نودیها:مختار بن ابی عبیده بن مسعود بن عمرو بن عمیر بن عوف بن قسی بن هنبه بن بکر بن هوازنØ›(۱) از قبیله ثقیفØ› کÙ€ه قبیله مشهÙ€ور و گستردهای از هÙ€وازن، از اعراب منطقه طائف اسÙ€ت، میباشد.(۲) کنیهاش ابواسحاق(۳)Ø› و لقÙ€بش کÙ€یÙ€سÙ€ان بود که فÙ€رقÙ€ه کÙ€یÙ€سÙ€انیه منسوب به او است. کیسان به معنای زیرک و تیزهوش است.(۴) طبق روایتی، اصÙ€بÙ€غ بÙ€ن نÙ€بÙ€اتÙ€ه، از یÙ€اران امÙ€یÙ€رالمـؤمÙ€نین میگوید: "لقب کیس را امیرالمؤمنین به مختار دادنÙ€د."(۵) پÙ€در مÙ€خÙ€تÙ€ار ابÙ€وعÙ€بÙ€یÙ€ده ثÙ€قÙ€فÙ€ی است که در اوایÙ€ل خÙ€لافÙ€ت عÙ€مÙ€ر از طÙ€ائف بÙ€ه مÙ€دیÙ€نÙ€ه آمÙ€د و در آنجÙ€ا سÙ€اکن شد.(۶) وی یکی از سÙ€رداران بÙ€زرگ جÙ€نÙ€گ بÙ€ا ارتÙ€ش کÙ€سÙ€ری(ایÙ€ران) در زمÙ€ان عمر بود. (۷) ماجرای رشÙ€ادت این دلیرمرد در واقعه یوم الجسر در جنگ با ارتش ایران در منطقه بصره معروف است.(۸) مÙ€ادر مÙ€خÙ€تÙ€ار دومÙ€ه است که از زنÙ€ان بÙ€ا شخصیت بÙ€ود و او را صÙ€احÙ€ب عقل و رای و بلاغت و فصاحت دانستهاند.(۹) وی ادب و فضائل اخلاقی را از مکتب اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) آموخت،(۱۰) و در آغاز جوانی، هÙ€مراه با پدر و عموی خود برای شرکت در جنگ با لشکر فÙرس به عراق آمد و خاندان او همانند بسیاری از مسلمانان صدر اسلام، در عراق و کوفه ماندند. مختار در کنار امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود و پÙ€س از شهادت آن حضÙ€رت، بÙ€رای مدتی کوتاه به بصره آمد و در آنجÙ€ا سÙ€اکÙ€ن شد.(۱۱) علامه مجلسی(ره) میفرماید: مÙ€ختار، فضایل اهل بیت پیامبر اکرم را بیان میکرد و حتی مناقب امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) را برای مردم منتشر میساخت و معتقد بود که خاندان پیامبر از هر کس برای امامت و حکومت پس از پیÙ€امبÙ€ر سÙ€زاوارتÙ€رند و از مصÙ€ایÙ€بی کÙ€ه بÙ€ر خÙ€انÙ€دان پیامبر وارد شده، ناخشنود بود.(۱۲) خاندان مختÙ€ار از شیعیان مخلص و علاقهمنÙ€دان بÙ€ه اهل بیت رسالت(علیهم السلام) بودند.
یاری رسانی به مسلم بن عقیل (ع) بر اساس گواهی تÙ€اریÙ€خ و تÙ€صÙ€ریÙ€ح شÙ€یÙ€خ مÙ€فÙ€یÙ€د و طÙ€بÙ€ری، پÙ€س از آن کÙ€ه مÙ€سÙ€لم بÙ€ن عÙ€قیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(۱۳) مختار به ابن غرق گفت: "هرگاه شنیدی که من قیام کردهام، بÙ€ه مردم بگو: مختار به خونخواهی شهید مظلوم و مقتÙ€ول سرزمین کربلا و فرزند پیامبر خدا - حسین بن علی(علیهماالسلام) - قیام کرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسین را از دم شمشیر خواهم گذراند." بلاذری مینویسد: خانÙ€ه مختÙ€ار محل ورود مسلم بود.(۱۴) اما با ورود مزوÙ‘رانه و غÙ€یÙ€رمÙ€نتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بÙ€ه خÙ€انÙ€ه هÙ€انÙ€ی بÙ€ن عÙ€روه، کÙ€ه مرد مقتدر و با نفوذ شیÙ€عÙ€ه در کوفه بÙ€ود، نقل مکان کند. مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیÙ‘ه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت. ابن زیÙ€اد دسÙ€تور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار با او بیعت کنند، وگرنه دستگیÙ€ر و اعدام میشوند. ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شÙ€نÙ€یÙ€د، بÙ€ا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بÙ€رخÙ€ورد کÙ€رد و در پÙ€ی یÙ€ک گÙ€فت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پÙ€یÙ€ش آمÙ€د و فÙ€رمÙ€انÙ€ده آن گÙ€روه مÙ€سÙ€لح کÙ€شته شد و افراد مختار متفرق شدندØ› زیرا مقاومت را به صÙ€لاح نÙ€دیÙ€دنÙ€دØ› مÙ€خÙ€تÙ€ار از آنÙ€ان خÙ€واست محل را ترک گویند تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(۱۵) ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی مختار بÙ€ود و برای دستگیری او جایزهای معیÙ‘ن کرد.(۱۶)
