🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
خطبه بدون الف امیرالمومنین علی (ع) | مجله نودیها

خطبه بدون الف امیرالمومنین علی (ع)

✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 1,106
به پروردگارÙ‰ او اقرار دارد، به فرمانبردارÙ‰ او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگÙ‰ او اقرار دارد، به او از کیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش داردØ› آمرزشÙ‰ که نجاتش مÙ‰‏دهد در روزÙ‰ که سختÙ‰ آن به حدّى است که او را از اینکه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز می دارد. از او یارÙ‰ مÙ‰‏ طلبیم و به او ایمان مÙ‰ ‏آوریم و بر او توکÙ‘ل مÙ‰‏ کنیم.
 
مشروح کامل در ادامه
در این اثنا، علÙ‰ علیه‏ السلام مرتجلاÙ‹ و بدون هیچگونه تØ£مل و توقفÙ‰ خطبه ‏اÙ‰ خالÙ‰ از حرف «الف» ایراد فرمودند که بعدا به خطبه «مونقه» (شگفت‏انگیز و تعجب‏ آور) نامیده شد.
 
حÙŽمِدÙ’تُ مÙŽنÙ’ عÙŽظُمÙŽتÙ’ مِنÙŽÙ‘تُهُ، وÙŽ سÙŽبÙŽغÙŽتÙ’ نِعÙ’مÙŽتُهُ، وÙŽ سÙŽبÙŽقÙŽتÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ، وÙŽ تÙŽمÙŽÙ‘تÙ’ کÙŽلِمÙŽتُهُ، وÙŽ نÙŽفÙŽذÙŽتÙ’ مÙŽشِیÙŽÙ‘تُهُ وÙŽ بÙŽلÙŽغÙŽتÙ’ حُجÙŽÙ‘تُهُ، وÙŽ عÙŽدÙŽلÙŽتÙ’ قÙŽضِیÙŽÙ‘تُهُ، حÙŽمِدÙ’تُ حÙŽمÙ’دÙŽ مُقِرٍّ بِرُبُوبِیÙŽÙ‘تِهِ، مُتÙŽخÙŽضِّعٍ لِعُبُودِیÙŽÙ‘تِهِ، مُتÙŽنÙŽصِّلٍ مِنÙ’ خÙŽطیئÙŽتِهِ، مُعÙ’تÙŽرِفٍ بِتÙŽوÙ’حیدِهِ، مُسÙ’تÙŽعیذٍ مِنÙ’ وÙŽعیدِهِ، مُۆَمِّلٍ مِنÙ’ رÙŽبِّهِ مÙŽغÙ’فِرَةً تُنÙ’جیهِ، یÙŽوÙ’مÙŽ یُشÙ’غÙŽلُ عÙŽنÙ’ فÙŽصیلÙŽتِهِ وÙŽ بÙŽنیهِ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽعینُهُ، وÙŽ نÙŽسÙ’تÙŽرÙ’شِدُهُ، وÙŽ نُۆْمِنُ بِهِ، وÙŽ نÙŽتÙŽوÙŽکÙŽÙ‘لُ عÙŽلÙŽیÙ’ه، وÙŽ شÙŽهِدÙ’تُ لÙŽهُ بِضÙŽمیرٍ مُخÙ’لِصٍ مُوقِنٍ، وÙŽ فÙŽرÙŽÙ‘دÙ’تُهُ تÙŽفÙ’ریدÙŽ مُۆْمِنٍ مُتÙ’قِنٍ، وÙŽ وÙŽحÙŽÙ‘دÙ’تُهُ تÙŽوÙ’حیدÙŽ عÙŽبÙ’دٍ مُذÙ’عِنٍ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهُ شÙŽریکÙŒ فÙ‰ مُلÙ’کِهِ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ لÙŽهُ وÙŽلِىٌّ فÙ‰ صُنÙ’عِهِ، جÙŽلÙŽÙ‘ عÙŽنÙ’ مُشیرٍ وÙŽ وÙŽزیرٍ، وÙŽ تÙŽنÙŽزÙŽÙ‘هÙŽ عÙŽنÙ’ مِثÙ’لٍ وÙŽ نÙŽظیرٍ، عÙŽلِمÙŽ فÙŽسÙŽتÙŽرÙŽ، وÙŽ بÙŽطÙŽنÙŽ فÙŽخÙŽبÙŽرÙŽ، وÙŽ مÙŽلÙŽکÙŽ فÙŽقÙŽهÙŽرÙŽ، وÙŽ عُصِىَ فÙŽغÙŽفÙŽرÙŽ، وÙŽ عُبِدÙŽ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽ، وÙŽ حÙŽکÙŽمÙŽ فÙŽعÙŽدÙŽلÙŽ، وÙŽ تÙŽکÙŽرÙŽÙ‘مÙŽ وÙŽ تÙŽفÙŽضÙŽÙ‘لÙŽ، لÙŽمÙ’ یÙŽزÙŽلÙ’ وÙŽ لÙŽنÙ’ یÙŽزُولÙŽ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ کÙŽمِثÙ’لِهِ شَىْ‏ءٌ.وÙŽ هُوÙŽ قÙŽبÙ’لÙŽ کُلِّ شَىْ‏ءٍ، وÙŽ بÙŽعÙ’دÙŽ کُلِّ شَىْ‏ءٍ، رÙŽبٌّ مُتÙŽفÙŽرِّدÙŒ بِعِزÙŽÙ‘تِهِ، مُتÙŽمÙŽلِّکÙŒ بِقُوÙŽÙ‘تِهِ، مُتÙŽقÙŽدِّسÙŒ بِعُلُوِّهِ، مُتÙŽکÙŽبِّرÙŒ بِسُمُوِّهِ لÙŽیÙ’سÙŽ یُدÙ’رِکُهُ بÙŽصÙŽرÙŒ، وÙŽ لÙŽمÙ’ یُحِطÙ’ بِهِ نÙŽظÙŽرÙŒ، قÙŽوِىٌّ، مÙŽنیعÙŒ، بÙŽصیرÙŒ، سÙŽمیعÙŒ، عÙŽلِىٌّ، حÙŽکیمÙŒ، رَۆُفÙŒ، رÙŽحیمÙŒ، عÙŽزیزÙŒ، عÙŽلیمÙŒ،
 
