✍️ نویسنده: islammovie1
🏷️ دسته: 65
📊 بازدید: 1,369

خبرگزاری فارس: در اوایل پیروری انقلاب اسلامی با یک روزنامه‌نگار کویتی برای گفت‌وگو نزد علامه طباطبایی (ره) رفتیم. مصاحبه روند عادی خود را طی می‌کرد تا اینکه به مسØ£له امامت و صلح امام مجتبی (ع) رسید ...

مشروح در ادامه مطلب

 


 

 

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارسØŒ برقراری صلح بین امام حسن (ع) و معاویهØŒ از جمله پرسش‌های مستمر تاریخ است که دشمنان و بدخواهان تشیع از آن به عنوان سازش امامت برابر خلیفه برحق یاد می‌کنند و متØ£سفانه پاسخ‌های مناسب و درست در این باره انتشار کلی نیافته است. به مناسبت قرار گرفتن در سال‌روز انعقاد این صلح‌نامهØŒ گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام محمدحسین قرنیØŒ کارشناس ارشد مذهبی و سیره‌شناس انجام دادیم و در آن به مسایلی مانند چرایی انجام این صلح و جایگاه امام در چگونگی امامت الهی خویش پرداختیم. آنچه در پی می‌آیدØŒ حاصل این گفت‌وگوست.

* امامت را باید بر مبنای قرآنØŒ برهان و عرفان تبیین کرد

حجت‌الاسلام قرنی در آغاز سخنان خود می‌گوید: از جمله مطالبی که درباره ائمه معصومین (ع) باید به طور عام مدنظر ما باشدØŒ نگاهمان به آن ذوات مقدسه است. باید امامت این ذوات و چهره امامت حضرات را بر مبنای برهان و قرآن و عرفان تبیین کنیم. وقتی که اِسناد دروغ در قالب یک سخن به امام معصومØŒ روزه را باطل می‌کندØŒ تصویر بدون مبنا هم به طریق اولی می‌تواند حرام باشد و روزه را باطل کند.
وی می‌افزاید: در برخی تعبیرهای مرحوم آیت‌الله مطهری در کتاب «حماسه حسینی» می‌بینیم که ایشان در واکنش به تعدادی از چهره‌هایی که از امام حسین (ع) در ذکر مراثی تصویرسازی می‌شودØŒ سوگند می‌خورد کهØ› «والله اگر کسی با زبان روزه این حرف‌ها را بزندØŒ روزه‌اش باطل می‌شود.» تحلیل زندگی هر یک از ائمه معصومین (ع) باید بر اساس مبنا و سند عقلی و نقلی و ذوقی باشد.
این محقق دینی در ادامه اظهار می‌کند: متØ£سفانه در برخی از رسانه‌هاØŒ تعدادی تازه از راه‌رسیده که برخی از آن‌ها چندان تجربه کاری و تحلیل علمی شکل گرفته‌ای هم ندارندØŒ زندگی امامان و امامت این عزیزان را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهند در حالی‌که تحلیل زندگی یک امام باید دارای مبنای خاص خودش باشد. به هرحال در تصویری که از سیمای این معصوم در این تحلیل ارائه می‌شودØŒ باید ابعاد کلامی لحاظ و مسØ£له امام و مقامات امامتØŒ ابعاد مختلف علم امام و عصمت امام باید مطرح شود.
قرنی با بیان اینکه صحبت کردن درباره امام معصوم یا پیامبر (ص) باید با یک کادر و چارچوب مشخص هم‌راه باشدØŒ می‌گوید: بسیار مشاهده می‌شود که برخی به بیان مطالبی به نام «زبان‌حال» به خصوص در ذکر مراثی می‌پردازند. «زبان‌حال» امام حسین (ع) توصیف‌هایی است که وجهی ندارد و اگر به ریشه این مطالب بپردازیمØŒ می‌بینیم که «زبان‌حال»‌هاØŒ بیش‌تر «زبان‌حال» خود ماست که به گردن امام حسین (ع) می‌اندازیم.
وی با تØ£کید بر اینکه درباره امام صحبت کردن مراقبت و مطالعات بسیار می‌خواهدØŒ اظهار می‌کند: رعایت نکردن این مهم سبب شد که شهید آیت‌الله مطهری نسبت به بیان سخن‌های ناروا و دور از منطق و برهان درباره امامان معصومØŒ ناراحتی خود را بیان کند.
این کارشناس مسایل دینی ادامه می‌دهد: این یک اصل کلی است که ما هنگام اظهارنظر درباره چهره‌نگاری یا تصویر‌سازی زندگی یک معصومØŒ باید با استناد به برهان عقلیØŒ مبانی کلامیØŒ مبانی نقلی و مبانی ذوقی و عرفانی سخن گوییم و در غیر این‌صورت نمی‌توانیم تحلیل قابل قبول خدا و ائمه معصومین را ارائه کند.