دستگیری مختار توسط ابن زیاد یکی از دوستان مختار بÙ€ه نÙ€ام هانی بن جبÙ‘ه، نزد عمرو بن حریث، نماینده ابن زیاد رفت و ماجرای مخفی شدن مختار را به عمرو اطلاع داد. عمرو به آن شخص گفت: به مختار بگوید مواظب خود باشد که تحت تعقیب است و در خطر میباشد. مختار به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت. وقÙ€تÙ€ی چÙ€شÙ€م ابÙ€ن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانی که به یاری پسر عقیل شتافتی؟ "مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(۱۷) ابن زیاد که عصبانی بود، عصای خود را محکم به صورت مختار کوبید، به طوری که از نÙ€احیه یک چشم صدمه دید. عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بÙ€ه وی پناهنده شده است. ابن زیاد کمی آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را میزدم." و دستور داد مختار را به زندان افکندند. همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(۱۸)
آزادی مختار از زندان مختار، زائده بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، عبدالله فرزند عمر بن خطÙ‘اب، به مدینه فرستاد و به او گفت: که ماجرا را به عبدالله بگوید و او از یزید برایش تقاضای عفو کند. عبدالله، شوهر صفیه - خواهر مختار - بود. یزیÙ€د و دیگر امویها برایش احترام قائل بودند. او نامهای برای یزید فرستاد و برای مختار، که دامادش بود، تقاضای بخشش کرد. یزید هم بلافاصله، نامهای به ابن زیاد نوشت که به محض رسیدن این نامه، مختار را از حبس آزاد کند. مختار، که در یک قدمی مرگ بود، با نامه یزید نجات یافت و ابن زیاد او را خواست و به او گÙ€وشÙ€زد کÙ€رد: اگر نامه امیرالمؤمنین(یزید)!! نبود، تو را میکشتم. حالا برو و در کوفه نمان. مختار به ابن زیاد گفت: بسیار خوب، من برای انجام عمره به مکه میروم و با این بهانه به نزد ابن زبیر آمد. مختار به ناچار به حجاز رفتØ› زیرا آنجا از سلطه بنی امیه آزاد بود و به عبدالله بن زبیر، که خود را حاکم و خلیفه میپنداشت، رفت. ابن غرق میگوید: در بین راه عراق به طرف حجاز، مختار را دیدم که یک چشمش ناقص شده بÙ€ود. عÙ€لت را از او پÙ€رسÙ€یدم. گفت: "چیزی نیست، این زنازاده (ابن زیاد) با عصایش چشم مرا مÙ€عÙ€یÙ€وب نمود." و تاکید کرد(خداوند مرا بکشد، اگر او را نکشم.) مختار همچنین به ابن غرق گفت: "هرگاه شنیدی که من قیام کردهام، بÙ€ه مردم بگو: مختار به خونخواهی شهید مظلوم و مقتÙ€ول سرزمین کربلا و فرزند پیامبر خدا - حسین بن علی(علیهماالسلام) - قیام کرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسین را از دم شمشیر خواهم گذراند."(۱۹)
