تمامÙ‰ احکام اسلام بر پایه مصالح و مفاسد خاصÙ‰ استوار است. براÙ‰ هر حکمÙ‰، حکمتÙ‰ است و در جعل هر قانونÙ‰، مصلحتÙ‰ موجود است. اگر در اسلام از چیزÙ‰ نهÙ‰ مÙ‰â€شود بهدلیل آن است که مفسدهاÙ‰ دارد و اگر به چیزÙ‰ امر مÙ‰â€شود، از آن جهت است که مصلحتÙ‰ در آن وجود دارد. البته شاید پÙ‰ بردن به تمام حکمت و مصالح و مفاسد مترتÙ‘ب بر احکام برای ما ممکن نباشد، اما با اتکاÙ‰ به عقل سلیم و نیز واقعیات خارجÙ‰ موجود و همچنین بیانات بزرگان معصوم â€(علیهم السلام) مÙ‰توان به گوشهâ€هایÙ‰ از آن پÙ‰ برد. با تصویب قانون بیمه اجباری شخص ثالث هم اکنون تمام دیات ناشی از تصادفات جرحی و فوتی برای زنان و مردان بدون لحاظ دیانت آنها به صورت یکسان پرداخت میشود، اما در مباحث فقهی و کلامی در خصوص میزان دیه اناث اشکالاتی مطرح شده است که در ادامه با استناد به آیات و روایات به این موضوع خواهیم پرداخت Ø› چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟ در قرآن آیهاÙ‰ تصریح ندارد که دیه زن نصف دیه مرد است، اما درباره قصاص خداوند فرموده: «الانثÙ‰ بالانثÙ‰»Ø›(۱) «زن در مقابل زن قصاص مÙ‰â€شود.» این آیه در ظاهر دلالتÙ‰ بر دیه ندارد اما بهدلیل رابطه نزدیک مسئله قصاص جنایت یا بخشش و پرداخت دیه، از همین تعبیر کنار آیه «ان النفس بالنفس»Ø›(۲) تفاوتی بین قصاص زن و مرد و در نتیجه دیه آنها استفاده شده که بحث مفصل دارد و مجال ذکر آن نیست. در هر حال منشØ£ اصلی حکم تفاوت دیه زن و مرد در روایات آمده است: امام صادق(ع) فرمود: «دیه المرØ£ه نصف دیه الرجل»Ø›(۳) «دیه زن نصف دیه مرد است.» در روایات اهل سنت نیز آمده است: «دیه المرØ£ه علÙ‰ النصف من دیه الرجل»Ø›(۴) «دیه زن نصف مقدار دیه مرد است.» اما در خصوص فلسفه این حکم باید توجه داشت که اصولاÙ‹ در نظر دین اسلام و قرآن کریم ارزش و مقام ذاتی زن و مرد تفاوتی ندارد، یکسان میباشد. تنها ملاک فضیلت و برتری هرکس تقوا و ارزشهای معنوی او میباشد.(۵) در ادامه نکاتی در مورد دیه زن و نصف بودن آن نسبت به دیه مرد را میخوانید: اوÙ‘ل: اگر اسلام یک دین کاملاÙ‹ مادÙ‰ بود که محور مسائل آن امور مالÙ‰ و اقتصادÙ‰ در نظر گرفته مÙ‰â€شد و آنگاه دیه زن نصف دیه مرد بود، این اشکال وارد بود که چرا ارزش زن کمتر از مرد است و چرا قیمت زن را نصف قیمت مرد در نظر گرفتهâ€اند. حال آنکه در اسلام ارزش انسانâ€ها به روح و روان و کمالات معنوÙ‰ آنهاست، آنچه در اسلام اهمیت دارد و معیار ارزش است، تقواست. انسان مÙ‰â€تواند چون موسÙ‰ کلیم â€الله باشد، همان گونه که مریم (â€سلام الله علیها) نیز با خداوند ارتباط وحیانÙ‰ داشت. زن و مرد در پیمودن راه تعالÙ‰ و سعادت و دستیابÙ‰ به