خواسته‏ اش در امور نافذ گردیده است. حجÙ‘تش کامل و حکمش عدل است. حمد مÙ‰‏گویم او را حمدِ کسÙ‰ که:
 
به پروردگارÙ‰ او اقرار دارد، به فرمانبردارÙ‰ او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگÙ‰ او اقرار دارد، به او از کیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش داردØ› آمرزشÙ‰ که نجاتش مÙ‰‏دهد در روزÙ‰ که سختÙ‰ آن به حدّى است که او را از اینکه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مÙ‰‏دارد. از او یارÙ‰ مÙ‰‏ طلبیم و به او ایمان مÙ‰ ‏آوریم و بر او توکÙ‘ل مÙ‰‏ کنیم.
 
از روÙ‰ اخلاص و یقین به او گواهÙ‰ مÙ‰‏دهم و یگانه‏ اش مÙ‰‏دانم همان گونه که مÛ†من محکم و استوار او را یگانه مÙ‰‏داند. او را یکتا مÙ‰‏شناسم، یکتا شناختن بنده‏اÙ‰ که اقرار و اعتراف دارد بر اینکه شریکÙ‰ براÙ‰ او در ملک و سلطنتش نیست و کمک کار و یاورÙ‰ در صُنعش ندارد. بزرگ‏تر است از اینکه براÙ‰ خود مشیر و وزیرÙ‰ بگیرد و پاک و منزه است از اینکه مثل و مانندÙ‰ داشته باشد. مÙ‰‏داند و پنهان مÙ‰‏کند و مÙ‰‏پوشاند و از باطن خبر دارد. مالک و قاهر است.
 
چون نافرمانÙ‰ شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاÙ‰ نیک دهد. وقتÙ‰ حکم کند، در حکم خود عادل باشد و کرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزÙ‰ مانند او نیست.
 
او پیش از هر چیزÙ‰ بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارÙ‰ است که: به عزÙ‘ت خود یگانه است، به قدرت خود، مالک است، به توانایÙ‰ و قوÙ‘ت خود، از هر عیبÙ‰ مبرÙ‘ا است، و به برترÙ‰ خود، بزرگوار است. هیچ دیده‏اÙ‰ او را درک نکند و نظر و دقتÙ‰ او را فرا نگیرد. توانا است و کسÙ‰ بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حکیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.
 
