✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 1,419
مقابله با حضرت نوح (ع) امری اتفاقی، ساده، بیبرنامه و از سوی اوباش و افراد سطحی نبود، بلکه صاحبان زر و زور برای جلوگیری از تبلیغ او به دین خدا عملیات تکذیب و منع را هدایت میکردند.
مشروح کامل در ادامه
«قÙŽالÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽØ£Ù مÙنÙ’ قÙŽوÙ’مÙه٠إÙنÙŽÙ‘ا لÙŽنÙŽرÙŽاکÙŽ فÙی ضÙŽلÙŽالÙ مÙبÙینÙØ› سران قومش گفتند به راستی تو را در گمراهی آشکار میبینیم» (اعراف/60).
در این عملیات روانی، تحقیر، مØ£یوسسازی، جوسازی و تهدید آشکارا مشاهده میشود.
در این عملیات روانی، تحقیر، مØ£یوسسازی، جوسازی و تهدید آشکارا مشاهده میشود.
الف)تحقیر
یکی از شیوههای اجرای عملیات روانی، تحقیر طرف مقابل است. این کار روحیه طرف مقابل را تضعیف میکند و مهاجم را در نظرش، قوی جلوه میدهد. تکرار این عمل موجب دلسرد شدن گروهها و افراد طرف مقابل میشود و نگرانی را در سطح فرماندهان و مدیران افزایش میدهد و در نتیجه مهاجم میتواند از این آب گلآلود، ماهی صید کند. برای نمونه سران کافر به مردم و اطرافیان نوح(ع) گفتند:
«فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽØ£Ù الÙŽÙ‘ذÙینÙŽ کÙŽفÙŽرÙوا مÙنÙ’ قÙŽوÙ’مÙهÙ مÙŽا نÙŽرÙŽاکÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا بÙŽشÙŽرÙ‹ا مÙثÙ’لÙŽنÙŽا وÙŽ مÙŽا نÙŽرÙŽاکÙŽ اتÙŽÙ‘بÙŽعÙŽکÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا الÙŽÙ‘ذÙینÙŽ هÙمÙ’ Ø£ÙŽرÙŽاذÙلÙنÙŽا بÙŽادÙی الرَّأْیÙ و مÙŽا نÙŽرÙŽÙ‰ لÙŽکÙمÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’نÙŽا مÙنÙ’ فÙŽضÙ’لÙ بÙŽلÙ’ نÙŽظÙنÙÙ‘کÙمÙ’ کÙŽاذÙبÙینÙŽØ› سران کافر قوم نوح گفتند: ما تو را جز بشری همانند خودمان نمیدانیم و کسانی که از تو پیروی میکنند، جز گروهی از اراذل سادهلوح نیستند و برای شما برتری بر خود نمیبینیمØ› بلکه به تصور ما شما دروغگو هستید» (هود/27).
«قÙŽالÙوا Ø£ÙŽنÙØ¤Ù’مÙنÙ لÙŽکÙŽ وÙŽاتÙŽÙ‘بÙŽعÙŽکÙŽ الْأَرÙ’ذÙŽلÙونÙŽØ› گفتند: آیا از تو پیروی کنیم در حالی که اراذل، پیرو تو هستند؟» (شعراØ¡/111).
مقصود آنها از "اراذل" اقشاری از جامعه نوح(ع) بودند که در مشاغل سخت مانند خدمتکاری، خارکنی و... کار میکردند. سران کفر میپندارند مردم، چنین طبقهای را فاقد فکر، اندیشه و درک بالا میشناسند، زیرا در جوامع مادی، افکار عمومی توانمندی یا ناتوانی در امور مالی، نوع پیشه و کسب و کار و جایگاه شغلی را ملاک محاسبه و سنجش فکر و اندیشه تلقی میکنند.
«فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽØ£Ù الÙŽÙ‘ذÙینÙŽ کÙŽفÙŽرÙوا مÙنÙ’ قÙŽوÙ’مÙهÙ مÙŽا هÙŽذÙŽا Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا بÙŽشÙŽرÙŒ مÙثÙ’لÙکÙمÙ’ یÙرÙید٠أَنÙ’ یÙŽتÙŽفÙŽضÙŽÙ‘لÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ و ÙŽلÙŽوÙ’ شÙŽاءَ اللÙŽÙ‘هÙ لÙŽØ£ÙŽنزÙŽلÙŽ مÙŽلÙŽائÙکَةً مÙŽا سÙŽمÙعÙ’نÙŽا بÙهÙŽذÙŽا فÙی آبÙŽائÙنÙŽا الْأَوÙŽÙ‘لÙینÙŽØ› سران کافر قوم نوح گفتند: این تنها بشری همانند شما است که میخواهد در میان شما برتری جوید. اگر خدا تصمیم داشت نمایندهای بفرستد، فرشتگان را میفرستاد (اما) از پدرانمان چنین چیزی به گوشمان نرسیده است» (مؤمنون/24).
ب) القای ناامیدی
یکی از شیوههای عملیات روانی، مØ£یوس ساختن است. اگر جامعهای که همه توان خود را برای رسیدن به هدفی، گردآورده و تصمیم به انجام ارادهای ملی دارد، با سیاهنمایی و ناامید گشتن از دستیابی به اهداف روبهرو شود، ابتدا ناباوری و سپس باور به ناتوانی در انجام کار در میان آحاد آن جامعه پدید میآید. یØ£س از دستیابی به اهداف، چنان اضطراب و پریشانی در میان مردم پدید میآورد که کسی انگیزهای برای تلاش و حرکت به سوی اهداف پیدا نمیکند. این ناامیدی از طریق بزرگ کردن کاستیها، کوچک جلوه دادن موفقیتهای مقطعی، شتابزدگی، ترویج سؤالات بیفایده، ارتقای مطالبات عموم بیش از حد مورد انتظار، تردید در آرمانها، ایجاد اختلاف در بین مدیران و بزرگ نشان دادن رقیب یا دشمن پدید میآید.
در جامعه نوح(ع) سران کفر روحیه ناامیدی را رواج دادند و گفتند:
«قÙŽالÙوا یÙŽا نÙوحÙ قÙŽدÙ’ جÙŽادÙŽلÙ’تÙŽنÙŽا فÙŽØ£ÙŽکÙ’ثÙŽرÙ’تÙŽ جÙدÙŽالÙŽنÙŽا فَأْتÙنÙŽا بÙمÙŽا تÙŽعÙدÙنÙŽا Ø¥ÙنÙ’ کÙنتÙŽ مÙنÙ’ الصÙŽÙ‘ادÙقÙینÙŽØ› گفتند: مجادله میکنی، پس زیادهروی هم کردی. اکنون آنچه را که بدان وعده میدادی بیاورØ› اگر راست میگویی» (هود/32).
ج) جوسازی و اتهام
از شیوههایی که سران کفر بر ضد نوح(ع) در عملیات روانی خود به کار بردند، جوسازی پشت سر نوح و پیروانش بود. پس با وارد آوردن تهمتها و گفتههای ناروا، سعی کردند قضاوت افکار عمومی را بر علیه او برانگیزند. در این شیوه مهاجم سعی میکند به شخصیت سالم و معتدل طرف مقابل یا پاکی، تقوا، پاکدامنی و جایگاه مورد احترام او خدشه وارد کند. پس از میان صدها صفت نیک و جلوههای محاسن فرد، انگشت روی نقاط مبهم یا نکاتی از شخصیت فرد میگذارد که درک آن با پیچیدگی برای عموم همراه است و همان را روزنهای برای ایراد اتهام یا جوسازی بر علیه او قرار میدهد. برای نمونه، درک امور معنوی و نامحسوس برای عموم افراد، با سختی و پیچیدگی همراه است. پس نوح را به دیوانگی متهم ساختند و گفتند:
«Ø¥ÙنÙ’ هÙوÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا رÙŽجÙلÙŒ بÙهÙ جÙنَّةٌ فÙŽتÙŽرÙŽبÙŽÙ‘صÙوا بÙهÙ حÙŽتَّى حÙینÙØ› مردی است که دیوانگی به او سرایت کرده است. مدتی با او بردباری کنید شاید عاقل شود» (مؤمنون/25).