مقامات معنوÙ‰، همانند و یکسان هستند و فرقÙ‰ میان آن دو نیست، مانده به همت هرکدام! لکن، مسئله دیه، یک امر اقتصادÙ‰ است. دیه مربوط به تن انسانâ€هاست، برای همین است که فرقÙ‰ بین دیه فرد اوÙ‘ل حکومت اسلامÙ‰ و یک کارگر ساده وجود ندارد. (۱) دوم: در یک نگاه کلÙ‰ مÙ‰â€توان گفت که انسانâ€ها اعم از زن و مرد داراÙ‰ سه بعد هستند: الف. بعد انسانÙ‰ و الهÙ‰: در این مورد زن و مرد با هم یکسان هستند و راه تکامل انسانÙ‰ و الهÙ‰، تا بÙ‰نهایت بهروÙ‰ هر دوÙ‰ آنها گشوده است. علاوه بر آن، نفقه فرزندان نیز بهعهده مرد است نه زن، لذا با رفتن مرد و مرگ او تعدادÙ‰ فرزند واجب النفقه از او باقÙ‰ مÙ‰â€مانند که بایستÙ‰ بهنحوÙ‰ این خلØ£ نیز پر گردد. بنابراین باید قاعدتاÙ‹ دیه مرد بیش از دیه یک زن باشد و این مطلب ربطÙ‰ به جوهره زن و مرد ندارد، بلکه بهلحاظ عوارض خارجÙ‰ مرگ آنها و اثرات آن در خانواده است. خداوند در سوره مبارکه نحل آیه ۹۷ مÙ‰فرماید: «هرکس از مرد یا زن عمل نیک انجام دهد در حالÙ‰ که ایمان داشته باشد، پس او را بÙ‰تردید (در دنیا) به زندگÙ‰ پاکیزهâ€اÙ‰ زنده خواهیم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عملهاÙ‰ بسیار خوبشان خواهیم داد.» (۲) در سوره مبارکه احزاب آیه ۳۵ هم به این معنا اشاره شده است. ب. بعد علمÙ‰: از نظر بعد علمÙ‰ بین مرد و زن تفاوتÙ‰ نیست. اسلام تفاوتÙ‰ در فراگیرÙ‰ علم بین زن و مرد قایل نشده است. در روایات آمده: «طلب العلم فریضه علÙ‰ کل مسلم و مسلمه»Ø›(۳) آیات قرآنÙ‰ که در این زمینه وارد شده و تفاوتÙ‰ بین زن و مرد در زمینه علم و دانش و ترغیب به آموختن قایل نشده، مشتمل بر چهل آیه است. ج. بعد اقتصادÙ‰: زن و مرد در اسلام از حیث وظایف اقتصادÙ‰ با یکدیگر متفاوتاند. این وظایف بر مبناÙ‰ توان و قدرت جسمÙ‰ و روحÙ‰ زن و مرد تقسیم†بندÙ‰ شدهاند. زن اصولاÙ‹ از لحاظ بازدهÙ‰ اقتصادÙ‰ از مرد ضعیفâ€تر است. حتÙ‰ در عصر حاضر و حتÙ‰ در جوامعÙ‰ که بین زن و مرد بهظاهر، اصلاÙ‹ فرقÙ‰ قایل نیستند، بازدهÙ‰ اقتصادÙ‰ زن و مرد یکسان نیست. واقعیت این است که زن بالاخره برای به دنیا آوردن فرزند باید باردار شود و بعد از زایمان نیز باید به شیردهÙ‰ و مواظبت از کودک خود بپردازد. دوران باردارÙ‰ و شیردهÙ‰ زمان و توان زیادÙ‰ از زن مÙ‰â€گیرد و انرژÙ‰ و وقت زیادÙ‰ از زن صرف این موضوع مÙ‰â€شود. گرچه این کار، فÙ‰نفسه، کارÙ‰ بزرگ و ارزشمند است، اما بههرحال، کار اقتصادÙ‰ نیست و هیچ بازدهÙ‰ اقتصادÙ‰ بر آن مترتب نیست. از طرفÙ‰، ساختمان بدنÙ‰ زن و مرد بسیار متفاوت است. زن داراÙ‰ اندامÙ‰ ظریف و لطیف با ضریب آسیب†پذیرÙ‰ بالاست، در حالÙ‰ که ساختمان جسمانÙ‰ مرد، قوÙ‰ و نوعاÙ‹ زمخت و مناسب کارهاÙ‰ سخت است و به همین خاطر، بسیارÙ‰ از کارها و شغلâ€هاÙ‰ اجتماعÙ‰ که نیازمند توان و قوت مردانه است، در اختیار مردها قرار مÙ‰â€گیرد و بدیهÙ‰ است که با فقدان مرد، خسارت بیشترÙ‰ متوجه خانواده میشود، لذا ضرورÙ‰ است که دیه بیشترÙ‰ بابت فقدان مرد پرداخت گردد.