عÙŽجÙŽزÙŽ فÙ‰ وÙŽصÙ’فِهِ مÙŽنÙ’ یÙŽصِفُهُ، وÙŽ ضÙŽلÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽعÙ’تِهِ مÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’رِفُهُ، قÙŽرُبÙŽ فÙŽبÙŽعُدÙŽ، وÙŽ بÙŽعُدÙŽ فÙŽقÙŽرُبÙŽ، یُجیبُ دÙŽعÙ’وَةَ مÙŽنÙ’ یÙŽدÙ’عُوهُ، وÙŽ یÙŽرÙ’زُقُ عÙŽبÙ’دÙŽهُ وÙŽ یÙŽحÙ’بُوهُ، ذُو لُطÙ’فٍ خÙŽفِىٍّ، وÙŽ بÙŽطÙ’شٍ قÙŽوِىٍّ، وÙŽ رÙŽحÙ’مَةٍ مُوÙŽسِّعَةٍ، وÙŽ عُقُوبَةٍ مُوجِعَةٍ، رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ جÙŽنَّةٌ عÙŽریضَةٌ مُونِقَةٌ، وÙŽ عُقُوبÙŽتُهُ جÙŽحیمÙŒ مُۆْصÙŽدَةٌ مُوبِقَةٌ، وÙŽ شÙŽهِدÙ’تُ بِبÙŽعÙ’ثِ مُحÙŽمÙŽÙ‘دٍ عÙŽبÙ’دِهِ وÙŽ رÙŽسُولِهِ وÙŽ صÙŽفِیِّهِ وÙŽ حÙŽبیبِهِ وÙŽ خÙŽلیلِهِ، بÙŽعÙŽثÙŽهُ فÙ‰ خÙŽیÙ’رِ عÙŽصÙ’رٍ، وÙŽ فÙ‰ حینÙŽ فÙŽتÙ’رَةٍ، وÙŽ کُفÙ’رٍ، رÙŽحÙ’مَةً لِعÙŽبیدِهِ، وÙŽ مِنَّةً لِمÙŽزیدِهِ، خÙŽتÙŽمÙŽ بِهِ نُبُوÙŽÙ‘تÙŽهُ، وÙŽ قÙŽوّى بِهِ حُجÙŽÙ‘تÙŽهُ، فÙŽوÙŽعÙŽظÙŽ، وÙŽ نÙŽصÙŽحÙŽ، وÙŽ بÙŽلÙŽÙ‘غÙŽ، وÙŽ کÙŽدÙŽحÙŽ، رَۆُفÙŒ بِکُلِّ مُۆْمِنٍ، رÙŽحیمÙŒ، وÙŽلِىٌّ، سÙŽخِىٌّ، ذÙŽکِىٌّ، رÙŽضِىٌّ، عÙŽلÙŽیÙ’هِ رÙŽحÙ’مَةٌ، وÙŽ تÙŽسÙ’لیمÙŒ، وÙŽ بÙŽرÙŽکَةٌ، وÙŽ تÙŽعÙ’ظیمÙŒ، وÙŽ تÙŽکÙ’ریمÙŒ مِنÙ’ رÙŽبِّ غÙŽفُورٍ رÙŽحیمٍ،قÙŽریبٍ مُجیبٍ، وÙŽصÙŽÙ‘یÙ’تُکُمÙ’ مÙŽعÙ’شÙŽرÙŽ مÙŽنÙ’ حÙŽضÙŽرÙŽنÙ‰، بِتÙŽقÙ’وÙ‰ رÙŽبِّکُمÙ’، وÙŽ ذÙŽکÙŽÙ‘رÙ’تُکُمÙ’ بِسُنَّةِ نÙŽبِیِّکُمÙ’، فÙŽعÙŽلÙŽیÙ’کُمÙ’ بِرÙŽهÙ’بَةٍ تُسÙŽکِّنُ قُلُوبÙŽکُمÙ’، وÙŽ خÙŽشÙ’یَةٍ تÙŽذÙ’رÙ‰ دُمُوعÙŽکُمÙ’، وÙŽ تÙŽقِیَّةٍ تُنÙ’جیکُمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یُذÙ’هِلُکُمÙ’، وÙŽ تُبÙ’لیکُمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ یÙŽفُوزُ فیهِ مÙŽنÙ’ ثÙŽقُلÙŽ وÙŽزÙ’نُ حÙŽسÙŽنÙŽتِهِ، وÙŽ خÙŽفÙŽÙ‘ وÙŽزÙ’نُ سÙŽیِّئÙŽتِهِ، وÙŽلÙ’تÙŽکُنÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتُکُمÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلَةَ ذُلٍّ، وÙŽ خُضُوعٍ، وÙŽ شُکÙ’رٍ، وÙŽ خُشُوعٍ، وÙŽ تÙŽوÙ’بَةٍ، وÙŽ نÙŽزُوعٍ، وÙŽ نÙŽدÙŽمٍ وÙŽ رُجُوعٍ وÙŽلÙ’یÙŽغÙ’تÙŽنِمÙ’ کُلُّ مُغÙ’تÙŽنِمٍ مِنÙ’کُمÙ’، صِحÙŽÙ‘تÙŽهُ قÙŽبÙ’لÙŽ سُقÙ’مِهِ، وÙŽ شÙŽیÙ’بÙŽتÙŽهُ قÙŽبÙ’لÙŽ هÙŽرÙŽمِهِ، وÙŽسِعÙŽتÙŽهُ قÙŽبÙ’لÙŽ عÙŽدÙŽمِهِ، وÙŽ خÙŽلÙ’وÙŽتÙŽهُ قÙŽبÙ’لÙŽ شُغÙ’لِهِ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهُ قÙŽبÙ’لÙŽ سÙŽفÙŽرِهِ، قÙŽبÙ’لÙŽ هُوÙŽ یÙŽکÙ’بُرُ، وÙŽ یÙŽهÙ’رÙŽمُ، وÙŽ یÙŽمÙ’رÙŽضُ، وÙŽ یÙŽسÙ’قÙŽمُ، وÙŽ یُمِلُّهُ طÙŽبیبُهُ، وÙŽ یُعÙ’رِضُ عÙŽنÙ’هُ حÙŽبیبُهُ، وÙŽ یÙŽتÙŽغÙŽیÙŽÙ‘رُ عÙŽقÙ’لُهُ، وÙŽ یÙŽنÙ’قÙŽطِعُ عُمÙ’رُهُ، ثُمÙŽÙ‘ قیلÙŽ هُوÙŽ مÙŽوÙ’عُوکÙŒ، وÙŽ جِسÙ’مُهُ مÙŽنÙ’هُوکÙŒ، قÙŽدÙ’ جÙŽدÙŽÙ‘ فÙ‰ نÙŽزÙ’عٍ شÙŽدیدٍ، وÙŽ حÙŽضÙŽرÙŽهُ کُلُّ قÙŽریبٍ وÙŽ بÙŽعیدٍ، فÙŽشÙŽخÙŽصÙŽ بِبÙŽصÙŽرِهِ، وÙŽ طÙŽمÙŽحÙŽ بِنÙŽظÙŽرِهِ، وÙŽ رÙŽشÙŽحÙŽ جÙŽبینُهُ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽنینُهُ، وÙŽ جُذِبÙŽتÙ’ نÙŽفÙ’سُهُ، وÙŽ نُکِبÙŽتÙ’ عِرÙ’سُهُ، وÙŽ حُفِرÙŽ رÙŽمÙ’سُهُ، وÙŽ یÙŽتÙŽمÙŽ مِنÙ’هُ وُلÙ’دُهُ، وÙŽ تÙŽفÙŽرÙŽÙ‘قÙŽ عÙŽنÙ’هُ عÙŽدÙŽدُهُ،
 