«کÙŽذÙŽÙ‘بÙŽتÙ’ قÙŽبÙ’لÙŽهÙمÙ’ قÙŽوÙ’مÙ نÙوحÙ فÙŽکÙŽذÙŽÙ‘بÙوا عÙŽبÙ’دÙŽنÙŽا و ÙŽقÙŽالÙوا مÙŽجÙ’نÙونÙŒ و ÙŽازÙ’دÙجÙرÙŽØ› علیه نوح به تکذیب او پرداختند و گفتند دیوانهای است که از اجتماع رانده شده است» (قمر/9).
«کÙŽذÙŽÙ‘بÙŽتÙ’ قÙŽبÙ’لÙŽهÙمÙ’ قÙŽوÙ’مÙ نÙوحÙ فÙŽکÙŽذÙŽÙ‘بÙوا عÙŽبÙ’دÙŽنÙŽا و ÙŽقÙŽالÙوا مÙŽجÙ’نÙونÙŒ و ÙŽازÙ’دÙجÙرÙŽØ› علیه نوح به تکذیب او پرداختند و گفتند دیوانهای است که از اجتماع رانده شده است» (قمر/9).
د) تهدید
در اینباره پیش از این، در اقدام قابیل علیه هابیل سخن گفته شد. تجربه چندصد ساله این شیوه عملیات روانی که در اختیار سران کفر جامعه نوح(ع) قرار گرفته بود، تهدید را با پیچیدگیهایی مؤثرتر همراه ساخته بود. از اینرو او را به طور مستقیم از قتل نترساندند بلکه این بار، چگونگی کشته شدن و زجر ناشی از آن را در نظر نوح، بزرگ جلوه دادند و تهدید کردند:
«قÙŽالÙوا لÙŽئÙنÙ’ لÙŽمÙ’ تÙŽنÙ’تÙŽهÙ یÙŽا نÙوحÙ لÙŽتÙŽکÙونÙŽنÙŽÙ‘ مÙنÙ’ الÙ’مÙŽرÙ’جÙومÙینÙŽØ› گفتند: ای نوح اگر به تبلیغ خود پایان ندهی بیتردید سنگسار میشوی» (شعراØ¡/116).
ه) تمسخر
از شیوههایی که عملیات روانی را با موفقیت همراه میسازد، تمسخر و استهزاØ¡ طرف مقابل است. در این شیوه شخصیت آماج را کوچک میشمرند، خوبیها، نقاط قوت و ویژگیهای پسندیدØ© او را با لطیفه و جملات خندهآور مسخره کرده، و استهزاØ¡ میکنند. خدای متعال استهزاØ¡کنندگان را در زمره ستمکاران برشمرده و از انجام دادن آن نهی کرده است. سران کفر کارهای نوح(ع) را به باد تمسخر و استهزاØ¡ میگرفتند تا فضایل او و تبلیغش را خنثی سازند.
«وÙŽ یÙŽصÙ’نÙŽعÙ الÙ’فÙلÙ’کÙŽ وÙŽ کÙلÙŽÙ‘مÙŽا مÙŽرÙŽÙ‘ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ مÙŽلÙŽØ£ÙŒ مÙنÙ’ قÙŽوÙ’مÙهÙ سÙŽخÙرÙوا مÙنÙ’هÙØ› نوح کشتی را میساخت و هرگاه که سران قومش بر او عبور داشتند، او را مسخره میکردند» (هود/38).
راههای مقابله حضرت نوح(ع) با عملیات روانی دشمن
آنچه حضرت نوح(ع) در برابر این عملیات روانی گسترده نیاز دارد بیرون ساختن افکار عمومی از این جو روانی و ارائه حقیقت و واقعیت به مردم و آگاهسازی آنها است. نوح(ع) با شکستن این جو میتواند به ذهن و فکر مردم وارد شود تا فرهنگ و عمل آنها را تغییر دهد. تا هنگامی که این جو حاکم است کسی به سخن او گوش نخواهد داد و تبلیغ وی فایدهای نخواهد داشت.