(۴) البته این واقعیت قابل کتمان نیست که برخی از زنان امروزه در جامعه همپای مردان تلاش میکنند و نانآور خانواده محسوب میشوند. اما قانون دیه مانند سایر قوانین ناظر به غالب افراد است، چون غالباÙ‹ مسئولیت اداره خانواده بهعهده مردان است، در دیه زن و مرد، نقش مرد و زن در تØ£مین اقتصاد و معاش خانواده منظور شده و بهلحاظ غالب افراد که مردان موظف به تØ£مین هزینه زندگی هستند، دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده است. پس گرچه بعضی از زنان مسئولیت اداره خانواده را دارند، لیکن قانون بر محور افراد دور نمیÂزند بلکه غالب افراد را در نظر دارد. چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟ سوم: خلØ£ ناشÙ‰ از فقدان یک مرد در خانواده بهمراتب بیش از خلØ£ ناشÙ‰ از یک زن است. بر اساس مطالعات فقهÙ‰ و تاریخÙ‰(۵) دیه بهمنظور جبران خساراتÙ‰ است که از ناحیه مجرم بر شخص قربانÙ‰ یا خانواده او وارد گردیده و از آنجا که جامعه مطلوب دینÙ‰ که اسلام در پÙ‰ تحقق آن است، عمده فعالیتهاÙ‰ اقتصادÙ‰ را بر دوش مرد گذاشته است و مهمترین وظیفه زن را اداره کانون خانواده قرار داده، طبیعÙ‰ است که آثارÙ‰ که بر یک مرد مترتب مÙ‰â€شود از نظر اقتصادÙ‰ بر وجود یک زن مترتب نیست، لذا فقدان او از صحنه اجتماع و خانواده، از نظر اقتصادی خسارت بیشترÙ‰ را متوجه خانواده مÙ‰کند، بنابراین، باید دیهâ€اÙ‰ مناسب وضعیت او پرداخت گردد.(۶) علاوه بر آن، نفقه فرزندان نیز بهعهده مرد است نه زن، لذا با رفتن مرد و مرگ او تعدادÙ‰ فرزند واجب النفقه از او باقÙ‰ مÙ‰â€مانند که بایستÙ‰ بهنحوÙ‰ این خلØ£ نیز پر گردد. بنابراین باید قاعدتاÙ‹ دیه مرد بیش از دیه یک زن باشد و این مطلب ربطÙ‰ به جوهره زن و مرد ندارد، بلکه بهلحاظ عوارض خارجÙ‰ مرگ آنها و اثرات آن در خانواده است.(۷) با توجه به مجموعه مطالبÙ‰ که بیان شده، مÙ‰â€توان چنین نتیجه گرفت که مسئله دیه ملاک ارزیابÙ‰ ارزش مرد و زن نیست که تفاوت آن موجب اعتراض گردد. از طرفÙ‰ وظایف اقتصادÙ‰ مرد در خانواده هم بهنحوÙ‰ ایجاب مÙ‰â€کند که تفاوتâ€هایÙ‰ در این گونه موارد (دیه) که ارتباط مستقیم با اقتصاد خانواده دارد، مشاهده شود و این عین صواب است. مرد از نظر جسمانÙ‰ و قواÙ‰ بدنÙ‰، قوÙ‰â€تر از زن بوده و قادر به انجام کارهاÙ‰ سنگینتر است و وجود او براÙ‰ خانواده، مایه