✍️ نویسنده: islammovie1
🏷️ دسته: 30
📊 بازدید: 8,199


حاج احمد کافی یکی از واعظان خطبا و مبارزان قبل از انقلاب اسلامی بود که در تیر سال 1357 شهید شد.

دانلود 61 عکس با حجم 3.2 مگابایت از لینک مستقیم
 
دانلود 61 عکس با حجم 3.2 مگابایت از لینک مستقیم 1



زندگینامه در ادامه مطلب



تا صبح جمعه /زندگی نامه مرحوم شیخ احمد کافÙ‰

در سال 1351 شمسی در مشهدØŒ در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم میرزا محمد کافى، فرزند حاج میرزا احمد کافی یزدیØŒ از علما و روحانیون پرهیزکار و وارسته بود. احمد در سال 1321 در شش سالگی وارد دبستان شد. از ده سالگی محضر استاد حاج میرزا احمد کافی یزدى، به تحصیل علوم دینی پرداخت و در این مسیر بسیار کوشا بود.

وی پس از دو سال وارد مدرسه علوم دینی مشهد شد و در هجده سالگى، همراه با جدش برای ادامه تحصیل حوزوی به نجف رفت و از محضر علمایی چون ایت الله خویى، ایت الله تبریزی و ایت الله حسین راستی کاشانی به تحصیل پرداخت.

وی از آغاز با محبت اهل بیت(ع) پرورش یافته بود. علاقه بسیاری به حضور در مجالس امام حسین داشت. همین علاقه در پی ریزی شخصیت او تاثیر بسیار داشت و از او خطیبی توانا و مشهور و موثر ساخت. وی پس از مدتى، از طرف ایت الله مدنى، مامور به خواندن دعای کمیل در صحن امام حسین(ع) و دعای ندبه در مدرسه سید شد.

بازگشت به قم

مرحوم کافى، پس از مدتی تحصیل علوم دینی در نجفØŒ به سبب وضعیت بد پدر و کمک به خانوادهØŒ مجبور به بازگشت به قم شد. او برخلاف میل خود که خواهان بازگشت به نجف بود. سه سال در قم به ادامه ی تحصیل و در کنار آنØŒ به منبر و موعظه ی مردم پرداخت. او بارها به خاطر سخنرانی محرم خود و موعظه مردمØŒ زندانی یا تبعید شد.

اقامت در تهران

وی در سال 1342 به خاطر درخواست های مکرر مردم تهران و نیاز شدید آن شهر به تبلیغ دین و روشنگری در برابر رفتارهای فاسد رژیم شاهØŒ به آن جا رفت و همزمان با سخنرانیهای مذهبی در مسجدØŒ در منزل خود نیز جلسات آموزش قرآن و تعلیم کودکان و نوجوانان و نیز مراسم دعای کمیل و ندبه را تشکیل داد.

در 23 سالگی با فرزند مرحوم ایت الله سید حسین شاهرودی که از علمای مشهد بودØŒ ازدواج کرد. ثمره ی این ازدواج هفت فرزند است.

خدمات اجتماعی

1- ساخت مهدیه

استقبال گسترده ی مردم از جلسات سخنرانی مرحوم کافÙ‰ و مراسم دعای کمیل و ندبهØŒ باعث شد که وی ساخت مهدیه را پیشنهاد کند. او با فروش منزل خود و کمک چهار تن از بازاریان خوشنام تهران و نیز عده ی بسیاری مردمØŒ در سال 1348 قطعه زمین چهار هزار متری در خیابان ولی عصر تهرانØŒ با نام مهدیه خریداری کرد که ساختمان اولیه آن پانزده هزار نفر را در خود جای می داد.

2- کمک به نیازمندان

وی به شیوه های گوناگون به خانواده های بی سرپرست و محروم کمک می کرد. صدها خانواده بی بضاعت را تحت نظر خویش داشت. لوله کشی آب برای ده ها خانوادهØŒ تØ£مین هدایایی چون کفش و لباس و ... برای بی بضاعتان از جمله خدمات ایشان استØŒ که بعدها به همین دلیل به عنوان کمک به خانواده ی خرابکاران و مخالفان شاهØŒ دستگیر شد.

پس از آزادی از زندانØŒ که تا سه ماه طول کشیدØŒ ساواک علاوه بر تعطیل همه ی برنامه های مهدیهØŒ وی را برای یک سال به ایلام تبعید کرد.