* صلح امام حسن (ع) بر اساس اقتضای شرایط خاص انجام شد

این محقق و پژوهش‌گر در ادامه به موضوع صلح امام حسن (ع) می‌پردازد و می‌گوید: متØ£سفانه امام حسن مجتبی (ع) در بین امامان Ù€ با عذرخواهی از ساحت مقدس آن حضرت Ù€ یک چهره متهم است! به این معنا که از خصوصیات آن حضرت در ذهن توده مردم می‌توان مواردی ذکر می‌شود که در رØ£س آن‌ها زیبایی چهره آن حضرت استØ› اما بدون درنگØŒ هنگام طرح مسØ£له زیبایی امام حسن (ع)ØŒ قضیه ازدواج‌های مکرر آن حضرت هم به میان می‌آید. این یک تهمت بزرگ است که نخست بنی‌امیه و پس از آن نیز بنی‌عباس برای بی‌اعتبار کردن قیام سادات حسنی تدارک دیدندØ› اما متØ£سفانه این ادعا درباره امام حسن (ع) همیشه مطرح بوده است.
وی می‌افزاید: گاهی حرف‌های چندش‌آوری درباره زندگی امام حسن (ع) به دروغ بیان می‌شود که زبان از گفتن آن‌ها شرم می‌کند. از جمله اینکه امام مجتبی (ع) مطلاق بوده است. این هم تهمت بزرگی است که به امام سوم شیعیان وارد می‌کنند.
قرنی در ادامه سخنان خود به جایگاه نامناسب طلاق در اسلام اشاره می‌کند و می‌گوید: روایتی از پیامبر (ص) نقل شده که مورد اتفاق شیعه و سنی است و هر فقیه و محدث شیعه و سنی در کتاب‌های روایی و فقهی تشیع و تسنن هرگاه درباره طلاق بحث کردهØŒ این روایت را نقل می‌کند. طبق این روایتØŒ پیامبر (ص) فرمودند: «منفورترین چیزی که خدا برای کسی که چاره اگر نداردØŒ تشریح کرده بحث طلاق است.» پس پیامبر (ص) از طلاق به نام منفورترین امور نزد خدا یاد می‌کند.
وی تØ£کید کرد: ما نمی‌توانیم به امام معصوم (ع) استناد دهیم که ایشان منفورترین امور نزد خدا را بسیار انجام دهد. این یک اتهام است و دادن لقب کثیرالاطلاق به امام حسن (ع) از بزرگ‌ترین دروغ‌های تاریخ استØ› چرا که نمی‌توانیم بپذیریم که امام مجتبی (ع) در هنگام امامتشØŒ منفورترین امور نزد خدا را بسیار انجام می‌داد.
این محقق کشورمان در ادامه با ابراز تØ£سف از دادن نسبت کثیرالطلاق به امام حسن (ع) می‌گوید: گاهی در اختلافات خانوادگی شنیده می‌شود که مردی خطاب به همسرش می‌گوید کهØ› «طلاقت می‌دهمØŒ مثل امام حسن (ع) که برخی همسرانش را طلاق داده است.» این افراد برای توجیه خود و عمل خود چهره نامناسبی را از امام حسن (ع) ارایه می‌دهند و به گسترش این دروغ و تهمت کمک می‌کنند.
وی تØ£کید می‌کند: باید این مباحث در گستره بیش‌تری رسانه‌ای شود تا اعاده حیثیتی از امام حسن مجتبی (ع) صورت بگیرد.