بازگشت مختار به کوفه همزمان با دعوت مختار و تهیه مقدمات قیام، عبدالله بن زبیر، سیاستمدار کارکشتهای به نام عبدالله بن مطیع، را که سابقه دوستی با مختار داشت، به استانداری کوفه منصوب نمود. تÙ€اریÙ€خ ورود اسÙ€تÙ€انÙ€دار جدید بÙ€ه کÙ€وفÙ€ه، پنج شنبه بیست و پنجم رمضان سال ۶۵ ه .ق بود. مختار پÙ€س از بریدن از ابÙ€ن زبÙ€یÙ€ر و تماسهایی که با اهل بیت پیامبر(علیهمالسلام) گرفت، مکه را به قصد عراق برای هدفی بزرگ ترک کردØ› و به کوفه رفت.(۲۰) بلاذری نوشته است: مختار با قافلهاش وارد کوفه شد و پیش از ورود به شهر، کنار رودخانه حیره رفت و غسل کرد، موهای خود را روغن زد و خود را معطر کرد، لباسی مناسب پوشید و عÙ€مامهای بر سر نهاد، شمشیر را حمایل کرد و سوار بر اسب وارد شهر شد. در ابتدای ورود، بÙ€ه مÙ€سÙ€جÙ€د سÙ€کÙ€ون - مÙ€رکÙ€ز تجمع مردم در محله کنده - رسید. مردم از او استقبال گرمی کردند. مختار مرتب به مردم بشارت فتح و پیروزی میداد.(۲۱) مختار با رهبران شیعیان و یاران امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و کسانی که در حادثه عاشورا دخالت نداشتند - که آنان را (حسینیÙ‘ون) میگفتند - ملاقات نمود و آنان را به بیعت و قیام دعوت کرد.(۲۲) مردم کوفه همگی به صورت نیمه مخفیانه با مختار بیعت کردند. اساس این بیعت و هدف از آن قیام، خونخواهی شهدای کربلا بود.(۲۳) خبر ورود مختار به کوفه و گرایش عمومی مردم به او بÙ€ه گوش ابن مطیع رسید و قاتلان امام حسین(علیه السلام) همچون شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعی و زید بن حارث، که از معاونان استاندار ابن زبیر بودند، خطر مختار را به او گوشزد نمودند و پیشنهاد دستگیری و حتی قتل مختار را به او دادند. سرانجام عمال ابن زبیر، مختار را دستگیر کردند و به زندان انداختند.(۲۴) مختار بÙ€رای دومÙ€یÙ€ن بÙ€ار بÙ€ه زندان افتاد. گوینÙ€د زندانی شدن مختار همزمان با قیام توÙ‘ابین بود.(۲۵) مجددا مختار از زندان برای شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامهای نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قید ضمانت. مختار پس از چند ماه زندانی شدن توسط عمال ابن زبیر، خلاصی یافت، و با یک حرکت حساب شÙ€ده مشغول برنامهریزی برای قیام شد و جمعی از سران شیعه و بقایای توابین از طرف او مامور شدند تا از مردم بیعت بگیرند.
فلسفه قیام مختار هÙ€دف مÙ€هÙ€م و اصÙ€لی مÙ€خÙ€تÙ€ار از قیامش غیر از خونخواهی امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا و دفاع از اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) نبود. برای اثبات این مطلب و درک فلسفه قیام مختار، به طور خلاصه، ادلÙ‘ه ذیل بیان میشود: ۱- مختار در ملاقات با سران شیعه در کوفه، هدف دعوت و قیام خود را چنین بیان میکرد: همانا (محمد حنفیÙ‘ه) فرزند علی، وصی و جانشین پیامبر، مرا به عنوان امین و وزیر و فرمانده بÙ€ه سÙ€وی شما فرستاده و به من دستÙ€ور داده است تا کÙ€سÙ€انی که ریختÙ€ن خون حسین را حÙ€لال دانÙ€سÙ€تÙ€نÙ€د بÙ€ه قتل برسانم و به خÙ€ونخÙ€واهÙ€ی اهÙ€ل بیتش و دفاع از ضعفا قیام کنم. پس شما نخستین گروهی باشید که به ندای من پاسخ مثبت میدهید.(۲۶) ۲- در مÙ€وضÙ€عÙ€ی دیÙ€گÙ€ر چÙ€نÙ€یÙ€ن گÙ€فÙ€ت: "مÙ€ن بÙ€رای اقÙ€امÙ€ه شÙ€عÙ€ار اهÙ€ل بÙ€یÙ€ت و زنÙ€ده کÙ€ردن مÙ€رام آنÙ€ان و گÙ€رفÙ€تÙ€ن انÙ€تÙ€قÙ€ام خÙ€ون شÙ€هÙ€یÙ€دان بÙ€ه سÙ€وی شÙ€مÙ€ا آمÙ€دهام."(۲۷) ۳- هÙ€نÙ€گÙ€امÙ€ی کÙ€ه در زنÙ€دان بÙ€ود، مÙ€یگÙ€فÙ€ت: "بÙ€ه خÙ€دا سÙ€وگÙ€ند، هر ستمگری را خواهم کشت و دلهای مؤمنان را شاد خواهم کرد و انتقام خون(فرزندان)پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خواهم گرفت و مرگ و زوال دنیا هم نمیتواند مانع من شود."