🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
چهل حدیث از امام هادی النقی (علیه السلام) | مجله نودیها

چهل حدیث از امام هادی النقی (علیه السلام)

✍️ نویسنده: islammoviea
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 995

احادیث و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم - چهل حدیث گهر بار و نورانی را از امام هادی علیه السلام را در ادامه بخوانید.

به مناسبت میلاد با سعادت امام علی النقیØ› حضرت هادی علیه السلام چهل حدیث از آن امام بزرگوار را مرور می کنیم. 1. یگانگی خدا

لÙŽمÙ’ یزÙŽلَِ اللهÙŽ وÙŽحÙ’دÙŽهُ لاشیØ¡ معه ثُمÙ‘ÙŽ خÙŽلÙŽقÙŽ الاشیاØ¡ بدیعاÙ‹ و اختار لِنÙŽفÙ’سِهِ اÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ الاÙŽسماءِ؛ 1

خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین نام‌ها را برگزید.

2. فروتنی

التواضع اÙŽن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ؛2

فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

3. نقد پذیری

لبعض موالیه: عاتِبÙ’ فلاناÙ‹ و قل له ان الله اذا اراد بِعÙŽبÙ’دٍ خیراÙ‹ اذا عُوتِبÙŽ قÙŽبِلÙŽ 3

امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده‌ای خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد (و در صد جبران نقص براید).

4. جایگاه اجابت دعا

اِنÙ‘ÙŽ للهِِ بقاعاÙ‹ یحِبُّ اÙŽن یدÙ’عی فیها فÙŽیستÙŽجیبÙŽ لِمÙŽن دÙŽعاهُ و الحÙŽیرُ منهاØ›4

همانا برای خداوند بقعه‌های است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت برساند، و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.

5. دنیا جایگاه آزمایش

ان الله جÙŽعÙŽلÙŽ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبی، و جÙŽعÙŽلÙŽ بÙŽلÙ’وÙŽی الدنیا لِثوابِ الاخرهِ سÙŽبÙŽباÙ‹ و ثوابÙŽ الاخرهِ مِنÙ’ بÙŽلÙ’وی الدنیا عِوÙŽضاÙ‹ 5

همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

6. ستمکار بردبار

اِنÙ‘ÙŽ الظالِمÙŽ الحالِِمÙŽ یکادُ اÙŽنÙ’ یعضی علیه بِحِلÙ’مِهِ، و انÙ‘ÙŽ المُحِقÙ‘ÙŽ السÙ‘ÙŽفیه یکادُ ان یطÙ’فِیءَ نُورÙŽ حÙŽقِّهِ بِسÙŽفهِهِ 6

به راستی ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حق‌دار نابخرد، بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.

7. انسان بی‌شخصیت

مÙŽنÙ’ هانÙŽتÙ’ علیه نÙŽفÙ’سÙŽهُ فلاتÙŽØ£مÙŽنÙ’ شÙŽرÙ‘ÙŽهُ 7

کسی که خود را پس شمارد، از شر او در امان مباش.

8. حکمت ناپذیری دل فاسد

اÙŽلÙ’حِکÙ’مÙŽهُ لا تÙŽنÙ’جÙŽعُ فی الطÙ‘باع الفاسِدÙŽهِ 8

حکمت، اثری در دل‌های فاسد نمی‌گذارد.

9. خدا ترسی

مÙŽنÙ’ اتÙ‘ÙŽقی الله یتÙ‘ÙŽقی، وÙŽ مÙŽنÙ’ اطاعÙŽ لله یطاع، و من اطاعÙŽ الخالق لم یبال سÙŽخÙŽطÙŽ المÙŽخÙ’لُوقین، و مÙŽنÙ’ اÙŽسÙ’خÙŽطÙŽ الخالق فÙŽلییقÙŽنÙŽ ان یحِلÙ‘ÙŽ به سÙŽخÙŽطÙŽ المÙŽخلوقینØ›9

هر کسی از خدا بترسد، مردم از او بترسند، هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هرکه مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگار ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.