رویارویی با تحقیر
«قÙŽالÙŽ وÙŽ مÙŽا عÙلÙ’مÙی بÙمÙŽا کÙŽانÙوا یÙŽعÙ’مÙŽلÙونÙŽØ› Ø¥ÙنÙ’ حÙسÙŽابÙهÙمÙ’ Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا عÙŽلÙŽÙ‰ رÙŽبÙÙ‘ی لÙŽوÙ’ تÙŽشÙ’عÙرÙونÙŽØ› وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽنÙŽا بÙطÙŽارÙدÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنÙینÙŽØ› من چه میدانم پیش از ایمان چه شغلی داشتهاند. حساب آنها به عهده پروردگار من استØ› اگر اهل فهم هستید. و من پرهیزکاران را از خویش دور نخواهم ساخت» (شعراØ¡/114-112).
حضرت نوح(ع) برای مردم تبیین کرد که در مسیر هدایت، مهم نیست افراد به چه حرفه و پیشهای مشغول هستند. آنچه برای اشراف، سران قوم و سرمایهاندوزان ملاک قضاوت و ارزشگذاری است برای او ملاک و معیار نیست. برای ورود انسانها به اردوگاه حق و دستگاه ایمان و جامعه مؤمنین، انسانیت آنها مطرح است نه شغل و جایگاه اجتماعی آنها. بدینگونه او ابزار تبلیغات منفی را از سران شرک و کفر گرفت و آنان را فاقد هویت کرد.
حضرت نوح(ع) برای مردم تبیین کرد که در مسیر هدایت، مهم نیست افراد به چه حرفه و پیشهای مشغول هستند. آنچه برای اشراف، سران قوم و سرمایهاندوزان ملاک قضاوت و ارزشگذاری است برای او ملاک و معیار نیست. برای ورود انسانها به اردوگاه حق و دستگاه ایمان و جامعه مؤمنین، انسانیت آنها مطرح است نه شغل و جایگاه اجتماعی آنها. بدینگونه او ابزار تبلیغات منفی را از سران شرک و کفر گرفت و آنان را فاقد هویت کرد.
رویارویی با مØ£یوسسازی
حضرت نوح(ع) در پاسخ به عملیات روانی سران کفر برای سیاهنمایی اوضاع گروندگان به عقیده توحیدی و مØ£یوس کردن جامعه مؤمنان از ایستادگی در مسیر هدایت، به آنان میگوید:
«Ø¥ÙنÙŽÙ‘مÙŽا یَأْتÙیکÙمÙ’ بÙهÙ اللÙŽÙ‘ه٠إÙنÙ’ شÙŽاءَ و ÙŽمÙŽا Ø£ÙŽنÙ’تÙمÙ’ بÙمÙعÙ’جÙزÙینÙŽØ› عذابی را که وعید داده، اگر خدا بخواهد میآید و نمیتوانید مانع آن شوید» (هود/33).
یکی از تبلیغاتی که سران کفر برای القای ناامیدی و تیره جلوه دادن اقدامات نوح(ع) انجام دادند، بیفایده نشان دادن پندها و بینتیجه ماندن تبلیغات توحیدی نوح(ع) بود. او گرویدن افرادی را که به دعوت توحیدی توجهی ندارند از اساس در تبلیغ خود بیاثر بیان میدارد و میگوید اصولاÙ‹ اقدام من به دعوت راه حق در گرو ایمان و گرایش چنین افراد سستبنیادی نیست. اگر آنان ایمان نیاورند درباره درستی اقداماتم دچار تردید و یØ£س نمیشوم و آن را رها نمیکنم. این خدا است که باید به دعوت من اثر بخشد. تنها وظیفØ© من تبلیغ راه و سخن حق و رساندن پیام توحیدی به جامعه است. حال اگر افراد زیادی به دعوت من، پاسخ منفی دهند، باعث نخواهد شد که نسبت به وظیفهام دچار سستی و رخوت شوم. او در اینباره چنین میفرماید:
یکی از تبلیغاتی که سران کفر برای القای ناامیدی و تیره جلوه دادن اقدامات نوح(ع) انجام دادند، بیفایده نشان دادن پندها و بینتیجه ماندن تبلیغات توحیدی نوح(ع) بود. او گرویدن افرادی را که به دعوت توحیدی توجهی ندارند از اساس در تبلیغ خود بیاثر بیان میدارد و میگوید اصولاÙ‹ اقدام من به دعوت راه حق در گرو ایمان و گرایش چنین افراد سستبنیادی نیست. اگر آنان ایمان نیاورند درباره درستی اقداماتم دچار تردید و یØ£س نمیشوم و آن را رها نمیکنم. این خدا است که باید به دعوت من اثر بخشد. تنها وظیفØ© من تبلیغ راه و سخن حق و رساندن پیام توحیدی به جامعه است. حال اگر افراد زیادی به دعوت من، پاسخ منفی دهند، باعث نخواهد شد که نسبت به وظیفهام دچار سستی و رخوت شوم. او در اینباره چنین میفرماید:
«و ÙŽلÙŽا یÙŽنفÙŽعÙکÙمÙ’ نÙصÙ’حÙی Ø¥ÙنÙ’ Ø£ÙŽرÙŽدÙ’ت٠أَنÙ’ Ø£ÙŽنصÙŽحÙŽ لÙŽکÙمÙ’ Ø¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ اللÙŽÙ‘هÙ یÙرÙید٠أَنÙ’ یÙغÙ’وÙیÙŽکÙمÙ’ هÙوÙŽ رÙŽبÙÙ‘کÙمÙ’ و ÙŽØ¥ÙلÙŽیÙ’هÙ تÙرÙ’جÙŽعÙونÙŽØ› من اگر بخواهم شما را اندرز دهم اما خدا بخواهد شما را در گمراهیتان باقی گذارد، اندرز من بیفایده است. او پرورشدهندØ© شما است و بازگشت شما به سوی اوست» (هود/34).
آنچه نوح(ع) در این "مقابله" بیان میفرماید، تعلیم توحید و توجه به هدایت خدا و تØ£کید بر ابزار بودن دیگران در حد "مشیت الهی" است. او بار دیگر بر این نکته اصرار میورزد که وظیفه من رساندن پیام خداست و این با گفتار و تبلیغ انجام میشود. پس من بیش از این مؤثر نیستم. در اینکه هدایت شوید یا نشوید و در اینکه عذاب بیاید یا نیاید. وی اذعان میدارد که من در این امور تØ£ثیر مستقل و مستقیمی ندارم. خلاصه اینکه به انجام تکلیف هستم نه نتیجه، گو اینکه حرکت من چون برای انجام تکلیف میباشد همیشه نتیجهبخش است چرا که عمل به تکلیف نتیجهاش الهی است.
بیگمان چنین رفتار و بیانی، در رویارویی با عملیات روانی القای یØ£س توسط دشمن به یØ£س او از مØ£یوسسازی منجر میشود، در نتیجه دشمن به تغییر نوع و الگوی عملیات یا رهاسازی آن روی میآورد. چنین تغییر رویکردی از سوی دشمن باعث میشود جامعØ© توحیدی در برابر آسیبهای عملیات روانی آن در امان ماند.
اقدام نوح(ع) در برابر عملیات القای یØ£س دشمن، تنها به مقابله و تغییر رویکرد دشمن خلاصه نمیشودØ› بلکه او پا را فراتر میگذارد و تصمیم به تجدید روحیØ© مؤمنان و جامعه توحیدی نیز میگیرد. در این خصوص، روحیه ایستادگی بر حقیقت و باورهای روشن توحیدی را در میان نیروهای خودی، ارتقا میبخشد و به سران کفر میگوید پیش از اینکه شما به من بگویید که نتیجه تبلیغ ممکن است بیفایده باشد، خدا برای من بیان کرده است. بنابراین من با علم به اینکه شما رویگردان از مطالب حق هستید برای شما تبلیغ میکنم.