(۲۸) ۴- وی نÙ€امÙ€های مÙ€حÙ€رمÙ€انÙ€ه از زنÙ€دان بÙ€رای تÙ€وÙ‘ابÙ€یÙ€ن فÙ€رسÙ€تÙ€اد و ضÙ€مÙ€ن تÙ€جÙ€لیÙ€ل از حÙ€رکÙ€ت انقلابی آنان، بشارت داد که "من به زودی به اذن خدا، از زندان آزاد خواهم شد و دشمنان شما را از دم تیغ خواهم گذراند و نابودشان خواهم کرد."(۲۹) ۵- در ملاقات نمایندگان شیعیان عراق با محمد حنفیÙ‘ه و امام سجاد(علیه السلام) در حجاز، آنان اظهار داشتند که مختار ما را به خونخواهی شما دعوت کرده است. امام و محمد حنفیÙ‘ه در پاسخ آنان، اظهار داشتند که ما خواهان این کاریم و بر مردم واجب است او را یاری دهند.(۳۰) ۶- در بÙ€ازگÙ€شت سران شیعه از مدینه به کوفه، مختار در جمع آنان اعلام داشت: "مرا در جنگ با قاتلان اهل بیت و خونخواهی حسین(علیه السلام) یاری دهید."(۳۱) ۷- مÙ€خÙ€تار به ابن غرق گفت: "به مردم بگو: هدف مختار و گروهی از مسلمانان، که قیام کردهانÙ€د، خÙ€ونخواهی شهید مظلوم و کشته شده کربلا، حسین سرور مسلمین و فرزند دختر پیامبر سیÙ‘د مرسلین میباشد.(۳۲) ۸- در دیÙ€دار مÙ€حÙ€رمÙ€انه سران شیعه با ابراهیم اشتر و دعوت از او برای یاری مختار، یزید بن انس اظهار داشت: "ما تو را به کتاب خدا و سنÙ‘ت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خونخواهی اهل بیت او و دفاع از ضعفا و مظلومان دعوت میکنیم."(۳۳) ۹- در نÙ€امÙ€ه ابÙ€ن حÙ€نÙ€فÙ€یـّه بÙ€ه ابراهیم اشتر آمده است: مختار، امین و وزیر و منتخب من است و به او دسÙ€تÙ€ور دادهام با دشمنانم وارد نبرد شود و به خونخواهی ما برخیزد، خود و طایفه و پیروانت او را یاری کنید.(۳۴) ۱۰- مختار در مراسم بیعت مردم کوفه با او گفت: "بیعت میکنید با من بر اساس کتاب خدا و سنÙ‘ت پیامبرش و خونخواهی اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)." (۳۵) ۱۱- شعار قیام مختار "یا لثارات الحسین" بود.(۳۶)
تصمیم سران کوفه عÙ€بدالرحمن بن شریح میگوید: جمعی از سران شیعه در خانه سعد بن ابی سعر حنفی، که از چهرههای برجسته شیعه بود، جلسهای تشکیل دادند. عبدالرحمن، که از بزرگان کوفه بود، در آن جلسه چنین گفت: "مختار میخواهد قیام کند. و ما را بÙ€ه همکاری و یاری خویش دعوت نموده و ما هم بیعت او را پذیرفتهایم، ولی نمیدانیم که واقعا او از طرف ابن حنفیÙ‘ه ماموریت دارد یا خودش این چنین تصمیم گرفته است." او پیشنهاد داد جÙ€مÙ€عÙ€ی از سÙ€ران شÙ€یÙ€عÙ€ه به حجاز بروند و با اهل بیت پیامبر و بازماندگان امام حسین(علیه السلام) به ویÙ€ژه مÙ€حÙ€مÙ€د حÙ€نÙ€فÙ€یـّه، دیÙ€دار کÙ€نند تا قضیÙ‘ه روشن شود. آن جمع پیشنهاد را پذیرفتند و به حجاز رفتند و به ملاقات محمد حنفیÙ‘ه رفتند. مÙ€حÙ€مد عÙ€لت آمÙ€دن آنÙ€ان را جویا شد. عبدالرحمن گفت: مÙ€خÙ€تÙ€ار ثقفی به کوفه آمده و مدÙ‘عی است که از طرف شما ماموریت دارد و ما را به کتاب خدا و سÙ€نـّت پÙ€یÙ€امبر و خونخواهی اهل بیت پیامبر و دفاع از مظلومان دعوت کرده است. میخواستیم نظر شما را بدانیم. اگر چنین باشد، با همه وجود، از او حمایت خواهیم کرد و اگر چنین نباشد، او را ترک خواهیم نمود. محمد، فرزند امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس از حمد و ثنای الهی گفت: گفتید کسی شما را برای خونخواهی ما دعوت کرده است. به خدا سوگند، دوست دارم خÙ€دا بÙ€ه وسیله هر یک از بندگان خود که بخواهد انتقام خون ما را از دشمنانمان بگیرد. این نظر من است. (۳۷) عÙ€لاÙ‘مÙ€ه مÙ€جÙ€لسی(ره) به نقل از فقیه بزرگوار علامه ابن