 هر که او را وصف کند، عاجز و ناتوان مÙ‰‏گردد، و هر که به معرفت او رسد، در تعیین صفت براÙ‰ او گمراه مÙ‰‏شود. در عین دورÙ‰، نزدیک و در عین نزدیکÙ‰، دور است.
 
هر که او را بخواند، اجابت کند و بندگان را روزÙ‰ عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناک استØ› رحمتÙ‰ که همچون بهشتÙ‰ است پهناور و شگفت‏انگیز، و عقوبتÙ‰ که کیفرش دوزخÙ‰ است طبقه‏بندÙ‰ شده و هلاک کننده. گواهÙ‰ مÙ‰‏دهم که محمÙ‘د صلÙ‰‏الله‏علیه‏و‏آله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است که او را در بهترین زمان‏هایÙ‰ که مقتضÙ‰ برانگیختنِ پیامبر بوده، برانگیختØ› زیرا مدÙ‘تÙ‰ در فÙŽترت گذشته بود و پیامبرÙ‰ مبعوث نشده بود و کفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتÙ‰ براÙ‰ بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجÙ‘ت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید.
 
و اما آن پیامبرØ› موعظه کرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براÙ‰ هر مÛ†منÙ‰، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاکیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و برکت و عظمت و کرامت خداوندِ آمرزنده مهربانِ نزدیکِ اجابت کننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارÙ‰ از نافرمانÙ‰ خداوند سفارش مÙ‰‏کنم و به پیروÙ‰ از روش پیامبرتان یادآورÙ‰ مÙ‰‏نمایم.پس بر شما باد: به ترسÙ‰ که دل‏ها را آرامش دهد، به رعبÙ‰ که اشک‏ها را جارÙ‰ کند، و تقوایÙ‰ که باعث نجات شما گردد از روزÙ‰ که به فراموشÙ‰ اندازد و مبتلا گرداند. همان روزÙ‰ که بهره‏مند شود از آن هر کس که کارهاÙ‰ نیکش بسیار و کارهاÙ‰ زشت و ناپسندش کم باشد.باید سÛ†ال شما از پروردگارتان، سÛ†ال بنده ‏اÙ‰ باشد که خوار و فروتن، و سرافکنده و شکرگزار است. مانند بنده‏اÙ‰ که توبه کرده و از نافرمانÙ‰ کناره‏ گیرÙ‰ کرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمت‏شمارÙ‰ از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنکه بیمار شود، میانسالÙ‰ خود را قبل از آنکه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنکه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنکه گرفتار گردد، و فرصت هایش را پیش از سفر از این‏دار فانÙ‰: پیش از آنکه از کار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنکه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روÙ‰ گردانند، پیش از آنکه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حرکت بازافتاده، جسمش کاهیده شده و سخت گرفتار جان کندن است.» 
 
در این حال، هر خویشاوندِ دور و نزدیکÙ‰ بر بالینش حاضر شود، اما او در حالÙ‰ که چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفتهØ› قلبش از حرکت بازمانÙŽد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را کنده و مهیا کنند، اولادش یتیم گردند، نزدیکانش پراکنده شوند.
 