10. اطاعت خیرخواه

مÙŽنÙ’ جÙŽمÙŽعÙŽ لÙŽکÙŽ وÙŽدÙ‘ÙŽهُ وÙŽ رایهُ فÙŽاجÙ’مÙŽعÙ’ له طاعÙŽتÙŽکÙŽØ›10

هر که دوستی و نظر نهایی‌اش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

11. اوصاف پروردگار

اِنÙ‘ÙŽ اللهÙŽ لا یوصÙŽفُ اِلاÙ‘ÙŽ بِما وÙŽصÙŽفÙŽ به نÙŽفÙ’سÙŽهُ وÙŽ اÙŽنÙ‘ی یوصÙŽفُ الذÙ‘ÙŽی تÙŽعجِزُ الحÙŽواسُُّ اÙŽنÙ’ تُدÙ’رِکÙŽهُ وÙŽ الاÙŽوÙ’هامُ اÙŽنÙ’ تÙŽنالُهُ وÙŽ الخÙŽطÙŽراتِ اÙŽنÙ’ تÙŽحُدÙ‘ÙŽهُ وÙŽ الاÙŽبÙ’صارُ عÙŽنِ الاحاطÙŽهِ بِه نÙŽای فی قُرÙ’بِهِ وÙŽ قÙŽرُبÙŽ فِی نÙŽایهِ، کÙŽیفÙŽ الکÙŽیفÙŽ بِغÙŽیر اÙŽنÙ’ یقال: کÙŽیفÙŽ، وÙŽ اینÙŽ اÙ’لاینÙŽ بِلا Ø£ن یقالÙŽ: اینÙŽ هُو، مُنÙ’قÙŽطِعُ الکÙŽیفِیهِ وÙŽ الاینیهِ الواحِدُ الاÙŽحÙŽدُ، جÙŽلÙ‘ÙŽ جÙŽلالُهُ و تÙŽقÙŽدÙ‘ÙŽسÙŽتÙ’ اسÙ’ماؤُهُ؛ 11

به راستی که خدا جز بدانچه خودش را وصف کرده است، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کنه او پی نبرند، و در دیده‌ها نگنجد، او با همه نزدیکی‌اش دور است و با همه دوری‌اش نزدیک، کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون اینکه خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار است، یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام‌هایش پاکیزه است.

12. رذایل اخلاقی

اÙŽلÙ’حÙŽسÙŽدُ ماحِقُ الحÙŽسÙŽناتِ، وÙŽ الزÙ‘ÙŽهÙ’وُ جالِبُ المÙŽقتِ، وÙŽالعُجÙ’بُ صارِفُ عÙŽنÙ’ طÙŽلÙŽبÙŽ الِْعِلÙ’مِ داعٍ اِلی الغÙŽمÙ’طِ وÙŽ الجÙŽهÙ’لِ، وÙŽ البُخÙ’لُ اÙŽذÙŽمُّ اÙ’لاÙŽخÙ’لاقِ وÙŽ الÙ‘ÙŽطÙŽمÙŽعُ سÙŽجیهÙŒ سÙŽیئÙŽهٌ؛12

حسد نیکویی‌ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی‌خواند، و بخل ناپسندیده‌ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

13. خدا، آری. روزگار، نه.

روزی یکی از یاران امام هادی(ع) که بر اثر تصادف با حیوانی صدمه دیده بود، بر آن حضرت وارد شد و با اشاره به زخم‌هایی که برداشته بود، به روزگار بد می‌گفت. آن حضرت، خطاب به او سخنی به این مضمون فرمودند: روزگار را ملامت نکنØ› زیرا همه حوادث عالم به دست خداوند است و روزگار هیچ نقشی در پیدایش امور ندارد و غیر خداوند به گونه مستقل در زندگی مردم مؤثر نیستند و نیز فرمودند: «لاتÙŽعُدÙ’ و لاتÙŽجÙ’عÙŽل للایام صنعاÙ‹ فی حکم اللهØ› یعنی برای روزگار اثر و نقشی در حکم خداوند، به حساب نیاور و قرار مده.».

