🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
شهادت حضرت مهدی (عج) چگونه خواهد بود؟ | مجله نودیها

شهادت حضرت مهدی (عج) چگونه خواهد بود؟

✍️ نویسنده: 4

سایت نودیها : بررسی محتوایی روایت صدوق

در کتاب عیون اخبار الرضا (ع)، در صدر روایت، سخنی به امام نسبت داده شده که طبق دیدگاه برخی از بزرگان شیعه، روایت از اعتبار ساقط می‌شود و آن “سهو النبی” است. در ابتدای روایت، هروی از امام می‌پرسد: گروهی در کوفه گمان می‌کنند بر پیامبر ۹، در نماز سهوی عارض نشده است و این پاسخ به امام نسبت داده شده که فرمود: «کÙŽذÙŽبُوا لÙŽعÙŽنÙŽهُمُ اللÙ‘ÙŽهُ إِنÙ‘ÙŽ الÙ‘ÙŽذِی لÙŽا یÙŽسÙ’هُو هُوÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ الÙ‘ÙŽذِی لÙŽا إِلÙŽهÙŽ إِلÙ‘ÙŽا هُوØ› دروغ گفتندØ› خداوند لعنتشان کند! همانا آن‌که سهو نمی‌کند، خداوندی است که جز او خدایی نیست.

با پذیرش نقل بدون ایراد این روایت، ضمن این‌که پس از این روایت، معارضی با آن بیان خواهد شدØ› این احتمال که مقصودِ حضرت فقط امامان پیش از خود است و شهادت امامان پس از آن حضرت به دلیل نیاز داردØ› استدلالِ قطعی آن بر همه امامان: را نیز ناتمام خواهد ساخت.

این احتمال زمانی قوÙ‘ت پیدا می‌کند که به ادامه روایت توجه شود. در ادامه می‌خوانیم:

فÙŽقِیلÙŽ لÙŽهُ فÙŽمÙŽنÙ’ یÙŽقÙ’تُلُکÙŽ یÙŽا ابÙ’نÙŽ رÙŽسُولِ اللÙ‘ÙŽهِ قÙŽالÙŽ شÙŽرُّ خÙŽلÙ’قِ اللÙ‘ÙŽهِ فِی زÙŽمÙŽانِیØ› چه کسی شما را به قتل می‌رساند؟ فرمود: بدترین خلق خداوند در زمان من.

از سیاق روایت و پرسش پس از آن به دست می‌آ‌ید که امام می‌خواهد پیشاپیش، توطئه خلیفه جائر وقت مبنی بر درگذشت خود به مرگ طبیعی را خنثی نماید و در مقام بیان درگذشت امامان پس از خود نیست.

ضمن این‌که در بخش پایانی روایت برای زیارت آن حضرت پاداشی بیان شده که سبب تردید در این گونه روایات شده است.

البته کسی در فضل خداوند مبنی بر دادن پاداش هرآنچه بخواهد، تردیدی نداردØ› اما این‌که برای زیارت حضرت Ù€ اگرچه فیض بزرگی است Ù€ این مقدار پاداش تØ£مل برانگیز است. در ادامه می‌خوانیم:

Ø£ÙŽلÙŽا فÙŽمÙŽنÙ’ زÙŽارÙŽنِی فِی غُرÙ’بÙŽتِی کÙŽتÙŽبÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ لÙŽهُ Ø£ÙŽجÙ’رÙŽ مِائÙŽهِ Ø£ÙŽلÙ’فِ شÙŽهِیدٍ وÙŽ مِائÙŽهِ Ø£ÙŽلÙ’فِ صِدِّیقٍ وÙŽ مِائÙŽهِ Ø£ÙŽلÙ’فِ حÙŽاجٍّ وÙŽ مُعÙ’تÙŽمِرٍ وÙŽ مِائÙŽهِ Ø£ÙŽلÙ’فِ مُجÙŽاهِدٍ وÙŽ حُشِرÙŽ فِی زُمÙ’رÙŽتِنÙŽا وÙŽ جُعِلÙŽ فِی الدÙ‘ÙŽرÙŽجÙŽاتِ الÙ’عُلÙŽÙ‰ مِنÙŽ الÙ’جÙŽنÙ‘ÙŽهِ رÙŽفِیقÙŽنÙŽاØ› کسی که مرا در غربت زیارت کند، پاداشی دارد برابر با پاداش یکصد هزار شهید، یکصدهزار صدیق، یکصدهزار حاجی، یکصدهزار عمره‌گذار، یکصدهزار مجاهد ومحشور ‌شدن در زمره اهل بیت و در درجات برتر بهشت.