وÙŽ قُسِّمÙŽ جÙŽمÙ’عُهُ، وÙŽ ذÙŽهÙŽبÙŽ بÙŽصÙŽرُهُ وÙŽ سÙŽمÙ’عُهُ، وÙŽ کُفِّنÙŽ، وÙŽ مُدِّدÙŽ، وÙŽ وُجِّهÙŽ، وÙŽ جُرِّدÙŽ، وÙŽ غُسِّلÙŽ، وÙŽ عُرِىَ، وÙŽ نُشِفÙŽ، وÙŽ سُجِّىَ، وÙŽ بُسِطÙŽ لÙŽهُ، وÙŽ نُشِرÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ کÙŽفÙŽنُهُ، وÙŽ شُدÙŽÙ‘ مِنÙ’هُ ذÙŽقÙŽنُهُ، وÙŽ قُمِّصÙŽ، وÙŽ عُمِّمÙŽ، وÙŽ لُفÙŽÙ‘، وÙŽ وُدِّعÙŽ، وÙŽ سُلِّمÙŽ، وÙŽ حُمِلÙŽ فÙŽوÙ’قÙŽ سÙŽریرٍ، وÙŽ صُلِّىَ عÙŽلÙŽیÙ’هِ بِتÙŽکÙ’بیرٍ، وÙŽ نُقِلÙŽ مِنÙ’ دُورٍ مُزÙŽخÙ’رÙŽفَةٍ، وÙŽ قُصُورٍ مُشÙŽیÙŽÙ‘دَةٍ، وÙŽ حُجُرٍ مُنÙŽضÙŽÙ‘دَةٍ، فÙŽجُعِلÙŽ فÙ‰ ضÙŽریحٍ مÙŽلÙ’حُودٍ، ضÙŽیِّقٍ مÙŽرÙ’صُوصٍ بِلِبÙ’نٍ، مÙŽنÙ’ضُودٍ، مُسÙŽقÙŽÙ‘فٍ بِجُلÙ’مُودٍ، وÙŽ هیلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ حÙŽفÙŽرُهُ، وÙŽ حُثِىَ عÙŽلÙŽیÙ’هِ مÙŽدÙŽرُهُ، فÙŽتÙŽحÙŽقÙŽÙ‘قÙŽ حÙŽذÙŽرُهُ، وÙŽ نُسِىَ خÙŽبÙŽرُهُ وÙŽ رÙŽجÙŽعÙŽ عÙŽنÙ’هُ وÙŽلِیُّهُ، وÙŽ نÙŽدیمُهُ وÙŽ نÙŽسیبُهُ، وÙŽ حÙŽمیمُهُ، وÙŽ تÙŽبÙŽدÙŽÙ‘لÙŽ بِهِ قÙŽرینُهُ، وÙŽ حÙŽبیبُهُ، وÙŽ صÙŽفِیُّهُ، وÙŽ نÙŽدیمُهُ فÙŽهُوÙŽ حÙŽشÙ’وُ قÙŽبÙ’رٍ، وÙŽ رÙŽهینُ قÙŽفÙ’رٍ، یÙŽسÙ’عÙ‰ فÙ‰ جِسÙ’مِهِ دُودُ قÙŽبÙ’رِهِ و یÙŽسیلُ صÙŽدیدُهُ مِنÙ’ مِنÙ’خÙŽرِهِ، یُسÙ’حÙŽقُ ثÙŽوÙ’بُهُ وÙŽ لÙŽحÙ’مُهُ، وÙŽ یُنÙ’شÙŽفُ دÙŽمُهُ، وÙŽ یُدÙŽقُّ عÙŽظÙ’مُهُ، حÙŽتّى یÙŽوÙ’مÙŽ حÙŽشÙ’رِهِ، فÙŽیُنÙ’شÙŽرُ مِنÙ’ قÙŽبÙ’رِهِ، وÙŽ یُنÙ’فÙŽخُ فِى الصُّورِ، وÙŽ یُدÙ’عÙ‰ لِحÙŽشÙ’رٍ وÙŽ نُشُورٍ، فÙŽثÙŽمÙŽÙ‘ بُعÙ’ثِرÙŽتÙ’ قُبُورÙŒ، وÙŽ حُصِّلÙŽتÙ’ صُدُورÙŒ، وÙŽجىءَ بِکُلِّ نÙŽبِىٍّ، وÙŽ صِدÙ‘یقٍ، وÙŽ شÙŽهیدٍ، وÙŽ مِنÙ’طیقٍ، وÙŽ تÙŽوÙŽلّى لِفÙŽصÙ’لِ حُکÙ’مِهِ رÙŽبٌّ قÙŽدیرÙŒ، بِبÙŽعیدِهِ خÙŽبیرÙŒ وÙŽ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽکÙŽمÙ’ مِنÙ’ زÙŽفÙ’رَةٍ تُضÙ’نیهِ، وÙŽ حÙŽسÙ’رَةٍ تُنÙ’ضیهِ، فÙ‰ مÙŽوÙ’قِفٍ مÙŽهُولٍ عÙŽظیمٍ، وÙŽ مÙŽشÙ’هÙŽدٍ جÙŽلیلٍ جÙŽسیمٍ، بÙŽیÙ’نÙŽ یÙŽدَىْ مÙŽلِکٍ کÙŽریمٍ، بِکُلِّ صÙŽغیرَةٍ وÙŽ کÙŽبیرَةٍ عÙŽلیمٍ، حینÙŽئِذٍ یُلÙ’جِمُهُ عÙŽرÙŽقُهُ، وÙŽ یÙŽحÙ’فِزُهُ قÙŽلÙŽقُهُ، عÙŽبÙ’رÙŽتُهُ غÙŽیÙ’رُ مÙŽرÙ’حُومَةٍ، وÙŽ صÙŽرÙ’خÙŽتُهُ غÙŽیÙ’رُ مÙŽسÙ’مُوعَةٍ، وÙŽ حُجÙŽÙ‘تُهُ غÙŽیÙ’رُ مÙŽقÙ’بُولَةٍ، وÙŽ تَۆُلُ صÙŽحیفÙŽتُهُ، وÙŽ تُبÙŽیÙŽÙ‘نُ جÙŽریرÙŽتُهُ وÙŽ نÙŽطÙŽقÙŽ کُلُّ عُضÙ’وٍ مِنÙ’هُ بِسُوءِ عÙŽمÙŽلِهِ، وÙŽ شÙŽهِدÙŽ عÙŽیÙ’نُهُ بِنÙŽظÙŽرِهِ، وÙŽ یÙŽدُهُ بِبÙŽطÙ’شِهِ، وÙŽ رِجÙ’لُهُ بِخÙŽطÙ’وِهِ، وÙŽ جِلÙ’دُهُ بِمÙŽسِّهِ، وÙŽ فÙŽرÙ’جُهُ بِلÙŽمÙ’سِهِ، وÙŽ یُهÙŽدِّدُهُ مُنÙ’کÙŽرÙŒ وÙŽ نÙŽکیرÙŒ، وÙŽ کÙŽشÙŽفÙŽ عÙŽنÙ’هُ بÙŽصیرÙŒ، فÙŽسُلÙ’سِلÙŽ جیدُهُ، وÙŽ غُلÙŽÙ‘تÙ’ یÙŽدُهُ، وÙŽ سیقÙŽ یُسÙ’حÙŽبُ وÙŽحÙ’دÙŽهُ فÙŽوÙŽرÙŽدÙŽ جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ بِکÙŽرÙ’بٍ شÙŽدیدٍ، وÙŽ ظÙŽلÙŽÙ‘ یُعÙŽذÙŽÙ‘بُ فÙ‰ جÙŽحیمٍ،
 
