🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
ملا نصرالدین و ان شاØ¡لله | مجله نودیها

ملا نصرالدین و ان شاØ¡لله

✍️ نویسنده: 3

همسر ملانصرالدین از او پرسید: فردا چه می کنی؟

گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه می چینم.

همسرش گفت: بگو انشاØ¡ ا...

ملا گفت: انشاØ¡ا... ندارد فردا یا هوا آفتابیست یا بارانی!!

از قضا فردا در میان راه به راهزنان رسید و اورا گرفتند و کتک زدند و هرچه داشت با خود بردند . ملا نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان رفت. به خانه برگشت و در زد. همسرش گفت: کیست؟

ملا گفت: انشاØ¡ا... که منم! (پارسی استوری)

(شهر داستان ها)

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.