🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
حقیقت پدیا - خاندان روتچیلد (Rothschild Family) | مجله نودیها

حقیقت پدیا - خاندان روتچیلد (Rothschild Family)

✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 125
📊 بازدید: 1,611
 
خاندان روتچیلد، خطرناک‌ترین خانواده یهودی در جهان
 
مشروح کامل در ادامه
خاندان روتچیلد یکی از مهم‌ترین خاندان‌های یهودی دوران معاصر است که بیشترین نقش را در اقتصاد، سیاست و حوادث در نقاط مختلف جهان دارند.
این خاندان یهودی، ظاهراÙ‹ ابتدا در آلمان پا به عرصه وجود نهادهØ› امÙ‘ا تØ£ثیر آنان، منحصر به این کشور اروپایی نشده استØ› بلکه آنان با سیاست‌ها و دسیسه‌های خود، تمام نقاط مختلف جهان را تحت تØ£ثیر قرار داده و به نوعی هر جا حادثه‌ای پیش می‌آید، ردÙ‘ پایی از آنان به چشم می‌خورد.
این خاندان بر اساس زیرکی خاصÙ‘ی که دارند، ترجیح می‌دهند پیوسته پشت پرده باشند و از آنجا حوادث را پیش ببرند و به همین دلیل است که اطÙ‘لاعات چندانی در مورد نقش آنان در حوادث جهان منتشر نمی‌شود و اگر هم کتاب یا مقاله‌ای درباره آنان نوشته شود یا به سرعت جمع آوری می‌شود یا به طرز شگفت انگیزی نایاب.
با اینکه آنها یکی از بزرگ‌ترین ثروتمندان جهانند، امÙ‘ا اطÙ‘لاعات دقیقی در مورد ثروت آنان در دست نیست و به همین دلیل آمارهای مختلفی در این مورد منتشر شده است و به این ترتیب هیچ کس دقیقاÙ‹ نمی‌داند آنان چقدر ثروت دارند و سرمایه‌های آنان در کجاست.
مؤسÙ‘سان و بنیان‌گذاران این خاندان یهودی بسیار خطرناک یک زوج یهودی‌اند: 1. امشیل مایر و 2. همسرش، گوتا اشناپر.
این زوج که هر دو یهودی بودند، در «فرانکفورت» واقع در جنوب آلمان زندگی می‌کردند. امشیل از یهودیان خزری بود. گفتنی است یهودیان خزری در اصل یهودیان اصلی نیستند. آنها قبایلی بودند که در منطقه «گرجستان» کنونی زندگی می‌کردند.
این زوج یهودی کار خود را از خانه چوبی خود که به سبک معماری گوتیک در «جودنگاسه»، (خیابان یهودی‌ها) ساخته شده بود، شروع کردند. آنان در طبقه اوÙ‘ل این خانه سکونت داشتند و در مغازه کوچکشان و در پیاده‌رو مقابل آن، به خرید و فروش مشغول بودند. در مغازه آنها، تمامی وسایل مستعمل و دست دوم برای فروش پیدا می‌شد. این مغازه کوچک اکنون نیز به عنوان یادگاری از آن دوران این امپراتوری اقتصادی، حفظ شده استØ› زیرا این مغازه پایگاه اوÙ‘ل و شاهد آغاز حرکت و تلاش آنان بود.
در این مغازه یک سپر سرخ وجود داشت که به زبان آلمانی به آن روتچیلد می‌گویند و به همین دلیل تمامی پسران امشیل، نام «روتچیلد» را بر خود نهاده‌اند.
امشیل در سال 1743 م. در فرانکفورت به دنیا آمد و تقدیر چنین بود که او تبدیل به یک خاخام شود و به همین دلیل به مدرسه دینی فرستاده شد و در آنجا آموزه‌های تلمودی و نفرت تلمودی شدید ضدÙ‘ مسیحیÙ‘ت و مسیحیان را آموخت. سپس او به «بانک اوپنهیم» در «هانوفر» فرستاده شد و به مدÙ‘ت سه سال در آن محل مشغول به کار بود و به این ترتیب از ظرایف و فنون بانکداری آگاه شد.
امشیل در آن بانک و در شهر هانوفر بود که با فرمانده فون استورف، نزدیک‌ترین فرد به فردریک دوم (1760 Ù€ 1785 م.) آشنا شد.
امشیل در سال 1770 م. به فرانکفورت بازگشت و با گوتا اشناپر ازدواج کرد. حاصل ازدواج این دو، پنج پسر و پنج دختر بود.
این خانواده در آغاز، زندگی متوسطی داشت. امشیل، خود کالاها را در صندوقی می‌گذاشت و در شهر می‌گشت و به صورت فروشنده دوره‌گرد کالاهای خود را به فروش می‌رساند و در این حال، او به ویژه با ملÙ‘ی‌گرایان یهودی و متعصÙ‘بان دیدار می‌کرد تا از آنان آگاهی کسب کند. در حالی که امشیل در محلÙ‘ه‌های مختلف شهر، وسایل دست دوم می‌فروخت، همسرش گوتا نیز در مغازه مشغول به کار بود.