و اموالش تقسیم شود. در حالÙ‰ که دیدن و شنیدنش از دست رفته و کفنِ او را مهیا مÙ‰‏کنندØ› دست و پایش کشیده شود، رو به قبله گردد، جامه‏اش کنده و عریان شود، غسل داده شده و خشک گردد. آنگاه جایش آماده شده و کفنش را باز مÙ‰‏کنند. چانه‏اش را بسته، پیراهن (کفن) را بر او پوشانده، عمÙ‘امه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع کرده مÙ‰‏شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مÙ‰‏خوانند. سپس از خانه‏Ù‰ زینت داده شده و قصرهاÙ‰ محکم و اطاق‏هاÙ‰ بر هم قرار گرفته به سوÙ‰ قبرستان منتقل گردیده و در شکاف زمین جاÙ‰ داده مÙ‰‏شود. مکانÙ‰ که میان لحدÙ‰ تنگ که با خشت‏ها به هم بسته شده و سقف آن از سنگ‏ها ترتیب داده شده قرار دارد.
 
در این زمان، بر او خاک و ریگ گور ریخته شود و او را سنگ‏هاÙ‰ قبر فراگیرد. و آنچه از آن مÙ‰‏ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرÙ‰ اختیار کندØ› او که زمانÙ‰ دوست و انتخاب شده و همخوابه‏اش بود، در آغوش دیگرÙ‰ درآید در حالÙ‰ که او گرفتار تنهایÙ‰ قبر باشد. پس از مدتÙ‰ نه چندان دور کِرم‏هاÙ‰ زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینÙ‰ و دهانش چرک و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رÙŽوÙŽد، جسمش خشک گردد و استخوانهایش باریک شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزÙ‰ که نفخه در صور دمیده شده و براÙ‰ حشر خوانده شود. روزÙ‰ که قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزÙ‰ که هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورÙ‰ حضور یابد و اختیار حکم و داورÙ‰ براÙ‰ پروردگارÙ‰ است که به افعال و کردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه ناله‏هاÙ‰ دلخراشÙ‰ که برنمÙ‰‏آید و چه حسرت‏هاÙ‰ جانسوز که پدیدار نمÙ‰‏شودØ› زیرا در جایگاه هولناک بزرگÙ‰ نگهداشته شود و در برابر پادشاه کریمÙ‰ قرار گیرد که به هر کردار کوچک و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاÙ‰ او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشک بریزدØ› ولÙ‰ کسÙ‰ به او رحم نکند و بر آنچه فریاد کند، فریادرسÙ‰ نباشد. حجÙ‘ت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشکار شود و آنگاه هر عضو او به سخن آید و از بدÙ‰ کردارش خبر دهد: چشم او گواهÙ‰ دهد به آنچه نظر افکنده، دست او گواهÙ‰ دهد به سوÙ‰ آنچه یازیده، پایش گواهÙ‰ دهد به آنچه به سوÙ‰ آن رفته، پوست او گواهÙ‰ دهد با آنچه که تماس داشته، فرج او گواهÙ‰ دهد به آنچه که لمس کرده. سپس منکر و نکیر او را تهدید کرده و بترسانند. رسوایÙ‰‏اش پدیدار شود تا اینکه زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایÙ‰ بِکِشند و به سختÙ‰ در دوزخ وارد کنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.
 
