙ‘قÙ مÙŽرÙ’صÙوصÙ بÙلÙبÙ’نÙ، مÙŽنÙ’ضÙودÙ، مÙسÙŽقÙŽÙ‘فÙ بÙجÙلÙ’مÙودÙ، وÙŽ هیلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ حÙŽفÙŽرÙهÙ، وÙŽ حÙثÙÙ‰ÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ مÙŽدÙŽرÙهÙ، فÙŽتÙŽحÙŽقÙŽÙ‘قÙŽ حÙŽذÙŽرÙهÙ، وÙŽ نÙسÙÙ‰ÙŽ خÙŽبÙŽرÙهÙ وÙŽ رÙŽجÙŽعÙŽ عÙŽنÙ’هÙ وÙŽلÙیÙÙ‘هÙ، وÙŽ نÙŽدیمÙهÙ وÙŽ نÙŽسیبÙهÙ، وÙŽ حÙŽمیمÙهÙ، وÙŽ تÙŽبÙŽدÙŽÙ‘لÙŽ بÙهÙ قÙŽرینÙهÙ، وÙŽ حÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ صÙŽفÙیÙÙ‘هÙ، وÙŽ نÙŽدیمÙهÙ فÙŽهÙوÙŽ حÙŽشÙ’وÙ قÙŽبÙ’رÙ، وÙŽ رÙŽهینÙ قÙŽفÙ’رÙ، یÙŽسÙ’عÙ‰ فÙ‰ جÙسÙ’مÙهÙ دÙودÙ قÙŽبÙ’رÙهÙ و یÙŽسیلÙ صÙŽدیدÙهÙ مÙنÙ’ مÙنÙ’خÙŽرÙهÙ، یÙسÙ’حÙŽقÙ ثÙŽوÙ’بÙهÙ وÙŽ لÙŽحÙ’مÙهÙ، وÙŽ یÙنÙ’شÙŽفÙ دÙŽمÙهÙ، وÙŽ یÙدÙŽقÙÙ‘ عÙŽظÙ’مÙهÙ، حÙŽتّى یÙŽوÙ’مÙŽ حÙŽشÙ’رÙهÙ، فÙŽیÙنÙ’شÙŽرÙ مÙنÙ’ قÙŽبÙ’رÙهÙ، وÙŽ یÙنÙ’فÙŽخÙ فÙÙ‰ الصÙÙ‘ورÙ، وÙŽ یÙدÙ’عÙ‰ لÙحÙŽشÙ’رÙ وÙŽ نÙشÙورÙ، فÙŽثÙŽمÙŽÙ‘ بÙعÙ’ثÙرÙŽتÙ’ قÙبÙورÙŒ، وÙŽ حÙصÙÙ‘لÙŽتÙ’ صÙدÙورÙŒ، وÙŽجىءَ بÙکÙلÙÙ‘ نÙŽبÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ صÙدÙ‘یقÙ، وÙŽ شÙŽهیدÙ، وÙŽ مÙنÙ’طیقÙ، وÙŽ تÙŽوÙŽلّى لÙفÙŽصÙ’لÙ حÙکÙ’مÙهÙ رÙŽبٌّ قÙŽدیرÙŒ، بÙبÙŽعیدÙهÙ خÙŽبیرÙŒ وÙŽ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽکÙŽمÙ’ مÙنÙ’ زÙŽفÙ’رَة٠تÙضÙ’نیهÙ، وÙŽ حÙŽسÙ’رَة٠تÙنÙ’ضیهÙ، فÙ‰ مÙŽوÙ’قÙفÙ مÙŽهÙولÙ عÙŽظیمÙ، وÙŽ مÙŽشÙ’هÙŽدÙ جÙŽلیلÙ جÙŽسیمÙ، بÙŽیÙ’نÙŽ یÙŽدَىْ مÙŽلÙکÙ کÙŽریمÙ، بÙکÙلÙÙ‘ صÙŽغیرَة٠وÙŽ کÙŽبیرَة٠عÙŽلیمÙ، حینÙŽئÙذÙ یÙلÙ’جÙمÙهÙ عÙŽرÙŽقÙهÙ، وÙŽ یÙŽحÙ’فÙزÙهÙ قÙŽلÙŽقÙهÙ، عÙŽبÙ’رÙŽتÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽرÙ’حÙومÙŽØ©Ù، وÙŽ صÙŽرÙ’خÙŽتÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽسÙ’مÙوعÙŽØ©Ù، وÙŽ حÙجÙŽÙ‘تÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽقÙ’بÙولÙŽØ©Ù، وÙŽ تÙŽÛ†ÙلÙ صÙŽحیفÙŽتÙهÙ، وÙŽ تÙبÙŽیÙŽÙ‘نÙ جÙŽریرÙŽتÙهÙ وÙŽ نÙŽطÙŽقÙŽ کÙلÙÙ‘ عÙضÙ’وÙ مÙنÙ’هÙ بÙسÙوء٠عÙŽمÙŽلÙهÙ، وÙŽ شÙŽهÙدÙŽ عÙŽیÙ’نÙهÙ بÙنÙŽظÙŽرÙهÙ، وÙŽ یÙŽدÙهÙ بÙبÙŽطÙ’شÙهÙ، وÙŽ رÙجÙ’لÙهÙ بÙخÙŽطÙ’وÙهÙ، وÙŽ جÙلÙ’دÙهÙ بÙمÙŽسÙÙ‘هÙ، وÙŽ فÙŽرÙ’جÙهÙ بÙلÙŽمÙ’سÙهÙ، وÙŽ یÙهÙŽدÙÙ‘دÙهÙ مÙنÙ’کÙŽرÙŒ وÙŽ نÙŽکیرÙŒ، وÙŽ کÙŽشÙŽفÙŽ عÙŽنÙ’هÙ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽسÙلÙ’سÙلÙŽ جیدÙهÙ، وÙŽ غÙلÙŽÙ‘تÙ’ یÙŽدÙهÙ، وÙŽ سیقÙŽ یÙسÙ’حÙŽبÙ وÙŽحÙ’دÙŽهÙ فÙŽوÙŽرÙŽدÙŽ جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ بÙکÙŽرÙ’بÙ شÙŽدیدÙ، وÙŽ ظÙŽلÙŽÙ‘ یÙعÙŽذÙŽÙ‘بÙ فÙ‰ جÙŽحیمÙ،
و اموالش تقسیم شود. در حالÙ‰ که دیدن و شنیدنش از دست رفته و کفنÙ او را مهیا مÙ‰کنندØ› دست و پایش کشیده شود، رو به قبله گردد، جامهاش کنده و عریان شود، غسل داده شده و خشک گردد. آنگاه جایش آماده شده و کفنش را باز مÙ‰کنند. چانهاش را بسته، پیراهن (کفن) را بر او پوشانده، عمÙ‘امه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع کرده مÙ‰شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مÙ‰خوانند. سپس از خانهÙ‰ زینت داده شده و قصرهاÙ‰ محکم و اطاقهاÙ‰ بر هم قرار گرفته به سوÙ‰ قبرستان منتقل گردیده و در شکاف زمین جاÙ‰ داده مÙ‰شود. مکانÙ‰ که میان لحدÙ‰ تنگ که با خشتها به هم بسته شده و سقف آن از سنگها ترتیب داده شده قرار دارد.
