حضرت امام علی النقی علیهالسلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال ۲۱۲ ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامیاش حضرت جواد علیهالسلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ میباشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفتهاند.
مشروح در ادامه
منبع : رجا نیوز
آن بزرگوار در سال ۲۲۰ و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت ۳۳ سال رهبری اهل ایمان را عهدهدار بود. امام هادی علیهالسلام دوران امامت خویش را با خلفاØ¡ ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.
عظمت باری تعالی
شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت: امری ناممکن استØ› گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را میشناسد و به او ایمان میآوردØ› اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت: جلوهای دیگر دارد و آنان کاملترین و مطمئنترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند.
امام هادی علیهالسلام در تبیین صفات خداوند میفرماید: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ لÙŽا یÙوصÙŽف٠إÙلÙ‘ÙŽا به ما وÙŽصÙŽفÙŽ بÙهÙ نÙŽفÙ’سÙŽهÙ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽی یÙوصÙŽفÙ الÙ‘ÙŽذÙی تÙŽعÙ’جÙزÙ الÙ’حÙŽوÙŽاسّ٠أَنÙ’ تÙدÙ’رÙکÙŽهÙ وÙŽ الاْءَوÙ’هÙŽام٠أَنÙ’ تÙŽنÙŽالÙŽهÙ وÙŽ الÙ’خÙŽطÙŽرÙŽات٠أَنÙ’ تÙŽحÙدÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ الاْءَبÙ’صÙŽارÙ عÙŽنÙ الاْءÙحÙŽاطَة٠بÙهÙ نÙŽØ£ÙŽی فÙی قÙرÙ’بÙهÙ وÙŽ قÙŽرÙبÙŽ فÙی نَأْیÙهÙ کÙŽیÙ‘ÙŽفÙŽ الÙ’کÙŽیÙ’فÙŽ به غیر٠أَنÙ’ یÙقÙŽالÙŽ کÙŽیÙ’فÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽیÙ‘ÙŽنÙŽ الاْءَیÙ’نÙŽ بÙلÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙقÙŽالÙŽ Ø£ÙŽیÙ’نÙŽ هÙوÙŽ مÙنÙ’قÙŽطÙعÙ الÙ’کÙŽیÙ’فÙیَّة٠وÙŽ الاْءَیÙ’نÙیَّة٠الÙ’وÙŽاحÙدÙ الاْءَحÙŽدÙ جÙŽلÙ‘ÙŽ جÙŽلÙŽالÙهÙ وÙŽ تÙŽقÙŽدÙ‘ÙŽسÙŽتÙ’ Ø£ÙŽسÙ’مÙŽاؤÙهÙØ›(۱) خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف میشود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمیرسند و تصور و اندیشهها به حقیقتش آگاه نمیگردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوریاش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بیهمتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدساند و پاک.»
سعدی در بوستان در توضیح این معنا سروده است:
جهان متفق بر الهیتش فرو مانده از کنه ماهیتش
نه ادراک بر کنه ذاتش رسد نه فکرت به غور صفاتش رسد
بشر ماورای جلالش نیافت بصر منتهای جمالش نیافت
نه هر جای مرکب توان تاختن که جاها سپر باید انداختن
نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم نه در ذیل وصفش رسد دست فهم
در این بحر جز مرد داعی نرفت گمان شد که دنبال راعی نرفت
چه شبها نشستم در این سیر گم که دهشت گرفت آستینم که قÙم
شکوه بندگی
از منظر فرهنگ متعالی توحید، عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست:
بلندی بایدت افکندگی کن خدا را باش و کار بندگی کن
امام دهم علیهالسلام در تبیین مقام بندگی میفرماید:
«مÙŽنÙ اتÙ‘ÙŽقÙŽی اللÙ‘ÙŽهÙŽ یÙتÙ‘ÙŽقÙŽی وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙŽاعÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ یÙطÙŽاعÙ وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙŽاعÙŽ الÙ’خÙŽالÙقÙŽ لÙŽمÙ’ یÙبÙŽالÙ سÙŽخÙŽطÙŽ الÙ’مÙŽخÙ’لÙوقÙینÙŽ وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽسÙ’خÙŽطÙŽ الÙ’خÙŽالÙقÙŽ فÙŽلÙ’یÙŽیÙ’قÙنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽحÙلÙ‘ÙŽ بÙهÙ سÙŽخÙŽطÙ الÙ’مÙŽخÙ’لÙوقÙینØ›(۲) هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد، مردم از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند، دیگران از او اطاعت میکنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد، هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد، او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود.»