وÙŽ یُسÙ’قÙ‰ شÙŽرÙ’بَةً مِنÙ’ حÙŽمیمٍ تÙŽشÙ’وÙ‰ وÙŽجÙ’هÙŽهُ، وÙŽ تÙŽسÙ’لِخُ جِلÙ’دÙŽهُ، یÙŽضÙ’رِبُهُ زÙŽبینÙŽتُهُ بِمِقÙ’مÙŽعٍ مِنÙ’ حÙŽدیدٍ، یÙŽعُودُ جِلÙ’دُهُ بÙŽعÙ’دÙŽ نÙŽضÙ’جِهِ بِجِلÙ’دٍ جÙŽدیدٍ، یÙŽسÙ’تÙŽغیثُ فÙŽیُعÙ’رِضُ عÙŽنÙ’هُ خÙŽزÙŽنَةُ جÙŽهÙŽنÙŽÙ‘مÙŽ، وÙŽ یÙŽسÙ’تÙŽصÙ’رِخُ فÙŽیÙŽلÙ’بÙŽثُ حُقÙ’بÙŽهُ بِنÙŽدÙŽمٍ، نÙŽعُوذُ بِرÙŽبٍّ قÙŽدیرٍ مِنÙ’ شÙŽرِّ کُلِّ مÙŽصیرٍ، وÙŽ نÙŽسÙ’ئÙŽلُهُ عÙŽفÙ’وÙŽ مÙŽنÙ’ رÙŽضِىَ عÙŽنÙ’هُ، وÙŽ مÙŽغÙ’فِرَةَ مÙŽنÙ’ قÙŽبِلÙŽ مِنÙ’هُ، فÙŽهُوÙŽ وÙŽلِىُّ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽتÙ‰ وÙŽ مُنÙ’جِحÙŽ طÙŽلِبÙŽتÙ‰، فÙŽمÙŽنÙ’ زُحÙ’زِحÙŽ عÙŽنÙ’ تÙŽعÙ’ذیبِ رÙŽبِّهِ، سÙŽکÙŽنÙŽ فÙ‰ جÙŽنÙŽÙ‘تِهِ بِقُرÙ’بِهِ، وÙŽ خُلِّدÙŽ فÙ‰ قُصُورٍ مُشÙŽیِّدَةٍ، وÙŽ مُکِّنÙŽ مِنÙ’ حُورٍ عینٍ وÙŽ حÙŽفÙŽدَةٍ، وÙŽ طیفÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ بِکُئُوسٍ، وÙŽ سÙŽکÙŽنÙŽ حÙŽظیرَةَ فِرÙ’دÙŽوÙ’سٍ، وÙŽ تÙŽقÙŽلÙŽÙ‘بÙŽ فÙ‰ نÙŽعیمٍ، وÙŽ سُقِىَ مِنÙ’ تÙŽسÙ’نیمٍ، وÙŽ شÙŽرِبÙŽ مِنÙ’ عÙŽیÙ’نٍ سÙŽلÙ’سÙŽبیلٍ، مÙŽمÙ’زُوجَةٍ بِزÙŽنÙ’جÙŽبیلٍ، مÙŽخÙ’تُومَةٍ بِمِسÙ’کٍ عÙŽبیرٍ، مُسÙ’تÙŽدیمٍ لِلÙ’حُبُورِ، مُسÙ’تÙŽشÙ’عِرٍ لِلسُّرورِ، یÙŽشÙ’رÙŽبُ مِنÙ’ خُمُورٍ، فÙ‰ رÙŽوÙ’ضٍ مُشÙ’رِقٍ مُغÙ’دِقٍ، لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽصÙ’دÙŽعُ مÙŽنÙ’ شÙŽرِبÙŽهُ، وÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ یÙŽنÙ’زِفُ، هذِهِ مÙŽنÙ’زِلَةُ مÙŽنÙ’ خÙŽشِىَ رÙŽبÙŽÙ‘هُ، وÙŽ حÙŽذÙŽÙ‘رÙŽ نÙŽفÙ’سُهُ، وÙŽ تÙŽلِکÙŽ عُقُوبَةُ مÙŽنÙ’ عÙŽصÙ‰ مُنِشÙ’ئÙŽهُ، وÙŽ سÙŽوÙŽÙ‘لÙŽتÙ’ لÙŽهُ نÙŽفÙ’سُهُ، مÙŽعÙ’صِیَةَ مُبÙ’دیهِ، ذلِکÙŽ قÙŽوÙ’لÙŒ فÙŽصÙ’لÙŒ وÙŽ حُکÙ’مÙŒ عÙŽدÙ’لÙŒ، خÙŽیÙ’رُ قÙŽصÙŽصٍ قÙŽصÙŽÙ‘ وÙŽ وÙŽعÙ’ظٍ بِهِ نÙŽصÙŽÙ‘، تÙŽنÙ’زیلÙŒ مِنÙ’ حÙŽکیمٍ حÙŽمیدٍ، نÙŽزÙŽلÙŽ بِهِ رُوحُ قُدُسٍ مُبینٍ، عÙŽلÙ‰ نÙŽبِىٍّ مُهÙ’تÙŽدٍ مÙŽکینٍ، صÙŽلÙŽÙ‘تÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هِ رُسُلÙŒ سÙŽفÙŽرَةٌ مُکÙŽرÙŽÙ‘مُونÙŽ بÙŽرÙŽرَةٌ، عُذÙ’تُ بِرÙŽبٍّ رÙŽحیمٍ مِنÙ’ شÙŽرِّ کُلِّ رÙŽجیمٍ، فÙŽلÙ’یÙŽتÙŽضÙŽرÙŽÙ‘عÙ’ مُتÙŽضÙŽرِّعُکُمÙ’، وÙŽلِیÙŽبÙ’تÙŽهِلÙ’ مُبÙ’تÙŽهِلُکُمÙ’، فÙŽنÙŽسÙ’تÙŽغÙ’فِرُ رÙŽبÙŽÙ‘ کُلِّ مÙŽرÙ’بُوبِ لÙ‰ وÙŽلÙŽکُمÙ’.
 