* خاطره‌ای از علامه طباطبایی (ره) در باره مظلومیت امام حسن (ع)

قرنی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه هر جا صحبت از امام مجتبی (ع) می‌شودØŒ مسØ£له صلح آن حضرت با معاویه هم مطرح می‌شودØŒ اظهار می‌کند: اگر نگوییم از اصلی‌ترین مسائلØŒ یکی از اصلی‌ترین مسائل زندگی امام حسن مجتبی (ع) مسØ£له صلح آن امام با معاویه است. این مهم نیازمند بررسی و تبیین فنی‌تر و دقیق‌تر است.
وی می‌افزاید: باید بدانیم و به یاد داشته باشیم که امامت یک عنوانی است که به اقتضای شرایط و زمینه‌های مختلف اقتصادیØŒ نظامیØŒ سیاسیØŒ فرهنگیØŒ اخلاقی بروزها و ظهورهای متفاوتی دارد. ممکن است که یک امام در طول زندگی‌ خود امامت‌های متفاوتی را بروز دهد و امام دیگرØŒ نوع دیگری از امامت را با توجه به شرایط زمان و مکان خود انتخاب کند.
قرنی در ادامه سخنان خود در تشریح چرایی و کیفیت صلح امام حسن (ع) به خاطره‌ای در اوایل انقلاب اسلامی ایران اشاره و اظهار می‌کند: در اوایل پیروزی انقلاب یکی از دوستان کویتی‌ام که مجله‌ای را در کویت منتشر می‌کردØŒ به ایران آمد. از من خواست که مقدمات مصاحبه‌ای فرهنگی با مرحوم علامه طباطبایی (ره) را برای او فراهم کنم. خدمت مرحوم علامه رفتیم و مصاحبه مفصلی در زمینه‌های مختلف فرهنگی با موضوعات مختلف حدیثØŒ کلامØŒ فقهØŒ اصولØŒ تاریخ و حکمت شکل گرفت و در آن نظریات تشیع در حوزه‌های مختلف بیان شد.
وی می‌افزاید: مصاحبه ادامه داشت تا اینکه به مسØ£له امامت و قضیه امامت امام مجتبی (ع) رسید. دوست کویتی من پرسیدØ› «شما درباره صلح امام مجتبی (ع) چه نظری دارید و آن را چگونه توجیه می‌کنیدØŸ» مرحوم علامه که در طول مصاحبه با اشتیاق و با سعه صدر به سؤالات پاسخ می‌دادØŒ با شنیدن این پرسش برافروخت و متشنج شد. چند دقیقه‌ای جرØ£ت حرف زدن نداشتیم. پس از دقایقی علامه فرمودند: «آقاØŒ آقاØŒ آقا! مثل اینکه امام حسن مجتبی (ع) در زندگی و در امامتش مرکتب خلافی شده و در طول تاریخ هر کسی به نوعی مسØ£له را توجیه کرده و حالا هم نوبت به من رسیده که من چگونه آن را توجیه کنم. این چه سؤالی است که مطرح می‌کنیدØŸ وای بر ما که امام مجتبی (ع) در بین شیعه یک چهره مظلوم و نعوذبالله گنه‌کار است که عملکردش احتیاج به توجیه دارد.»
قرنی در بیان ادامه این سخن خود می‌افزاید: همراه با دوست روزنامه‌نگار کویتی‌ام به علامه عرض کردیم که شما در این باره توضیح بفرمایید تا مقداری زنگارزدایی و غبارروبی شود. علامه فرمود: «مظلومیت امام حسن (ع) به این نیست که قبرش چراغ و گنبد و بارگاه ندارد. ما تا اسم مظلومیت امام مجتبی (ع) را می‌آوریمØŒ مسØ£له قبر و زائر و چراغ و فرش و گنبد را مطرح می‌کنیم.» این بیان علامه قابل تعمق است. قبول نمی‌کنم در بین شیعیان کسی باشد که بپذیرد مثلاÙ‹Ø› امام رضا (ع) به خاطر داشتن گنبد و مزار و فرش و چراغ امتیاز بیشتری از امام مجتبی (ع) دارد. کسی تصور این معنا را نمی‌کند. به هر حال علامه در ادامه سخنان خود فرمودند کهØ› «مظلومیت امام مجتبی (ع) به این است که آن حضرت بین ما شیعیان هم یک چهره متهم است.»