دیری نپایید که فون استورف، امشیل را به دلیل کاری که برای او در بانک اوپنهیم انجام داده بود، به فردریک دوم معرفی کرد. در آن زمان، ثروت فردریک دوم هفتاد تا صد میلیون فلورن تخمین زده می‌شد و کسی در آن روزها چنین ثروتی نداشت.
فردریک دوم نیاز به شخصی پلید و ملعون یا یک عروسک داشت که از او در کارهای شبهه‌انگیزش استفاده کند و زمانی که فون استورف در مورد توانایی‌های امشیل و بی‌وجدانی‌های او با شاهزاده سخن گفت، او امشیل را استخدام کرد.
امشیل، روتچیلد اوÙ‘ل و بنیان‌گذار خاندان روتچیلد به شمار می‌آید که از طریق ثروت هنگفتی که به چنگ آورد و توزیع جغرافیایی آن میان فرزندانش در نقاط مختلف جهان، یک امپراتوری بزرگ به وجود آورده و خود بر رØ£س هرم قدرت قرار داشت و بر این دنیا حکومت می‌کرد.
امشیل ده فرزند ( پنج پسر و پنج دختر) داشت:
1. شارلوت مایر، 2. انسلیم، 3. سالومون، 4. ناتان، 5. ایزابلÙ‘ا، 6. بابیت، 7. کارل، 8. جیمز (جاکوب) 9. جولیا، 10. هزیت. همسر امشیل، گوتا سال‌ها پس از مرگ همسرش زنده بود و در سنÙ‘ 96 سالگی از دنیا رفت. وی تا زمان مرگ، در خانه قدیمی جودنگاسه در فرانکفورت زندگی می‌کرد.
او پیش از مرگ، کلÙ‘ جهان خاکی را میان پنج پسر خود تقسیم کرده بود.
حوزه آلمان را به انسلیم، «اتریش» را به سالومون، «انگلستان» را به ناتان، «ایتالیا» را به کارل و «فرانسه» را به جیمز داد و بعدها ایالات متÙ‘حده آمریکا نیز به یکی از نواده‌هایش به نام شونبرگ داد و نام بیلمونت بر آن گذاشت.
امشیل در بستر مرگ، همه فرزندانش را به فرانکفورت فراخواند و پس از خواندن تلمود به آنان گفت:
فرزندانم! یادتان باشد که همه زمین باید ملک و تحت تصرÙ‘ف ما یهودیان باشد. غیریهودیان حشراتی هستند که نباید مالک و صاحب چیزی باشند.
سپس او برای فرزندانش، طرح و نقشه خود را توضیح داد و آنان را مجبور کرد در حضور او سوگند یاد کنند که در این راه هیچ یک تک‌روی نکند و بدون هماهنگی با برادران دیگر دست به انجام کاری نزند و همیشه با هم یکپارچه و در ارتباط باشند.
فرزندان امشیل، بیست و چهار سال بعد، وقتی که ناتان به دلایل مادÙ‘ی به دین مسیحیÙ‘ت گروید، یک‌بار دیگر این سوگند را بر سر قبر پدرشان تجدید کردند. امشیل در سال 1812 م. وفات یافت.
امشیل در دنیا از هیچ چیزی به اندازه کلمه «روم» بدش نمی‌آمدØ› زیرا رهبر مسیحیان (پاپ) در آنجا زندگی می‌کرد. پاپ در «رم» و پادشاه رم (ناپلئون دوم) و «رومانوقا» (رومانوقایی‌ها) نام‌هایی بود که باعث می‌شدند امشیل با شنیدن آن، بسیار خشمگین شود و به همین دلیل مزدوران خود را برای نابودی آنها اعزام کرد و یک امپراتوری بر اساس ربا و تجارت طلا به وجود آوردØ› امپراتوری‌ای که عمر آن بسیار بیشتر از عمر امپراتوری‌های شارلمان، ناپلئون اوÙ‘ل و رومانوقی‌ها بود.
امشیل بر سر یک میز در جودنگاسه برای همسرش گوتا، خسیس‌ترین و لیئم‌ترین یهودی در فرانکفورت و فرزندانش تمایل به قتل را در خود توضیح داده و تشریح کرده بودکه آنان چگونه باید با غارت و چپاول مردم، پول به دست بیاورند.
از آنجا که امشیل در مدرسه خاخامی درس خوانده بود، تمامی برنامه‌های شیطانی که به نام «پروتکل‌های بزرگان صهیونیست» معروف شده است، از قبل آگاه بود. او از پاکیزگی نژادی بشری سخن می‌گفت. امشیل همچنین به فرزندانش تمامی حیله‌های شیطانی و کابالایی را آموزش داده بود.
اگرچه پنج پسر امشیل فعÙ‘الیت‌های تجاری خود را در پنج پایتخت اروپایی آغاز کردندØ› امÙ‘ا آنها با هماهنگی کامل با هم کار می‌کردند و از سال 1812 م. فعÙ‘الیت آنان گسترده‌تر شد و روابط آنها با هم تا آنجا مستحکم بود که رقابت با آن غول اقتصادی که آنان به وجود آورده بودند، غیرممکن بود. علÙ‘ت اصلی موفÙ‘قیت این خاندان در تجارت و به ویژه امشیل در آن زمان، هرج و مرجی بود که در آن روزها در جهان حکمفرما بود و در آن شرایط، بخت با امشیل مانند ناپلئون بسیار یار بود.
امÙ‘ا چه کسی باعث به وجود آمدن جنگ‌ها و آن هرج و مرج‌ها و نابه‌سامانی‌ها در اروپا و جهان شد؟

