🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
نقد و تحلیل فیلم ایرانی "بی خود و بی جهت" | مجله نودیها

نقد و تحلیل فیلم ایرانی "بی خود و بی جهت"

✍️ نویسنده: 4
بسم الله الرحمن الرحیم - نقد فا - فقط نکته ای بگم و اون اینه که در تبلیغ این فیلم در سایتی دیدم نوشته از فیلمهای تحریمی حوزه هنری ، خیلی ضایع بود کسی فیلمی رو برای این ببینه که مثلا حوزه هنری تحریم کرده و اینقدر فیلم جذابه !؟ که از این برای جذاب مخاطب استفاده کردن.
گروه فرهنگی مشرق - ششمین فیلم عبدالرضا کاهانی یک فیلم تئاتری است و بیشترین زمان فیلم، در یک آپارتمان می‌گذرد. فیلم علی الظاهر در موضوع اثاث‌کشی است و در مدت زمان واقعی (real time) روایت می‌شود. کاهانی علاوه بر کارگردان، نویسنده و تهیه کنندÛ€ این فیلم نیز بوده است.
 
خلاصه داستان
قصه در روز هجدهم ذی‌الحجه (عید غدیر) می‌گذرد و داستان زنی به نام الهه (نگار جواهریان) است که با شوهرش فرهاد (احمد مهران‌فر) اثاثیÛ€ خود را به منزل یکی از دوستان شوهر یعنی محسن توتونچی و مژگان (رضا عطاران و پانته‌آ بهرام) آورده‌اند و قرار است عروسی‌شان را امشب در همین منزل برگزار کنند. اما مشکل آنجا است که منزل محسن و مژگان هنوز آماده نشده و آنها گرچه اثاثیه‌ را بار کامیون کرده‌اند اما نمی‌دانند آن را کجا باید ببرند. راننده کامیون هم می‌خواهد زودتر از شر بارها خلاص شده به گرفتاری‌هایش برسد. جر و بحث‌های دو زن بالا می‌گیرد. مژگان یک زن مدرن است که در ثلث اول فیلم در حال رنگ کردن موی خویش است و از سوی دیگر الهه یک زن چادری است که مثل خانم معلم‌ها حرف می‌زند. ساعتی بعد که مادر الهه برای بار دوم به آنجا می‌آید و مراسم عروسی را به سبب آماده نبودن خانه منحل می‌کند الهه به او خبر می‌دهد که باردار است و اگر عروسی‌شان به تØ£خیر بیفتد بچه‌شان به دنیا خواهد آمد!
مختصری دربارÛ€ کارگردان
عبدالرضا کاهانی متولد سال ۱۳۵۲ در نیشابور، تاکنون هفت فیلم سینمایی ساخته است: رقص با ماه (۱۳۸۴) که در مرحله تدوین دچار خودسانسوری جناب تهیه‌کننده (محمدرضا شرف‌الدین) شد و متوقف ماندØ› آدم (۱۳۸۵)، آنجا (۱۳۸۶)، بیست (۱۳۸۷)، هیچ (۱۳۸۸)، اسب حیوان نجیبی است (۱۳۸۹)، بی‌خود و بی‌جهت (۱۳۹۰). کاهانی خود نویسندÛ€ تمام فیلم‌هایش بوده هرچند که در فیلمنامÛ€ آثار نخستین خود از همکاری حسین مهکام نیز سود جسته است.
رویدادهای جشنواره فیلم فجر
در جشنواره فجر عبدالرضا کاهانی خبر داد که مجوز اکران این فیلم از وزارت ارشاد مشروط، به حذف و تغییراتی بود که من در جلسات مفصلی که با علیرضا سجادپور داشتم زیر بار آنها نرفتم و در نهایت آقای خزایی عجالتاÙ‹ مشکل را حل کرد تا جشنواره تمام شود. او در جواب یک خبرنگار که پرسید فیلم بعدی شما چیست؟ گفت: فعلاÙ‹ هیچ، از فردا باید بدوم برای اکران همین فیلم! راقم نیز بعد از جلسه در یک مصاحبÛ€ کوتاه سؤالاتی از کاهانی پرسید که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد. از سوی دیگر، خانم نگار جواهریان از بازی در نقش الهه برائت جست و گفت: این شخصیت خیلی از من دور بود و من از آن متنفرم.