آرامش و قوت دل است، از سوÙ‰ دیگر با فقدان او افرادÙ‰ که تحت تکفل وÙ‰ بودهاند، بدون سرپرست و حامÙ‰ مÙ‰â€مانند، لذا طبیعÙ‰ است که میزان دیه او بیش از دیه یک زن باشد. (۸) در واقع دیه، بهاÙ‰ ارزش اقتصادی مقتول یا مجروح است. اگر فرد آسیب دیده و یا مقتول مرد باشد، دیه او بیشتر است، بهجهت توانایÙ‰ها و وظائف سنگینÙ‰ که بهعهده او بوده و فعلاÙ‹ بر اثر قتل و یا نقص عضو به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، دیه او کمتر است بهجهت تفاوت نقش اقتصادی اعضای بدن او. اما این تفاوت است، نه تبعیض. بین تفاوت و تبعیض بسیار فرق است. کارگرÙ‰ که از توان کارÙ‰ بیشترÙ‰ بهرهâ€مند است، تفاوت دارد با کارگرÙ‰ که ضعیف است و توانایÙ‰ کارهاÙ‰ سنگین را ندارد. مزد آنان فرق مÙ‰کند. اگر کارفرما یک کارگر قوÙ‰ و یک کارگر ناتوان را بهطور مساوÙ‰ مزد بدهد، به حق کارگر قوÙ‰ ظلم کرده و این کار بÙ‰عدالتÙ‰ فاحش است. اگر خداوند متعال دیه مرد و زن را بهطور مساوÙ‰ قرار مÙ‰â€داد، با عدالت سازگار نبود. در پایان تذکر یک نکته و پاسخ به دو شبهه خالÙ‰ از لطف نیست: اولاÙ‹: نصف بودن دیه زن نسبت به مرد مادامÙ‰ است که دیه بهمیزان یکسوم (ثلث) نرسد و الÙ‘ا دیه مرد و زن در کمتر از ثلث با هم مساوÙ‰ است. لذا اگر دلیل نصف بودن دیه زن، مسئله نقص او بود، باید همهجا دیه او نصف دیه مرد مÙ‰â€شد. ثانیاÙ‹: مرد همان گونه که دیه بیشترÙ‰ به او اختصاص مÙ‰â€یابد در مقابل وظیفه دارد که در پرداخت دیه قتلâ€ها و جنایات خطایÙ‰ بستگان خود (بهعنوان عاقله) مشارکت نماید، در حالÙ‰ که زن از این امر معاف است. ممکن است گفته شود که در عصر حاضر، زنان، همدوش مردان به فعالیتâ€هاÙ‰ اقتصادÙ‰ اشتغال دارند و در تØ£مین مخارج زندگÙ‰ با مرد شریک هستند، پس دلیلÙ‰ بر کم بودن دیه آنها در عصر کنونÙ‰ وجود ندارد. در پاسخ به این اشکال مÙ‰توان گفت: اولاÙ‹: صحیح است که زنان دوشادوش مردان فعالیت اقتصادÙ‰ مÙ‰â€کنند لکن در عین حال، هیچگاه نمÙ‰توانند امنیتÙ‰ را که مرد براÙ‰ خانواده به وجود مÙ‰آورد، ایجاد کنند. در واقع، زنان در ایجاد حریمÙ‰ مطمئن براÙ‰ خانواده هیچگاه به پاÙ‰ مردان نمÙ‰â€رسند. ثانیاÙ‹: همانگونه که قبلاÙ‹ هم بیان شد بسیارÙ‰ از مشاغل پردرآمد هستند که با وضعیت جسمÙ‰ و عمومÙ‰ زنان تناسب ندارند و لذا فقط در انحصار مردان قرار دارند و طبیعÙ‰ است که بازدهÙ‰ اقتصادÙ‰ مردان را بالا مÙ‰â€برد. در عین حال اگر واقعاÙ‹ بازدهÙ‰ اقتصادÙ‰ زن و مرد مساوÙ‰ است، چرا در جوامعÙ‰ که بهظاهر از حقوق زنان دم مÙ‰â€زنند اکثریت وزرا و وکلا و مسئولین را مردان تشکیل مÙ‰â€دهند؟ اشکال دیگرÙ‰ که ممکن است مطرح شود آن است که آیا نصف بودن دیه زن تبعیض علیه او و بهنفع مردان است؟ پاسخ به این سؤال هم آن است که اسلام، دین مساوات است و مرد و زن بودن در این دین هیچ امتیازÙ‰ نیست. لکن در امر نصف بودن دیه، مصلحتÙ‰ وجود دارد. چنان که احکام دیگرÙ‰ در اسلام وجود دارد که بهدلیل مصالحÙ‰ که در آنها وجود دارد، بهنفع زنان وضع شده است، از جمله اینکه اگر شخص مسلمانÙ‰ مرتد شود (مرتد فطرÙ‰) چنانچه مرد باشد حتÙ‰ اگر توبه هم کند، بهنظر بسیارÙ‰ از فقها به مرگ محکوم مÙ‰â€شود، ولÙ‰ اگر زن باشد در صورتÙ‰ که توبه کند، آزاد شده و به زندگÙ‰ عادÙ‰ خود برمÙ‰â€گردد. یا در علل فسخ نکاح، اگر مردÙ‰ بعد از عقد نکاح، دیوانه شد، زن حق دارد نکاح را فسخ کند در صورتÙ‰ که اگر همین اتفاق براÙ‰ زن بیفتد، مرد حق فسخ ندارد.(۹)
گفتنی است در حال حاضر طبق تبصره ۲ ماده ۴ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسؤولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث، در حال حاضر تمامی شرکتهای بیمه نیز موظف هستند در ایفاØ¡ تعهدات مندرج در قانون، خسارت وارده به زیاندیدگان را بدون لحاظ جنسیت و مذهب تا سقف تعهدات بیمهنامه پرداخت نماید که در این میان مبلغ مازاد بر دیه تعیینشده از سوی محاکم قضائی، بهعنوان بیمه حوادث محسوب میگردد. پینوشتها: ۱- بقره، آیه ۱۷۸. ۲- مائده، آیه ۴۵. ۳- وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۱۵۱. نشر دارلاحیاØ¡ التراث العربی، بیروت، بی تا. ۴- کنز العمال، ج ۱۵، ص ۵۷. نشر دارالاحیاØ¡ التراث العربی، بیروت، بی تا. ۵- حجرات (۴۹) آیه ۱۳. ۶- جوادÙ‰ آملÙ‰، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، ص ۴۰۰ و ۴۰۱. ۷- مشکینÙ‰، علی، ترجمه قرآن، ص ۲۷۸. ۸- مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۶۸، باب ۴۵Ø› نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۲۴۹. ۹- مکارم شیرازÙ‰، ناصر، دروس خارج فقه، بحث دیات، روزنامه فیضیه، شماره ۱۸. ۱۰- شفیعÙ‰ سروستانÙ‰، ابراهیم، و...، قانون دیانت و مقتضیات زمان، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهورÙ‰، چاپ اول. ۱۱- شفیعÙ‰ سروستانÙ‰، ابراهیم، تفاوت زن و مرد در دیه و قصاص، سفیر صبح، چاپ اول، ص ۹۳. ۱۲- خامنهاÙ‰، سید محمد، حقوق زن، انتشارات علمÙ‰ فرهنگÙ‰، ۱۳۷۵، چاپ دوم، ص ۹۸. ۱۳- محمودÙ‰، عباسعلÙ‰، برابرÙ‰ زن و مرد در قصاص، انتشارات بعثت، چاپ اول، ۱۳۶۵، ص ۸۳، محمد حسین، فضلالله، زن در حقوق اسلامÙ‰، ترجمه عبدالهادÙ‰ فقهÙ‰زاده، نشر دادگستر، ص ۲۴. ۱۴- برگرفته از نظرات فقهاÙ‰ معاصر، رسالهâ€هاÙ‰ توضیح المسائل مراجع تقلید. منبع : سایت ستاد دیه
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.