نسل دوم روتچیلدها
ناتان، قدرتمند‌ترین فرزند خاندان روتچیلد بود. او فعÙ‘الیت‌های خود را در «لندن»، سالومون در «وین» و کارل در «ناپل» و جیمز در «پاریس» متمرکز کرده بودندØ› در حالی که انسلیم پسر بزرگ امشیل، جانشین پدرش در «بانک فرانکفورت» شد.

راز وانرلو
تاریخ‌نگاران از تفسیر و تحلیل وقایع جنگ «واترلو» حیران مانده‌اند. این جنگ، معمÙ‘ای پیچیده‌ای هم برای برندگان و هم برای بازندگان بود و این به آن دلیل است که مورÙ‘خان از ببرهای باغ وحش دنیای سیاست بی‌خبرند. منظور از آن ببرها، روتچیلدها هستند که همانند خرگوش اقدام به حفر تونل در جاهایی کردند که قدرت ناپلئون بر آن استوار بود و بسیاری از آنان متوجÙ‘ه مطالبی که ناپلئون گفت و از آن در تبعیدگاهش شکایت کرد، نشدند. در کتاب ژنرال گورگود، «سخنان ناپلئون در هلنا»، شگفتی‌های ناپلئون که شاید اینگونه به نظر آید که از وهم و خیال سرچشمه گرفته، می‌خوانیم. او می‌گوید:
سولت، فرمانده دوم در واترلو آن گونه که باید به من کمک نکرد. معاونان او با وجود همه دستورهای من، سازماندهی نشده بودند. آن کار بسیار آسان بود. چرا او این نظام را در طیÙ‘ جنگ در «جیماپ» حفظ نکرد؟
حقیقت این بود که سولت، یهودی بود و بیشتر تمایل داشت دستورهای روتچیلدها را اجرا کند تا اوامر ناپلئون را.
با اینکه ناپلئون لطف زیادی به سولت کرده بود و او را مارشال و دوگ دالماتیا نموده و میلیون‌ها به او پول داده بودØ› امÙ‘ا سولت به ولی نعمت خود خیانت کردØ› زیرا یهودی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که ناپلئون بیش از حد مسیحی شده و به همین دلیل باید او را از سر راه بر می‌داشتند.

ناتان، روتچیلد دوم در واترلو (1815 م.)
ناتان، نقشی افسانه‌ای در کودتای واترلو داشتØ› او مبادلات مالی خود را ترک کرده و به ارتش بریتانیا در «بلژیک» پیوست. اگر مارشال گروچی بیست و چهار ساعت را از دست نمی‌داد، پیروزی متÙ‘حدان تبدیل به یک فاجعه می‌شد. او بدون دلیل به هم‌رزمان خود کمک نکردØ› زیرا سفر آنها بسیار راحت بودØ› گویی که آنها به گردش می‌رفتند. گروچی بارش باران را علÙ‘ت تØ£خیر پیچیده و معنادار خود دانستØ› هر چند که او صدای شلیک تفنگ‌ها را شنیده بود. حال این تØ£خیر چه علÙ‘تی داشته است؟ آیا روتچیلدها به او رشوه داده بودند تا خود را با تØ£خیر به آنجا برساند یا منشی یهودی آن‌گونه که دشمنانش می‌گویند، او را فریب داده بود؟
روتچیلدها همه اشخاص ذی نفوذ ارتش فرانسه را به فساد کشاندند و آنها شمار بسیار زیادی جاسوس یهود به بلژیک اعزام کردند و تمامی طرح‌ها و نقشه‌های ناپلئون را برملا ساختندØ› دقیقاÙ‹ مانند اتÙ‘فاقی که در زمان جنگ جهانی روی داد و جاسوس‌های یهودی در تمام مناطق مسیحی‌نشین، جاسوسی می‌کردند و تمام تلاش خود را برای تشویق و تحریک دو اردوگاه در حال جنگ با هم برای نابودی طرف مقابل به کار گرفتند.
روتچیلدها در سال 1823 م. بود که توانستند قدرت بی‌چون و چرای اقتصاد اروپا شوند.

