سلامت و درمان - رژیم غذایی
به نام خدا - آمارها نشان می دهد اغلب رژیم های لاغری پاسخ درستی نمی دهند. آیا می دانید چرا ؟ - پاسخ در ادامه.
چرا رژیم های لاغری شکست می خورند؟

به جای مقدÙ‘مه
دنیای فعلی و مردمان آن، این روزها بیش از هر چیز تحت تاثیر تبلیغات هستند و تبلیغات نیز به طور عمده در خدمت اقتصاد و مادÙ‘یات قرار دارد. متاسÙ‘فانه علم پزشکی نیز از این آفت مصون نمانده است و عموم مردم بیش از آن که در موضوع بهداشت و سلامت، با اطÙ‘لاعات صحیح تغذیه شوندØ› با انبوهی از تبلیغات مخرÙ‘ب و غیر علمی مواجهند که با ایجاد دیدگاه های غلط در مورد سلامتی – و به ویژه در مورد مساله زیبایی جسم به معنای عامÙ‘ آن – آنها را به سمت خرید و مصرف بیشتر محصولات کمپانی های بزرگ اقتصادی سوق می دهد. این امر در کنار گسترش فرهنگ مادÙ‘ی در جامعه ما و کمرنگ شدن بسیاری از ارزش های معنوی، دست به دست هم داده اند تا امروزه شاهد آن باشیم که غایت آمال بسیاری از مردم ما، داشتن تناسب اندام – البته با تعریف به ظاهر علمی غربی آن - موی پرپشت، پوست صاف و روشن، عملکرد جنسی مطلوب و چیزهایی از این دست باشد به نحوی که بسیاری از ما مثلاÙ‹ فکر می کنیم اگر وزنمان را کم کنیم و چند دقیقه ای هم در روز ورزش کنیم، دنیا و آخرتمان را آباد کرده ایم! امÙ‘ا نکته تاسÙ‘ف برانگیز آن است که طبÙ‘ جدید، حتÙ‘ی در برآوردن این نیازهای ساده هم ناتوان است ولذا می بینیم که روز به روز، اندام ها نامتناسب تر، پوست ها خرابتر، موها کم پشت تر و مشکلات و بیماری های زناشویی بیشتر می شوند. امÙ‘ا نکته تاسÙ‘ف برانگیز آن است که به جای اینکه این روند ما را بیدار کندØ› باز هم تحت تاثیر همان تبلیغات، پول و وقت بیشتری را صرف استفاده از روش های مثلاÙ‹ مدرن تر درمانی می کنیم. همه این ها در حالی است که اگر مطلوب ما رسیدن به همین اهداف هم باشدØ› راه رسیدن به آنها اصلاح امور بهداشتی و درمانی زندگی بر مبنای اصول صحیحی است که طبÙ‘ اسلامی و سنÙ‘تی ایران عهده دار تبیین آن هستند.
رژیم های لاغریØ› هیاهوی بسیار برای هیچ!
آمار می گوید: 90درصد رژیم های لاغری شکست می خورند. رژیم های لاغری حتÙ‘ی اگر زیر نظر بهترین متخصÙ‘صان تغذیه هم انجام شوند، جدای از عوارض بسیار زیادی که برای فرد ایجاد می کنندØ› اغلب محکوم به شکست هستند. امÙ‘ا چرا؟ در این مقاله کوشیده ام به زبانی ساده و قابل فهم، علÙ‘ت این مساله را تشریح کنم به این امید که کاربران محترم این پایگاه پس از مطالعه این مقاله دیگر این همه پول و وقت و اعصاب خود را خرج این رژیم های غلط، پرعارضه و از پیش شکست خورده نکنند.
مبانی علمی و فکری نادرست رژیم های لاغری
گفتیم که حتÙ‘ی بهترین متخصÙ‘صان تغذیه هم از تنظیم رژیمی که بدون عارضه و عود، بیمار را به تناسب اندام برساند عاجز هستند. علÙ‘ت این امر آن است که مبانی فکری و علمی که این رژیم ها بر اساس آنها شکل می گیرند، نادرست است.