گرت این بندگی تمام شود چرخ و انجم ترا غلام شود
مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیهالسلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار میکرد و میفرمود: «Ø¥ÙلÙŽهÙی کÙŽفÙŽی بÙی عÙزÙ‘ا Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽکÙونÙŽ لÙŽکÙŽ عÙŽبÙ’دا وÙŽ کÙŽفÙŽی بÙی فÙŽخÙ’را Ø£ÙŽنÙ’ تÙŽکÙونÙŽ لÙی رÙŽبÙ‘ا Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ کÙŽمÙŽا Ø£ÙحÙبÙ‘Ù فÙŽاجÙ’عÙŽلÙ’نÙی کÙŽمÙŽا تÙحÙبÙ‘ÙØ›(۳) پروردگارا! این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونهای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری، قرار ده!»
ریشهها و نتایج تکبر
در سیره تربیتی امام هادی علیهالسلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینهها و ریشههای خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت میفرماید: «مÙŽنÙ’ اÙŽمÙنÙŽ مÙŽکÙ’رÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ Ø£ÙŽلÙیمÙŽ Ø£ÙŽخÙ’ذÙهÙ تÙŽکÙŽبÙ‘ÙŽرÙŽ حÙŽتÙ‘ÙŽی یÙŽحÙلÙ‘ÙŽ بÙهÙ قÙŽضÙŽاوÙهÙ وÙŽ نÙŽافÙذ٠أَمÙ’رÙهÙ وÙŽ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ عÙŽلÙŽی بÙŽیÙ‘Ùنَة٠مÙنÙ’ رÙŽبÙ‘ÙهÙ هÙŽانÙŽتÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ مÙŽصÙŽائÙبÙ الدÙ‘ÙنÙ’یÙŽا وÙŽلÙŽوÙ’ قÙرÙضÙŽ وÙŽ نÙشÙرÙŽØ›(۴) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند، خود را در امان احساس کند، تکبر میورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گرددØ› اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است، مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بودØ› گرچه قطعه قطعه شده و جاجزاØ¡ بدنشج پراکنده شود.»
طبق این رهنمودÙ ارزشمند، هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذهاش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار میکند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته، هدف خود را در زندگی گم میکند.چنین فرد غافلی از خود هرگز نمیپرسد که:
از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهرهور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمیگرددØ› چرا که به پشتوانهای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است. بنابراین، ریشه مهم لغزشها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشی است که اشخاص را از رسیدن به اهداف والای انسانی باز میدارد.
امام دهم علیهالسلام در روایتی دیگر به عواقب زیانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در این مورد هشدار داده و فرموده است: «مÙŽنÙ’ رÙŽضÙیÙŽ عÙŽنÙ’ نÙŽفÙ’سÙهÙ کÙŽثÙرÙŽ السÙ‘ÙŽاخÙطÙونÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙØ›(۵) هر کس از خود راضی باشد، غضب کنندگان بر او بسیار خواهند شد.»
صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلکه مورد غضب خداوند نیز قرار میدهد که در قرآن فرمود: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽهÙ لا یÙحÙبÙ‘Ù الÙ’مÙسÙ’تÙŽکÙ’بÙرÙینÙŽ»Ø›(۶) «خداوند گردنکشان و متکبران را دوست ندارد.»عذاب جهنم و محرومیت از الطاف الهی از دیگر رهاوردهای تکبر است.خویشتن را بزرگ میبینی؟ راست گفتند یک دو بیند لوچ.
در روایت آمده است که روزی حضرت سلیمان بن داود۸ امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بیرون آمده، در بساط شگفت انگیز سلیمان علیهالسلام جای گیرند. دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند. بساط او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید. سپس بساط او آن قدر پایین آمد که کف پایش به دریا رسید. در آن حال، ندایی آسمانی به اصحاب سلیمان علیهالسلام گفت: اگر در دل فرمانروای شما (سلیمان علیهالسلام) ذرهای تکبر بود، بیشتر از آنچه بلند کردهاند، او را به زمین فرو میبردند.(۷)
ز خاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
تواضع سر رفعت افرازدت تکبر به خاک اندر اندازدت
ارزش علم و دانش
کسب علم و دانش از مهمترین شیوههای رسیدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جایی نمیبرد. امام دهم علیهالسلام بر این باور بود که برای نیل به مقاصد عالی انسانی لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشندØ› چرا که بدون آگاهی هیچ رهروی به مقصد نرسد.
آن رهبر فرزانه در گفتاری ارزشمند میفرماید: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ الÙ’عÙŽالÙمÙŽ وÙŽ الÙ’مÙتÙŽعÙŽلÙ‘ÙمÙŽ شÙŽرÙیکÙŽانÙ فÙی الرÙ‘ÙشÙ’دÙØ›(۸) دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدایت شریکاند.» اگر علماØ¡ و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نیز به دنبال آموزش نباشند، سطح افکار مردم رشد نمییابد و پیشرفت صورت نمیگیرد.