نما مینویسد: محمد حنفیÙ‘ه به سران شÙ€یÙ€عÙ€ه گÙ€فÙ€ت: "درباره خونخواهی ما، برخیزید همه به نزد امام من و امام شما، علی بن الحÙ€سÙ€ین (علیهماالسلام) برویم. آنان همراه محمد حنفیÙ‘ه خدمت امام سجاد(علیه السلام) شرفیاب شدند و محمد ماجرا را بیان کرد. امام در پاسخ آنان فرمود: عÙ€مÙ€وجÙ€ان، اگÙ€ر کسی به حمایت ما اهل بیت برخیزد، بر مردم واجب است او را یاری دهند. من تو را در این امر(قیام به خونخواهی) نماینده خود قرار دادمØ› هر طور که صلاح دیدی، اقدام کن . پÙ€اسÙ€خ صÙ€ریÙ€ح و قÙ€اطÙ€ع امÙ€ام، تÙ€کÙ€لیÙ€ف را روشن کرد و سران شیعه شاد شدند و با خود گفتند: امام و محمد حنفیÙ‘ه به ما اجازه قیام دادند.(۳۸) آنان به کوفه بازگشتند و به مÙ€خÙ€تÙ€ار بÙ€شÙ€ارت دادنÙ€د و او را از مÙ€اجÙ€را آگÙ€اه سÙ€اخÙ€تÙ€ند و مختار با شادی گفت: " الله اکبر، مرا ابÙ€واسÙ€حÙ€اق گÙ€ویÙ€نÙ€د. بÙ€رخÙ€یÙ€زیÙ€د و دسÙ€ت بÙ€ه کÙ€ار شÙ€ویÙ€د و شÙ€یÙ€عÙ€یÙ€ان را آمÙ€اده قÙ€یÙ€ام کنید."(۳۹) شÙ€عار یاران مختار، شهر کوفه را گرفت: "یا منصورÙ اÙŽمÙتØ› ای پیروز، بمیران" و با شعار "یا لثارات الحسین" چهره کوفه منقلب گردید.(۴۰) شعار "یا منصÙ€ور امت" شعار یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر بود.(۴۱) و در قیام زید بن علی بن الحسین(علیهماالسلام) نیز همین شعار داده شد.(۴۲) شهر کوفه چهره یک شهر جنگی به خود گرفت و این بار در تب خونخواهی امام حسین(علیه السلام) میسوخت و فریاد "یا لثارات الحسین" در شهر جوش و خروش افکند. بÙ€یÙ€شتÙ€ر سÙ€اکÙ€نان عراق را ایرانیان تشکیل میدادند و جمعیÙ‘تی عظیم بودند که به آنان "جند الحمراØ¡" یا "لشکر سرخ" میگفتندØ› زیرا نسبت به اعراب سیه چهره، گونههایی سرخ و سÙ€فÙ€یÙ€د داشÙ€تÙ€نÙ€د و یÙ€ا لبÙ€اس سÙ€رخ مÙ€یپÙ€وشÙ€یÙ€دند. عمده لشکر مختار را نیز ایرانیان یا "جند الحÙ€مÙ€راØ¡" تÙ€شÙ€کÙ€یÙ€ل مÙ€یدادنÙ€د. ایÙ€نÙ€ان بÙ€ه دلیÙ€ل عÙ€دالت گÙ€ستری حکومت حضرت علی(علیه السلام) از طرفداران سرسخت خاندان پیامبر و فرزندان حضرت علی(علیه السلام) به شمار میآمدند. نÙ€یÙ€روهایی که با مختار بیعت کرده بودند، فوج فوج وارد کوفه میشدند: ابوعثمان شهدی، از سÙ€ران قÙ€بÙ€ایÙ€ل اطراف کوفه، با شعار گیا لثارات الحسین" وارد شهر شد، نیروهای مثنÙ‘ی بÙ€ن مÙ€خÙ€ربه نیز پس از درگیری با نیروهای ابن زبیر در بصره و شکستن محاصره شهر، به کوفه آمدند. بÙ€یÙ€شتÙ€ر سÙ€اکÙ€نان عراق را ایرانیان تشکیل میدادند و جمعیÙ‘تی عظیم بودند که به آنان "جند الحمراØ¡" یا "لشکر سرخ" میگفتندØ› زیرا نسبت به اعراب سیه چهره، گونههایی سرخ و سÙ€فÙ€یÙ€د داشÙ€تÙ€نÙ€د و یÙ€ا لبÙ€اس سÙ€رخ مÙ€یپÙ€وشÙ€یÙ€دند. عمده لشکر مختار را نیز ایرانیان یا "جند الحÙ€مÙ€راØ¡" تÙ€شÙ€کÙ€یÙ€ل مÙ€یدادنÙ€د. (۴۳) ایÙ€نÙ€ان بÙ€ه دلیÙ€ل عÙ€دالت گÙ€ستری حکومت حضرت علی(علیه السلام) از طرفداران سرسخت خاندان پیامبر و فرزندان حضرت علی(علیه السلام) به شمار میآمدند. قصر ابن زیاد به تصرف مختار در آمد، آنها شب را آنجا ماندند و صبح روز بعد بزرگان و سران قÙ€بایل و مردم در مسجد و مقابل قصر تجمع کردند. مختار خود را برای ادای نماز و سخنرانی در مÙ€سجد و اعلام رسمی پیروزی انقلاب، مهیÙ‘ا کرد.(۴۴) ظاهرا آن روز، جمعه بوده است. مÙ€خÙ€تÙ€ار شÙ€خÙ€صÙ€ا نÙ€مÙ€از را اقÙ€امÙ€ه نÙ€مÙ€ود و در یک خطبه پرمحتوا و انقلابی، اهداف اصلی قیام را تشریح کرد.