در این زمان، بر او خاک و ریگ گور ریخته شود و او را سنگهاÙ‰ قبر فراگیرد. و آنچه از آن مÙ‰ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرÙ‰ اختیار کندØ› او که زمانÙ‰ دوست و انتخاب شده و همخوابهاش بود، در آغوش دیگرÙ‰ درآید در حالÙ‰ که او گرفتار تنهایÙ‰ قبر باشد. پس از مدتÙ‰ نه چندان دور کÙرمهاÙ‰ زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینÙ‰ و دهانش چرک و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رÙŽوÙŽد، جسمش خشک گردد و استخوانهایش باریک شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزÙ‰ که نفخه در صور دمیده شده و براÙ‰ حشر خوانده شود. روزÙ‰ که قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزÙ‰ که هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورÙ‰ حضور یابد و اختیار حکم و داورÙ‰ براÙ‰ پروردگارÙ‰ است که به افعال و کردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه نالههاÙ‰ دلخراشÙ‰ که برنمÙ‰آید و چه حسرتهاÙ‰ جانسوز که پدیدار نمÙ‰شودØ› زیرا در جایگاه هولناک بزرگÙ‰ نگهداشته شود و در برابر پادشاه کریمÙ‰ قرار گیرد که به هر کردار کوچک و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاÙ‰ او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشک بریزدØ› ولÙ‰ کسÙ‰ به او رحم نکند و بر آنچه فریاد کند، فریادرسÙ‰ نباشد. حجÙ‘ت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشکار شود و آنگاه هر عضو او به سخن آید و از بدÙ‰ کردارش خبر دهد: چشم او گواهÙ‰ دهد به آنچه نظر افکنده، دست او گواهÙ‰ دهد به سوÙ‰ آنچه یازیده، پایش گواهÙ‰ دهد به آنچه به سوÙ‰ آن رفته، پوست او گواهÙ‰ دهد با آنچه که تماس داشته، فرج او گواهÙ‰ دهد به آنچه که لمس کرده. سپس منکر و نکیر او را تهدید کرده و بترسانند. رسوایÙ‰اش پدیدار شود تا اینکه زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایÙ‰ بÙکÙشند و به سختÙ‰ در دوزخ وارد کنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.
وÙŽ یÙسÙ’قÙ‰ شÙŽرÙ’بَةً مÙنÙ’ حÙŽمیمÙ تÙŽشÙ’وÙ‰ وÙŽجÙ’هÙŽهÙ، وÙŽ تÙŽسÙ’لÙخÙ جÙلÙ’دÙŽهÙ، یÙŽضÙ’رÙبÙهÙ زÙŽبینÙŽتÙهÙ بÙمÙقÙ’مÙŽعÙ مÙنÙ’ حÙŽدیدÙ، یÙŽعÙودÙ جÙلÙ’دÙهÙ بÙŽعÙ’دÙŽ نÙŽضÙ’جÙهÙ بÙجÙلÙ’دÙ جÙŽدیدÙ، یÙŽسÙ’تÙŽغیثÙ فÙŽیÙعÙ’رÙضÙ عÙŽنÙ’هÙ خÙŽزÙŽنَة٠جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ، وÙŽ یÙŽسÙ’تÙŽصÙ’رÙخÙ فÙŽیÙŽلÙ’بÙŽثÙ حÙقÙ’بÙŽهÙ بÙنÙŽدÙŽمÙ، نÙŽعÙوذÙ بÙرÙŽبÙÙ‘ قÙŽدیرÙ مÙنÙ’ شÙŽرÙÙ‘ کÙلÙÙ‘ مÙŽصیرÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’ئÙŽلÙهÙ عÙŽفÙ’وÙŽ مÙŽنÙ’ رÙŽضÙÙ‰ÙŽ عÙŽنÙ’هÙ، وÙŽ مÙŽغÙ’فÙرَةَ مÙŽنÙ’ قÙŽبÙلÙŽ مÙنÙ’هÙ، فÙŽهÙوÙŽ وÙŽلÙÙ‰ÙÙ‘ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙ‰ وÙŽ مÙنÙ’جÙحÙŽ طÙŽلÙبÙŽتÙ‰، فÙŽمÙŽنÙ’ زÙحÙ’زÙحÙŽ عÙŽنÙ’ تÙŽعÙ’ذیبÙ رÙŽبÙÙ‘هÙ، سÙŽکÙŽنÙŽ فÙ‰ جÙŽنÙŽÙ‘تÙهÙ بÙقÙرÙ’بÙهÙ، وÙŽ خÙلÙÙ‘دÙŽ فÙ‰ قÙصÙورÙ مÙشÙŽیÙÙ‘دÙŽØ©Ù، وÙŽ مÙکÙÙ‘نÙŽ مÙنÙ’ حÙورÙ عینÙ وÙŽ حÙŽفÙŽدÙŽØ©Ù، وÙŽ طیفÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙکÙئÙوسÙ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽظیرَةَ فÙرÙ’دÙŽوÙ’سÙ، وÙŽ تÙŽقÙŽلÙŽÙ‘بÙŽ فÙ‰ نÙŽعیمÙ، وÙŽ سÙقÙÙ‰ÙŽ مÙنÙ’ تÙŽسÙ’نیمÙ، وÙŽ شÙŽرÙبÙŽ مÙنÙ’ عÙŽیÙ’نÙ سÙŽلÙ’سÙŽبیلÙ، مÙŽمÙ’زÙوجَة٠بÙزÙŽنÙ’جÙŽبیلÙ، مÙŽخÙ’تÙومَة٠بÙمÙسÙ’کÙ عÙŽبیرÙ، مÙسÙ’تÙŽدیمÙ لÙلÙ’حÙبÙورÙ، مÙسÙ’تÙŽشÙ’عÙرÙ لÙلسÙÙ‘رورÙ، یÙŽشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ خÙمÙورÙ، فÙ‰ رÙŽوÙ’ضÙ مÙشÙ’رÙقÙ مÙغÙ’دÙقÙ، لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽصÙ’دÙŽعÙ مÙŽنÙ’ شÙŽرÙبÙŽهÙ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽنÙ’زÙفÙ، هذÙهÙ مÙŽنÙ’زÙلَة٠مÙŽنÙ’ خÙŽشÙÙ‰ÙŽ رÙŽبÙŽÙ‘هÙ، وÙŽ حÙŽذÙŽÙ‘رÙŽ نÙŽفÙ’سÙهÙ، وÙŽ تÙŽلÙکÙŽ عÙقÙوبَة٠مÙŽنÙ’ عÙŽصÙ‰ مÙنÙشÙ’ئÙŽهÙ، وÙŽ سÙŽوÙŽÙ‘لÙŽتÙ’ لÙŽهÙ نÙŽفÙ’سÙهÙ، مÙŽعÙ’صÙیَةَ مÙبÙ’دیهÙ، ذلÙکÙŽ قÙŽوÙ’لÙŒ فÙŽصÙ’لÙŒ وÙŽ حÙکÙ’مÙŒ عÙŽدÙ’لÙŒ، خÙŽیÙ’رÙ قÙŽصÙŽصÙ قÙŽصÙŽÙ‘ وÙŽ وÙŽعÙ’ظÙ بÙهÙ نÙŽصÙŽÙ‘، تÙŽنÙ’زیلÙŒ مÙنÙ’ حÙŽکیمÙ حÙŽمیدÙ، نÙŽزÙŽلÙŽ بÙهÙ رÙوحÙ قÙدÙسÙ مÙبینÙ، عÙŽلÙ‰ نÙŽبÙÙ‰ÙÙ‘ مÙهÙ’تÙŽدÙ مÙŽکینÙ، صÙŽلÙŽÙ‘تÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ رÙسÙلÙŒ سÙŽفÙŽرَةٌ مÙکÙŽرÙŽÙ‘مÙونÙŽ بÙŽرÙŽرَةٌ، عÙذÙ’تÙ بÙرÙŽبÙÙ‘ رÙŽحیمÙ مÙنÙ’ شÙŽرÙÙ‘ کÙلÙÙ‘ رÙŽجیمÙ، فÙŽلÙ’یÙŽتÙŽضÙŽرÙŽÙ‘عÙ’ مÙتÙŽضÙŽرÙÙ‘عÙکÙمÙ’، وÙŽلÙیÙŽبÙ’تÙŽهÙلÙ’ مÙبÙ’تÙŽهÙلÙکÙمÙ’، فÙŽنÙŽسÙ’تÙŽغÙ’فÙرÙ رÙŽبÙŽÙ‘ کÙلÙÙ‘ مÙŽرÙ’بÙوبÙ لÙ‰ وÙŽلÙŽکÙمÙ’.