نقد و تحلیل
فیلم، از میانه شروع می‌شود و این شیوÛ€ نسبتاÙ‹ تازه‌ای در فیلمنامه‌نویسی است، که به فیلمساز این امکان را می‌دهد تا مخاطب فیلمش را به این نتیجه برساند که در حال تماشای یک ماجرا شبیه به زندگی واقعی است. ایراد این سبک نگارش آن است که اطلاعات منظم دربارÛ€ شخصیت‌ها و قصه داده نمی‌شود. لذا مخاطب باید سعی و تلاش بیشتری کند تا از قصه سر درآورد. البته این نقیصه در این فیلم با استفاده از تبحر و شهرت بازیگران رفع شده است. به عبارت دیگر اگر فیلم با بازیگران گمنام ساخته می‌شد شاید برخی مخاطبان حوصله نمی‌کردند تا قصه را دنبال کنند. کاهانی این سبک فیلمنامه‌نویسی را پیش‌تر در فیلم هیچ (۱۳۸۸) نیز آزموده است.
قصه در بی‌خود و بی‌جهت از وقتی آغاز می‌شود که الهه و فرهاد اثاث خود را به منزل محسن (رضا عطاران) دوست شوهرشان آورده‌اند و حالا مردد هستند که چه باید بکنند. زیرا خانه‌ای که محسن قرار است به آن نقل مکان کند هنوز آماده نشده و از طرفی امشب قرار است مهمانی عروسی الهه و فرهاد در همین خانه برگزار شود. الهه (نگار جواهریان) در این فیلم به طرز خاصی حرف می‌زند که شبیه است به بانوان مجری در تلویزیون یا برخی خانم معلم‌های پرحرف است، که به اصظلاح «لفظ قلم» صحبت می‌کنند. این مسئله را خود نگار جواهریان در جلسه مطبوعاتی فیلم اذعان کرد و از این شخصیت برائت نمود و گفت: «خیلی سخت بود که بتوانم نقش الهه را بازی کنم و من از این شخصیت متنفرم». بنده همانجا در ذهنم مرور کردم و یادم نیامد دو سال قبل که همین خانم جواهریان در فیلم هیچ/ کاهانی (۱۳۸۸) بازی کرده بود آیا از شخصیت لیلا که نامزدش را طرد کرد و به یک زن خیابانی تبدیل شد برائت کرده بود یا نه؟ فیلم بی‌خود و بی‌جهت، الهه را نماد یک زن مسلمان و مؤمن معرفی می‌کند که مثلاÙ‹ به جمهوری اسلامی پای‌بند است، ماهواره تماشا نمی‌کند و همچون مادرش چادر می‌پوشد. فیلم در انتها با رسوایی الهه قصد دارد سنگی به سمت دین‌داران پرتاب کند. کارگردان بعد از جلسÛ€ مطبوعاتی در جشنواره، در پاسخ به ابهامات اینجانب اذعان کرد: «ما اصلاÙ‹ در فیلم اشاره نمی‌کنیم که بارداری الهه قبل از عقد بوده است یا بعد از عقد». و این اعتراف جالب توجه کارگردان نشان می‌دهد که جناب کاهانی نمی‌خواسته بارداری الهه حتماÙ‹ بعد از عقد شرعی او، فرض شود. به عبارت دیگر اگر مسائل ممیزی در میان نبود، فیلمساز ابایی نمی‌داشت که بارداری الهه را قبل از عقد شرعی قلمداد کند.   کاهانی دین و دینداران را با یک چوب می‌راند و تفاوتی بین آنها قائل نمی‌شود. به عبارت دیگر او از طریق محکوم کردن الهه و رسومات خانواده‌اش در واقع دارد به اسلام و مسلمانی توهین می‌کند. انتخاب نام «الهه» نیز در همین راستای سنگ‌پرانی به سمت حق تعالی و شارع مقدس بوده است. هرچند که فیلم قصد کرده مسئلÛ€ بارداری الهه را خیلی طبیعی جلوه دهد و بگوید که این اتفاق «بی‌خود و بی‌جهت» رخ داده، اما عملاÙ‹ اینطور نیست. در فیلم، مادر الهه را می‌بینیم که در مدت کوتاهی که برای سرکشی می‌آید به همه چیز خرده می‌گیرد تا حدی که صبر الهه نیز تمام می‌شود و شروع به انتقاد از مادرش می‌کند. از مسائلی که مورد انتقاد مادر واقع می‌شود گربه‌ای است که محسن در خانه نگه می‌دارد و ما از کراهت نگه داشتن گربه در شریعت اسلام خبر داریم خصوصاÙ‹ که می‌دانیم اگر موی گربه در بدن نمازگزار باشد نمازش باطل است. و همچنین شغل فرهاد که با محسن در کار مطربی برای اطفال هستند و مادر الهه فیلم ویدئوی یکی از اجراهای آنها را در حال پخش در خانه دیده و دخترش را ملامت می‌کند. کاهانی در فیلمش عملاÙ‹ زمینه را به گونه‌ای چیده است که مادر و دخترش با آن دیالوگ‌های نامتعارف‌شان شخصیت‌های منفوری در فیلم باشند. در انتهای فیلم نیز کسانی که افسرده و شرمنده هستند همین مادر و دخترند. و این روزگار فاجعه‌باری برای سینمای ایران است که شخصیت‌های منفی یک فیلم در واقع یک مادر و دختر چادری باشند و فیلم دیانت آنها را تمسخر کند. فیلمساز در جشنوارÛ€ فجر اظهار کرد که مسئلÛ€ بارداریِ قبل از جشن عروسی در واقع برای یکی از دوستانش پیشامد کرده است و او از آن واقعه الهام گرفته است. برای اینکه به بی‌قیدی جناب کاهانی به عقاید دینی حکم کنید لازم نیست او را از نزدیک بشناسید، همین فیلم‌های اخیر او در این خصوص به قدر کافی گویا هستند. اما سؤال در اینجا است که جناب کاهانی چگونه ماجرایی را که در خصوص یکی از دوستان هم‌سنخ خودش رخ داده بر یک خانوادÛ€ مذهبی بار کرده است. فیلم پرگو است اما دیالوگ‌ها برای بیان چیزی نیست بلکه در واقع برای کتمان چیزی است که از آن حرف زده نمی‌شود. و آن مسØ£لÛ€ کتمان‌شده، راز الهه است که بجز مادرش همه از آن خبر دارند و گاهی جمله‌ای در این خصوص می‌پرانند و او را به باد انتقاد و بلکه تمسخر می‌گیرند. و این راز در انتهای فیلم است که واضحاÙ‹ بیان می‌شود. برخی از منتقدان، این فیلم را از زمرÛ€ تئاتر آبسورد دانسته‌اند. اما به نظر راقم، این طور نیست. زیرا مشخصÛ€ بارز تئاتر آبسورد نشان‌دادن پوچی و بی‌هدفی زندگی مدرن است، چیزی که در این فیلم کاهانی دیده نمی‌شود. با توجه به زمان رخداد فیلم که در هجدهم ذی‌الحجه است کاهانی که خود تهیه‌کننده این فیلم بوده است می‌خواست فیلمش را از حدود یک ماه قبل و مقارن با عید غدیر اکران کند اما در نهایت از چهارشنبه هشتم آذر برابر با سیزدهم محرم اکران شد.  
ایرادها و نواقص
۱. فیلم از لحظه‌ای آغاز می‌شود که اثاثیÛ€ منزل محسن (عطاران) بر کامیون بار زده شده و اثاثیÛ€ فرهاد (مهران‌فر) را در خانÛ€ محسن تخلیه کرده‌اند. اما ابهام در این است که اگر خانه‌ای که محسن خریده هنوز آماده نیست پس چرا آنها خانه را تخلیه کرده و اثاثیه را بار زده‌اند؟ ۲. ماجرای درام اصلی (بارداری الهه قبل از مراسم عروسی) با خانوادÛ€ مذهبی الهه و شخصیت او ناسازگار است. زیرا روابط زوجین در خانواده‌های متدیÙ‘ن از قانون شرع تبعیت می‌کند. اما فیلم از یک سو، الهه را جزئی لاینفک از خانواده‌اش می‌داند و از سوی دیگر مثل مدرنیست‌ها او را از شرع منفک کرده است. هرچند که فیلم سعی کرده تا این نقیصه را با تمسخر الهه و متهم‌کردن او به ریاکاری جبران کند ولی عملاÙ‹ این ابهام از فیلم رفع نشده است. ۳. مادر الهه در این فیلم همچون بیگانه‌ها وارد می‌شود و اثاثیÛ€ دخترش را که قاعدتاÙ‹ باید جهیزیÛ€ او باشد نمی‌شناسد. او حتی نمی‌داند که شغل دامادش فرهاد چیست. خصوصاÙ‹ اینکه مسئلÛ€ ازدواج دخترشان این قدر خارج از نظارت و همراهی والدین رخ می‌دهد. در حالی که در خانواده‌های سنتی و مسلمان، عملاÙ‹ داماد دختر را با عزت و احترام و با اذن پدرش خارج می‌کند و به خانÛ€ خود می‌برد. ۴. سنخیتی میان الهه و فرهاد به عنوان یک زوج وجود ندارد. اگرچه فرهاد مثلاÙ‹ خبر می‌دهد که به خاطر الهه ریش خود را نتراشیده است ولی این مسئله نیز کمک چندانی نمی‌کند که چرا این دو فرد ناهم‌سنخ به همدیگر علاقه‌مند شده‌اند. ۵. مایÛ€ فیلم کم است و لذا جناب فیلمساز آن را کش آورده تا زمان آن به یک فیلم سینمایی برسد. ریتم فیلم نیز در لحظاتی ملال‌آور می‌شود مانند زمانی که الهه با مادرش در اتاق گفت‌وگو می‌کند. با این حال، مدت زمان کل فیلم با تیتراژ آن جمعاÙ‹ ۷۷ دقیقه است.