2 - ساخت درمانگاه

این واحد درمانی که در داخل ساختمان مهدیه بنا شده بودØŒ داروهایی را که خود مردم به آن جا می آوردندØŒ که حتی بعضا بسیار کمیاب وبودندØŒ به رایگان در اختیار نیازمندان قرار می داد.

4 - ایجاد صندوق قرض الحسنه

بنای نخستین این صندوق در واپسین روزهیا عمر مرحوم کافÙ‰ گذارده شد. اما فعالیت اصلی آنØŒ چندی پس از رحلت وی آغاز شد.

5 - خدمات در تبعید

تاسیس حوزه علمیهØŒ ساخت مسجدØŒ مدرسه و حمام در ایلامØŒ ساخت و بازسازی چندین حمامØŒ مدرسه و مسجد در دیگر شهرهای استان ایلامØŒ و روستاهای اطراف از جمله خدمات وی در زمان تبعید است.

وی در شهرهای مختلفØŒ بنای 72 مهدیه را با کمک اهالی پی ریزی کرد.

او حتی در عربستان سعودی نیزØŒ که هر سال برای حج به آن جا می رفتØŒ فعالیت داشتØ› احداث بناهای مختلف مسجدØŒ مدرسه و چاه های آب از جمله موارد است.

ارادت به امام خمینی(ره)

وی از یاوران انقلاب اسلامی ایران و از یاران امام خمینی (ره) بود و بارها در سخنرانی های خود از ایشان حمایت و او را به بزرگی یاد می کرد. وی در یکی از سخنرانی های خود خطاب به حضرت امام گفت:

ایت الله العظمی خمینی ! بزرگ مرجع شیعه ! افتخار قرآن! افتخار اسلام! افتخار اهل بیت! افتخار این روحانیت! مدافع اسلام و شیعه! با توام آقا ! قربانت بشم آقا! کنار قبر جدت علی(ع) بگو: آقاØŒ آقایم کی می ایدØŸ!.

امام نیز بارها نسبت به جلسات مهدیه اظهار علاقه کرده بودند و حتی برای ایشان پیام فرستادهØŒ ایشان را به ادامه جلسات تشویق می کردند.

وی پس از ترور منصورØŒ نخست وزیر وقتØŒ به جرم همدستی با گروه شهید بخارایی دستگیر شد و شش ماه در زندان به سر برد. ایشان در حادثه 15 خرداد نیز توسط ماموران رژیمØŒ دستگیر و زندانی شد.

مرگ مشکوک

مرحوم کافى، در چند کیلومتری مشهد در اثر یک تصادف دلخراشØŒ دار فانی را وادع گفت.

برادر مرحوم کافى، این تصادف را ساختگی و به دستور رژیم شاهی می داند و دلایل بسیار قوی برای این ادعا بر می شمارد.

مراسم تشییع و تدفین

جنازه ی مرحوم کافى، همان روز با نظارت ساواک به قوچان منتقل شد. اما مردم جنازه ی ایشان را از بیمارستان خارج کردهØŒ پس از غسل و کفنØŒ با تشریفات خاصی به مشهد بردند. تشییع جنازه ی با شکوه آن مرحومØŒ با شعار درود بر خمینی همراه بود که ماموران رژیم را به مبارزه کشاند و نهایتا تعدادی از تشیع کنندگان در این مراسم زخمی شدند.

جنازه به دست ماموران رژیم افتاد و به تهران منتقل شد. جنازه پس از کش و قوسی طولانی با مردم و خانواده ی مرحومØŒ به مشهد بازگردانده شد و در خواجه ربیع مشهدØŒ به خاک سپرده شد.

مرحوم کافى، که مویه های جانگدازش در فراق امام مهدی(عج) هنوز در گوش عاشقان آن حضرت طنین انداز استØŒ و عده ای دیدار او را به روز واپسین نهاد. او بارها وصیت کرده بود: وقتی من مرَُدمØŒ اگر در بین هفته بودØŒ جنازه ی مرا بگذارید در سرد خانه باشد تا صبح جمعه مردم کنار جنازه ام دعای ندبه بخوانند و چند یا صاحب الزمان بگویند که مُرده ام هم این ناله هایتان را بشنود.

روحش شاد و جانش میهمان معشوقش مهدÙ‰

منبع : www.hawzah.net