بنابراین یگانه روایتی که از جهت سند بی اشکال بود، از نظر محتوا قابل تØ£مل است.

 صرف نظر از پذیرفتن یا نپذیرفتن، یادآوری می‌شود شخصیت بزرگی چون شیخ مفید، شهادت سه امام پس از امام رضا (ع) و پیش از حضرت مهدی (عج) را نیازمند دلیل روشن می‌داند.

وی در باره امام جواد (ع) می‌نویسد:

وÙŽ قِیلÙŽ إِنÙ‘ÙŽهُ مÙŽضÙŽÙ‰ مÙŽسÙ’مُوماÙ‹ وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽثÙ’بُتÙ’ بِذÙŽلِکÙŽ عِنÙ’دِی خÙŽبÙŽرÙŒ فÙŽØ£ÙŽشÙ’هÙŽدُ بِهِ؛ و گفته شده مسموم از دنیا رفت اما چنین چیزی نزد من ثابت نشده تا بر آن گواهی دهم (شیخ مفید،۱۴۱۳، ج۲: ص۲۹۵)

و نیز در باره امام هادی(ع) می‌نویسد:

وÙŽ تُوُفِّیÙŽ وÙŽ سِنُّهُ یÙŽوÙ’مÙŽئِذٍ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا قÙŽدÙ‘ÙŽمÙ’نÙŽاهُ إِحÙ’دÙŽÙ‰ وÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعُونÙŽ سÙŽنÙŽهØ› و از دنیا رفت و سن او در آن روز چهل و یک سال بود (همان: ۳۱۲).

و در باره امام عسکری (ع)می‌نویسد:

وÙŽ مÙŽرِضÙŽ Ø£ÙŽبُو مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ ع فِی Ø£ÙŽوÙ‘ÙŽلِ شÙŽهÙ’رِ رÙŽبِیعٍ الْأَوÙ‘ÙŽلِ سÙŽنÙŽهÙŽ سِتِّینÙŽ وÙŽ مِائÙŽتÙŽیÙ’نِ وÙŽ مÙŽاتÙŽ فِی یÙŽوÙ’مِ الÙ’جُمُعÙŽهØ› ابو محمد در اول ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ مریض شد و روز جمعه از دنیا رفت (همان: ۳۳۶).

روشن است کسی نمی‌تواند اتهام عدم فحص به شیخ مفید زده و بگوید شیخ اگر تلاش می‌کرد، نکته جدیدی به دست می‌آوردØ› چراکه بزرگی و جامعیت دانش وی جایی برای این تردید نخواهد گذاشت.

البته شیخ مفید، جایی دیگر در نقد سخن شیخ صدوق دلیل‌های شهادت همه امامان :، را یقین‌آور ندانسته می‌نویسد:

آنچه را شیخ صدوق در مورد درگذشت پیامبر و امامان معصوم(ع) به سم و قتل گفته، برخی از آن‌ها ثابت است و برخی ثابت نشده است… و برای رسیدن به یقین به آن راهی نیست (مفید،۱۴۱۴: ۱۳۲).

یادآوری این نکته لازم است که شیخ مفید منکر شهادت این امامان : نیستØ› بلکه ادله در دست را برای اثبات قطعی آن ناکافی می‌داند. بنابراین، اگر برای کسی ادله قطعی به دست بیاید با قول مرحوم مفید منافاتی ندارد.