ناتان، بورس لندن را چپاول می‌کند
ناتان که در بحبوحه جنگ بود، پس از شکست فرانسه از انگلستان در جنگ واترلو، بدون اینکه حتÙ‘ی یک ثانیه زمان تلف کند، سوار بر اسب به سوی «بروکسل» رفت به «اوبهاولستیند» رسیدØ› امÙ‘ا در آن زمان دریا شدیداÙ‹ طوفانی شده بود و هیچ یک از ماهیگیران حاضر نشدند با قایق او را به انگلستان ببرند. این در حالی بود که او رشوه و پول زیادی به آنان داده بود. ناتان در آنجا یک ملوان را قانع کرد که با دریافت دو هزار فرانک جان خود را به خطر بیندازد و دست به این ماجراجویی بزند ودر آن شرایط سخت که احتمال غرق شدن آنها در دریا می‌رفت، او را به انگلستان برساند.
این گونه بود که پسر امشیل شرور، خود را به لندن رساند و صبح روز بعد، بانکداران، او را مشاهده کردند که بر یکی از ستون‌های بورس لندن، رنگ پریده، نگران و پریشان تکیه داده بودØ› گویی که او ناگهان خبر یک فاجعه را شنیده است. در این زمان، فعÙ‘الان بازار بورس شروع به سؤال پرسیدن از او کردندØ› زیرا او تازه از اروپا بازگشته بود. ناتان تظاهر می‌کرد که منظور از سخنان آنان را نمی‌فهمد و او همچنان ساکت و گرفته بود. در این زمان، مزدوران او در بازار بورس شایعه ‌انداختند انگلستان در جنگ حیاتی و بسیار مهم واترلو شکست خورده است. حال باید تصوÙ‘ر کرد که این امر چه تØ£ثیری در ارزش سهام‌ها و اسناد داشت؟ ناتان با عرضه همه سهام‌ها و سندهای خود برای فروش، این وحشت را دو چندان کرد. این در حالی بود که قیمت‌ها معقول و مناسب بود. سرمایه داران دیگر با مشاهده این امر و از ترس سقوط ارزش سهام ها، سهام‌های خود را با قیمت ناچیزی به فروش گذاشتند و البتÙ‘ه مزدوران ناتان شروع به خریدرای آن نمودند.
مزدوران او، همه سهام‌هایی را که او با قیمت ناچیزی فروخته بود، خریداری کرده و به او باز گرداندند. این خود یک چپاول و غارت بزرگ بود که انگلیسی‌ها دچار آن شدند.
اندکی بعد، اخبار درست به لندن رسید و مردم متوجÙ‘ه شدند که انگلستان پیروز این جنگ بوده و در نتیجه قیمت‌ها به گونه بی‌سابقه‌ای افزایش چشم‌گیری یافت. بسیاری از سرمایه‌داران، ورشکست شده و برخی حتÙ‘ی دچار سکته شدند و این گونه، ناتان در مدÙ‘ت زمان بسیار کوتاهی پنج میلیون پوند سود کرد. آن هم تنها در طیÙ‘ یک روز. مردم انگلستان در حالی که غرق در شادی به دلیل شکست ناپلئون بودند، چندان متوجÙ‘ه این تقلÙ‘ب آشکار نشدند و البتÙ‘ه علÙ‘ت اصلی این شکست، حیله و نیرنگ ناتان بود که به وسیله ایادی خود در ارتش فرانسه آن را عملی کرد و در پایان، ناپلئون متحمÙ‘ل شکست سختی شد.
این امر باعث شد که خاندان روتچیلد، تبدیل به فرمانروایان مطلق اقتصاد انگلستان شوند و بر انگلستان برای تØ£سیس بانک مرکزی که روتچیلد رئیس آن باشد، فشار وارد سازند.
مدÙ‘تی پس از آن ناتان روتچیلد، سخن مشهورش را گفت:
برای من مهم نیست کدام عروسک بر تخت انگلستان بنشیند و امپراتوری بریتانیا را اداره کندØ› امپراتوری‌ای که خورشید در سرزمین آن غروب نمی‌کند. کسی که اقتصاد و بازار مالی را در دست داشته باشد، در حقیقت او فرمانروای امپراتوری انگلستان است. اکنون من بازار مالی و اقتصاد انگلستان را در دست دارم.
ناتان در اواخر عمر خود بسیار قدرتمند شده بود و کار به جایی رسیده بود که حتÙ‘ی شاهزاده‌ها را نیز در مقابل خود بسیار کوچک می‌دید.
یکی از شاهزاده‌های اروپایی به دفتر ناتان روتچیلد رفت. او وارد دفتر شدØ› امÙ‘ا ناتان که مشغول خواندن یک سری برگه بود، سرش را بالا نیاورد و هنگامی که متوجÙ‘ه مهمانش شد، به او گفت:
یک صندلی بیرون بکشد و بنشیند و آن شاهزاده با خشم گفت:
من شاهزاده ولانیم تورن و تاکسیس هفتم، چگونه از من می‌خواهی یک صندلی بیرون بکشم و بنشینم؟ ناتان در پاسخ گفت:
حال که این گونه است، دو صندلی بیرون بکش و بنشین.
وی به این اصل اعتقاد داشت که:  برای تسلÙ‘ط داشتن بر کشوری، لازم نیست پادشاه آن کشور شد و بر تخت شاهی نشستØ› بلکه باید بر خود پادشاه تسلÙ‘ط داشت و در آن حال همه چیز در اختیار تو خواهد بود.

خاندان روتچیلد Ù€ یکی از عوامل توطئه جهانی
بسیاری از ما ممکن است اعتقاد به نظریÙ‘ه توطئه نداشته باشیم و آن را نوعی توهÙ‘م بدانیم که برخی از شرقی‌ها به دلیل شکست‌ها و ناکامی‌های پیاپیشان آن را به وجود آورده باشندØ› امÙ‘ا حقیقت این است که این خاندان در توطئه‌های زیادی در همه جای جهان نقش داشته و پیوسته تلاش کرده‌اند که نفوذ امپراتوری خود را در جهان از طرق مختلف افزایش دهند و به همین دلیل این خاندان در مواردی وارد عرصه سیاست شده و سیاست‌مداران با نفوذ را مطیع و فرمانبر خویش ساخته‌اند.
از جمله توطئه‌های آنان، مشارکت در جنگ‌های جهانی و جنگ‌های منطقه‌ای و از جمله جنگ انگلستان با فرانسه، آشوب‌های داخلی اروپا و آمریکا، مسئله فلسطین، انقلاب‌های به ظاهر مردمی در کشورهای مختلف مانند «روسیه»، فرانسه و..، کمک‌های مالی و تسلیحاتی به طرفین درگیر و کارخانه‌های اسلحه سازی آنان است.
روتچیلدها یک اصل کلÙ‘ی داشته که لرد روتچیلد و برادرانش بر اساس آن فعÙ‘الیت می‌کردند. آن اصل این بوده که باید آتش جنگ‌ها را برافروزیم و میلیون‌ها سود ببریم. جنگ‌ها برای روتچیلد‌ها در حقیقت یک نوع سرمایه‌گذاری به شمار می‌آمد. آنها از طریق تجارت اسلحه، وام ‌دادن به کشورها هنگام جنگ، بازسازی، عمران، آبادانی، راه آهن، طرح‌های کشاورزی و صنعتی و... سود سرشاری می‌بردند و به همین دلیل بود که روتچیلدها صد میلیون پوند به جنگ‌های ناپلئون اختصاص دادند و شاخه انگلیسی روتچیلدها نیز به دولت انگلستان حدود شانزده میلیون پوند استرلینگ برای این جنگ اختصاص داد (ناگفته نماند که این سناریو در جنگ جهانی دوم نیز تکرار شد). این مؤسÙ‘سات همچنین منابع مالی در اختیار دیزرائیل، رئیس دولت برای خریداری سهام‌های «کانال سوئز» از دولت «مصر» در سال 1875 م. گذاشتند و در عین حال، نمایندگان خود را به کشورهای شرقی مانند مصر، «تونس» و «ترکیه» می‌فرستادند تا آنها را تشویق به وام گرفتن برای طرح‌های مختلف کنندØ› طرح‌هایی که در درجه اوÙ‘ل به نفع سرمایه‌گذاری‌ها، طرح‌ها و تجارت خودشان بود. آنان برای حمایت از سرمایه‌گذاری‌هایشان به صورت فعÙ‘ال وارد عرصه سیاست در تمامی کشورهای حوزه فعÙ‘الیت خود شده و القاب و عناوین بزرگی مانند بارون، لرد و... به دست آوردند.
این خانواده همچنین، شبکه مناسبات قدرتمندی با پادشاهان و رؤسای دولت‌ها و حکومت‌ها داشته‌اند. به عنوان مثال آنان روابط مستحکم و نزدیکی با خاندان پادشاهی انگلستان و نخست وزیران و رؤسای جمهوری مانند دیزرائیلی و لوید جرج و همچنین با پادشاهان فرانسه، چه پادشاهان «بوربون» یا پادشاهان پس از انقلاب فرانسه داشته‌اند و حتÙ‘ی برخی از آنان عضو مجلس نمایندگان فرانسه و دیگر کشورها بوده‌اند.
خاندان روتچیلد یکی از ثروتمندترین خانواده‌ها در جهان است. روتچیلد در حال حاضر مالک بیشتر بانک‌های بین المللی و شرکت‌های اقتصادی بسیار بزرگ، شرکت‌های نفتی، معادن، شرکت‌های ساخت اسلحه و بسیاری دیگر از شرکت‌ها در نقاط مختلف جهان است. این شرکت هزینه بسیاری از جنگ‌ها را پرداخته و به طرفین جنگ در جنگ‌های بسیاری کمک‌های مالی کرده است و به همین دلیل، خاندان روتچیلد تØ£ثیر بسیار زیادی در سرنوشت جنگ‌ها و پیروزی طرف‌هایی که از آن حمایت می‌کرده، داشته است.