* در شرایط مختلف امام علی (ع) صبر و امام حسن (ع) صلح کرد

قرنی نوع شرح صلح امام حسن (ع) با معاویه از زبان علامه طباطبایی را این‌گونه توضیح می‌دهد: علامه به ما جوابی دادند که به نظر من به‌ترین جواب به پرسش مطرح شده است. مرحوم علامه فرمود: «امامت چه برای یک امام چه برای امامان متعددØŒ تحت تØ£ثیر شرایط خاصØŒ بروزهای به‌خصوص دارد. امیرالمؤمنین (ع) بعد از وفات پیامبر (ص) بر حسب آنچه در خطبه شقشقیه ‌فرمودندØŒ صبر کردن را به‌ترین کار در آن زمان دانستند. امام علی (ع) فرمود: «دیدم عاقلانه این است که صبر کنم» و صبر کرد. امیرالمؤمنین (ع) تحت شرایط خاص دید که باید صبر کند. باید دست تسلیم را بالا ببرد و باید از ادعایی که در مسØ£له امامت و خلافت متنی و عینی جامعه اسلامی داشتØŒ دست بکشد. خودش فرمود که باید عاقلانه صبر کنم و دست از ادعایم بردارم.»
وی در ادامه سخنان خود می‌افزاید: مرحوم علامه گفت: «امیرالمؤمنین (ع) تحت شرایطیØŒ دست تسلیمش را بالا برد و حتی از نظر کیفیتØŒ پشت سر خلفای اول و دوم نماز خواند. پس نه تنها دست از ادعا برداشتØ› بلکه صمیمانه یاری و کمک می‌کرد و در مقاطح مختلف خودش و نزدیک‌ترین یارانش حضور داشتند. سلمان زمان خلافت خلیفه دوم فرماندار مدائن شد. هنگامی‌که حکم فرمانداری را گرفتØŒ برای مشورت نزد امام علی (ع) رفت که امیرالمؤمنین (ع) ‌فرمود که باید برای فرمانداری به مدائن برود. از نظر کمیت هم در ‌25 سال این شرایط را پذیرفت و تحمل کرد.»
قرنی ادامه می‌دهد: علامه طباطبایی معتقد بود که هنگامی که امام حسن (ع) آتش‌بس با معاویه اعلام می‌کندØŒ ‌همان آتش‌بس را امام حسین (ع) هم امضا کرد. حتماÙ‹ به ذهن برخی می‌آید که امام حسین (ع) آن زمان امام نبود و مسئولیت به عهده امام مجتبی (ع) بودØ› اما بعد از امام حسن مجتبی (ع)ØŒ امام حسین (ع) حدود 10 سال از 11 سالی که امامت کردند را در زمان حکومت معاویه گذراند و به همان عهدی که برادرش امضا کرده بودندØŒ 10 سال در کنار برادرش و 10 سال هم پس از شهادت برادرش پایبند بود. به عبارت دیگر امام حسین (ع) عمل برادرش امام حسن (ع) را 20 سال و امیرالمؤمنین (ع) آن کار را 25 سال انجام دادندØ› اما کسی صحبت از صلح امیرالمؤمنین (ع) و صلح امام حسین (ع) نمی‌کند.