چندان که روÙ‰ او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستÙ‰ دیگر تبدیل گردد. در برابر نالهها و فریادهایÙ‰ که مÙ‰زند، خازنان جهنم از او روÙ‰ بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، کسÙ‰ به فریادش نرسد و بدین ترتیب سالهاÙ‰ درازÙ‰ به ندامت و پشیمانÙ‰ بگذراند. پناه مÙ‰بریم به خداوندÙ قادرÙ توانا از بدÙ‰ هر پیشامد ناگوارÙ‰، و از او بخشش و عفو کسÙ‰ را که از او خشنود شده است درخواست مÙ‰کنیم و آمرزش کسÙ‰ را که از او قبول فرموده مسØ£لت مÙ‰نماییمØ› که او ولÙ‰ نعمت خواسته ها و برآورندهÙ‰ حاجات من است. پس کسÙ‰ که از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساکن شود و در قصرهاÙ‰ محکمÙ جاویدان بماندØ› در حالÙ‰ که به حورالعین و خدمتگزاران بهشتÙ‰ دست یابد. جامها از نوشیدنÙ‰ها برایش مهیا کنند و در فردوس اعلÙ‰ جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیلØ› که آمیخته به زنجبیل، و مÙهر کرده به مÙشک و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمتها و شادÙ‰ها زندگÙ‰ مÙ‰کند و از شرابهایÙ‰ که در باغهاÙ‰ روشن و پر نور است، و آبهاÙ‰ روان در آن جارÙ‰ است، شرابÙ‰ که درد سر نیاورد و عقل را زایل نکند مÙ‰نوشند. این است منزلت و مقام کسÙ‰ که از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است کیفر کسÙ‰ که بر آفرینندهÙ‰ خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براÙ‰ او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حÙکم به عدلØ› بهترین قصهاÙ‰ که نقل شده و بهترین پندها که بیان گردیده. از نزد حکیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت کننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرÙ‰ که رسولان و سفیران مکرÙ‘م بر او درود فرستادند.
پناه مÙ‰برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شدهÙ‰ گمراه کننده. پس باید تضرع کنند تضرع کنندگان و زارÙ‰ نمایند زارÙ‰ کنندگان. در آخر براÙ‰ خودم و شما از پروردگار هر تربیت شدهاÙ‰ طلب مغفرت مÙ‰ کنیم.
پی نوشت: مصباح کفعمÙ‰، ص 968Ø› علÙ‰ و المناقب، صص 368 – 370Ø› شرح ابن ابی الحدید، ج 19، صص 140 - 143Ø› نهج السعادØ© فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1 ، ص ،87 خ 20Ø› کنز العمال، ج 16، صص 208 - 213 Ø› سفینØ© البحار، ج 1، ص 397 به نقل از جلد 9 بحارالانوار چاپ قدیم.
منبع: کتاب «علی علیهالسلام و خطب نادره»، ترجمه مجید دایی، انتشارات زراره.
حÙŽمÙدÙ’تÙ مÙŽنÙ’ عÙŽظÙمÙŽتÙ’ مÙنÙŽÙ‘تÙهÙ، وÙŽ سÙŽبÙŽغÙŽتÙ’ نÙعÙ’مÙŽتÙهÙ، وÙŽ سÙŽبÙŽقÙŽتÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتÙهÙ، وÙŽ تÙŽمÙŽÙ‘تÙ’ کÙŽلÙمÙŽتÙهÙ، وÙŽ نÙŽفÙŽذÙŽتÙ’ مÙŽشÙیÙŽÙ‘تÙهÙ وÙŽ بÙŽلÙŽغÙŽتÙ’ حÙجÙŽÙ‘تÙهÙ، وÙŽ عÙŽدÙŽلÙŽتÙ’ قÙŽضÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، حÙŽمÙدÙ’تÙ حÙŽمÙ’دÙŽ مÙقÙرÙÙ‘ بÙرÙبÙوبÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽخÙŽضÙÙ‘عÙ لÙعÙبÙودÙیÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽنÙŽصÙÙ‘لÙ مÙنÙ’ خÙŽطیئÙŽتÙهÙ، مÙعÙ’تÙŽرÙفÙ بÙتÙŽوÙ’حیدÙهÙ، مÙسÙ’تÙŽعیذÙ مÙنÙ’ وÙŽعیدÙهÙ، مÙÛ†ÙŽمÙÙ‘لÙ مÙنÙ’ رÙŽبÙÙ‘هÙ مÙŽغÙ’فÙرَةً تÙنÙ’جیهÙ، یÙŽوÙ’مÙŽ یÙشÙ’غÙŽلÙ عÙŽنÙ’ فÙŽصیلÙŽتÙهÙ وÙŽ بÙŽنیهÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽعینÙهÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽرÙ’شÙدÙهÙ، وÙŽ نÙÛ†Ù’مÙنÙ بÙهÙ، وÙŽ نÙŽتÙŽوÙŽکÙŽÙ‘لÙ عÙŽلÙŽیÙ’ه، وÙŽ شÙŽهÙدÙ’تÙ لÙŽهÙ بÙضÙŽمیرÙ مÙخÙ’لÙصÙ مÙوقÙنÙ، وÙŽ فÙŽرÙŽÙ‘دÙ’تÙهÙ تÙŽفÙ’ریدÙŽ مÙÛ†Ù’مÙنÙ مÙتÙ’قÙنÙ، وÙŽ وÙŽحÙŽÙ‘دÙ’تÙهÙ تÙŽوÙ’حیدÙŽ عÙŽبÙ’دÙ مÙذÙ’عÙنÙ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهÙ شÙŽریکÙŒ فÙ‰ مÙلÙ’کÙهÙ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکÙنÙ’ لÙŽهÙ وÙŽلÙىٌّ فÙ‰ صÙنÙ’عÙهÙ، جÙŽلÙŽÙ‘ عÙŽنÙ’ مÙشیرÙ وÙŽ وÙŽزیرÙ، وÙŽ تÙŽنÙŽزÙŽÙ‘هÙŽ عÙŽنÙ’ مÙثÙ’لÙ وÙŽ نÙŽظیرÙ، عÙŽلÙمÙŽ فÙŽسÙŽتÙŽرÙŽ، وÙŽ بÙŽطÙŽنÙŽ فÙŽخÙŽبÙŽرÙŽ، وÙŽ مÙŽلÙŽکÙŽ فÙŽقÙŽهÙŽرÙŽ، وÙŽ عÙصÙÙ‰ÙŽ فÙŽغÙŽفÙŽرÙŽ، وÙŽ عÙبÙدÙŽ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽ، وÙŽ حÙŽکÙŽمÙŽ فÙŽعÙŽدÙŽلÙŽ، وÙŽ تÙŽکÙŽرÙŽÙ‘مÙŽ وÙŽ تÙŽفÙŽضÙŽÙ‘لÙŽ، لÙŽمÙ’ یÙŽزÙŽلÙ’ وÙŽ لÙŽنÙ’ یÙŽزÙولÙŽ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ کÙŽمÙثÙ’لÙهÙ شَىْءٌ.وÙŽ هÙوÙŽ قÙŽبÙ’لÙŽ کÙلÙÙ‘ شَىْءÙ، وÙŽ بÙŽعÙ’دÙŽ کÙلÙÙ‘ شَىْءÙ، رÙŽبٌّ مÙتÙŽفÙŽرÙÙ‘دÙŒ بÙعÙزÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽمÙŽلÙÙ‘کÙŒ بÙقÙوÙŽÙ‘تÙهÙ، مÙتÙŽقÙŽدÙÙ‘سÙŒ بÙعÙلÙوÙÙ‘هÙ، مÙتÙŽکÙŽبÙÙ‘رÙŒ بÙسÙمÙوÙÙ‘هÙ لÙŽیÙ’سÙŽ یÙدÙ’رÙکÙهÙ بÙŽصÙŽرÙŒ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙحÙطÙ’ بÙهÙ نÙŽظÙŽرÙŒ، قÙŽوÙىٌّ، مÙŽنیعÙŒ، بÙŽصیرÙŒ، سÙŽمیعÙŒ، عÙŽلÙىٌّ، حÙŽکیمÙŒ، رÙŽÛ†ÙفÙŒ، رÙŽحیمÙŒ، عÙŽزیزÙŒ، عÙŽلیمÙŒ،