آن شخص با شنیدن سخنان امام?، به واقعیت امر، آگاه شد و توبه کرد.13

14. نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا

من اÙŽمِنÙŽ مÙŽکرÙŽ الله و الÙ’یمÙŽ اÙŽخÙ’ذِهِ، تÙŽکÙŽبÙ‘ÙŽرÙŽ حÙŽتی یحِلÙ‘ÙŽ به قضاؤه و نافÙŽذÙŽ اÙŽمÙ’رُهُ، وÙŽ مÙŽنÙ’ کان علی بینÙŽهِ مِنÙ’ رÙŽبÙ‘ÙŽهِ هانÙŽتÙ’ علیه مÙŽصائِبُ الدنیا و لو قُرِضÙŽ و نُشِرÙŽØ›14

هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده باشد، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک ایدØ› اگر چه (بدنش) قیچی شود و ریز ریز گردد.

15. تقیه

لو قلتُ اِنÙ‘ÙŽ تارِکÙŽ التÙ‘ÙŽقیهِ کتارک الصÙ‘ÙŽلاهِ لÙŽکُنÙ’تُ صادقاÙ‹Ø›15

اگر بگویم: هر کس تقیه را ترک کند، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، هر اینه راست گفته‌ام.

16. شکرگزار و شکر

اÙŽلشÙ‘ÙŽاکِرُ اÙŽسÙ’عÙŽدُ بِالشُّکÙ’رِ مِنÙ’هُ بِالنِّعÙ’مÙŽهِ الÙ‘ÙŽتِی اÙŽوÙ’جÙŽبÙŽتِ الشُّکÙ’رÙŽ لِاÙŽنÙ‘ÙŽ النِّعÙŽمÙŽ مÙŽتاعÙŒ وÙŽ الشُّکÙ’رÙŽ نِعَِمÙŒ وÙŽ عُقÙ’بیØ›16

شخص شکرگزار به سبب شکر، سعادتمند‌تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده استØ› زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمت دنیا و آخرت است.

17. دنیا جایگاه سود و زیان

اÙŽلدُّنÙ’یا سُوقÙŒ رÙŽبِحÙŽ فیها قÙŽوÙ’مÙŒ وÙŽ خÙŽسِرÙŽ آخÙŽروُنÙŽØ› 17

دنیا بازاری است که گروهی در آن سود برند و دسته‌ای زیان بینند.

18. پرهیز از تملق

قال ابوالحسن الثالثُ(ع) لِرÙŽجُلٍ و قÙŽدÙ’ اÙŽکÙ’ثÙŽرÙŽ مِنÙ’ اِفÙ’راطِ الثÙ‘ÙŽناءِ علیه اÙŽقÙ’بِلÙ’ علی شÙŽØ£نِکÙŽ، فÙŽاِنÙ‘ÙŽ کÙŽثÙ’رÙŽهÙŽ المÙŽلÙŽقِ یهÙ’جُمُ علی الظِّنÙ‘ÙŽهِ و اذا حÙŽلÙŽلÙ’تÙŽ مِنÙ’ اÙŽخِیکÙŽ فی مÙŽحÙŽلِّ الثÙ‘ÙŽقÙŽهِ، فÙŽاعÙ’دِلÙ’ عÙŽنِ المÙŽلÙŽقِ الی حُسÙ’نِ النِّیهِ؛18

امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند: از این کار خودداری کنØ› زیرا تملÙ‘ق بسیار، بدگمانی به بار می‌آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.

