🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
چرا شیعیان با دست باز نماز میخوانند ؟! | مجله نودیها

چرا شیعیان با دست باز نماز میخوانند ؟!

✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 1,168
حنفی‌ها می‌گویند: روی هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنÙ‘ت است و واجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سینه‌اش بگذارد.
 
مشروح کامل در ادامه
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی سبحانی منتشر کرد: قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانØ© اهل سنÙ‘ت مشهور است:
 
حنفی‌ها می‌گویند:روی هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنÙ‘ت است وواجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سینه‌اش بگذارد.
 
شافعی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنÙ‘ت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهد.
 
حنبلی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست‌ها روی هم، سنÙ‘ت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.
 
فرقه مالکیÙ‘ه بر خلاف سه مذهب فوق می‌گویند: آویختنِ دست‌ها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالکی‌ها نیز جماعتی همین قول را گفته‌اند که از آن جمله‌اند: عبداللÙ‘ه بن زبیر، سعید بن مسیÙ‘ب، سعید بن جبیر، عطاØ¡، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.
از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دست‌ها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.1
 
امÙ‘ا مشهور بین شیعه امامیÙ‘ه آن است که قرار دادن دست‌ها روی یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.2
 
کیفیت نماز پیامبر(ص)
 
با این که به جز مالکی‌ها، مذاهب دیگر اهل سنÙ‘ت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمرده‌اند و دربارØ© این مسØ£له سخن بسیار گفته‌اند، با این حال دلیل قانع کننده‌ای حتÙ‘ی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلکه می‌توان ادÙ‘عا کرد که دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی که از فریقین (شیعه و سنÙ‘ی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اکرم(ص) است، از گذاشتن دست‌ها بر یکدیگر سخنی به میان نیاورده است و امکان ندارد که پیامبر (ص) امر مستحبÙ‘ی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترک نماید. اکنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنÙ‘ت و دیگری از طریق شیعه امامیÙ‘ه را ذکر می‌کنیم که هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(ص) را بیان می‌کند و در هیچ‌یک کو‌چکترین اشاره‌ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:
 
الف: حدیث ابی حُمید ساعدی
 
حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدÙ‘ثان (سنÙ‘ی) روایت کرده‌اند و ما از کتاب سنن بیهقی نقل می‌کنیم که گفت: او رو به اصحاب پیامبر کرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بوده‌ای و نه افزونتر از ما مصاحبتش کرده‌ای. گفت: چرا، گفتند: پس (کیفیÙ‘ت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه کن. ابوحُمید گفت: 
 
رسول خدا(ص) هرگاه می‌خواست به نماز بایستد، دست‌ها را تا برابر شانه‌هایش بالا می‌بُرد، سپس تکبیر می‌گفت و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار می‌گرفت به قرائت می‌پرداخت، آنگاه تکبیر می‌گفت و دست‌ها را تا برابر شانه بالا می‌بُرد، پس از آن به رکوع می‌رفت و دو کف دست را بر زانوها می‌گذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا می‌گرفت و نه پایین می‌انداخت، رکوع را انجام می‌داد. سپس از رکوع سر بلند می‌کرد(می‌ایستاد) و می‌گفت: سمع اللÙ‘ه لمن حمده. آنگاه دست‌ها را تا برابر شانه‌ها بالا می‌بُرد و تکبیر می‌گفت، سپس (برای سجده) متوجÙ‘ه زمین شده و دست‌هایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا می‌گرفت، آنگاه سر از سجده برمی‌داشت و پای چپش را خم می‌کرد و بر آن می‌نشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز می‌نمود و سجده دوم را نیز همین‌گونه انجام می‌داد و پس از سجده، تکبیر می‌گفت، سپس پایش را خم کرده بر آن می‌نشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار می‌گرفت. رکعت بعدی را هم به همین کیفیÙ‘ت انجام می‌داد و پس از دو رکعت در حال قیام تکبیر می‌گفت و دست‌هایش را تا برابر شانه‌ها بالا می‌برد همانگونه که تکبیر افتتاحیÙ‘ه را انجام می‌داد و در بقیÙ‘ه نمازش نیز همین‌طور عمل می‌کرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام می‌گفت، پای چپ را عقب قرار می‌داد و بر سمت چپ بر وÙŽرِک3 می‌نشست.
 
همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(ص) بدین گونه نماز می‌گزارد.4
 
این بود حدیثی در مقام بیان کیفیÙ‘ت نماز رسول خدا(ص) که از طریق اهل سنÙ‘ت روایت شده که وجه دلالت آن را دانستیم. اکنون به حدیثی که شیعه امامیه روایت کرده توجه کنید:
 
ب: حدیث حمÙ‘اد بن عیسی
 
حمÙ‘اد بن عیسی از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی که 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حمÙ‘اد گفت: (از این سخن امام (ع)) در دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط کامل) به من تعلیم فرما.
 
پس ابوعبداللÙ‘ه (ع) (جعفر بن محمÙ‘د‘) راست قامت رو به قبله ایستاد و دست‌هایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصلØ© سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی‌کرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تکبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللÙ‘ه احد را با ترتیل قرائت کرد، سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود، آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری که اگر قطره‌ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می‌شد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی‌گشت، امام گردنش را (در رکوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رÙŽبÙ‘ی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاÙ‹ به حال قیام درآمد، گفت: «سمع اللÙ‘ه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تکبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربÙ‘ی الØ£علÙ‰ وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاک سنÙ‘ت است که اِرغام نامیده می‌شود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست، تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم کرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «Ø£ستغفر اللÙ‘ه ربÙ‘ی و Ø£توب Ø¥لیه»، و در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوÙ‘ل بجا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده دست‌هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد . 
 