خواسته اش در امور نافذ گردیده است. حجÙ‘تش کامل و حکمش عدل است. حمد مÙ‰گویم او را حمدÙ کسÙ‰ که:
به پروردگارÙ‰ او اقرار دارد، به فرمانبردارÙ‰ او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگÙ‰ او اقرار دارد، به او از کیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش داردØ› آمرزشÙ‰ که نجاتش مÙ‰دهد در روزÙ‰ که سختÙ‰ آن به حدّى است که او را از اینکه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مÙ‰دارد. از او یارÙ‰ مÙ‰ طلبیم و به او ایمان مÙ‰ آوریم و بر او توکÙ‘ل مÙ‰ کنیم.
از روÙ‰ اخلاص و یقین به او گواهÙ‰ مÙ‰دهم و یگانه اش مÙ‰دانم همان گونه که مÛ†من محکم و استوار او را یگانه مÙ‰داند. او را یکتا مÙ‰شناسم، یکتا شناختن بندهاÙ‰ که اقرار و اعتراف دارد بر اینکه شریکÙ‰ براÙ‰ او در ملک و سلطنتش نیست و کمک کار و یاورÙ‰ در صÙنعش ندارد. بزرگتر است از اینکه براÙ‰ خود مشیر و وزیرÙ‰ بگیرد و پاک و منزه است از اینکه مثل و مانندÙ‰ داشته باشد. مÙ‰داند و پنهان مÙ‰کند و مÙ‰پوشاند و از باطن خبر دارد. مالک و قاهر است.
چون نافرمانÙ‰ شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاÙ‰ نیک دهد. وقتÙ‰ حکم کند، در حکم خود عادل باشد و کرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزÙ‰ مانند او نیست.
او پیش از هر چیزÙ‰ بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارÙ‰ است که: به عزÙ‘ت خود یگانه است، به قدرت خود، مالک است، به توانایÙ‰ و قوÙ‘ت خود، از هر عیبÙ‰ مبرÙ‘ا است، و به برترÙ‰ خود، بزرگوار است. هیچ دیدهاÙ‰ او را درک نکند و نظر و دقتÙ‰ او را فرا نگیرد. توانا است و کسÙ‰ بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حکیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.
عÙŽجÙŽزÙŽ فÙ‰ وÙŽصÙ’فÙهÙ مÙŽنÙ’ یÙŽصÙفÙهÙ، وÙŽ ضÙŽلÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽعÙ’تÙهÙ مÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’رÙفÙهÙ، قÙŽرÙبÙŽ فÙŽبÙŽعÙدÙŽ، وÙŽ بÙŽعÙدÙŽ فÙŽقÙŽرÙبÙŽ، یÙجیبÙ دÙŽعÙ’وَةَ مÙŽنÙ’ یÙŽدÙ’عÙوهÙ، وÙŽ یÙŽرÙ’زÙقÙ عÙŽبÙ’دÙŽهÙ وÙŽ یÙŽحÙ’بÙوهÙ، ذÙو لÙطÙ’فÙ خÙŽفÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ بÙŽطÙ’شÙ قÙŽوÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ رÙŽحÙ’مَة٠مÙوÙŽسÙÙ‘عÙŽØ©Ù، وÙŽ عÙقÙوبَة٠مÙوجÙعÙŽØ©Ù، رÙŽحÙ’مÙŽتÙهÙ جÙŽنَّةٌ عÙŽریضَةٌ مÙونÙقَةٌ، وÙŽ عÙقÙوبÙŽتÙهÙ جÙŽحیمÙŒ مÙÛ†Ù’صÙŽدَةٌ مÙوبÙقَةٌ، وÙŽ شÙŽهÙدÙ’تÙ بÙبÙŽعÙ’ثÙ مÙحÙŽمÙŽÙ‘دÙ عÙŽبÙ’دÙهÙ وÙŽ رÙŽسÙولÙهÙ وÙŽ صÙŽفÙیÙÙ‘هÙ وÙŽ حÙŽبیبÙهÙ وÙŽ خÙŽلیلÙهÙ، بÙŽعÙŽثÙŽهÙ فÙ‰ خÙŽیÙ’رÙ عÙŽصÙ’رÙ، وÙŽ فÙ‰ حینÙŽ فÙŽتÙ’رÙŽØ©Ù، وÙŽ کÙفÙ’رÙ، رÙŽحÙ’مَةً لÙعÙŽبیدÙهÙ، وÙŽ مÙنَّةً لÙمÙŽزیدÙهÙ، خÙŽتÙŽمÙŽ بÙهÙ نÙبÙوÙŽÙ‘تÙŽهÙ، وÙŽ قÙŽوّى بÙهÙ حÙجÙŽÙ‘تÙŽهÙ، فÙŽوÙŽعÙŽظÙŽ، وÙŽ نÙŽصÙŽحÙŽ، وÙŽ بÙŽلÙŽÙ‘غÙŽ، وÙŽ کÙŽدÙŽحÙŽ، رÙŽÛ†ÙفÙŒ بÙکÙلÙÙ‘ مÙÛ†Ù’مÙنÙ، رÙŽحیمÙŒ، وÙŽلÙىٌّ، سÙŽخÙىٌّ، ذÙŽکÙىٌّ، رÙŽضÙىٌّ، عÙŽلÙŽیÙ’هÙ رÙŽحÙ’مَةٌ، وÙŽ تÙŽسÙ’لیمÙŒ، وÙŽ بÙŽرÙŽکَةٌ، وÙŽ تÙŽعÙ’ظیمÙŒ، وÙŽ تÙŽکÙ’ریمÙŒ مÙنÙ’ رÙŽبÙÙ‘ غÙŽفÙورÙ رÙŽحیمÙ،قÙŽریبÙ مÙجیبÙ، وÙŽصÙŽÙ‘یÙ’تÙکÙمÙ’ مÙŽعÙ’شÙŽرÙŽ مÙŽنÙ’ حÙŽضÙŽرÙŽنÙ‰، بÙتÙŽقÙ’وÙ‰ رÙŽبÙÙ‘کÙمÙ’، وÙŽ ذÙŽکÙŽÙ‘رÙ’تÙکÙمÙ’ بÙسÙنَّة٠نÙŽبÙیÙÙ‘کÙمÙ’، فÙŽعÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ بÙرÙŽهÙ’بَة٠تÙسÙŽکÙÙ‘نÙ قÙلÙوبÙŽکÙمÙ’، وÙŽ خÙŽشÙ’یَة٠تÙŽذÙ’رÙ‰ دÙمÙوعÙŽکÙمÙ’، وÙŽ تÙŽقÙیَّة٠تÙنÙ’جیکÙمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یÙذÙ’هÙلÙکÙمÙ’، وÙŽ تÙبÙ’لیکÙمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یÙŽفÙوزÙ فیهÙ مÙŽنÙ’ ثÙŽقÙلÙŽ وÙŽزÙ’نÙ حÙŽسÙŽنÙŽتÙهÙ، وÙŽ خÙŽفÙŽÙ‘ وÙŽزÙ’نÙ سÙŽیÙÙ‘ئÙŽتÙهÙ، وÙŽلÙ’تÙŽکÙنÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙکÙمÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلَةَ ذÙلÙÙ‘، وÙŽ خÙضÙوعÙ، وÙŽ شÙکÙ’رÙ، وÙŽ خÙشÙوعÙ، وÙŽ تÙŽوÙ’بÙŽØ©Ù، وÙŽ نÙŽزÙوعÙ، وÙŽ نÙŽدÙŽمÙ وÙŽ رÙجÙوعÙ وÙŽلÙ’یÙŽغÙ’تÙŽنÙمÙ’ کÙلÙÙ‘ مÙغÙ’تÙŽنÙمÙ مÙنÙ’کÙمÙ’، صÙحÙŽÙ‘تÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ سÙقÙ’مÙهÙ، وÙŽ شÙŽیÙ’بÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ هÙŽرÙŽمÙهÙ، وÙŽسÙعÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ عÙŽدÙŽمÙهÙ، وÙŽ خÙŽلÙ’وÙŽتÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ شÙغÙ’لÙهÙ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهÙ قÙŽبÙ’لÙŽ سÙŽفÙŽرÙهÙ، قÙŽبÙ’لÙŽ هÙوÙŽ یÙŽکÙ’بÙرÙ، وÙŽ یÙŽهÙ’رÙŽمÙ، وÙŽ یÙŽمÙ’رÙŽضÙ، وÙŽ یÙŽسÙ’قÙŽمÙ، وÙŽ یÙمÙلÙÙ‘هÙ طÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ یÙعÙ’رÙضÙ عÙŽنÙ’هÙ حÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ یÙŽتÙŽغÙŽیÙŽÙ‘رÙ عÙŽقÙ’لÙهÙ، وÙŽ یÙŽنÙ’قÙŽطÙعÙ عÙمÙ’رÙهÙ، ثÙمÙŽÙ‘ قیلÙŽ هÙوÙŽ مÙŽوÙ’عÙوکÙŒ، وÙŽ جÙسÙ’مÙهÙ مÙŽنÙ’هÙوکÙŒ، قÙŽدÙ’ جÙŽدÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽزÙ’عÙ شÙŽدیدÙ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهÙ کÙلÙÙ‘ قÙŽریبÙ وÙŽ بÙŽعیدÙ، فÙŽشÙŽخÙŽصÙŽ بÙبÙŽصÙŽرÙهÙ، وÙŽ طÙŽمÙŽحÙŽ بÙنÙŽظÙŽرÙهÙ، وÙŽ رÙŽشÙŽحÙŽ جÙŽبینÙهÙ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽنینÙهÙ، وÙŽ جÙذÙبÙŽتÙ’ نÙŽفÙ’سÙهÙ، وÙŽ نÙکÙبÙŽتÙ’ عÙرÙ’سÙهÙ، وÙŽ حÙفÙرÙŽ رÙŽمÙ’سÙهÙ، وÙŽ یÙŽتÙŽمÙŽ مÙنÙ’هÙ وÙلÙ’دÙهÙ، وÙŽ تÙŽفÙŽرÙŽÙ‘قÙŽ عÙŽنÙ’هÙ عÙŽدÙŽدÙهÙ،
هر که او را وصف کند، عاجز و ناتوان مÙ‰گردد، و هر که به معرفت او رسد، در تعیین صفت براÙ‰ او گمراه مÙ‰شود. در عین دورÙ‰، نزدیک و در عین نزدیکÙ‰، دور است.
هر که او را بخواند، اجابت کند و بندگان را روزÙ‰ عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناک استØ› رحمتÙ‰ که همچون بهشتÙ‰ است پهناور و شگفتانگیز، و عقوبتÙ‰ که کیفرش دوزخÙ‰ است طبقهبندÙ‰ شده و هلاک کننده. گواهÙ‰ مÙ‰دهم که محمÙ‘د صلÙ‰اللهعلیهوآله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است که او را در بهترین زمانهایÙ‰ که مقتضÙ‰ برانگیختنÙ پیامبر بوده، برانگیختØ› زیرا مدÙ‘تÙ‰ در فÙŽترت گذشته بود و پیامبرÙ‰ مبعوث نشده بود و کفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتÙ‰ براÙ‰ بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجÙ‘ت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید.
و اما آن پیامبرØ› موعظه کرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براÙ‰ هر مÛ†منÙ‰، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاکیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و برکت و عظمت و کرامت خداوندÙ آمرزنده مهربانÙ نزدیکÙ اجابت کننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارÙ‰ از نافرمانÙ‰ خداوند سفارش مÙ‰کنم و به پیروÙ‰ از روش پیامبرتان یادآورÙ‰ مÙ‰نمایم.پس بر شما باد: به ترسÙ‰ که دلها را آرامش دهد، به رعبÙ‰ که اشکها را جارÙ‰ کند، و تقوایÙ‰ که باعث نجات شما گردد از روزÙ‰ که به فراموشÙ‰ اندازد و مبتلا گرداند. همان روزÙ‰ که بهرهمند شود از آن هر کس که کارهاÙ‰ نیکش بسیار و کارهاÙ‰ زشت و ناپسندش کم باشد.باید سÛ†ال شما از پروردگارتان، سÛ†ال بنده اÙ‰ باشد که خوار و فروتن، و سرافکنده و شکرگزار است. مانند بندهاÙ‰ که توبه کرده و از نافرمانÙ‰ کناره گیرÙ‰ کرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمتشمارÙ‰ از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنکه بیمار شود، میانسالÙ‰ خود را قبل از آنکه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنکه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنکه گرفتار گردد، و فرصت هایش را پیش از سفر از ایندار فانÙ‰: پیش از آنکه از کار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنکه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روÙ‰ گردانند، پیش از آنکه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حرکت بازافتاده، جسمش کاهیده شده و سخت گرفتار جان کندن است.»