چندان که روÙ‰ او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستÙ‰ دیگر تبدیل گردد. در برابر ناله‏ها و فریادهایÙ‰ که مÙ‰‏زند، خازنان جهنم از او روÙ‰ بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، کسÙ‰ به فریادش نرسد و بدین ترتیب سال‏هاÙ‰ درازÙ‰ به ندامت و پشیمانÙ‰ بگذراند. پناه مÙ‰‏بریم به خداوندِ قادرِ توانا از بدÙ‰ هر پیشامد ناگوارÙ‰، و از او بخشش و عفو کسÙ‰ را که از او خشنود شده است درخواست مÙ‰‏کنیم و آمرزش کسÙ‰ را که از او قبول فرموده مسØ£لت مÙ‰‏نماییمØ› که او ولÙ‰ نعمت خواسته‏ ها و برآورنده‏Ù‰ حاجات من است. پس کسÙ‰ که از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساکن شود و در قصرهاÙ‰ محکمِ جاویدان بماندØ› در حالÙ‰ که به حورالعین و خدمتگزاران بهشتÙ‰ دست یابد. جام‏ها از نوشیدنÙ‰‏ها برایش مهیا کنند و در فردوس اعلÙ‰ جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیلØ› که آمیخته به زنجبیل، و مُهر کرده به مُشک و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمت‏ها و شادÙ‰‏ها زندگÙ‰ مÙ‰‏کند و از شراب‏هایÙ‰ که در باغ‏هاÙ‰ روشن و پر نور است، و آب‏هاÙ‰ روان در آن جارÙ‰ است، شرابÙ‰ که درد سر نیاورد و عقل را زایل نکند مÙ‰‏نوشند. این است منزلت و مقام کسÙ‰ که از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است کیفر کسÙ‰ که بر آفریننده‏Ù‰ خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براÙ‰ او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حُکم به عدلØ› بهترین قصه‏اÙ‰ که نقل شده و بهترین پندها که بیان گردیده. از نزد حکیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت کننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرÙ‰ که رسولان و سفیران مکرÙ‘م بر او درود فرستادند.
 
پناه مÙ‰‏برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شده‏Ù‰ گمراه کننده. پس باید تضرع کنند تضرع کنندگان و زارÙ‰ نمایند زارÙ‰ کنندگان. در آخر براÙ‰ خودم و شما از پروردگار هر تربیت شده‏اÙ‰ طلب مغفرت مÙ‰ ‏کنیم.
 
پی نوشت: مصباح کفعمÙ‰، ص 968Ø› علÙ‰ و المناقب، صص 368 – 370Ø› شرح ابن ابی الحدید، ج 19، صص 140 - 143Ø› نهج السعادØ© فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1 ، ص ،87 خ 20Ø› کنز العمال، ج 16، صص 208 - 213 Ø› سفینØ© البحار، ج 1، ص 397 به نقل از جلد 9 بحارالانوار چاپ قدیم.
 
منبع: کتاب «علی علیه‏السلام و خطب نادره»، ترجمه مجید دایی، انتشارات زراره.

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.