🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
پنج نکته از زندگانی امام هادی (ع) | مجله نودیها

پنج نکته از زندگانی امام هادی (ع)

✍️ نویسنده: 1
💬 تعداد کامنت‌ها: 1

بسم الله الرحمن الرحیم - امروز میلاد سعید امام هادی علیه السلام جد بزرگوار امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.- یکÙ‰ از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادÙ‰ صلوات اللÙ‘ه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند

 
 
روزÙ‰ به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصÙ‰ را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت : مدÙ‘تÙ‰ است که مبتلا به سردرد شدیدÙ‰ گشته امام علیه السلام فرمود: ظرفÙ‰ را با مقدارÙ‰ آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :Ø£ وÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽرÙŽ الÙ‘ÙŽذینÙŽ کÙŽفÙŽرُوا انÙ‘ÙŽ السÙ‘ÙŽمواتِ وÙŽ الاÙ’ رÙ’ضÙŽ کانÙŽتا رÙŽتÙ’قاÙ‹ فÙŽفÙŽتÙ‘قÙ’نا هُما وÙŽ جÙŽعÙŽلÙ’نا مِنÙŽ الÙ’ماءِ کُلÙ‘ÙŽ شÙŽیٍ حÙŽیُّ Ø£ فÙŽلا یُؤْمِنُونÙŽ.(۵۵)و سپس آن را بیاشام ، که انشاØ¡اللÙ‘ه سردرد برطرف خواهد شد.(۵۶) حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراÙ‰ هفتاد و سه حرف مÙ‰ باشد که آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یک حرف از مجموع آن ها را مÙ‰ دانست و زمین برایش کوچک شد، به طورÙ‰ که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد. ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یک حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مÙ‰ باشد.(۵۷)  
 
 
 .3 هنگامÙ‰ که خداوند متعال نوزادÙ‰ به حضرت ابوالحسن ، امام هادÙ‰ علیه السلام عطا نمود، عدÙ‘ه اÙ‰ از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک گویند.وقتÙ‰ بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتندØ› علÙ‘ت را جویا شدند؟امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدÙ‰ ندارم ، چون که او عدÙ‘ه بسیارÙ‰ را گمراه مÙ‰ گرداند.پس پیش گوئÙ‰ حضرت و علÙ‘ت ناراحتÙ‰ آن بزرگوار تحقÙ‘ق یافت و این نوزاد همان جعفر کذÙ‘اب شد.(۵۸) .4 ابوهاشم جعفرÙ‰ حکایت کند:روزÙ‰ در محضر شریف امام هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شدم ، کودکÙ‰ وارد شد و شاخه گلÙ‰ را تقدیم آن حضرت کرد.امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسیدØ› و سپس آن را به من اهداØ¡ نمود و اظهار داشت :هر که شاخه گلÙ‰ را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمÙ‘د و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بÙ‰ شمارÙ‰ را در نامه اعمالش ثبت مÙ‰ نمایدØ› و نیز بسیارÙ‰ از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مÙ‰ دهد.(۵۹)  .5 یکÙ‰ از اهالÙ‰ کوفه در شهر سامراØ¡ خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادÙ‰ علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت یاابن رسول اللÙ‘ه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مÙ‰ باشم ، و داراÙ‰ قرض سنگینÙ‰ هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام . امام هادÙ‰ علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اÙ‰ بیندیشم .پس از گذشت لحظاتÙ‰ ، مقدار سÙ‰ هزار دینار از طرف متوکÙ‘ل - خلیفه عبÙ‘اسÙ‰ - براÙ‰ حضرت آوردند. حضرت سلام اللÙ‘ه علیه آن پول ها را از ماØ¡مور متوکÙ‘ل گرفت و بÙ‰ درنگ و بدون آن که محاسبه نماید، تمامÙ‰ آن سÙ‰ هزار دینار را تحویل آن شخص کوفÙ‰ داد.پس آن مرد کوفÙ‰ مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللÙ‘ه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهکار هستم و براÙ‰ من همین مقدار کافÙ‰ است ولÙ‰ امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارÙ‰ و امتناع نمود.لذا آن مرد کوفÙ‰ تمامÙ‰ آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مÙ‰ داند که چه کسانÙ‰ را امام و حجÙ‘ت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(۶۰) پی نوشت ها: ۵۵- سوره انبیاØ¡: آیه ۳۰. ۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷. ۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳. ۵۸- عیون المعجزات : ص ۱۳۵. ۵۹- کافÙ‰ : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلیه الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳. ۶۰- ینابیع المودÙ‘ه : ج ۳، ص ۱۲۸. منبع: هیات بلاگ - گروه فرهنگی مشرق

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.