«و ÙŽØ£ÙوحÙیÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‰ نÙوح٠أَنÙŽÙ‘هÙ لÙŽنÙ’ یÙØ¤Ù’مÙنÙŽ مÙنÙ’ قÙŽوÙ’مÙکÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‘ا مÙŽنÙ’ قÙŽدÙ’ آمÙŽنÙŽ فÙŽلÙŽا تÙŽبÙ’تÙŽئÙسÙ’ بÙمÙŽا کÙŽانÙوا یÙŽفÙ’عÙŽلÙونÙŽØ› به نوح وحی شد که از مردمانت تنها کسانی که ایمان آوردهاند به تو مؤمن خواهند ماندØ› پس از عملکرد (رویگردانی) آنها اندوهگین مباش» (هود/36).
این رویکرد نوح(ع) در ثبات قدم و پایداری نیروهای خودی و بیاثرسازی عملیات روانی دشمن در مØ£یوسسازی آنان بسیار مؤثر بود.
رویارویی با تمسخر
حضرت نوح(ع) با حفظ هشیاری و پرهیزکاری پیروانش اقدام تمسخرآمیز سران کفر را خنثی ساخت. رهبر انقلاب به همین نکته اشاره میکنند و میفرمایند:
«یک رهبرÙ‰ حکیمانه و... مواظب است که امÙ‘ت، راه خود را گم نکند. تقوا اینجاست که به داد یک ملت مÙ‰رسد. اگر ملتÙ‰ با تقوا بود، راه پیشرفت، راه ایمان و راه بندگÙ‰ خدا را ادامه خواهد داد. ... مؤمنین به نوح، کسانÙ‰ بودند که تمسخرها را تحمÙ‘ل مÙ‰کردند. آنها که نمÙ‰دانستند کشتÙ‰ براÙ‰ چیست! آنها که از ماجراÙ‰ توفان و آبÙ‰ که از آسمان و زمین مÙ‰خواست بجوشد، خبر نداشتند! امÙ‘ا ایمانشان آنقدر قوÙ‰ بود که در مقابل تمسخرها و تسخر زدنها، تاب آوردند و فشار افکار عمومÙ‰ قدرتمندان جامعه را علیه خود، تحمل کردند. مؤمنین نوح، مردمان فرودستÙ‰ هم بودند: «الا الذÙ‘ین هم اراذلنا بادÙ‰ الرأى» شاید مردمان طبقه سه و چهار جامعهآن روز محسوب مÙ‰شدند. حالا شما فکر کنید: جمعیت کمÙ‰، در مقابل جمعیت زیادÙ‰ که پول دارند، قدرت دارند، زبان دارند، تبلیغات دارند، مورد تمسخر قرار مÙ‰گیرند و اهانت مÙ‰شوند، اما تحمÙ‘ل مÙ‰کنند. تحمÙ‘لÙ‰ اینچنین، ایمانÙ‰ قوÙ‰ مÙ‰خواهد. اطرافیان نوح و مؤمنین به نوح، این ایمان قوÙ‰ را داشتند. بعد که موضوع کشتÙ‰سازÙ‰ پیش آمد، ایمان اینها بیشتر واضح شد: آنها بر پیغمبرشان فشار نیاوردند که «این چه کارÙ‰ است مÙ‰کنÙ‰؟! براÙ‰ چه در خشکÙ‰، کشتÙ‰ مÙ‰سازÙ‰ و چرا مایه مسخرØ© ما شدهاÙ‰؟!» نه. همه تلخیها را تحمل کردند.
آنها کار عجیب و غریبÙ‰ را شروع کرده بودند. فرض کنید در یک میدان بزرگ، وسط شهرÙ‰ مانند تهران که فرسنگها تا دریا فاصله دارد، یک نفر شروع به ساختن کشتÙ‰ کند! این کار، توجیهÙ‰ ندارد. مؤمنین به نوح، تمسخرÙ‰ را که بجا هم تلقّى مÙ‰شد، تحمÙ‘ل کردند. چنین تحمÙ‘لÙ‰، ایمان مÙ‰خواهدØ› آن هم ایمان قوÙ‰...
چنین اتفاق بزرگی افرادی را می خواهد که چنان به رهبرشان ایمان داشته باشند که اگر در خشکی هم دستور ساخت کشتی داد بپذیرند و ذره ای از ایمانشان کاسته نشود. و براستی ایستادگی در برابر عملیات روانی بسیار سخت تر از عملیات نظامی است.
منبع : masafportal.com
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.