در این حال، هر خویشاوندÙ دور و نزدیکÙ‰ بر بالینش حاضر شود، اما او در حالÙ‰ که چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفتهØ› قلبش از حرکت بازمانÙŽد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را کنده و مهیا کنند، اولادش یتیم گردند، نزدیکانش پراکنده شوند.
وÙŽ قÙسÙÙ‘مÙŽ جÙŽمÙ’عÙهÙ، وÙŽ ذÙŽهÙŽبÙŽ بÙŽصÙŽرÙهÙ وÙŽ سÙŽمÙ’عÙهÙ، وÙŽ کÙفÙÙ‘نÙŽ، وÙŽ مÙدÙÙ‘دÙŽ، وÙŽ وÙجÙÙ‘هÙŽ، وÙŽ جÙرÙÙ‘دÙŽ، وÙŽ غÙسÙÙ‘لÙŽ، وÙŽ عÙرÙÙ‰ÙŽ، وÙŽ نÙشÙفÙŽ، وÙŽ سÙجÙّىَ، وÙŽ بÙسÙطÙŽ لÙŽهÙ، وÙŽ نÙشÙرÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ کÙŽفÙŽنÙهÙ، وÙŽ شÙدÙŽÙ‘ مÙنÙ’هÙ ذÙŽقÙŽنÙهÙ، وÙŽ قÙمÙÙ‘صÙŽ، وÙŽ عÙمÙÙ‘مÙŽ، وÙŽ لÙفÙŽÙ‘، وÙŽ وÙدÙÙ‘عÙŽ، وÙŽ سÙلÙÙ‘مÙŽ، وÙŽ حÙمÙلÙŽ فÙŽوÙ’قÙŽ سÙŽریرÙ، وÙŽ صÙلÙّىَ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙتÙŽکÙ’بیرÙ، وÙŽ نÙقÙلÙŽ مÙنÙ’ دÙورÙ مÙزÙŽخÙ’رÙŽفÙŽØ©Ù، وÙŽ قÙصÙورÙ مÙشÙŽیÙŽÙ‘دÙŽØ©Ù، وÙŽ حÙجÙرÙ مÙنÙŽضÙŽÙ‘دÙŽØ©Ù، فÙŽجÙعÙلÙŽ فÙ‰ ضÙŽریحÙ مÙŽلÙ’حÙودÙ، ضÙŽیÙÙ‘قÙ مÙŽرÙ’صÙوصÙ بÙلÙبÙ’نÙ، مÙŽنÙ’ضÙودÙ، مÙسÙŽقÙŽÙ‘فÙ بÙجÙلÙ’مÙودÙ، وÙŽ هیلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ حÙŽفÙŽرÙهÙ، وÙŽ حÙثÙÙ‰ÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ مÙŽدÙŽرÙهÙ، فÙŽتÙŽحÙŽقÙŽÙ‘قÙŽ حÙŽذÙŽرÙهÙ، وÙŽ نÙسÙÙ‰ÙŽ خÙŽبÙŽرÙهÙ وÙŽ رÙŽجÙŽعÙŽ عÙŽنÙ’هÙ وÙŽلÙیÙÙ‘هÙ، وÙŽ نÙŽدیمÙهÙ وÙŽ نÙŽسیبÙهÙ، وÙŽ حÙŽمیمÙهÙ، وÙŽ تÙŽبÙŽدÙŽÙ‘لÙŽ بÙهÙ قÙŽرینÙهÙ، وÙŽ حÙŽبیبÙهÙ، وÙŽ صÙŽفÙیÙÙ‘هÙ، وÙŽ نÙŽدیمÙهÙ فÙŽهÙوÙŽ حÙŽشÙ’وÙ قÙŽبÙ’رÙ، وÙŽ رÙŽهینÙ قÙŽفÙ’رÙ، یÙŽسÙ’عÙ‰ فÙ‰ جÙسÙ’مÙهÙ دÙودÙ قÙŽبÙ’رÙهÙ و یÙŽسیلÙ صÙŽدیدÙهÙ مÙنÙ’ مÙنÙ’خÙŽرÙهÙ، یÙسÙ’حÙŽقÙ ثÙŽوÙ’بÙهÙ وÙŽ لÙŽحÙ’مÙهÙ، وÙŽ یÙنÙ’شÙŽفÙ دÙŽمÙهÙ، وÙŽ یÙدÙŽقÙÙ‘ عÙŽظÙ’مÙهÙ، حÙŽتّى یÙŽوÙ’مÙŽ حÙŽشÙ’رÙهÙ، فÙŽیÙنÙ’شÙŽرÙ مÙنÙ’ قÙŽبÙ’رÙهÙ، وÙŽ یÙنÙ’فÙŽخÙ فÙÙ‰ الصÙÙ‘ورÙ، وÙŽ یÙدÙ’عÙ‰ لÙحÙŽشÙ’رÙ وÙŽ نÙشÙورÙ، فÙŽثÙŽمÙŽÙ‘ بÙعÙ’ثÙرÙŽتÙ’ قÙبÙورÙŒ، وÙŽ حÙصÙÙ‘لÙŽتÙ’ صÙدÙورÙŒ، وÙŽجىءَ بÙکÙلÙÙ‘ نÙŽبÙÙ‰ÙÙ‘، وÙŽ صÙدÙ‘یقÙ، وÙŽ شÙŽهیدÙ، وÙŽ مÙنÙ’طیقÙ، وÙŽ تÙŽوÙŽلّى لÙفÙŽصÙ’لÙ حÙکÙ’مÙهÙ رÙŽبٌّ قÙŽدیرÙŒ، بÙبÙŽعیدÙهÙ خÙŽبیرÙŒ وÙŽ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽکÙŽمÙ’ مÙنÙ’ زÙŽفÙ’رَة٠تÙضÙ’نیهÙ، وÙŽ حÙŽسÙ’رَة٠تÙنÙ’ضیهÙ، فÙ‰ مÙŽوÙ’قÙفÙ مÙŽهÙولÙ عÙŽظیمÙ، وÙŽ مÙŽشÙ’هÙŽدÙ جÙŽلیلÙ جÙŽسیمÙ، بÙŽیÙ’نÙŽ یÙŽدَىْ مÙŽلÙکÙ کÙŽریمÙ، بÙکÙلÙÙ‘ صÙŽغیرَة٠وÙŽ کÙŽبیرَة٠عÙŽلیمÙ، حینÙŽئÙذÙ یÙلÙ’جÙمÙهÙ عÙŽرÙŽقÙهÙ، وÙŽ یÙŽحÙ’فÙزÙهÙ قÙŽلÙŽقÙهÙ، عÙŽبÙ’رÙŽتÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽرÙ’حÙومÙŽØ©Ù، وÙŽ صÙŽرÙ’خÙŽتÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽسÙ’مÙوعÙŽØ©Ù، وÙŽ حÙجÙŽÙ‘تÙهÙ غÙŽیÙ’رÙ مÙŽقÙ’بÙولÙŽØ©Ù، وÙŽ تÙŽÛ†ÙلÙ صÙŽحیفÙŽتÙهÙ، وÙŽ تÙبÙŽیÙŽÙ‘نÙ جÙŽریرÙŽتÙهÙ وÙŽ نÙŽطÙŽقÙŽ کÙلÙÙ‘ عÙضÙ’وÙ مÙنÙ’هÙ بÙسÙوء٠عÙŽمÙŽلÙهÙ، وÙŽ شÙŽهÙدÙŽ عÙŽیÙ’نÙهÙ بÙنÙŽظÙŽرÙهÙ، وÙŽ یÙŽدÙهÙ بÙبÙŽطÙ’شÙهÙ، وÙŽ رÙجÙ’لÙهÙ بÙخÙŽطÙ’وÙهÙ، وÙŽ جÙلÙ’دÙهÙ بÙمÙŽسÙÙ‘هÙ، وÙŽ فÙŽرÙ’جÙهÙ بÙلÙŽمÙ’سÙهÙ، وÙŽ یÙهÙŽدÙÙ‘دÙهÙ مÙنÙ’کÙŽرÙŒ وÙŽ نÙŽکیرÙŒ، وÙŽ کÙŽشÙŽفÙŽ عÙŽنÙ’هÙ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽسÙلÙ’سÙلÙŽ جیدÙهÙ، وÙŽ غÙلÙŽÙ‘تÙ’ یÙŽدÙهÙ، وÙŽ سیقÙŽ یÙسÙ’حÙŽبÙ وÙŽحÙ’دÙŽهÙ فÙŽوÙŽرÙŽدÙŽ جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ بÙکÙŽرÙ’بÙ شÙŽدیدÙ، وÙŽ ظÙŽلÙŽÙ‘ یÙعÙŽذÙŽÙ‘بÙ فÙ‰ جÙŽحیمÙ،