سخن آخر
  بنده در صفحÛ€ آخر بولتن روزانه جشنواره فجر در سال گذشته، ستونی به نام «تذکرÛ€ الوقایع» داشتم که با ادبیات مشروطه و زبان طنز، گزارش یومیه از فیلم‌های جشنواره می‌داد. روز ۲۱ بهمن که فیلم کاهانی در جشنواره نمایش داده شد راقم این مطلب را برای او نوشتم که در روز بعد منتشر شد. توضیحاÙ‹ اینکه بیت اول ذیل، از سوی شهرام جعفری‌نژاد سردبیر آن بولتن سانسور شده بود: عبدالرضا خان گاهان از بلد نیسابور که از چند سنه پیش در مرکز مقیم شده حالیه یک تیاتر غروتسک، فوتو غرافی نموده نامش لاخویش بلاجهه، در خصوص یک بانوی مسلمیÙ‘ه مسمÙ‘ی به الهه که نگار بی‌جوهریان در جلد وی رفته، خواسته فیالیوم که هجدهم ذی الحجه می باشد مجلس نکاحیه خویش بالسÙ‘رعه منعقد نماید ولکن هنوز بیت مهیا نبوده، خوف است که عن‌قریب ضیوف از راه درآیند. فی-النهایه مام این دوشیزه آمده مجلس منحل نموده، Ø¥نکشÙŽفÙŽ که اربع Ø£شهُر من قبل هذا، الهه از زوج حمل برداشته و وی تماماÙ‹ سجاده به آب می‌شسته، نفاق می نموده است. حالیه افلام چندی در عداوه الشÙ‘رع و تخفیف متشرعان، به توسط بعض جماعه منور الفکران پروداکت شده، بالخصوص این جناب گاهان نیسابوری که در این قسم افلام ایادی طویل داشته گوییا تعهد سپرده مادام‌العمر حیثیت مسلمانان استهزاØ¡ نماید. بیت: مه فشاند نور و سگ عوعو کند / هر کسی بر خلقت خود می‌تند در وقت سؤال و جواب، من بعد تحسیناه و تمجیداتی چند، که بعض منقÙ‘دین بر لسان آورده نگار خاتون بی‌جوهریان جمله حاضران باد موافق پنداشته اسرار خفیه و مذاکراه شخصیه فاش گفته که الهه‌بانو یک مثل از مجریان نسوانِ تلفیزیون می باشد و بالجمله وی اکیداÙ‹ از او تبرÙ‘ی می‌جست. جناب رژیستور نیز فی المجلس علن نموده که این واقعه در خصوص یکی از رفقای وی پیشآمد کرده، لهذا راقم گوید که ایشان قیاسِ بر نفس نموده، تیر در ظلمات می‌افکنند و این خدنگ‌ها به جماعه مسلمین اصابه نکند، چنانکه شاعر نیÙ‘ت ایشان نیک بسروده است. بیت: از هر کرانه تیر و خدنگ کرده‌ام روان/ باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
 
راقم گوید که ما نیز فی‌الحال فرصت غنیمه جسته از سیاسه و خیانه و دیانه شمایان تبرÙ‘ی می‌نماییم، لکُم دینُکم و لِیÙŽ دینÙŒ. بیت: در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب/ یارب مباد آنکه گدا معتبر شود *امیر اهوارکی

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.