شرف و قیمت و قدر تو به فضل هنر و است نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان
اساسا برای تهذیب نفس و پیمودن راه کمال، علماØ¡ اخلاق، معرفت و کسب آگاهی را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمی میدانند. آری، دانش انسان را به خطرات راه آگاه میکند و عظمت و عزت خداوندی را به یاد میآورد و انسان شایسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشد، تواضع و صفات حمیده در وجودش بیشتر شکوفا میگردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانی و مقام پایین خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبریاییاش در راه رشد و تهذیب گام برمیدارد.
امام هادی علیهالسلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش میدانست و میفرمود: «Ø£ÙŽرÙ’جÙŽحÙ مÙنÙŽ الÙ’عÙلÙ’مÙ حÙŽامÙلÙهÙØ›(۹) دانشمند از دانش برتر است.» البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تØ£ثیرگذاری اندکی داردØ› چنان که حضرت علی النقی علیهالسلام فرمود: «اÙŽلÙ’حÙکÙ’مَة٠لÙŽا تÙŽنÙ’جÙŽعÙ فÙی الطÙ‘ÙبÙŽاعÙ الÙ’فÙŽاسÙدÙŽØ©ÙØ›(۱۰) حکمت در طبیعتهای فاسد سودی نمیبخشد.»
موقعیت ممتاز مکانهای مقدس
در بینش توحیدی اسلام، انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداستØ› اما خداوند متعال برای تقرب بیشتر بندگانش و برای آسایش و آرامش آنان، زمانها و مکانهایی را معین کرده است که ویژگی خاصی دارند. امام علی النقی علیهالسلام با اشاره به موقعیت ممتاز اماکن مقدس فرمود:
«اÙنÙ‘ÙŽ لÙلÙ‘ÙŽهÙ بÙقÙŽاعا یÙحÙبÙ‘Ù اÙŽنÙ’ یÙدÙ’عÙŽی فÙیهÙŽا فÙŽیÙŽسÙ’تÙŽجÙیبÙ لÙمÙŽنÙ’ دÙŽعÙŽاهÙ وÙŽ الÙ’حÙŽیÙ’رÙ مÙنÙ’هÙŽاØ›(۱۱) خداوند مکانهای مقدسی دارد که دعا در آن جاها را دوست میدارد. پس هر کس در آن مکانها او را بخواند، اجابتش میکند و حائر حسینی علیهالسلام یکی از آنهاست.»
پیشوای دهم در این سخن، نکات مهمی را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش این مکانهای شریف پرداخته و آنها را بقعههای خدایی نامیده، سپس اهمیت دعا و استجابت آن را در این مکانها مورد تØ£کید قرار داده و در آخر، مزار دلربای حضرت سید الشهداØ¡ علیهالسلام ، را از مصادیق بارز بقاع الهی و محل استجابت دعای بندگان شمرده است.
امام هادی علیهالسلام در کلام دیگری عظمت بارگاه امام حسین علیهالسلام را این گونه بیان میکند: «هر کس از منزل خود به قصد زیارت بارگاه حضرت حسین علیهالسلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کند، از رستگاران نوشته میشود و هر گاه به امام حسین علیهالسلام سلام کند، از سعادتمندان محسوب میگردد و اگر از نماز زیارت فارغ شد، فرشتهای از سوی خداوند متعال به او میگوید: رسول خدا۹ به تو سلام میرساند و میگوید: تمام گناهانت بخشوده شد، اعمال را از نو شروع کن!»(۱۲)
روزگار ناسازگار
گاهی این نکته به ذهن میآید که آیا واقعا برخی زمانها، مکانها و یا عوامل و حوادث طبیعی در زندگی انسان دخالت دارند؟ آیا بدی و خوبی و شوم بودن را میتوان به روزها و روزگاران نسبت داد؟ امام هادی علیهالسلام پاسخ این پرسش را به یکی از یارانش توضیح داد.
حسن به مسعود میگوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادی علیهالسلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بودØ› انگشتم زخمی شده و شانهام در اثر تصادف با اسب سواری صدمه دیده و در یک نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتی تمام در حضور آن گرامی گفتم: عجب روز شومی برایم بود! خدا شرÙ‘ این روز را از من باز دارد! امام هادی علیهالسلام فرمود: «یÙŽا حÙŽسÙŽنÙ هÙŽذÙŽا وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ تÙŽغÙ’شÙŽانÙŽا تÙŽرÙ’مÙی بÙذÙŽنÙ’بÙکÙŽ مÙŽنÙ’ لÙŽا ذÙŽنÙ’بÙŽ لÙŽهÙØ› ای حسن! این چه سخنی است که میگویی با اینکه تو با ما هستی، گناهت را به گردن بیگناهی میاندازی! روزگار چه گناهی دارد!»