* نباید امام حسن (ع) را چهره‌ای سازش‌کار معرفی کرد

وی به بیان بیش‌تر دیدگاه‌ علامه طباطبایی درباره صلح امام حسن (ع) می‌پردازد و می‌گوید: مرحوم علامه معتقد بود که همان کاری که امام مجتبی (ع) کردØŒ امیرالمؤمنین 25 سال آن را با کیفیت بیش‌تر انجام دادØ› ولی امام مجتبی (ع) در این میان متهم است و Ù€ العیاذ بالله Ù€ در واژه‌های سیاسی و فرهنگی جامعه خدای ناخواسته تصور می‌کنیم که امام حسن (ع) یک چهره لیبرال بوده است. مرحوم علامه با بیان این توصیف اشک در چشمانش حلقه زد و فرمود: «اگر از امام حسین (ع) در ذهن ما یک چهره پرخاش‌گر و ماجراجوی به اصطلاح امروزی انقلابی تداعی شود و از امام مجتبی (ع) یک چهره سازش‌گر با آن چهره تنوع‌طلب آنچنانØŒ ما نه امام حسن (ع) را شناخته‌ایم و نه امام حسین (ع) را. همچنین درباره امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) و امام حسن (ع) باید گفت که امام اول شیعیان 25 سال از امامتش شرایط خاص خودش را داشت و 4 سال و 9 ماه و 18 روز امامتش شامل حکومت و جنگ‌های جملØŒ نهروان و صفین بود. و تمام این فعالیت‌ها همه‌اش امامت است. امامت امیرالمؤمنین (ع) در 25 سال ابتدایی با 5 سال آخر هیچ تفاوتی نمی‌کند و در همه زمان‌ها امام است.»
قرنی ادامه می‌دهد: علامه طباطبایی معتقد بود که بروز امامت امام علی (ع) در 25 سال اول به شکل متفاوتی از بروز امامت در 5 سال پایانی بود و به عبارت دیگر امام حسین (ع) همان امیرالمؤمنین (ع) است در جنگ‌های صفینØŒ جمل و نهروان و همچنین امام حسن (ع) همان امیرالمؤمنین (ع) است در آن 25 سال بعد از رحلت پیامبر (ص).
وی تØ£کید می‌کند: نمی‌خواهم قضاوت کنمØ› اما اگر ما باشیم و عواطف شخصی خودمان و سوال کنیم که آیا امامت امیرالمؤمنین (ع) در آن 25 سال سخت‌تر بود و یا در 5 سال آخر عمرشØŸ تردید ندارم که امامت امام علی (ع) در 25 سال ابتدایی به مراتب سخت‌تر بود.
این سیره‌شناس و کارشناس ارشد مسایل دینی و مذهبی ادامه می‌دهد: امام در موضوع امامت متعلق به خودش نیست. فکر او اسلام است و خودش را خرج اسلام می‌کند. هیچ خواسته شخصی برای او مطرح نیست و مهم برای او اسلام و استمرار و عزت اسلام و حفظ اسلام و مکتب است. آنچه به جامعه اسلامی رسیده Ù€ چه شیعه و چه اهل سنت Ù€ میراث امامان است. ما نباید هیچ‌گونه امتیازبندی و نگاه معنادار به امام حسن مجتبی (ع) و دیگر امامان داشته باشیمØ› بلکه نگاه‌های ما باید بر اساس معیارهای کلامیØŒ برهانیØŒ قرآنیØŒ عرفانی و مبتنی بر مبنای عقلی و نقلی تنظیم شود.
حجت‌الاسلام محمدحسین قرنی در پایان سخنان خود اظهار می‌کند: در آخر سخن خودم روایتی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل می‌کنم که در آن فرمود: «صلح حسنم برای اسلامØŒ از آنچه آفتاب بر او می‌تابدØŒ نافع‌تر است.» این فرمایش پیامبر (ص) است و به موضوع صلح امام حسن (ع) با معاویه باید از این منظر پرداخت.
انتهای پیام/ک/7