 

روتچیلدها و فلسطین
خاندان روتچیلد در ابتدا با طرح مسئله وطن قومی برای یهودیان توسط هرتزل موافق نبودندØ› امÙ‘ا دو اتÙ‘فاق باعث تغییر نگرش روتچیلدها در این خصوص شد.
1. مهاجرت گروه‌های زیادی از یهودیان به غرب اروپا. این گروه‌های یهودی با آمیختن با جوامع جدید مخالفت می‌کردند و در نتیجه مشکلات زیادی به این دلیل در جامعه و برای یهودیان پیش آمد و به همین دلیل، ناگزیر باید یک راه حل برای بیرون راندن این گروه‌ها از مناطق تحت سلطه منافع سرمایه‌گذاری خاندان روتچیلد پیدا می‌شدØ›
2. انتشار گزارش نهایی کنفرانس کشورهای بزرگ استعمارگر در سال 1907 م. معروف به گزارش بازمان، نخست وزیر وقت انگلستان که به موجب آن، منطقه شمال «آفریقا» و شرق «دریای مدیترانه» وارث احتمالی تمدÙ‘ن جدید (تمدÙ‘ن مرد سفید) استØ› امÙ‘ا این منطقه دشمنی با تمدÙ‘ن غربی دارد و به همین دلیل باید اقدامات زیر را انجام داد:
1. تقسیم آنØ› 2. عدم انتقال فناوری‌های جدید و مدرن به آنØ› 3. ایجاد دشمنی میان گروه‌های مختلف ساکن آنجاØ› 4. ایجاد یک جسم غریب و بیگانه در آن، که شرق دریای مدیترانه را از شمال آفریقا جدا کند.
از بند اخیر فواید زیاد ظهور دولت و حکومت یهودی در فلسطین آشکار می‌شود و البتÙ‘ه مبلÙ‘غان صهیونیسم از این مسئله به خوبی استفاده کردند و بر این اساس، خاندان روتچیلد این مسئله را پذیرفته و آن را بهترین راه حل برای مشکلات یهودیان اروپا دانستند.
لئونل (یئونل) روتچیلد (1868 Ù€ 1937 م.)، مسئول شعبه «مؤسÙ‘سات روتچیلد» در انگلستان و رهبر یهودیان این کشور در آن زمان بود.
حاییم وایزمن که بعدها نخستین رئیس جمهور اسرائیل شد و ناحوم موکولوف خود را به یسئونل روتچیلد نزدیک کرده و موفÙ‘ق شدند او را قانع نمایند که در دولت انگلستان تلاش کند تا آنان به یهودیان برای ساخت یک وطن قومی در فلسطین کمک کنند و به دلیل کشمکش در این کار، او به عنوان رئیس افتخاری اتÙ‘حادیه صهیونیستی در انگلستان و «ایرلند» برگزیده شد.
لئونل در این کار تردیدی از خود نشان ندادØ› بلکه تلاش‌های زیادی انجام داد تا اینکه بیانیÙ‘ه معروف «بالفور» صادر شد.
او طیÙ‘ جنگ جهانی اوÙ‘ل یک سپاه یهودی داخل ارتش بریتانیا، تشکیل داد و مسئولیÙ‘ت دعوت به این سپاه را پذیرفت و برای آن داوطلب گرد آورد.
جیمز آرماند روتچیلد (1878 Ù€ 1957 م.) ریاست هیئت شهرک‌نشین و ساکن کردن یهودیان در فلسطین را عهده‌دار بود و منابع مالی برای ساخت شهرک‌ها و طرح‌هایی برای استقرار یهودیان در آنجا را تØ£مین می‌کرد. یکی از مهم‌ترین طرح‌های آنان که هنوز هم پا برجاست، ساختمان «کنست» اسرائیل در شهر قدس است.
ادموند. د ی روتچیلد که یکی از پنج پسر جیمز مایر دی روتچیلد (1792 Ù€ 1868 م.) بود، مؤسÙ‘س و رهبر شاخه این خاندان در فرانسه به شمار می‌آید. اهمÙ‘یت این شخص به دلیل مشارکت فعÙ‘ال و اثرگذاری او در طرح‌های شهرک‌سازی یهودی در فلسطین در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی است.
برخی از مورÙ‘خان بارون ادموند جیمز دی روتچیلد را پدر ساکنان یهودی در فلسطین در روزهایی می‌دانند که به مهاجرت نخست معروف بود. توجÙ‘ه ادموند جیمز روتچیلد به مسئله یهودیان یدیشی و سکونت دادن یهودیان در فلسطین در دهه هشتاد قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. در این دوران، شمار زیادی از یهودیان شرق اروپا به غرب این قارÙ‘ه و همچنین ایالات متÙ‘حده آمریکا و دیگر مناطق مهاجرت کردند.
و این مسئله در پی ایجاد خلل مکر مدرنیته شرق اروپا و سپس توقیف آن روی داد. روتچیلد و برخی از یهودیان ثروتمند دیگر در اروپا، در مورد طرح‌های صهیونیستی ابراز نگرانی کردندØ› زیرا آنان بیم آن داشتند که سرازیر شدن این شمار بسیار زیاد از یهودیان شرق اروپا که دارای فرهنگ یدیشی شرق اروپایی و خاص‌ها (از نظر روتچیلدها فرهنگ عقب مانده) بودند و خود را ملزم به انجام آداب و مراسم محافظه‌کارانه و دارای رنگ و بوی یهودیÙ‘ت می‌دانستند، تØ£ثیر منفی بر غرب و مرکز اروپا بگذارد.
بنابراین، رسیدن این گروه از یهودیان یدیشی، در حقیقت تهدیدی برای جایگاه اجتماعی و پایگاه طبقاتی آنان داشت و به همین دلیل آنان در پی اجرای طرحی بودند که به آن اسکان صهیونیست‌ها می‌گویندØ› یعنی تلاش یهودیان جهان غرب برای اسکان دیگر یهودیان (یهودیان شرق اروپا) در فلسطین. خود روتچیلد طیÙ‘ یک مصاحبه هوشمندانه، این تفاوت را بیان کرده است و آن زمانی بود که از او سؤال شد اگر دولت صهیونیستی تØ£سیس شود، می‌خواهد در آن دولت عهده‌دار چه پستی باشد؟ او گفت: البتÙ‘ه سفیر آن دولت در پاریس.
روتچیلد در ابتدا، مؤیÙ‘د صهیونیسم سیاسی هرتزل نبود و نخستین دیدار میان این دو در سال 1896 م. در پاریس، بسیار سرد توصیف شده و او می‌گفت: هرتزل جز یک دشنورا، یعنی یک گدا نیست که همانند هزاران گدای دیگر شرق اروپایی که به مرکز و غرب اروپا می‌آمدند، مشغول گدایی است.
علاوه بر این روتچیلد بر این عقیده بود که طرح صهیونیستی به طور کامل یک طرح غیر عملی و محکوم به شکست است و فلسطین توانایی گنجایش مهاجرت عظیم گروهی را ندارد. او عقیده داشت سلطان عثمانی با وجود نیاز به پول، فلسطین را به صهیونیست‌ها نمی‌دهد تا در آن وطنی تØ£سیس کنندØ› بلکه او تنها به دادن برخی وعده‌های مبهم که هیچ ارزشی ندارد، اکتفا می‌کند. او همچنین بیم آن را داشت که برپایی یک دولت یهودی باعث برانگیخته شدن احساسات ضدÙ‘ یهودی شود و مردم خواهان طرد و بیرون راندن یهودیان از کشورهایی شوند که در آن زندگی می‌کنند. به همین دلیل، روتچیلد ترجیح می‌داد کار اسکان یهودیان در فلسطین بسیار آرام، کُند و تدریجی انجام شودØ› امÙ‘ا با گسترش یافتن شهرک‌نشینی و اسکان یهودیان که تحت نظر او انجام می‌شد و با موفÙ‘قیت طرح‌های مختلفی که او در فلسطین بنیان‌گذاری کرده بود، همراه بود. روابط او با سازمان صهیونیسم جهانی مستحکم‌تر از پیش شد و به ویژه این رابطه پس از جنگ جهانی اوÙ‘ل نزدیک‌تر شد و او از نفوذ خود برای کسب موافقت فرانسه با بیانیÙ‘ه بالفور و قرار دادن فلسطین به عنوان یکی از تحت الحمایه‌های بریتانیا، استفاده کرد.