حسن بن مسعود میگوید: با شنیدن سخن امام علیهالسلام به خود آمدم و به اشتباهم پی بردم. گفتم: آقای من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: ای حسن! روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات میشوید، به ایام بدبین میشوید و به روز بد و بیراه میگویید! حسن گفت: ای پسر رسول خدا!، برای همیشه توبه میکنم و دیگر عکس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمیدهم. امام در ادامه فرمود: «یÙŽا حÙŽسÙŽنÙ اÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ هÙوÙŽ الÙ’مÙثÙیبÙ وÙŽ الÙ’مÙعÙŽاقÙبÙ وÙŽ الÙ’مÙجÙŽازÙی بÙالاْءَعÙ’مÙŽالÙ عÙŽاجÙلاÙ‹ وÙŽ آجÙلاÙ‹Ø›ای حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش میدهد و عقاب میکند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات میکند.»(۱۳)
شیوه حفظ دوستان
از منظر امام دهم علیهالسلام یکی از ویژگیهای اولیاØ¡ خدا و انسانهای صالح عفو و گذشت و پذیرش عذر دیگران است. ایوب بن نوح میگوید: آن حضرت طی نامهای به یکی از یاران ما که موجب ناراحتی شخصی شده بود، توصیه کرد که برو از فلانی عذر خواهی کن و بگو: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ Ø¥ÙذÙŽا Ø£ÙŽرÙŽادÙŽ به عبدÙ خÙŽیÙ’را Ø¥ÙذÙŽا عÙوتÙبÙŽ قÙŽبÙلÙŽØ›(۱۴) اگر خداوند خیر بندهای را بخواهد، او را حالتی عطا میکند که هرگاه از او عذر خواسته شد، میپذیرد.» تو نیز عذر ما را بپذیر!
برای پاسداری از حریم دوستان نیک نباید در باره آنان سختگیری کرد، بلکه باید در موارد لغزش و خطایشان عفو و گذشت پیشه کرد و عذرشان را پذیرفتØ› زیرا اگر به بهانههای ساده، انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازد، به مرور زمان غریب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزایش مییابندØ› در حالی که دوستان خوب بازوی نیرومندی در زندگی افراد به شمار میآیند. لقمان حکیم به فرزندش سفارش میکرد که: «یÙŽا بÙنÙŽیÙ‘ÙŽ اتÙ‘ÙŽخÙذÙ’ Ø£ÙŽلÙ’فÙŽ صÙŽدÙیقÙ وÙŽ Ø£ÙŽلÙ’فÙŒ قÙŽلÙیلÙŒ وÙŽ لÙŽا تÙŽتÙ‘ÙŽخÙذÙ’ عÙŽدÙوÙ‘ا وÙŽاحÙدا وÙŽ الÙ’وÙŽاحÙدÙ کÙŽثÙیرٌ؛(۱۵) فرزندم هزار دوست بگیر و البته هزار کم است و یک دشمن برای خودت درست نکن که یکی هم زیاد است.»
بنابراین، برای رسیدن به سعادت و توفیق در زندگی، انسان باید از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئی و لغزشهای ساده نباید آنان را از دست بدهد، بلکه شیوه اهل بیت علیهمالسلام را در نظر بگیرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهی کردند، بپذیرد و عفو و گذشت پیشه کند. سعدی گفته:
با مردم سهلگوی دشوار مگوی با آن که درÙ صلح زند جنگ مجوی
پی نوشت ها :
۱. تحف العقول، ص ۴۸۲Ø› الکافی، ج ۱، ص ۱۳۸.
۲. تحف العقول، ص ۴۸۲.
۳. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۰۲.
۴. تحف العقول، ص ۴۸۳.
۵. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۱۶.
۶. نحل / ۲۳.
۷. معراج السعاده، ص ۲۷۰Ø› محجØ© البیضاØ¡، ج ۶، ص ۲۱۳.
۸. کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۸۶.
۹. اعلام الدین، ص ۳۱۱.
۱۰. همان.
۱۱. تحف العقول، ص ۴۸۲.
۱۲. کامل الزیارات، ص۳۴۴.
۱۳. بحارالانوار، ج ۵۶، ص ۲.
۱۴. مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۲۹.
۱۵. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۱۶.
عبدالکریم تبریزی
منبع:دوماهنامه مبلغان، شماره
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.