فرازی از کلام مختار: «ای مردم کوفه، من از جانب اهل بیت پیامبر ماموریت یافتهام تا به خونخواهی امام مظلوم، حÙ€سÙ€یÙ€ن بن علی(علیهماالسلام) و شهدای کربلا قیام کنم و انتقام آن عزیزان را بگیرم و تا آخرین نفس، با شدت هر چه بیشتر، این هدف مقدس را تعقیب خواهم کرد.»(۴۵) مÙ€خÙ€تÙ€ار سپس در خطبه دوم نماز، با تاکید و قسم یاد کردن، تصمیم خود را در ریشهکن نمودن عمÙ‘ال ظلم و ستم و قاتلان امام حسین(علیه السلام) اعلام داشت . در نهایت مختار حکومت خود را تاسیس نمود و قاتلان شهدای کربلا را به سزای عمل خود رساند. که در مقالهای خاص به نحوه کشته شدن قاتلان امام حسین (علیه السلام) میپردازیم.
مزار و زیارت نامه مختار مزار مختار در کوفه، از قدیم الایام جزو مشاهد مشرÙ‘فه محسوب میشود. قبر مختار در صحن مسلم بÙ€ن عÙ€قÙ€یÙ€ل، مÙ€تصل به مسجد اعظم کوفه است.(۴۶) گرچه بنای آن مندرس و قدیمی شÙ€ده، اما بÙ€زرگÙ€ان شÙ€یÙ€عÙ€ه و مÙ€ردم قÙ€درشÙ€نÙ€اس از زیÙ€ارت او غافل نیستند. علامه شیخ عبدالحسین طهرانی(ره) از شاگردان برجسته صاحب جواهر و وصی مرحوم امیرکبیر، وقÙ€تÙ€ی بÙ€رای تÙ€شÙ€رف بÙ€ه عتبات عالیات وارد عراق شده بود، نسبت به تعمیر و تجدید بنای مزار شریف مختار همت گماشت . عÙ€لامÙ€ه امÙ€یÙ€نÙ€ی بÙ€ه نÙ€قÙ€ل از کÙ€تÙ€اب مÙ€زار شÙ€هÙ€یÙ€د، زیÙ€ارتنÙ€امÙ€های جÙ€الب بÙ€رای مÙ€خÙ€تÙ€ار نÙ€قÙ€ل مÙ€یکÙ€نÙ€د و از ایÙ€ن زیÙ€ارتنÙ€امÙ€ه، کÙ€ه شÙ€هÙ€یÙ€د آن را نÙ€قÙ€ل کÙ€رده اسÙ€ت، معلوم میشود که قبر مختار از دیرزمان، مورد علاقه شیعیان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نیز در سفرنامه خود به آن اشاره کرده است.(۴۷)
سخنی در باب انتقام مختار از دشمنان مÙ€خÙ€تÙ€ار تÙ€صÙ€مÙ€یÙ€م گÙ€رفÙ€ت با تمام قوا، همه مسبÙ‘بان حادثه عاشورا را مجازات کند و آنان را به سزای اعمال ننگین خود برساند. این هدف اصلی مختار بود و در این کار، تا حدی موفق گردید. او بÙ€ه نÙ€یÙ€روهÙ€ایÙ€ش دسÙ€تÙ€ور داد در هر مکان و هر زمان، عاملان حادثه کربلا را یافتندØ› به جزای اعÙ€مÙ€الشÙ€ان بÙ€رسانند و به هیچ وجه، به آنان رحم نکنند. این دستور اجرا شد و جمع کثیری از عÙ€امÙ€لان حÙ€ادثÙ€ه کÙ€ربÙ€لا بÙ€ه دسÙ€ت عÙ€دالت و انÙ€تÙ€قÙ€ام سÙ€پÙ€رده شÙ€دنÙ€د و بÙ€ه جÙ€زای اعمال زشت خود رسیدند. بÙ€ر خÙ€لاف شایعات امویان و بعضی گزافهگوییها، در نهضت مختار، فقط قاتلان امام حسین (علیهالسلام) و عاملان حادثه کربلا کیفر دیدند و در تاریخ حتی یک مورد تعرض به زنان، کودکان و افراد بی گناه از سوی او مشاهده نشده است، بلکه آنچه از تاریخ به دست میآید این است که مختار و نیروهایش اصول انسانی و ارزشهای الهی را رعایت میکردند. دیÙ€نÙ€وری، مÙ€ورخ مÙ€شÙ€هÙ€ور، نÙ€قل میکند که پس از کشته شدن ابن زیاد در جنگ خازر، همسر او به اسÙ€ارت سÙ€پÙ€اه مÙ€خÙ€تÙ€ار درآمÙ€د. ایÙ€ن زن اسÙ€یÙ€ر نزد ابÙ€راهÙ€یÙ€م (فÙ€رمÙ€انده لشکر مختار) آمد و گفت: امÙ€وال او را بÙ€ه غÙ€ارت بÙ€ردهانÙ€د، ابÙ€راهÙ€یÙ€م گÙ€فÙ€ت: چÙ€ه مÙ€قÙ€دار از امÙ€وال تÙ€و غارت شده است؟ گفت: پنجاه هزار درهم. دستور داد یکصدهزار درهم به او دادند و و او را همراه صد سوار به بصره نزد پدرش رساندند. (۴۸) البÙ€تÙ€ه نÙ€مÙ€یتÙ€وان گÙ€فت تمام آنچه مختار و نیروهایش انجام دادند دقیقاÙ‹ منطبق با موازین شرع و اعÙ€تÙ€قادات شیعه بوده است، اما آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعه کربلا انجام داد، واکنش قهری دسÙ€تÙ€گÙ€اه آفÙ€ریÙ€نÙ€ش بÙ€ا سÙ€تمگران، اجابت نفرین دلهای سوخته خاندان ستمدیده پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جوشش طبیعی احساسات در جامعه مسلمانان بود. توفیق اعلم، دانشمند معاصر، درباره انتقام مختار میگوید: تÙ€نÙ€هÙ€ا بÙ€رخÙ€ورد قاطع و خونباری که در تاریخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذیرفته شده همین کار عادلانه مختار است.(۴۹)
