عشق من مهناز فصل چهارم قسمت ششم

داستان های سریالی – عشق من مهناز – توی اتاق فکر می کردم واقعا مشکل چیه ؟ چرا من و مهناز الان باید با هم دعوا کنیم؟ کمی که عصبانیتم فروکش کرد و فکر کردم متوجه شدم دفاع من از دختر عمه بسیار غلط بوده اگر کسی کار غلطی میکنه و رفتار زننده ای داره…

ادامه مطلب

عشق من مهناز فصل چهارم قسمت دوم

گفت :”سوال خوبی مطرح کردید من عروسی نمی رم البته اگر موسیقی حرام توش استفاده بشه معمولا هم یه موقعی میرم هدیه خوبی هم تهیه می کنم به طرف تقدیم می کنم و با یک دسته گل زیبا و بعدش اون جا رو ترک می کنم” گفتم:”من نمی فهمم!!” گفت :”این مسایل برای من قابل…

ادامه مطلب

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت دوم

سایت نودیها : گفت :”سوال خوبی مطرح کردید من عروسی نمی رم البته اگر موسیقی حرام توش استفاده بشه معمولا هم یه موقعی میرم هدیه خوبی هم تهیه می کنم به طرف تقدیم می کنم و با یک دسته گل زیبا و بعدش اون جا رو ترک می کنم” گفتم:”من نمی فهمم!!” گفت :”این مسایل…

ادامه مطلب

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و نهم – پایان فصل دوم

دو ماه بعد از عید رفتم اتاق بابا سعید و مسایل و براش گفتم پدر گفت:”باید این تغییر و بهش اطلاع بدی” گفتم :”چطوری خیلی بدش میاد مستقیم باهاش صحبت کنم” گفت:”منظور منم مستقیم نبود برو و جریان رو به آقا باقر بگو ، مرد فهمیده ایه حتما کمکت میکنه” غروب رفتم سراغ آقا باقر…

ادامه مطلب