19. جایگاه حسن ظن و سوØ¡ظن

اذا کان زÙŽمانÙŒ العÙŽدÙ’لُ فیه اÙŽغÙ’لÙŽبُ مِنÙŽ الجÙŽوÙ’رِ فÙŽحÙŽرامÙŒ اÙŽنÙ’ تÙŽظُنÙ‘ÙŽ بِاÙŽحÙŽدٍ سُوØ¡اÙ‹ حتی یعÙ’لÙŽمÙŽ ذلک منه، و اذا کان زمانÙŒ الجÙŽوÙ’رُ اÙŽغÙ’لÙŽبُ فیه من العدل فلیس لِاÙŽحÙŽدٍ اÙŽنÙ’ یظُنÙ‘ÙŽ بِاÙŽحÙŽدٍ خیراÙ‹ مالم یعÙ’لÙŽمÙ’ ذلِکÙŽ مِنÙ’هُ؛19

هر گاه در زمانه‌ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانی به دیگری حرام است، مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند. و هر گاه در زمانی ظلم بیش از عدل باشد، نباید به کسی خوش‌بین باشد، مگر اینکه به نیکی او یقین کند.

20. زیباتر از زیبایی

خÙŽیرÙŒ مِنÙ’ الخیر فاعِلُهُ، و اÙŽجÙ’مÙŽلُ من الجمیل قائِلُهُ، و اÙŽرÙ’جÙŽحُ من العلم حامِلُهُ، وÙŽ شÙŽرÙ‘ÙŒ مِنÙŽ الشÙŽرِّ جالِبُه، وÙŽ اÙŽهُوÙŽلÙŽ مِنÙŽ الهÙŽوÙ’لِ راکِبُهُ؛20

بهتر از نیکی، نیکوکاری است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک‌تر از وحشت، آورنده آن است.

21. توقع بی‌جا

لاتÙŽطÙ’لُبِ الصÙ‘ÙŽفا مِمÙ‘ÙŽنُ کÙŽدÙŽرÙ’تÙŽ علیه، وÙŽلاÙŽ الÙ’وÙŽفÙŽاØ¡ لِمÙŽنÙ’ غÙŽدÙŽرÙ’تÙŽ به، و لا النُّصحÙŽ مِمÙ‘ÙŽنÙ’ صÙŽرÙŽفÙ’تÙŽ سُوءَ ظÙŽنِّکÙŽ الیه، فÙŽاِنÙ‘ÙŽها قÙŽلÙ’بُ غÙŽیرِکÙŽ کÙŽقÙŽلÙ’بِکÙŽ لهØ›21

از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.

22. برداشت خوب از نعمت‌ها

اÙŽلÙ’قُوا النِّعÙŽمÙŽ بِحُسÙ’نِ مُجاوÙŽرÙŽتِها وÙŽ التÙŽمِسُوا الزِّیادÙŽهÙŽ فیها بِالشُّکÙ’رِ علیها، وÙŽاعÙ’لÙŽمُوا اÙŽنÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙŽفÙ’سÙŽ اÙŽقÙ’بÙŽلُ شÙŽیءٍ لِما اُعÙ’طِِیتÙ’ وÙŽ اÙŽمÙ’نÙŽعÙŽ شÙŽیءٍ لِما مُنِعÙŽتÙ’Ø›22

نعمت‌ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی روآورنده‌ترین چیز است به آنچه به آن بدهی، و باز دارنده‌ترین چیز است، از آنچه آن را بازداری.

23. خشم بر زیردستان

اÙŽلÙ’غÙŽضÙŽÙŽبُ علی مÙŽنÙ’ تÙŽمÙ’لِکُ لÙŽوÙ’مٌ؛ 23

خشم به زیردستان از پستی است.

24. عاق والدین

اÙŽلÙ’عُقُوقُ ثُکÙ’لُ مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یثÙ’کÙŽلÙ’Ø› 24

نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.