علامه مجلسی پس از آن که روایاتی را زیر عنوان «Ø£نÙ‘ÙŽهُم: لایÙŽمُوتُونÙŽ اِلاÙ‘ بِالشÙ‘ÙŽهادÙŽه» آورده استØ› در بیان پایانی خود بر روایات، دیدگاه شیخ مفید را این‌گونه نقد و بررسی کرده است و می‌نویسد:

با توجه به اخبار فراوان دال بر شهادت امامان معصوم:، و نیز روایات خاصی که بر شهادت بیش‌تر آنان و چگونگی شهادت آنان وجود دارد Ù€ که در ابواب تاریخ وفات آن‌ها خواهد آمد Ù€ نمی‌توان آن را نفی کرد. البته غیر از علی(ع) و فاطمه۳ و حسن(ع) و حسین(ع) و موسی بن جعفر(ع) و علی بن موسی الرضا(ع) که بر شهادت آنان دلیل قطعی داریمØ› در مورد دیگر ائمه: چنین دلیل قطعی نداریمØ› اما بر نفی هم دلیل نداریم و قرائن زندگی آنان و مخالفان گواه بر این استØ› به‌ویژه در باره امامانی که در زندان و زیر نظر آن‌ها از دنیا رفته‌اند. شاید مقصود شیخ مفید هم نفی قطع و تواتر است، نه ردÙ‘ روایات (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۲۷:  ۲۶).

البته این برداشت آخر از کلام شیخ مفید خلاف ظاهر سخن ایشان است.

پس از شیخ مفید، برخی به این نکته اشاره کرده‌اندØ› مانند شیخ طبرسی که در این باره می‌نویسد:

گروهی از اصحاب ما گفتند که امامان حسن عسکری(ع)، هادی(ع)، جواد(ع)، صادق(ع)، باقر(ع)، سجاد(ع) مسموم شدند و به شهادت رسیدند و برای این کلام خود به لحن امام صادق(ع) و امام رضا(ع) استدلال آوردند که فرمودند وÙŽاللهِ ما مِنÙ‘ا اِلاÙ‘ شÙŽهِیدÙŒ مÙŽقÙ’تُولÙŒ این در حالی است که دلیل قاطعی بر صحت کلام آنان و روایتی از اهل‌بیت که موجب علم شود وجود ندارد (طبرسی، ۱۴۰۶: ۵۹).

قابل ذکر است نفی شهادت امامان:، بر فرض اثبات با دلایل قطعی، هیچ‌گونه نقصی بر آن‌ها وارد نمی‌سازد که برخی گویا سبب تضعیف مقام امامت ایشان پنداشته‌اندØ› چه این‌که یکی از نویسندگان معاصر با اشاره به روایات یادشده می‌نویسد:

هنگامی که به تاریخ بنگریم می‌بینیم، کتاب‌های تاریخی این روایت را تØ£یید می‌کندØ› چرا که تاریخ، گویای آن است که امیرمؤمنان(ع) با شمشیر به شهادت رسید، امام حسن(ع) به‌وسیله سم خیانت، امام حسین(ع) با شمشیر استبداد و امام سجاد(ع) نیز با سم.

همین‌گونه کتاب‌های تاریخی، گواه این مطلب است و لذا به برشمردن امامان نور یکی پس از دیگری نیازی نمی‌نگریم چرا که تا حضرت عسکری(ع) همگی در فشار استبداد حاکم بر عصر و زمانشان بودند و از سوی حکومت‌های بیدادگر اموی و عباسی نقشه خیانت‌کارانه‌ای برای شهادت آنان طرح و به اجرا درآمد.

وی ادامه می‌دهد:

نگارنده بر این باور است که تردید در این امور، تردید در حقایق مسلم و مسایل قطعی است و هر کس در این‌ها تردید کند به آفت کوته‌فکری که آفتی علاج‌ناپذیر است، گرفتار است.