الف- نظریه کالریØ› خشت اوÙ‘ل چون نهد معمار کج ...
مبنای علمی اصلی تمام رژیم های چاقی و لاغری، نظریه کالری استØ› به این معنا که هر کس میزان کالری بیش از نیاز خود دریافت کند، این کالری اضافی به صورت بافت چربی در بدن او ذخیره می شود و فرد چاق می شود و در صورت مصرف کالری کمتر از میزان نیاز، این بافت چربی می سوزد و کمبود کالری را جبران می کند و فرد لاغر می شود. این نظریه آن قدر شایع و پذیرفته شده است که اکثر مردم عادی هم با مفهوم آن آشنایی دارند. امÙ‘ا آیا هر چیزی که عمومیت پیدا کرد و مورد پذیرش همگانی قرار گرفتØ› ضرورتاÙ‹ صحیح است؟
من آب هم بخورم، چاق می شوم!
جمله فوق برای خیلی از ما جمله آشنایی است. عکس آن را هم زیاد شنیده ایم که مثلا«فلانی هر چیز که می خورد حرام می کند! و اصلاÙ‹ چاق نمی شود.» امÙ‘ا طبق نظریه کالری که شرح آن گذشت، آب، هیچ کالری ندارد و بنابراین کسی نمی تواند ادÙ‘عا کند که با خوردن آب چاق شده استØ› پس چاره ای نیست جز آن که فرد اوÙ‘ل را متÙ‘هم به دروغگویی، بهانه جویی، نداشتن اراده برای رژیم گرفتن و مانند آن بکنیم یا در محترمانه ترین حالت بگوییم که احتمالا مبتلا به کم کاری تیرویید یا بیماری هایی از این دست است. از طرف دیگر، طبق همین فرضیه کالری، پرخوری هم لزوماÙ‹ باید باعث چاقی شودØ› بنابراین فرد دوÙ‘م هم که ادÙ‘عا می کند هر قدر می خورد باز هم چاق نمی شودØ› حتماÙ‹ مبتلا به پرکاری تیرویید، انگل های گوارشی و مانند آنهاست. امÙ‘ا آیا با این توجیهات ساده انگارانه می توان منکر این واقعیت شد که بعضی ها با برخورداری از سلامت کامل، باآب خوردن چاق می شوند و بعضی انسان های سالم دیگر، علیرغم پرخوری هم لاغر می مانند؟
این مساله یکی از مهم ترین موارد نقض فرضیه کالری است. این تناقضات در جاهای دیگری هم دیده می شود ازجمله:
1- بسیاری از زنها می دانند که اگر مدÙ‘تی خونریزی قاعدگی آنها کم یا قطع شود، حتÙ‘ی اگر غذای کمتری بخورند چاق می شوند. عکس این مساله هم صادق است یعنی زنی که دچار چنین مشکلی است اگر تحت درمان قرار گیرد و عادت او به طور منظÙ‘م بر قرار شودØ› حتÙ‘ی اگر غذای بیشتری نسبت به قبل بخورد هم لاغر می شود.
2- افراد بسیاری تجربه کرده اند که اگر مدÙ‘تی شکمشان خوب کار نکندØ› حتÙ‘ی اگر بهترین رژیم های لاغری را هم بگیرند نه تنها موفÙ‘ق به کم کردن وزن نمی شوندØ› بلکه ممکن است چاق هم بشوند. همین افراد اگر یبوست خود را درمان کنند وزن کم می کندØ› علیرغم این که درمان یبوست ممکن است باعث افزایش اشتهای آنها نیز بشود.