استاد سیدجعفر شهیدی(ره) نیز در این باره میگوید: «... از نو قتلگاه، بلکه قتلگاههای دیگری به راه افتاده، اما این بار قربانیان، آن پاکان و عÙ€زیزان خدا نبودند، دژخیمهایی بودند که دستهایشان تا مرفق، در خون آزادگان رنگین شده بود. امروز وقتی ما داستان کشتار مختار، پسر ابی عبیده ثقفی را میخوانیم، اگر سری به کتابهÙ€ای حÙ€قÙ€وقÙ€ی زده بÙ€اشÙ€یÙ€م، مÙ€مکن است چنان انتقامی را تا حدی خشن بدانیم و بگوییم: چرا چنان کردند؟ یکی را چون گوسفند سر بریدند و یکی را شکم پاره کردند و دیگری که تیری به فÙ€رزنÙ€دی از فرزندان حسین(علیه السلام) افکنده و آن جوان که دست را سپر ساخته و تیر، دست و پیشانی او را شکافته بود، همان کیفر دادند، دیگری را در دیگ روغن جوشان افکندند و دست و پای آن یکی را بÙ€ه زمÙ€یÙ€ن دوخÙ€تÙ€نÙ€د و اسÙ€بÙ€ان را روی آن گÙ€ذراندند، چنانکه نوشتهاند، تنها یکجا دویست و چÙ€هÙ€ل و هÙ€شÙ€ت تن را، که در قتل حسین و یاران او شریک بودند، طعم اینگونه کیفرها چشاندندØ› ما ایÙ€ن داسÙ€تÙ€انهÙ€ا را مÙ€یخÙ€وانیم و در آن نوعی قساوت میبینیم، اما باید دانست که قضاوت مردم سیزده قرن بعد درباره کردار پیشینیان درست نیست. شمر، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، حفص Ù€ پسر او Ù€ خولی، سنان و دهها تن از سران لشکر کÙ€وفÙ€ه کیفرها دیدند، اما تاریخ به همین جا بسنده نکرد و این آخرین انقلاب و آخرین انتقام نبود.»(۵۰) ایÙ€ن، تÙ€ازه عذاب دنیوی آن نابکاران از خدا بی خبر بود و عذاب اخروی، که جلوهای کامل از قهر الهی را به نمایش میگذارد، بسیار افزونتر و کوبندهتر از اینها است . «فÙŽسیÙŽعÙ’لÙŽمÙ الÙ‘ÙŽذینÙŽ ظÙŽلÙŽمÙوا اÙŽیÙ‘ÙŽ مÙنقÙŽلÙŽبÙ یÙŽنÙ’قÙŽلÙبÙونÙŽ»(۵۱) و به تعبیر امیرالمؤمنین (علیه السلام): « یÙŽومÙ الÙ’مÙŽظÙ’لÙومÙ عÙŽلÙŽی الظÙ‘الÙم اÙŽشÙŽدÙ‘Ù من یÙŽوÙ’مÙ الظÙ‘الÙم عÙŽلÙŽی الÙ’مÙŽظÙ’لومÙ » Ø› روز ستمدیده بر ستمکار سختتر است از، روز ستمکار بر ستمدیده.(۵۲)
پینوشتها: ۱- تÙ€اریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج ۶، ص ۷Ø› تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یÙ€عÙ€قÙ€وب، ج ۲، ص ۲۵۸Ø› کÙ€امÙ€ل فÙ€ی التÙ€اریÙ€خ، ابÙ€ن اثÙ€یÙ€ر، ج ۴، ص ۱۶۳Ø› بÙ€حÙ€ار الانÙ€وار، محمدباقر مجلسی ،ج ۴۵، ص ۳۵۰. ۲- مÙ€عجم قبائل العرب، عمر رضا کحاله، ج ۱، ص ۱۴۸- ۱۴۹Ø› شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ج ۸، ص ۳۰۳. ۳- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۵۰Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۱. ۴- بÙ€حÙ€ارالانÙ€وار، ج ۴۵، ص ۳۴۵Ø› قاموس، محمد بن یعقوب فیروز آبادی، ج ۱، ص ۲۵۷Ø› وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۴، ص ۱۷۲. ۵- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۴۴Ø› رجال کشی، ص ۱۲۷. ۶- مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۱۵Ø› انساب الاشراف، ج ۶، ص ۳۷۵. ۷- الغÙ€ارات، ابÙ€راهÙ€یÙ€م بÙ€ن مÙ€حÙ€مÙ€د ثÙ€قÙ€فÙ€ی، ج ۲، ص ۵۱۷Ø› کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۳۳. ۸- انساب الاشراف، ج ۶، ص ۳۷۵Ø› بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۵۰. ۹- همان . ۱۰- مÙ€قÙ€تÙ€ل الحÙ€سÙ€یÙ€ن، عÙ€بÙ€دالرزاق موسوی مقرم، ص ۱۶۷Ø› حیاه الامام الحسین، باقر شریف القرشی، ج ۳، ص ۴۵۴. ۱۱- الاعلام، خیرالدین الزرکلی، ج ۸، ص ۷۰. ۱۲- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۵۲. ۱۳- الارشاد، ص ۲۰۵Ø› تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۵. ۱۴- انساب الاشراف، ج ۶، ص ۳۷۶. ۱۵- کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۶۹. ۱۶- تÙ€اریÙ€خ طÙ€بÙ€ری، ج ۵، ص ۳۸۱Ø› کÙ€امÙ€ل ابÙ€ن اثÙ€یÙ€ر، ج ۴، ص ۳۶. ۱۷- مقتل الحسین(ع) ، ابی مخنف، ص ۲۶۸-۲۷۰. ۱۸- انÙ€سÙ€اب الاشÙ€راف، ج ۶، ص ۳۷۶- ۳۷۷Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۱۶Ø› مقتل ابی مخنف، ص ۲۷۱Ø› البدایه والنهایه، ج ۸، ص ۲۴۹. ۱۹- کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۶۹-۱۷۰. ۲۰- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۵۶. ۲۱- انساب الاشراف، ج ۶، ص ۳۷۹. ۲۲- مÙ€روج الذهÙ€ب، ج ۳، ص ۷۴Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۲Ø› تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۷۹. ۲۳- تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۸۰Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۲. ۲۴- تÙ€اریÙ€خ طÙ€بÙ€ری، ج ۵، ص ۵۸۱ و ج ۵، ص ۵۸Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۳. ۲۵- کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۳. ۲۶- تاریخ طبری، ج ۵، ص ۵۸۰Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۲. ۲۷- البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج ۸، ص ۲۷۰. ۲۸- کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۳. ۲۹- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۷Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۱. ۳۰- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۶۵. ۳۱- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۵Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۵. ۳۲- همان، ج ۴، ص ۱۷۰. ۳۳- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۵Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۵. ۳۴- انساب الاشراف، ج ۶، ص ۳۸۶Ø› تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۶Ø› بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۶۴- ۳۶۵. ۳۵- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۲Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۲۶. ۳۶- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۲۰Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۸-۲۱۰. ۳۷- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۳Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۴. ۳۸- تنقیح المقال، مامقانی، ج ۳، ص ۲۰۶Ø› بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۶۵. ۳۹- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۴Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۴ . ۴۰- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۲۰Ø› کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۱۸. ۴۱- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۶۵Ø› فروع کافی، ج ۵، ص ۴۷. ۴۲- مقاتل الطالبیین، ص ۹۳. ۴۳- الاخبار الطÙ‘وال، احمد بن داود دینوری، ص ۲۹۳. ۴۴- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۲. ۴۵- تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۲، مصر. ۴۶- تنزیه المختار، ص ۱۴ Ù€ ۱۳. ۴۷- رحله، ابن بطوطه، ص ۲۳۲. ۴۸- اخبار الطوال، ص ۲۹۶. ۴۹- اهل بیت، توفیق اعلم، ص ۵۱۷ . ۵۰- پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین(علیه السلام)، سید جعفر شهیدی، ص ۱۹۳Ù€ ۱۹۴. ۵۱- شعراØ¡، آیه ۲۲۷. ۵۲- نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص ۴۰۱، قصار ۲۴۱. رجا نیوز
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.