البته مناسب بود توجه داشته باشد شخصیت‌هایی که تردید کرده‌اند چه کسانی بوده‌اند.

نویسنده، آن‌گاه بدون ارائه هیچ دلیلی نتیجه می‌گیرد که:

امام مهدی (عج) یکی از امامان راستین و آخرین آن‌هاست. از این رو روایت مورد بحث شامل حال آن گران‌مایه عصرها و نسل‌ها نیز می‌گردد.

آن حضرت، طبق این روایت، به‌طور طبیعی جهان را بدرود نمی‌گویدØ› بلکه با شمشیر ستم و یا به‌وسیله سم خیانت به شهادت می‌رسد.

در پایان نیز اشاره می‌کند:

نگارنده در منابع موجود، چیزی که دلالت بر شهادت آن گرانمایه جهان هستی داشته باشد، جز عبارت الزام الناصب نیافته است (‌ق‍زوی‍نی‌، ۱۳۷۶: ۷۸۴).

البته روشن نیست چرا نویسنده پس از نقل سخن الزام الناصب، از بیان قاطع پیشین مبنی بر شهادت آن حضرت دست برداشته می‌نویسد:

… به هر حال، به نظر ما، این مطلب سربسته و نارسا و بدون دلیل است، از این رو پذیرفتن شهادت آن حضرت بدین صورت مشکل است. شهادت او به‌وسیله «سم» نیز در روایات تصریح نشده است. بنابراین، چگونگی رحلت آن گرامی را تنها خدا می‌داند و بس (همان: ۷۸۵).

البته اگر ایشان به طور قطع دلالت روایات “ما مِنÙ‘ا” را بر حضرت پذیرفته بود، حکم وی بر شهادت لازم می‌بود و جای هیچ‌گونه تردید باقی نمی‌ماند.

برخی دیگر از نویسندگان معاصر، پس از ذکر روایات، خواسته‌اند مؤیداتی نیز ارائه دهند و لذا گفته‌اند:

پیامبر و امامان با بنیه جسمانی بسیار قوی آفریده شده‌اند که قابل مردن نیستند، مگر به یک عارض خارجی. پس اگر عارضی بر او وارد نشد، قابلیت بقا را داردØ› ولکن چون طبق قانون عمومی مرگ که هر کس مرگ را می‌چشدØ› ناگزیر باید عارضی بر آن‌ها وارد شودØ› مانند کشته شدنØ› و این دیدگاه، امام مهدی (عج) را هم شامل می‌شود (البیاتی، بی تا: ۹۴).

از این دست نوشته‌های بی‌پایه و اساس در برخی کتاب‌ها و نوشته‌های معاصر فراوان به چشم می‌آید که بدون هیچ استدلال قطعی ادعاهایی را مطرح می‌کنند.

۳. حکایت شهادت حضرت مهدی (عج)

افزون بر روایات یادشده، قائلین به شهادت حضرت مهدی (عج) به حکایتی استناد می‌کنند. که به نظر می‌رسد، نخستین کسی که چنین ادعایی را به گونه گسترده‌ای مطرح کرده، صاحب کتاب الزام الناصب بود. او در بخشی از کتاب خود آورده است:

پس چون هفتاد سال گذشت، مرگ حضرت حجت (عج) فرا خواهد رسید. پس او را زنی از بنی‌تمیم که نامش سعیده و دارای ریشی همچون مردان است، با انداختن سنگی و طبق برخی نقل‌ها سنگی که برای آردکردن گندم استفاده می‌شود از بام بر آن حضرت به قتل خواهد رساندØ› در حالی که آن حضرت، از راه عبور می‌کند. چون از دنیا رفت، امام حسین(ع)، امور مربوط به وی را انجام خواهد داد (حائری، ۱۴۲۲، ج۲: ۱۳۹).