3- برخی بیماران به دلیل ابتلا به مشکلاتی مثل سنگ کلیه از سوی پزشک موظÙ‘ف به نوشیدن آب زیادی می شوند. بسیاری از این بیماران دچار افزایش وزن پایدار می شوند. چرا؟
4- بنابر یک عادت غلط، در ماه مبارک رمضان، اکثر ما، مجموع غذایی که از افطار تا سحر مصرف می کنیمØ› اغلب بیش از غذایی است که در غیر ماه مبارک از صبح تا شب مصرف می کنیمØ› امÙ‘ا بسیاری از ما در این ماه وزن کم می کنیم. چرا؟
5- چاق کنندگی برنج مورد قبول عموم مردم است. اگر عادت کنید و برنج را همراه سبوس آن مصرف کنید دیگر چاق نمی شویدØ› با آن که میزان کالری برنج همان میزان قبلی است.
6- عسل منبع سرشار انرژی است و بنابراین باید چاق کننده باشد در حالی که این گونه نیستØ› اگر خواستید امتحان کنید و بدون آن که رژیم غذایی عادی خود را تغییر دهید، علاوه بر آن، روزانه هر قدر می توانید عسل مصرف کنید. بعد از مدÙ‘تی خواهید دید که نه تنها چاق نخواهید شدØ› بلکه ممکن است دچار کاهش وزن هم بشوید. به راستی کالری عسل کجا رفت؟
7- دلیل چاق کنندگی بسیاری از داروها مثل قرص های ضدÙ‘ بارداری و داروهای ضدÙ‘ افسردگی که فاقد کالری قابل محاسبه ای هستند چیست؟
8- مصرف مرتÙ‘ب روغن زیتون حتÙ‘ی به میزان زیاد نه تنها چاق کننده نیستØ› بلکه ممکن است موجب کاهش وزن هم شودØ› امÙ‘ا مصرف روغن کنجد می تواند انسان را چاق کند. مگر میزان کالری این دو روغن چه فرقی با هم دارد؟
مثال هایی از این دست بسیارند و با اندکی تفکÙ‘ر به تعدادی دیگر از آنها خواهید رسید. حال سوال این است که نظریه که این همه موارد نقض دارد را می توان به عنوان یک قانون پذیرفت؟ پاسخ ساده است. نظریه کالری یک نظریه غلط یا حدÙ‘اقل ناقص است که با طناب آن نباید وارد چاه تاریک و عمیق رژیم های غذایی شد.
قانون رطوبت و مفهوم چاقی و لاغری در طبÙ‘ سنÙ‘تی
به طور طبیعی و عادی، هر چیز که داخل آب بیفتد و مرطوب شود، افزایش وزن و حجم پیدا می کند و اگر خشک شودØ› کوچک و سبک خواهد شد. این قانون ساده، زیربنای اصلی نظرات طبÙ‘ قدیم در مورد مسایلی مثل چاقی و لاغری است. بر اساس این اصل، تمامی اتÙ‘فاقاتی که باعث چاقی و لاغری یک فرد می شوند قابل توجیه هستندØ› مثلاÙ‹ یبوست یا کم شدن خون قاعدگی یا خوابیدن در طول روز از آن جهت که باعث افزایش رطوبت بدن می شوند چاق کننده اند و به عکس. البته باید توجÙ‘ه داشته باشید که دو نظریه رطوبت و کالری، بسیاری از مواقع به نتایج مشترکی می رسندØ› امÙ‘ا در نهایت این اصل رطوبت است که می تواند تمام موارد را به خوبی توضیح دهد. توضیح مفصÙ‘ل این نظریه را به مقاله ای مستقل واگذار می کنیم.