25. تØ£ثیر صله رحم در طول عمر

اِنÙ‘ÙŽ الرÙ‘ÙŽجُلÙŽ لÙŽیکُونÙŽ قÙŽدÙ’ بÙŽقِی مِنÙ’ ثÙŽلاثون سÙŽنÙŽهÙ‹ فÙŽیکُونÙŽ وُصُولاÙ‹ لِقÙŽرابÙŽته وُصُولاÙ‹ لِرÙŽحِمِهِ، فÙŽیجÙ’عÙŽلُها الله ثÙŽلاثه و ثلاثین سÙŽنÙŽهÙ‹، وÙŽ Ø¥نÙ‘ÙŽهُ لÙŽیکُونÙŽ قÙŽد بÙŽقِی مِنÙ’ Ø£ÙŽÙŽجÙ’لِهِِ ثÙŽلاثÙŒ و ثلاثون سÙŽنÙŽهÙ‹ فیکون عاقÙ‘اÙ‹ لِقÙŽرابÙŽتِهِ قاطِعاÙ‹ لِرÙŽحِمِهِ، فÙŽیجÙ’عÙŽلُها الله ثلاثÙŽ سنینÙŽØ›25

چه بسا شخصی که مدت عمرش سی سال مقدÙ‘ر شده باشد، اما به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33سال برساند، و چه بسا کسی که مدت عمرش 33سال مقدر شده باشد، ولی به سبب آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

26.نتیجه عاق والدین

اÙŽلعُقُوقُ یعÙŽقِّبُ القِلÙ‘ÙŽهÙŽ اِلÙŽی الذِّلÙ‘ÙŽهØ›26 

نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می‌کشاند.

27. بی‌طاقتی در مصیبت

اÙŽلÙ’مُصِِیبÙŽهُ للِصÙ‘ابِرِ واحِدÙŽهÙŒ وÙŽ لِلÙ’جازِعِ اِثÙ’نÙŽتانِ؛27

مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بی‌طاقتی می‌کند، دوتاست.

28. همراهان دنیا و آخرت

اÙŽلÙŽنÙ‘ÙŽاسُ فی الدنیا بالاموالِ و فی‌الاخره بالاعمالØ› 28

میزان ارزیابی مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان است.

29. شوخی بیهوده

اÙŽلÙ’هÙŽزÙ’لُ فُکاهÙŽهُ السُّفÙŽهاءِ وÙŽصÙŽناعÙŽهُ الÙ’جُهÙ‘الِ؛29

مسخرگی، تفریح سفیهان و هنر جاهلان است.

30. زمان جان دادن

اÙŽذُکُرُ مÙŽصÙ’رÙŽعÙŽکÙŽ بÙŽینÙŽ یدÙŽی اÙŽهÙ’لِکÙŽ و لا طÙŽبِیبÙŒ یمÙ’نÙŽعُکÙŽ و لا حÙŽبیبÙŒ ینÙ’فÙŽعُکÙŽØ›30

وقت جان دادنت را نزد خانواده‌ات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند.

31. نتیجه جدال

اÙŽلمِراءُ یفÙ’سِدُ الصÙ‘ÙŽداقÙŽهÙŽ القÙŽدِیمÙŽهÙŽ وÙŽ یحِلِّلُ العُقÙ’دÙŽهÙŽ الوÙŽثیقÙŽهÙŽ وÙŽ اÙŽقÙŽلُّ ما فیه اÙŽنÙ’ تÙŽکُونÙŽ فیها الÙ’مُغالÙŽبÙŽهُُ وÙŽ الÙ’مُغالÙŽبÙŽهُ اُسُّ اÙŽسÙ’بابِ القÙŽطِیعÙŽهِ؛31

جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوند اعتماد را می‌گشاید و کمترین چیزی که در آن است، غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.

32. درک لذت در کاستی

اÙŽلسÙ‘ÙŽهÙŽرُ اÙŽلÙŽذُّ لِلÙ’مÙŽنامِ وÙŽ الجُوعُ یزِیدُ فی طِیبِ الطÙ‘ÙŽعامِ؛32

شب بیداری، خواب را لذت بخش‌تر، و گرسنگی گوارایی غذا را زیاد می‌کند.

33. اسیر زبان

راکِبُ الحÙŽروُنِ اÙŽسیرُ نÙŽفÙ’سِهِ، وÙŽ الجاهِلُ اÙŽسِیرُ لِسانِهِ؛33

کسی که بر اسب سرکش سوار است، اسیر هوای نفس خویش و نادان اسیر زبان خوش است.