سپس فرمود: ای حمÙ‘اد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دست‌ها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.5
 
چنان که ملاحظه می‌شود هر دو روایت در صدد بیان کیفیÙ‘ت نماز واجب است و در هیچکدام کوچکترین اشاره‌ای به روی هم گذاشتن دست‌ها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنÙ‘ت بود، امام صادق (ع) در بیان خود آن را ترک نمی‌کرد و حال این که آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را برای ما مجسÙ‘م می‌کرد، چون او از پدرش امام باقر(ع) و امام باقر(ع) از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان(ع) و او از رسول اعظم صلوات اللÙ‘ه علیهم اجمعین گرفته‌اند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت استØ› زیرا گرفتن دست در واقع داخل کردن چیزی است در شریعت که از شریعت نیست.
 
ج. آموزش نماز به کسی که نماز صحیح نمی‌خواند
 
در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام «حدیث المسیØ¡ صلاتُه» یعنی حدیث کسی که نماز خود را صحیح نمی‌خواند، در این حدیث چنین آمده است:
 
ابوهریره می‌گوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پیامبر آمد و سلام کرد. پیامبر سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود: برگرد باز نماز بگزار، این کار سه بار تکرار شد، سرانجام آن مرد عرض کرد: سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، من جز آنچه انجام می‌دهم، چیزی نمی‌دانم، چه بهتر که نماز را به من بیاموزی.
 
در این هنگام پیامبر فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تکبیر بگو، سپس آنچه از آیات قرآن می‌دانی، بخوان، سپس رکوع کن به گونه‌ای که بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر دیگر اجزا و شروط نماز را به او می‌آموخت6 و هیچ اشاره‌ای به گذاردن دست راست بر دست چپ نمی‌کند، در حالی که اگر این کار واجب و یا مستحب مؤکد بود، از گفتن آن خودداری نمی‌کرد.
 
نظر ائمÙ‘ه اهل بیت(علیهم السلام)
 
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، روشن گردید که سنت بودن دست روی دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدین جهت می‌بینیم که ائمÙ‘ه اهل بیت(علیهم السلام) از این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز می‌کردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه می‌دانستند.
 
محمÙ‘د بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام محمÙ‘د باقر ‘روایت کرده، می‌گوید: به آن حضرت عرض کردم: حکم کسی که دستش را در نماز بر دست دیگر می‌گذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تکفیر است و نباید انجام شود.(تکفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).
 
زراره از حضرت امام محمÙ‘د باقر (ع) روایت کرده که فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تکفیر مکن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام می‌دهند.
 
صدوق به سندی از امیر مؤمنان علی (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی‌کند و در حالی که در مقابل خدای عزÙ‘ وجلÙ‘ ایستاده است، تشبÙ‘ه به اهل کفر (یعنی مجوس) نمی‌ورزد.7
 
در خاتمه یادآوری می‌کنیم که آقای دکتر علی سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنÙ‘ی، (در مورد نهادن دست‌ها بر یکدیگر در حال نماز) به کسانی که دست روی دست گذاشتن را حرام می‌دانند حمله کرده و می‌گوید: «کسانی که قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام می‌دانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین اختلاف و تفرقه ایجاد می‌کنند».8
 
جا دارد از ایشان پرسیده شود: اگر تلاش و بررسی وتحقیق در کتاب و سنÙ‘ت، شیعه را به این نتیجه رسانده که گرفتن دست در نماز، امری است که بعد از نبی اکرم(ص) پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر می‌شدند، گناه شیعه چیست؟ و در این صورت هر کس گمان کند که آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا مستحب، تحقیقاÙ‹ در دین امری را بدعت نهاده که از دین نیست. آیا جزای کسی که در کتاب و سنÙ‘ت اجتهاد و تحقیق نماید این است که با تیر اتÙ‘هام به تعصÙ‘ب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟
 
اگر این اتÙ‘هام بجا باشد، آیا امام مالک را نیز می‌توان این گونه متÙ‘هم کرد؟ زیرا او گرفتن دست را مطلقاÙ‹، یا در نمازِ واجب، مکروه می‌داند. آیا می‌توان امام دارالهجره را به تعصÙ‘ب مذهبی و ایجاد خلاف متÙ‘هم کرد؟
 
به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصÙ‘ب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمی‌دانید؟ قضاوت با شماست.
 
--------------------------------------------------------------------------------
1 . محمÙ‘د جواد مغنیه: الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالØ© مختصرØ© السدل» ا از دکتر عبدالحمید، ص 5.
2 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام:11/15Ù€16.
3 . تورک عبارت است از این که انسان در حال نشستن بر روی پای چپ بنشیند، وروی پای راست را بر کف پای چپ قرار دهد.
4 . سنن بیهقی:2/72، 73، 101، 102; سنن Ø£بی داود:1/194، باب افتتاح الصÙ‘لاØ©، حدیث 730Ù€736; سنن ترمذی:2/98، باب صفØ© الصÙ‘لاØ©.
5 . شیخ حرÙ‘ عاملی: وسائل الشیعه، 4، باب 1 از ابواب افعال نماز، حدیث 1، و باب 17، 
حدیث 1و2.
6 . صحیح بخاری، ج1، ص 189، شماره 793; صحیح مسلم:2/11.
7 . شیخ حرÙ‘ عاملی، وسائل الشیعه:4، باب 15 از ابواب قواطع الصÙ‘لاØ©، حدیث 1، 2و 7.
8 . فقه الشیعØ© الØ¥مامیه ومواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الØ£ربعه:183.

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.