و اموالش تقسیم شود. در حالÙ‰ که دیدن و شنیدنش از دست رفته و کفنÙ او را مهیا مÙ‰کنندØ› دست و پایش کشیده شود، رو به قبله گردد، جامهاش کنده و عریان شود، غسل داده شده و خشک گردد. آنگاه جایش آماده شده و کفنش را باز مÙ‰کنند. چانهاش را بسته، پیراهن (کفن) را بر او پوشانده، عمÙ‘امه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع کرده مÙ‰شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مÙ‰خوانند. سپس از خانهÙ‰ زینت داده شده و قصرهاÙ‰ محکم و اطاقهاÙ‰ بر هم قرار گرفته به سوÙ‰ قبرستان منتقل گردیده و در شکاف زمین جاÙ‰ داده مÙ‰شود. مکانÙ‰ که میان لحدÙ‰ تنگ که با خشتها به هم بسته شده و سقف آن از سنگها ترتیب داده شده قرار دارد.
در این زمان، بر او خاک و ریگ گور ریخته شود و او را سنگهاÙ‰ قبر فراگیرد. و آنچه از آن مÙ‰ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرÙ‰ اختیار کندØ› او که زمانÙ‰ دوست و انتخاب شده و همخوابهاش بود، در آغوش دیگرÙ‰ درآید در حالÙ‰ که او گرفتار تنهایÙ‰ قبر باشد. پس از مدتÙ‰ نه چندان دور کÙرمهاÙ‰ زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینÙ‰ و دهانش چرک و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رÙŽوÙŽد، جسمش خشک گردد و استخوانهایش باریک شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزÙ‰ که نفخه در صور دمیده شده و براÙ‰ حشر خوانده شود. روزÙ‰ که قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزÙ‰ که هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورÙ‰ حضور یابد و اختیار حکم و داورÙ‰ براÙ‰ پروردگارÙ‰ است که به افعال و کردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه نالههاÙ‰ دلخراشÙ‰ که برنمÙ‰آید و چه حسرتهاÙ‰ جانسوز که پدیدار نمÙ‰شودØ› زیرا در جایگاه هولناک بزرگÙ‰ نگهداشته شود و در برابر پادشاه کریمÙ‰ قرار گیرد که به هر کردار کوچک و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاÙ‰ او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشک بریزدØ› ولÙ‰ کسÙ‰ به او رحم نکند و بر آنچه فریاد کند، فریادرسÙ‰ نباشد. حجÙ‘ت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشکار شود و آنگاه هر عضو او به سخن آید و از بدÙ‰ کردارش خبر دهد: چشم او گواهÙ‰ دهد به آنچه نظر افکنده، دست او گواهÙ‰ دهد به سوÙ‰ آنچه یازیده، پایش گواهÙ‰ دهد به آنچه به سوÙ‰ آن رفته، پوست او گواهÙ‰ دهد با آنچه که تماس داشته، فرج او گواهÙ‰ دهد به آنچه که لمس کرده. سپس منکر و نکیر او را تهدید کرده و بترسانند. رسوایÙ‰اش پدیدار شود تا اینکه زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایÙ‰ بÙکÙشند و به سختÙ‰ در دوزخ وارد کنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.