صاحب الزام الناصب البته، در پایان این داستان و سخنان پراکنده و درهم آمیخته و ناهمگون، این‌گونه نوشته است:

وÙŽ ما ذÙŽکÙŽرناهُ هُنا مÙŽلÙ’تÙŽقِطÙŒ مِنÙ’ رِوایاتِ الØ£ئِمÙ‘ÙŽهِ الØ£طÙ’هار:…؛ و آنچه آوردیم در این‌جا برگرفته از روایات امامان معصوم: است (همان: ۱۶۹).

ای کاش به طور روشن می‌گفت این سخنان از کدام منبع، راوی و روایت و یا روایات به دست آمده است!

همه منابع نوشتاری و غیر نوشتاری که به این بحث پرداخته‌اند، به منبعی جز “الزام الناصب“و یا “تاریخ پس از ظهور“ شهید سید محمد صدر (که از الزام الناصب نقل کرده است) اشاره نکرده‌اند.

البته نویسنده تاریخ ما بعدالظهور، به قصد نقد و ابطال، سخنان الزام الناصب را می‌آورد و این خلاف آن استفاده‌ای است که به عمد یا خطا به تاریخ ما بعدالظهور ارجاع داده می‌شود.

مرحوم صدر به طور مشخص در باره سخن الزام الناصب چنین نوشته است:

در مطلبÙ‰ که از الزام الناصب نقل کردیم به صراحت از کشته‌شدن امام مهدÙ‰ (عج) و چگونگÙ‰ آن سخن رفته است. آیا این سخن به تنهایÙ‰ براÙ‰ اثبات کشته شدن ایشان کافÙ‰ نیست؟ پاسخ آن است که نقل الزام الناصب اساساÙ‹ شایستگÙ‰ اثبات تاریخÙ‰ نداردØ› زیرا نه از معصوم، بلکه از شخص ناشناسÙ‰ نقل شده است. حتÙ‰ اگر این سخن به مضامین روایات اشاره داشته باشد، باز در این صورت روایتÙ‰ مرسل و بدون سند مÙ‰‌باشد که گویندÛ€ فرضاÙ‹ معصوم آن شناخته شده نیست. علاوه آن که این گونه روایات معمولا ضعیف السند و داراÙ‰ مضامینÙ‰ غریب مÙ‰‌باشند و بالطبع از قابلیت اثبات تاریخÙ‰ نیز ساقط مÙ‰‌گردند.

اما در باره این سخن، باید توجه داشت:

یک Ù€ از جهت منبع، تا قبل از قرن چهاردهم و کتاب الزام الناصب در هیچ منبعی چنین سخنی و مانند آن، نقل نشده است.

دو Ù€ از جهت سند: این سخن هیچ گونه سندی ندارد و گوینده آن نیز ناشناخته است و صرف این‌که گفته شده از روایات گرفته شده است، اعتباری به آن نمی‌دهد.

سه Ù€ از لحاظ متن: به‌طور کامل منفرد است و هیچ گونه مشابه و مؤید مستقیمی برای آن یافت نشد.

افزون بر الزام الناصب، در کتاب عقد الدرر به شهادت آن حضرت اشاره شده است. آن هم سخنی از شخصیت شناخته شده کعب الاحبار که می‌گوید:

اÙŽلÙ’مÙŽنÙ’صُورُ المÙŽهÙ’دی یُصÙŽلÙ‘ی عÙŽلیهِ Ø£هÙ’لُ الØ£رÙ’ض، وÙŽطÙŽیِر السÙ‘ÙŽماءِ، یÙŽبÙ’تÙŽلÙ‰ بِقÙŽتÙ’لِ الرُّومِ وÙŽالÙ’مÙŽلاحِمِ عِشÙ’رِینÙŽ سÙŽنÙŽهÙ‹،ثُمÙ‘ÙŽ یُقÙ’تÙŽلُ شÙŽهِیداÙ‹ هُوÙŽ وÙŽØ£لفان مÙŽعÙŽهُ، کُلُّهُمÙ’ Ø£مِیرÙŒ صاحِبُ رایÙŽهٍ، فÙŽلÙŽمÙ’ تÙŽصِبِ المُسÙ’لِمینÙŽ مُصِیبÙŽهÙŒ بÙŽعÙ’دÙŽ رÙŽسُولÙŒ اللهِ۶ Ø£عÙ’ظÙŽمُ مِنÙ’هاØ› منصور این امÙ‘ت مهدی است وساکنان زمین وپرندگان آسمان بر او درود می‌فرستند. اوست که در جنگ با روم وجنگ‌های بزرگ مورد آزمایش قرار می‌گیرد واین آزمایش بیست سال طول می‌کشد وحضرتش به همراه دو هزار نفر از فرماندهان پرچم دار، به شهادت می‌رسندØ› سپس هیچ مصیبتی پس از مصیبت فقدان رسول اللÙ‘ÙŽه۶ بر مسلمانان گران‌تر از آن نخواهد بود (یوسف بن یحیی المقدسی، ۱۳۹۹: ۱۴۹).