ب- چاق و لاغر و خوش هیکل
تعریف خوش هیکل بودن چیست؟ پاسخ طبÙ‘ جدید آن است که بین قد و وزن رابطه ای برقرار است که بر اساس آن می توان گفت چه کسی چاق است و چه کسی لاغر. این رابطه BMI(شاخص توده بدن) نام دارد که از تقسیم وزن(به کیلو) بر قد به توان دو(به متر) به دست می آید. رابطه ساده تر که همه کس فهم است و در محاسبات رایج و سردستی مورد استفاده قرار می گیرد آن است که وزن مطلوب برای هر شخص برابر است با قد او(به سانتی متر) منهای وزن(به کیلوگرم) و اگر بیشتر یا کمتر از این مقدار بود، او چاق یا لاغر محسوب می شود. این نحوه محاسبات یک اشکال اساسی دارد و آن این است که اگر صحÙ‘ت این روابط را بپذیریم(که مثلاÙ‹ تمام کسانی که 170سانتی متر قد دارند باید حدود 70کیلوگرم وزن داشته باشند)Ø› هیچ فکرش را کرده اید که اگر این اتÙ‘فاق بیفتد تقریباÙ‹ تمام آدم ها یک جور و یک هیکل می شوند؟ فکر می کنید دنیایی که با این روابط ترسیم می شود چه جور دنیایی باشد؟ در حالی که آفرینش بر مبنای ایجاد تنوÙ‘ع و کثرت و گوناگونی از عالم وحدت شکل گرفته است چرا طبÙ‘ جدید اصرار دارد که همه مردم باید هم هیکل و هم بدن شوند؟
چاق یعنی بد، لاغر یعنی خوب؟!
نتیجه نگرش فوق به انسان ها همین می شود که می بینیدØ› یعنی رواج این تصوÙ‘ر عمومی در بین عامÙ‘ه مردم که هر کس که هیکل درشت و چاقی داشته باشد، هم زشت است(و در نتیجه اگر دختر است باید او را ترشی انداخت و اگر پسر است باید نق نق دایم همسرش مبنی بر ضرورت لاغر شدنش را تحمÙ‘ل کند) و هم یک انبان پر از بیماری است. حتÙ‘ی در پس زمینه ذهنی بسیاری از ما، آدم های چاق، ضرورتاÙ‹ تنبل و خنگ و بی خاصیت هم هستند! بر عکس این عقاید هم در مورد آدم های لاغر در اذهان ما شکل گرفته است.
امÙ‘ا نظر طبÙ‘ قدیم چیست؟
طبÙ‘ قدیم در این زمینه نظر بسیار مترقÙ‘ی دارد. از نظر طبÙ‘ قدیم انسان ها به طور کل به 4 دسته دموی، بلغمی، سوداوی و صفراوی تقسیم می شوند که دو دسته اوÙ‘ل عموماÙ‹ درشت هیکل و دو دسته بعدی عموماÙ‹ لاغر اندام هستند. در این دیدگاه، تناسب اندام، مساله ای کاملاÙ‹ شخصی است که باید برای هر فرد به طور جداگانه تعریف شود و در ارتباط تنگاتنگ با وضعیت مزاجی و روحی و روانی فرد است. برای مثال 4 نفر مرد را در نظر بگیرید با قد 170 سانتی متر. این 4 نفر دارای این وزن ها هستند: بلغمی: 85-80 کیلو، دموی: 80-75 کیلو، صفراوی: 65-60 کیلو، سوداوی: 60-55 کیلو.
نفر اوÙ‘ل در بایگانی یک اداره کار می کند، نفر دوÙ‘م مدیر یک شرکت بزرگ است، نفر سوÙ‘م فرمانده یک گروه رزمی در ارتش است و نفر چهارم یک سیاستمدار برجسته. همه این افراد سالم هستندØ› فاقد بیماری مهمÙ‘ی هستند و در کار خود هم موفÙ‘قند. امÙ‘ا خانم های آنها که زیاد پای برنامه های بهداشتی و تغذیه ای تلویزیون می نشینند از هیکل ایشان ناراضی هستندØ› بنابراین هر 4 نفر به یک متخصÙ‘ص تغذیه معروف مراجعه می کنند. و بعد از یک سال رعایت دستورات کاملاÙ‹ علمی ایشان! به وزن مطلوب می رسندØ› امÙ‘ا ...