سکونت دادن یهودیان در فلسطین، دارای ابعاد سیاسی خاصÙ‘ی بود. روتچیلد پیوسته با منافع سرمایه‌داری امپریالیسم فرانسوی در ارتباط بود و آن نیز می‌خواست نفوذ خود را در شرق گسترش دهد و با شوق و اشتیاق فراوان، به میراثی می‌اندیشید که مرد بیمار اروپا (امپراتوری عثمانی) به زودی بر جای می‌گذاشت. نتیجه اینکه طرح صهیونیستی در پایان، بخشی از طرح و برنامه‌ریزی امپریالیستی برای تجزیه و تقسیم امپراتوری عثمانی بود.
روتچیلد توجÙ‘ه خود را معطوف به اسکان یهودیان در فلسطین کرد و آن زمانی بود که جنبش دوستداران صهیون که در آن زمان کارهای سکونت دادن یهودیان را عهده‌دار بودند، به او روی آوردند. علاوه بر این، رهبران شهرک‌نشین (ریشون لتسیون) که از یک بحران مالی سخت رنج می‌بردند، رو به او آورده و از او خواستند برای فعÙ‘الیت‌هایشان در فلسطین به آنان کمک مالی کند و البتÙ‘ه ناگفته پیداست که شهرک‌های صهیونیست‌نشین اوÙ‘لیه که در فلسطین ساخته می‌شد، بدون کمک‌های روتچیلد نمی‌توانستند دوام بیاورند.
روتچیلد در طیÙ‘ سال‌های 1883 تا 1899 م. حدود یک میلیون و ششصد هزار پوند استرلینگ به شهرک‌نشینیان داد و این در حالی بود که جنبش دوستداران صهیون تنها هشتاد و هفت هزار پوند استرلینگ کمک کرده بودند.
روتچیلد اواخر سال 1883 م. زمینی در فلسطین برای ساخت یک شهرک کشاورزی نمونه برای خود خریداری کرد و نام مادرش را بر آن گذاشت.
او همچنین چندین کارگاه صنعتی برای شهرک‌نشینان ایجاد کرد که کارگاه شیشه‌سازی، کارگاه استحصال روغن زیتون و چندین آسیاب‌خانه از جمله آنها بود.
وی در تØ£سیس «هیئت برق فلسطین» در سال 1921 م. نقش داشتØ› امÙ‘ا مهم‌ترین و گسترده‌ترین صنعتی که او در راه‌اندازی‌اش نقش داشت، صنعت شراب‌سازی بود که روتچیلد تلاش می‌کرد آن را با صنعت شراب تحت مالکیÙ‘ت روتچیلدها در فرانسه مرتبط سازد.
میزان توجÙ‘ه روتچیلد و حمایت‌های او از شهرک‌های صهیونیست‌نشین به حدÙ‘ی رسید که به او لقب پدر الشیوف یعنی پدر شهرک‌های صهیونیستی داده شد. هنگامی که شهرک‌نشینان صهیونیست دچار اختلاف نظر شدند، لیوبنسکر یکی از رهبران و اندیشمندان جنبش دوستداران صهیون به آنان هشدار داد و با اشاره به خاندان روتچیلدگفت:
کلیدهای شهرک‌های صهیونیستی در پاریس است.
روتچیلد اداره طرح‌هایش را در فلسطین در سال 1899 م.
به انجمن شهرک‌نشینان یهودی واگذار کرد و مبلغی حدود چهار میلیون فرانک به آن داد تا خود بتواند خویش را تغذیه مالی کند. در سال 1924 م. «انجمن شهرک‌سازی صهیونیستی» را در فلسطین که ریاست آن را پسرش جیمز آرماند (1878 Ù€ 1957 م.) بر عهده داشت، تØ£سیس کرد. روتچیلد از طریق این هیئت، بیش از سی شهرک صهیونیست‌نشین در تمام نقاط فلسطین ایجاد کرد و حجم بخشش‌های او به این طرح‌ها پس از سال 1900 م. به حدود هفت میلیون فرانک طلا رسید.
روتچیلد در کنار پیشبرد طرح‌های اقتصادی، وارد عرصه آموزش و پرورش نیز شد و در سال 1923 م. کمک مالی زیادی به مدارس موجود در شهرک صهیونیستی که با بحران مالی روبه‌رو بود، نمود. او همچنین هزینه‌های لازم برای طرح حاییم وایزمن را تØ£مین کرد تا وی بتواند نخستین دانشگاه عبری در قدس را بنیان‌گذاری کند.
در سال 1929 م. روتچیلد به عنوان رئیس افتخاری «آژانس یهود» که صد سال قبل تØ£سیس شده بود، برگزیده شد. بی‌گمان حمایت‌های روتچیلد و دیگر ثروتمندان یهود از جنبش صهیونیسم، صرف‌نظر از نیÙ‘ت‌ها یا منافع شخصی، یک مسئله بسیار مهم بودØ› زیرا اگر این حمایت‌ها نبود، این جنبش پا نمی‌گرفت و به هیچ وجه نمی‌توانست در فلسطین ریشه بدواند.
حمایت و تØ£یید روتچیلد از طرح صهیونیستی، بیانگر هویÙ‘ت یهودی او یا اصل و ریشه یهودیانش نبودØ› بلکه اینها نشان دهنده وابستگی کامل او به تمدÙ‘ن غربی و تشکیلات استعمارگری غربی بود. علاوه بر این صهیونیست بودن او نیز بیانگر وابستگی‌های غربی او و آمیختن در تمدÙ‘ن غربی بود. بنابراین طرح‌های صهیونیستی به هیچ عنوان چالشی برای طرح‌های استعمارگری غربی به شمار نمی‌آمدØ› زیرا طرح‌های صهیونیستی در حقیقت جزئی از یک کل استØ› یعنی جزئی از همان استعمارگری و ملاحظه می‌شود که روتچیلد در ابتدا با طرح‌های صهیونیستی مخالفت می‌کردØ› امÙ‘ا بعدها جزو حامیان آن درآمد. حقیقت این است که مخالفت او با این طرح‌ها و در نهایت حمایت او از آن، نشئت گرفته از وابستگی‌های او به ساختار تمدÙ‘ن غربی و تلاش برای خدمت به منافع غرب است.
روتچیلد اقدام به حمایت از طرح‌های صهیونیستی کردØ› امÙ‘ا حمایت او به معنای تØ£کید بر استقلال این طرح نبودØ› زیرا کلیدهای آن همچنان در پاریس و لندن باقی ماند. متوجÙ‘ه می‌شویم که با آغاز این طرح، روز به روز بر وابستگی آن بر غرب و سپس انتقال کلیدهای آن به «واشینگتن» آشکار است.
صهیونیست‌های غرب، یهودیانی هستند که بخشش‌ها و کمک‌ها را از سایر هم‌کیشانش جمع‌آوری می‌کنند و آن را برای یهودیان دیگر در سرزمین موعود می‌فرستند. عموماÙ‹ در این سیکل، یهودی کمک کننده و یهودی فعÙ‘ال در زمینه جمع‌آوری کمک‌ها در جهان غربندØ› امÙ‘ا یهودیانی که به آنها کمک می‌شود، یهودیان یدیشی هستند و از دیرباز تاکنون این روش در جهان یهودی حاکم بود و یهودیان شوروی به اسرائیل مهاجرت می‌کردندØ› امÙ‘ا یهودیان جهان غرب تنها برای آنها سوت و کف می‌زنند و از آنها حمایت‌های مالی و سیاسی می‌کنند و خانه‌های آنان را مجهÙ‘ز به کولر و سیستم‌های تهویه مطبوع می‌نمایند.