البته در باره اعتبار این روایت به این سخن نیازی نیست که نزد ما هیچ اعتباری ندارد. افزون بر گوینده آن، که محتوا به روشنی با عموم روایات مهدویت ناسازگار است.

مهم‌ترین اشکال این‌که طول جنگ حضرت بیست سال دانسته شده و از برپایی حکومت عدل جهانی بر زمین سخنی به میان نیامده است.

نتیجه‌گیری

اصل در عموم انسان‌ها مردن به مرگ طبیعی استØ› مگر این‌که دلیلی ثابت کند که به مرگ غیر طبیعی از دنیا رفته‌اند.

بر فرض پذیرفتن روایات یادشده، این روایات به امام‌هایی مربوط است که در زمان خلفای جور زندگی می‌کرده‌اند. از این رو برای اثبات شهادت آن حضرت به دلیلی محکم و روشن نیازمند هستیم و با توجه به این‌که هنوز آن اتفاق نیفتاده گزارش تاریخی نیز در آن باره بی‌معنا است.

شهادت آن حضرت، با روایاتی که بر اصلاح کامل جامعه در عصر ظهور دلالت دارد، در تعارض است.

از آنچه یاد شد، به دست می‌آید که برای اثبات شهادت حضرت مهدی (عج) دلیل‌هایی قطعی فراتر از آنچه ذکر شده، نیاز است و در نبود آن دلیل‌ها بر اساس روال طبیعی درگذشت انسان‌ها فرجام آن حضرت بر اساس مرگ طبیعی خواهد بودØ› مگر این‌که کسی مستندات قطعی بر شهادت آن حضرت ارائه نماید.

منابع

قرآن کریم.

۱. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی(۱۳۷۹ق). مناقب آل Ø£بی طالب(ع) ، قم، مؤسسه انتشارات علامه،.

۲. ابن منظور (۱۴۰۵). لسان العرب، بی‌جا، نشر ادب الحوزه.

۳. أحمدبن حنبل(بی‌تا). مسندØ£حمد، بیروت، دار صادر.

۴. اربلی، علی بن عیسی (۱۳۸۱ق). کشف الغمه فی معرفه الائمه:،تبریز، مکتبه بنی هاشمی.

۵. البیاتی، جعفر (بی‌تا). شهادهالØ£ئمه:، بی‌جا، بی‌تا.

۶. حائری،علی (۱۴۲۲). الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب، مصحح علی عاشور، بیروت، مؤسسه الاعلمی.

۷. حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۲۵ق). اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی.

۸. حلÙ‰، ابن داود (۱۳۸۳). رجال ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

۹. حلی، حسن بن یوسف(۱۴۱۱ق). رجال العلامه الحلی، نجف، دار الذخائر.

۱۰. حلÙ‰، حسن بن سلیمان بن محمد (۱۴۲۱ق). مختصر البصائر، قم، مؤسسه النشر الØ¥سلامی.

۱۱. خزاز قمی، علی بن محمد (۱۴۰۱ق). کفایه الØ£ثر فی النصÙ‘ علÙ‰ الØ£ئمه الØ¥ثنی عشر، محقق/ مصحح: حسینÙ‰ کوهکمرÙ‰، عبد اللطیف، قم، انتشارات بیدار.