آقای بلغمی، دیگر آن کارمند آرام و باحوصله قبلی نیست و هم در محیط کار و هم در منزل بداخلاقی می کند.
آقای دموی توان بالای انعطاف پذیری خود را به عنوان یک مدیر از دست داده استØ› البته در منزل هم اخلاقش عوض شده است.
آقای صفراوی دیگر شجاعت قبلی را در حمله به قلب دشمن ندارد.
آقای سوداوی هم دیگر مثل قبل نمی تواند در هر تصمیمی جوانب مختلف کار را بسنجد و گزینه هایی که به فکرش می رسد محدود شده اند.
به راستی چه اتÙ‘فاقی افتاده است؟ پاسخ، ساده است. این آقایان قبلاÙ‹ سالم و متناسب بودندØ› یعنی اگر کمی از حدÙ‘ میانه، وزن بیشتر یا کمتری داشتندØ› این وضعیت با وضعیت روحی و اخلاقی و مزاجی آنها تناسب داشت. امÙ‘ا این رژیم، آنها را از تعادل خارج کرده است و اگر خانم های آنها به خوش هیکل ماندن آنها اصرار داشته باشند، کم کم بیماری های مختلفی نیز گریبان گیر آنها خواهد شد.
بنابراین، نظر طبÙ‘ قدیم آن است که هیکل هر فرد باید متناسب با وضعیت مزاجی او باشد و حدÙ‘ میانه – و طبیعتاÙ‹ چاقی و لاغری – او نیز بر همین اساس تعریف می شودØ› بنابراین یک آدم دموی درشت هیکل – که هیکل او به طور عام و در همه جا درشت است – در همان هیکل درشتش جذÙ‘اب و دوست داشتنی و در عین حال سالم است و نیازی به رژیم لاغری نداردØ› همان طور که آدم سوداوی با هیکل جرÙ‘ه و ریزه میزه اش هم آدمی سالم و طبیعی است و نیاز به لاغر شدن ندارد. حال این نظریه مترقÙ‘ی را مقایسه کنید با نظرات غیر قابل انعطاف طبÙ‘ جدید که حاصل آن صرف این همه هزینه در دنیا برای چاق کردن لاغرها و لاغر کردن چاق ها است که صد البته اکثراÙ‹ منجر به بروز انواع عوارض و مشکلات برای این افراد می شود و از همه مهمتر ایجاد دغدغه و ناراحتی های فکری و روحی و احساسات نامطلوب برای بسیاری از آدم هایی که اساساÙ‹ سالم هستند و نیاز به هیچ گونه رژیم چاقی و لاغری ندارند. جالب این جاست که در مباحث روانشناسی، این موضوع، یعنی رابطه تیپ های شخصیتی و هیکل افراد، مساله ای پذیرفته شده استØ› امÙ‘ا از آن جا که در طبÙ‘ جدید، هر تخصÙ‘صی ساز خودش را کوک می کند، نباید انتظار داشت که متخصÙ‘صین تغذیه به این یافته ها توجÙ‘ه چندانی بکنند.
تذکÙ‘ر: این که بالاخره چه کسی باید لاغر شود و چه کسی چاق، مطلبی است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.
ج- صبحانه را خودت بخور، ناهار را با دوستت و شام را به دشمن بده بخورد!!!!
جمله فوق یکی از غلط ترین باورهای عمومی در مورد بهداشت تغذیه استØ› تا آنجا که بسیاری از مردم فکر می کنند که این جمله، ترجمه یک حدیث است!! این که چرا و با وجود این همه تاکید طبÙ‘ سنÙ‘تی و به ویژه دلایل قرآنی و روایی متعدÙ‘د، چنین اعتقاد غلطی در بین مردم ما رسوخ کرده استØ› مساله ای پیچیده است.