وÙŽ یÙسÙ’قÙ‰ شÙŽرÙ’بَةً مÙنÙ’ حÙŽمیمÙ تÙŽشÙ’وÙ‰ وÙŽجÙ’هÙŽهÙ، وÙŽ تÙŽسÙ’لÙخÙ جÙلÙ’دÙŽهÙ، یÙŽضÙ’رÙبÙهÙ زÙŽبینÙŽتÙهÙ بÙمÙقÙ’مÙŽعÙ مÙنÙ’ حÙŽدیدÙ، یÙŽعÙودÙ جÙلÙ’دÙهÙ بÙŽعÙ’دÙŽ نÙŽضÙ’جÙهÙ بÙجÙلÙ’دÙ جÙŽدیدÙ، یÙŽسÙ’تÙŽغیثÙ فÙŽیÙعÙ’رÙضÙ عÙŽنÙ’هÙ خÙŽزÙŽنَة٠جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ، وÙŽ یÙŽسÙ’تÙŽصÙ’رÙخÙ فÙŽیÙŽلÙ’بÙŽثÙ حÙقÙ’بÙŽهÙ بÙنÙŽدÙŽمÙ، نÙŽعÙوذÙ بÙرÙŽبÙÙ‘ قÙŽدیرÙ مÙنÙ’ شÙŽرÙÙ‘ کÙلÙÙ‘ مÙŽصیرÙ، وÙŽ نÙŽسÙ’ئÙŽلÙهÙ عÙŽفÙ’وÙŽ مÙŽنÙ’ رÙŽضÙÙ‰ÙŽ عÙŽنÙ’هÙ، وÙŽ مÙŽغÙ’فÙرَةَ مÙŽنÙ’ قÙŽبÙلÙŽ مÙنÙ’هÙ، فÙŽهÙوÙŽ وÙŽلÙÙ‰ÙÙ‘ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙ‰ وÙŽ مÙنÙ’جÙحÙŽ طÙŽلÙبÙŽتÙ‰، فÙŽمÙŽنÙ’ زÙحÙ’زÙحÙŽ عÙŽنÙ’ تÙŽعÙ’ذیبÙ رÙŽبÙÙ‘هÙ، سÙŽکÙŽنÙŽ فÙ‰ جÙŽنÙŽÙ‘تÙهÙ بÙقÙرÙ’بÙهÙ، وÙŽ خÙلÙÙ‘دÙŽ فÙ‰ قÙصÙورÙ مÙشÙŽیÙÙ‘دÙŽØ©Ù، وÙŽ مÙکÙÙ‘نÙŽ مÙنÙ’ حÙورÙ عینÙ وÙŽ حÙŽفÙŽدÙŽØ©Ù، وÙŽ طیفÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙکÙئÙوسÙ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽظیرَةَ فÙرÙ’دÙŽوÙ’سÙ، وÙŽ تÙŽقÙŽلÙŽÙ‘بÙŽ فÙ‰ نÙŽعیمÙ، وÙŽ سÙقÙÙ‰ÙŽ مÙنÙ’ تÙŽسÙ’نیمÙ، وÙŽ شÙŽرÙبÙŽ مÙنÙ’ عÙŽیÙ’نÙ سÙŽلÙ’سÙŽبیلÙ، مÙŽمÙ’زÙوجَة٠بÙزÙŽنÙ’جÙŽبیلÙ، مÙŽخÙ’تÙومَة٠بÙمÙسÙ’کÙ عÙŽبیرÙ، مÙسÙ’تÙŽدیمÙ لÙلÙ’حÙبÙورÙ، مÙسÙ’تÙŽشÙ’عÙرÙ لÙلسÙÙ‘رورÙ، یÙŽشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ خÙمÙورÙ، فÙ‰ رÙŽوÙ’ضÙ مÙشÙ’رÙقÙ مÙغÙ’دÙقÙ، لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽصÙ’دÙŽعÙ مÙŽنÙ’ شÙŽرÙبÙŽهÙ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽنÙ’زÙفÙ، هذÙهÙ مÙŽنÙ’زÙلَة٠مÙŽنÙ’ خÙŽشÙÙ‰ÙŽ رÙŽبÙŽÙ‘هÙ، وÙŽ حÙŽذÙŽÙ‘رÙŽ نÙŽفÙ’سÙهÙ، وÙŽ تÙŽلÙکÙŽ عÙقÙوبَة٠مÙŽنÙ’ عÙŽصÙ‰ مÙنÙشÙ’ئÙŽهÙ، وÙŽ سÙŽوÙŽÙ‘لÙŽتÙ’ لÙŽهÙ نÙŽفÙ’سÙهÙ، مÙŽعÙ’صÙیَةَ مÙبÙ’دیهÙ، ذلÙکÙŽ قÙŽوÙ’لÙŒ فÙŽصÙ’لÙŒ وÙŽ حÙکÙ’مÙŒ عÙŽدÙ’لÙŒ، خÙŽیÙ’رÙ قÙŽصÙŽصÙ قÙŽصÙŽÙ‘ وÙŽ وÙŽعÙ’ظÙ بÙهÙ نÙŽصÙŽÙ‘، تÙŽنÙ’زیلÙŒ مÙنÙ’ حÙŽکیمÙ حÙŽمیدÙ، نÙŽزÙŽلÙŽ بÙهÙ رÙوحÙ قÙدÙسÙ مÙبینÙ، عÙŽلÙ‰ نÙŽبÙÙ‰ÙÙ‘ مÙهÙ’تÙŽدÙ مÙŽکینÙ، صÙŽلÙŽÙ‘تÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ رÙسÙلÙŒ سÙŽفÙŽرَةٌ مÙکÙŽرÙŽÙ‘مÙونÙŽ بÙŽرÙŽرَةٌ، عÙذÙ’تÙ بÙرÙŽبÙÙ‘ رÙŽحیمÙ مÙنÙ’ شÙŽرÙÙ‘ کÙلÙÙ‘ رÙŽجیمÙ، فÙŽلÙ’یÙŽتÙŽضÙŽرÙŽÙ‘عÙ’ مÙتÙŽضÙŽرÙÙ‘عÙکÙمÙ’، وÙŽلÙیÙŽبÙ’تÙŽهÙلÙ’ مÙبÙ’تÙŽهÙلÙکÙمÙ’، فÙŽنÙŽسÙ’تÙŽغÙ’فÙرÙ رÙŽبÙŽÙ‘ کÙلÙÙ‘ مÙŽرÙ’بÙوبÙ لÙ‰ وÙŽلÙŽکÙمÙ’.
چندان که روÙ‰ او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستÙ‰ دیگر تبدیل گردد. در برابر نالهها و فریادهایÙ‰ که مÙ‰زند، خازنان جهنم از او روÙ‰ بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، کسÙ‰ به فریادش نرسد و بدین ترتیب سالهاÙ‰ درازÙ‰ به ندامت و پشیمانÙ‰ بگذراند. پناه مÙ‰بریم به خداوندÙ قادرÙ توانا از بدÙ‰ هر پیشامد ناگوارÙ‰، و از او بخشش و عفو کسÙ‰ را که از او خشنود شده است درخواست مÙ‰کنیم و آمرزش کسÙ‰ را که از او قبول فرموده مسØ£لت مÙ‰نماییمØ› که او ولÙ‰ نعمت خواسته ها و برآورندهÙ‰ حاجات من است. پس کسÙ‰ که از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساکن شود و در قصرهاÙ‰ محکمÙ جاویدان بماندØ› در حالÙ‰ که به حورالعین و خدمتگزاران بهشتÙ‰ دست یابد. جامها از نوشیدنÙ‰ها برایش مهیا کنند و در فردوس اعلÙ‰ جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیلØ› که آمیخته به زنجبیل، و مÙهر کرده به مÙشک و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمتها و شادÙ‰ها زندگÙ‰ مÙ‰کند و از شرابهایÙ‰ که در باغهاÙ‰ روشن و پر نور است، و آبهاÙ‰ روان در آن جارÙ‰ است، شرابÙ‰ که درد سر نیاورد و عقل را زایل نکند مÙ‰نوشند. این است منزلت و مقام کسÙ‰ که از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است کیفر کسÙ‰ که بر آفرینندهÙ‰ خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براÙ‰ او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حÙکم به عدلØ› بهترین قصهاÙ‰ که نقل شده و بهترین پندها که بیان گردیده. از نزد حکیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت کننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرÙ‰ که رسولان و سفیران مکرÙ‘م بر او درود فرستادند.
پناه مÙ‰برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شدهÙ‰ گمراه کننده. پس باید تضرع کنند تضرع کنندگان و زارÙ‰ نمایند زارÙ‰ کنندگان. در آخر براÙ‰ خودم و شما از پروردگار هر تربیت شدهاÙ‰ طلب مغفرت مÙ‰ کنیم.
پی نوشت: مصباح کفعمÙ‰، ص 968Ø› علÙ‰ و المناقب، صص 368 – 370Ø› شرح ابن ابی الحدید، ج 19، صص 140 - 143Ø› نهج السعادØ© فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1 ، ص ،87 خ 20Ø› کنز العمال، ج 16، صص 208 - 213 Ø› سفینØ© البحار، ج 1، ص 397 به نقل از جلد 9 بحارالانوار چاپ قدیم.
منبع: کتاب «علی علیهالسلام و خطب نادره»، ترجمه مجید دایی، انتشارات زراره.
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.