بیانیه بالفور و روتچیلدها
آرتور جیمز بالفور، وزیر امور خارجه انگلستان نامه‌ای به لرد روتچیلد نوشت و از او خواست که با استفاده از نفوذش، آمریکا را نیز وارد جنگ آن زمان انگلستان کند و این نامه بعدها به اعلامیه بالفور معروف شد. متن این اعلامیÙ‘ه به شرح زیر بود:
وزارت امور خارجه
دوم تشرین الثانی سال 1917 م.
لرد روتچیلد عزیز
بسیار مایه خوشحالی است که به نیابت از حکومت اعلی حضرت، مطلب زیر که تØ£مین کننده آرزو‌های یهودیان و صهیونیست‌هاست و به وزارت امور خارجه پیشنهاد و آن وزارتخانه با آن موافقت کرده است، به اطÙ‘لاع جناب‌عالی برسانم.
حکومت اعلی حضرت به موضوع تØ£سیس محلÙ‘ی برای ملÙ‘ت یهود در فلسطین به دیده موافق می‌نگرد و نهایت سعی خود را برای تحقÙ‘ق این وضعیÙ‘ت به کار می‌گیرد، مشروط بر اینکه هیچ گونه اقدامی که ناقض حقوق مادÙ‘ی، معنوی و دینی پیروان دیگر ادیان غیریهودی در فلسطین و حقوق و وضعیÙ‘ت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر باشد، صورت نگیرد.
بسیار مایه خرسندی است اگر اتÙ‘حادیه هیئت‌های صهیونیستی را در جریان این مطلب قرار دهید.
ارادتمند شما
آرتور بالفور
این متن، نامه شومی بود که آرتور بالفور، وزیر امور خارجه بریتانیا در تاریخ دوم ماه نوامبر 1917 م. به لرد روتچیلد، آن اختاپوس یهودی فرستاد و او هم در مقابل، مشهورترین رشوه را در تاریخ به خاندان پادشاهی و دولت فرصت طلب داد و بعدها به اعلامیه بالفور معروف شد و جنبش صهیونیسم جهانی، آن را به عنوان یک مستند قانونی، دست مایه اقدامات بعید خود قرار داد.