به طور خلاصه باید گفت که در قرآن کریم تصریح شده است که غذای بهشتیان مشتمل بر دو وعده صبح و عشاØ¡ است و بنابر مصرÙ‘ح احادیث شریف و نیز متن های علمی معتبر طبÙ‘ قدیم، ما هرگز وعده ای به نام ناهار نداریم و از اتÙ‘فاق مهمترین وعده غذایی شام است. بحث مفصÙ‘ل روایی در این مورد را به جای خود واگذار می کنمØ› امÙ‘ا با دو منطق ساده، ضرورت شام خوردن را توضیح می دهم:
- ضرورت شام خوردن بنابر منطق طبÙ‘ جدید: بین ناهار امروز و صبحانه فردا چیزی حدود 20-18 ساعت فاصله است و در این مدÙ‘ت بدن، غذای ناهار را کاملاÙ‹ می سوزاند، انرژی لازم را استفاده و بقیه را ذخیره می کند. امÙ‘ا در شب و به هنگام خواب قرار است کارهای مهمÙ‘ی انجام شودØ› از جمله آنها ساختن بسیاری از هورمون های مورد نیاز بدن است که از اتÙ‘فاق، اعمالی بسیار انرژی بر هستندØ› ولی چون فرد شام نخورده است انرژی نقدی برای این کار موجود نیست و استفاده از انرژی ذخیره نیز یک فرآیند معمول و سهل الوصول نیستØ› بنابراین کسی که شام نمی خورد به تدریج دچار اختلالات هورمونی می شود. به همین جهت هم هست که با مدÙ‘تی ادامه رژیم – حتÙ‘ی در افرادی که شام خوردن را قطع نکرده اندØ› بلکه آن را کم کرده اند – و به ویژه در خانم ها، مسایلی چون اختلالات قاعدگی، ریزش مو، مشکلات پوستی، اختلالات روحی و روانی و کمبود انرژی و خستگی و ... بروز می کند. این مشکلات در بین افرادی که رژیم می گیرند بسیار شایعند.
- ضرورت شام خوردن بنابر منطق طبÙ‘ قدیم: طبÙ‘ قدیم اعتقاد دارد که به هنگام خواب، حرارت غریزی بدن از سطح به داخل بدن می رودØ› به همین جهت هم هست که معمولاÙ‹ فرد در خواب، سردش می شود و حتÙ‘ی در فصل گرم هم نیاز به حدÙ‘اقل روانداز دارد. حرارت غریزی، با مهاجرت از سطح به داخل بدن شروع به هضم و جذب غذای موجود در دستگاه گوارش می کند و به همین جهت، صبح که بلند می شویم، حتÙ‘ی غذای سنگین شام، هضم شده استØ› اتÙ‘فاقی که در مورد غذاهای طول روز و به ویژه ناهار کمتر می افتد. حال اگر دستگاه گوارش خالی از غذا باشدØ› این حرارت غریزی به خودهضمی مشغول می شود و در واقع، بدن، شروع به خوردن و سوزاندن خودش می کند، طبیعتاÙ‹ چنین اتÙ‘فاقی می تواند باعث لاغری شودØ› امÙ‘ا این رویداد، چیزی بیش از یک لاغر شدن معمولی است و در واقع بدن به طور کلÙ‘ی تحلیل می رود که نتیجه آن اتÙ‘فاقاتی است که گفته شد.
بنابراین هر رژیم غذایی که در آن بر کم کردن یا قطع غذای مورد نیاز شب تاکید شود، از پیش شکست خورده است. بسیاری از افرادی که چنین رژیم هایی می گیرند متوجÙ‘ه این عوارض می شوندØ› امÙ‘ا برخی دیگر فقط از سبک شدن بدن خود راضی هستند و نمی توانند بین اتÙ‘فاقات ناگوار بدن خود و رژیمشان ارتباطی منطقی برقرار کنند. یک دلیل فطری بر صحÙ‘ت نظر فوق آن است که تقریباÙ‹ همه ما اگر 20 سال هم شام را ترک کنیم باز تمایل به شام خوردن داریم و خلا آن را حس می کنیمØ› امÙ‘ا با مثلاÙ‹ چند روز روزه داری به نبود ناهار عادت می کنیم و حتÙ‘ی از این وضعیت احساس رضایت داریم.