34. تصمیم قاطع

اÙŽذÙ’کُرÙ’ حÙŽسÙŽراتِ التÙ‘ÙŽفÙ’رِیطِ بِاÙŽخÙ’ذِ تÙŽقÙ’دیمِ الÙ’حÙŽزÙ’مِ؛34

افسوس خوردن کوتاهی در انجام دادن کار را، با تصمیم‌گیری قاطع جبران کن.

35. خشم و کینه‌توزی

اÙŽلÙ’عِتابُ مِفÙ’تاحُ الثِّقالِ وÙŽ العِتابُ خÙŽیرÙŒ مِِنÙŽ الحِقدِ؛35

سرزنش و تندی کلید کم مهری است، و سرزنش بهتر از کینه توزی است.

36. ظهور مقدÙ‘رات

المقادیرُ تُرِیکÙŽ ما لم یخÙ’طُرÙ’ بِبالِکÙŽØ›36

مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان می‌سازد که به فکرت خطور نکرده است.

37. خودخواهان مغضوب

مÙŽنÙ’ رÙŽضِی عÙŽنÙ’ نÙŽفÙ’سِهِ کÙŽثُرÙŽ السÙ‘ÙŽاخِطُونÙŽ علیهØ›37

هر که از خود راضی باشد، خشم‌گیران بر او زیاد خواهند بود.

38. تباهی فقر

اÙŽلÙ’فÙŽقÙ’رُ شِِرÙ‘ÙŽهُ النÙ‘ÙŽفÙ’سِ وÙŽ شِدÙ‘ÙŽهُ الÙ’قُنُوطِ؛38

فقر مایه آزمندی نفس و سبب ناامیدی زیاد است.

39. راه پرستش

لو سÙŽلÙŽکÙŽ النÙ‘اسُ وادِیاÙ‹ وسیعاÙ‹ لÙŽسÙŽلÙŽکÙ’تُ وادِی رÙŽجُلٍ عÙŽبÙŽدÙŽ اللهÙŽ وÙŽحÙ’دÙŽهُ خالصاÙ‹Ø› 39

اگر مردم به راه‌های گوناگون روند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می‌پرستد، خواهم رفت.

40. آشکار نکردن برنامه‌ها

اِظÙ’هارُ الشی قبل اÙŽنÙ’ یسÙ’تÙŽحÙ’کِمÙŽ مُفÙ’سِدÙŽهÙŒ لهØ› 40

آشکار کردن هر کاری پیش از آنکه به سامان برسد، آفت آن کار است.

تنظیم: موسوی- گروه دین و اندیشه تبیان


منابع:

1 . بحارالانوار، ج54، ص83.

2. الکافی، ج2، ص124

3. وسائل الشیعه، ج2، ص18

4. بحارالانوار، ج98، ص113.

5. همان، ج75، ص356.

6. تحف العقول، ص298.

7. بحارالانوار، ج72، ص300.

8 . همان، ج75، ص370.

9 . بحارالانوار، ج68، ص182.

10. تحف العقول، ص483.

11. بحارالانوار، ج4، ص303

12 همان، ج69، ص199.

13 . وسائل الشیعه، ج7، ص509

14. تحف العقول، ص483.

15 . وسائل الشیعه، ج16، ص211.

16. بحارالانوار، ج71، ص417.

17. همان، ج75، ص366.

18. همان، ج70، ص295.

19 . همان، ج75، ص370

20 . همان.

21. همان.

22 . همان .

23. همان.

24. مستدرک، ج15، ص194.

25. بحارالانوار، ج71، ص103.

26. همان، ج75، ص318

27. مستدرک، ج2، ص445

28. بحارالانوار، ج75، ص368.

29 . همان، 369.

30. همان، ص370.

31 . همان، ص369.

32. همان، ص379.

33 . همان، ص369.

34. همان، ص370.

35. همان، ص369.

36 . اعلام الدین، ص311.

37. بحارالانوار، ج75، ص368.

38. همان، ص368.

39. همان، ج67، ص112.

40. تحف العقول، ص457.

منبع : تبیان

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.