بارون ادموند دی روتچیلد، شیطان شهرک نشینی یهودی
صهیونیست‌ها به دلیل این خدمت بزرگ بارون دی روتچیلد و سکونت دادن یهودیان در فلسطین و در نهایت تØ£سیس دولت اسرائیل، عکس وی را بر اسکناس پانصد شیکلی رژیم صهیونیستی چاپ کرده‌اند و البتÙ‘ه چاپ عکس شخصی بر اسکناس‌های یک کشور، خود دلیل روشنی است که آن شخص حتماÙ‹ خدمات شایان و قابل توجÙ‘هی به آنان نموده است.
علاوه بر این، عکس برخی از اعضای این خاندان در داخل کنیسه رژیم صهیونیستی نصب شده و این خود دلیل دیگری مبنی بر خدمات ارزنده خاندان روتچیلد به صهیونیست‌ها است.

خاندان روتچیلد و تلاش برای نزدیک کردن مسیحیان به یهودیان
خاندان روتچیلد خدمات مالی زیادی به واتیکان و پاپ کرده‌اند. با این کار، راه را برای صدور بیانیه بی‌گناهی یهودیان از خون مسیح از سوی واتیکان را هموار کردند. به این ترتیب همه نوع لعن و نفرین در دعاهای کلیساهای کاتولیک در لبان ضدÙ‘ یهودیان پایان یافت و شاید این مهم‌ترین خدمت روتچیلدها به یهودیان باشد. این امر باعث شد که راه برای هم پیمانی مسیحیÙ‘ت و صهیونیسم در دوران معاصر و ظهور پدیده‌ای به نام مسیحیÙ‘ت صهیونیستی هموار شود و آنان را موفÙ‘ق ساخت، بتوانند بار دیگر اراضی کشورهای اسلامی و عربی را از افغانستان گرفته تا عراق به اشغال خود در آورند.
اهمÙ‘یت این خانواده بدین جهت است که بازوی قدرت نورانی‌ها برای حکومت بر جهان و جنگ‌افروزی‌ها، توطئه‌ها و کودتاها در تمام کشورهای جهان به شمار می‌آید.

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.