د- غذا یا (کالری + پروتیین + کربوهیدرات + چربی + ویتامین + ...) ؟!
طبÙ‘ جدید، قورت دادن یک کپسول که در آن مقادیر مورد نیاز از کالری، پروتیین، کربوهیدرات، چربی، ویتامین، ریزمغذÙ‘ی ها و ... گنجانده شده است را با خوردن یک وعده غذا که همین ها را داشته باشد، تقریباÙ‹ برابر می داند. بحث در مورد این اعتقاد غلط و خطرناک بسیار مفصÙ‘ل استØ› امÙ‘ا به طور خلاصه دو اشکال اساسی به این نظر وارد است:
1- نادیده گرفتن نقش غیر قابل انکار حواس پنجگانه و عوامل روحی و روانی و حتÙ‘ی مسایل معنوی در تغذیه سالم: به عبارتی دیگر اگر به فرض چنین غذایی، شکم را سیر کند – که نمی کند – چشم و گوش و بینی و پوست و زبان و روح و روان همچنان گرسنه می مانند.
2- هویت یک پارچه و غیر قابل تفکیک غذاها و داروها: تفکیک عناصر و موادÙ‘ تشکیل دهنده خوراکی ها اشتباه بزرگی بود که طبÙ‘ جدید ابتدا در مورد داروها انجام دادØ› مثلاÙ‹ با جداکردن مادÙ‘ه موثÙ‘ره موجود در پوست بید دارویی ساخت به نام آسپرینØ› دارویی که مصرف آن با عوارض متعدÙ‘د گوارشی، کلیوی، کبدی و ... همراه شدØ› در حالی که خود پوست بید با دارا بودن همان خواص دارویی، این عوارض را نشان نمی دهد. نظر طبÙ‘ قدیم آن است که خداوند کریم این همه تنوÙ‘ع را در عالم ایجاد نکرده است که ما انسان ها بیاییم و با تفکیک عناصر هر مادÙ‘ه مثلاÙ‹ به این نتیجه برسیم که گوشت پروتیین دارد و سویا هم پروتیینØ› پس چه گوشت بخورید و چه سویا، یک نتیجه حاصل می شود! این تنوÙ‘ع و کثرت از حکمت دقیقی برخوردار است و در این نظام هماهنگ، هیچ چیزی نمی تواند جای چیز دیگر را بگیرد.
بنابراین بحث در مورد شباهت و تفاوت های غذاها بر اساس تفکیک موادÙ‘ موجود در آنها کاملاÙ‹ غلط است. متاسÙ‘فانه رژیم های لاغری نیز علی العموم بر اساس همین قاعده شکل می گیرند و در آنها، این هدف تعقیب می شود که مجموعه ای که موادÙ‘ غذایی لازم را در حدÙ‘ نیاز و کالری را کمتر از نیاز به بدن برساند در اختیار شخص قرار گیرد و چون این گونه رژیم ها با ذایقه، عادات غذایی و نیازهای واقعی بدنی فرد مطابقت ندارند، تحمÙ‘ل آنها علی العموم بسیار دشوار است و از همان ابتدا، بیمار به طرزی طاقت فرسا منتظر پایان رژیم است. این گونه رژیم گرفتن علاوه بر ایجاد عوارض متعدÙ‘د جسمی و روحی، یک نتیجه محتوم دارد و آن هم بازگشت حریصانه فرد به رژیم غذایی عادی خود و در نتیجه بدتر شدن وضع است.