۱۲. خوئی، ابو القاسم(۱۴۱۳ق). معجم رجال الحدیث، قم، مرکزنشرالثقافهالØ¥سلامیه.

۱۳. صدر، سید محمد صدر (۱۳۸۹). تاریخ پس از ظهور، تهران، موعود عصر.

۱۴. سبحانی، جعفر (۱۴۱۸ق). موسوعه طبقات الفقهاØ¡، قم، مؤسسه الØ¥مام الصادق(ع)Ù«

۱۵. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه (۱۳۷۶). الامالی، تهران، کتابچÙ‰ .

۱۶. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه (۱۳۷۸ق). عیون اخبار الرضا(ع)، محقق: لاجوردÙ‰، مهدÙ‰ ، تهران، نشر جهان  .

۱۷. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه (۱۳۹۵). کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتب الاسلامیه.

۱۸. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه (۱۴۱۳ق). من لایحضره الفقیه، محقق: غفارÙ‰، علÙ‰ اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامÙ‰ وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

۱۹. طبرسÙ‰، فضل بن حسن (۱۴۱۷ق) . Ø¥علام الورÙ‰ بØ£علام الهدÙ‰ ، قم، ال البیت :.

۲۰. ــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۶ق). تاج الموالید، قم، مکتب آیت‌الله العظمÙ‰ المرعشی النجفی.

۲۱. طوسی، محمد بن الحسن (۱۴۱۵ق). رجال شیخ طوسی، قم، انتشارات اسلامÙ‰ جامعه مدرسین.

۲۲. ــــــــــــــــــــــ ، بی‌تا، الفهرست، نجف اشرف، المکتبهالمرتضویه.

۲۳. ــــــــــــــــــــــ ، (۱۴۱۱ق). الغیبه، مؤسسه معارف اسلامی.

۲۴. عُکبری، محمد بن محمد بن النعمان (۱۴۱۳ق). الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید.

۲۵. ـــــــــ (۱۴۱۴ق). تصحیح اعتقادات الØ¥مامیه، تحقیق: حسین درگاهی، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع.

۲۶. فتال نیشابوری، محمÙ‘دبن حسن بن علی (بی‌تا). روضهالواعظین، قم، انتشارات رضی.

۲۷. فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۱۰ق). العین، بی‌جا، مؤسسه دار الهجره.

۲۸. ق‍زوینی‌، م‍ح‍م‍د ک‍اظم‌، (۱۳۷۶). ام‍ام‌ م‍ه‍دی‌(عج) از ولادت‌ ت‍ا ظه‍ور، ت‍رج‍م‍ه‌ و تحقیق:‌ علی‌ ک‍رمی‌ و م‍ح‍م‍د ح‍سینی‌، ق‍م‌، انتشارات ال‍ه‍ادی‌.

۲۹. کلینی، محمÙ‘دبن یعقوب (۱۳۶۵). الکافی، چاپ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

۳۰. مجلسی، محمÙ‘دباقر (۱۴۰۳ق). بحارالانوار، بیروت،دار احیاØ¡ التراث العربی.

۳۱. مجلسی، محمÙ‘دباقر (۱۴۰۴ق). مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

۳۲. مسلم نیشابوری(بی‌تا). صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر.

۳۳. مقدسی، یوسف بن یحیÙ‰ (۱۳۹۹). عقدالدرر فی Ø£خبار المنتظر، تحقیق: دکترعبدالفتاح محمد الحلو، قاهره، مکتبه عالم الفکر.

۳۴. نجاشی، احمد بن علی (۱۴۰۷ق). رجال النجاشی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین.

۳۵. نعمانی، محمÙ‘د بن ابراهیم (۱۳۹۷ق). الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق.

خدامراد سلیمیان: استادیار علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم

مجله انتظار موعود شماره ۴۳.

فارس

 

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.