هÙ€- عدم تداوم
رژیم های غذایی یک خصوصیت نانوشته مشترک دارند و آن هم عدم تداوم است. به عبارت دیگر، رژیم، یک اتÙ‘فاق با محدوده زمانی مشخÙ‘ص در زندگی است و پس از آن، زندگی به حال عادی باز می گردد و زندگی عادی یعنی بازگشت به وضعیت قبلی. از سوی دیگر با توجÙ‘ه به مشکلات عدیده ای که برشمردیم، اصولاÙ‹ افرادی که رژیم می گیرند برای پایان آن روزشماری می کنند و معمولاÙ‹ هیچ گاه با آن کنار نمی آیندØ› به همین جهت بسیاری از آنها پس از پایان رژیم خود، ناخودآگاه و به جبران این دوره محرومیت، غذای بیشتری می خورند و چاق تر از قبل می شوند. این حقیقت یک معنی واضح دارد. رژیم گرفتن های اینچنینی از مبنا غلط است و نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
پس چه باید کرد؟
جواب ساده است. ما باید به جای آن که به دنبال ایجاد محدودیت مقطعی در غذاخوردن باشیم، شیوه نگرش خود به مساله تغذیه را برای همیشه تغییر دهیم و با کنترل «شهوت خوردن» به عنوان یک ناهنجاری اخلاقی، روش جدیدی را در زندگی پیش بگیریم. در این حالت به مانند انسانی که از شهر قبلی خود به قصد اقامت دایم به شهری زیباتر و خوش آب و هواتر نقل مکان کرده است، دیگر به طور دایم به فکر بازگشت به وضعیت قبلی نخواهیم بود. این مساله یعنی تغییر شیوه زندگی(life style) مورد تایید طبÙ‘ جدید نیز هستØ› امÙ‘ا متاسÙ‘فانه و در عمل، چنین خطاهایی نیز از او سر می زند. امÙ‘ا این که چگونه باید «شهوت خوردن» را کنترل کرد و چگونه باید بدون عوارض رژیم های رایج به وزن مطلوب رسید را به زودی در مقاله ای مستقل بحث خواهیم کرد.
رژیم یا پرهیز؟
در این جا تذکÙ‘ر این نکته را نیز ضروری می بینم که مساله ایجاد محدودیت های غذایی برای بیماران یا همان پرهیز، مورد تایید اسلام نیز هستØ› امÙ‘ا اوÙ‘لاÙ‹ دوره آن بسیار محدود است و در ثانی چنانکه گذشت برای بیماران اعمال می شود. در مورد سایرین، اسلام بر همان مساله اصلاح دایمی شیوه زندگی تاکید دارد.
حکایت روزه ماه مبارک رمضان چیست؟
پاسخ این سوال ساده است. اوÙ‘لاÙ‹ رژیم روحی و جسمی اعمال شده در ماه مبارک رمضان منطبق بر مبانی علمی متقن اسلامی و متناسب با ساختار روحی انسان ها و همراه با عنایت ویژه حق تعالی در این ماه عزیز استØ› لذا روزه داران، آن را به آسانی پذیرفته و با راحت جان به اتمام می رسانند. در ثانی هدف اسلام از طرÙ‘احی مقطع خاصÙ‘ ماه مبارک در هر سال این نیست که فرد برای یک ماه، رژیم روحی و جسمی بگیرد و بعد از آن آش همان آش و کاسه همان کاسه باشد( اگر چه متاسÙ‘فانه اغلب ما همین گونه هستیم و در همان روز عید فطر بسیاری از بهره های جسمی و روحی این ماه عزیز را بر باد می دهیم.)Ø› بلکه ماه مبارک مانند یک سکÙ‘وی پرتاب یا یک راه میان بر است که با استفاده از آن می توان جهش سالانه بزرگی در طریق وصول الی الله داشت و صد البته پس از پایان این ماه عزیز نیز باید این سیر و حرکت به همان منوال ادامه داشته باشد.
منبع : شیعه طب
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.