این عروس را بکشید!

پیرمرد عرب زبانی را دیدیم که با مقدار زیادی طلا و جواهرات در دستش، به طرف ما آمد. گویا از ما خواسته ای داشت. ابتدا نفهمیدیم چه می گوید. بعد متوجه شدیم که می خواهد آن جواهرات را به ما بدهد تا ناموسش را شهید کنیم. حاج عبدالله قائمی یکی از جانبازان سرفراز و یادگار…

ادامه مطلب

بی توجهی عروس و داماد به رسم و رسومات

نودیها:زمان ما هم مثل همیشه، رسم و رسومات ازدواج زیاد بود. ریخت و پاش هم که بیداد می کرد.   ولی ما از همان اول ساده شروع کردیم؛ خریدمان یک بلوز و دامن برای من بود و یک کت و شلوار برای مرتضی. چیز دیگری را لازم نمی دانستیم.   به حرف و حدیث ها…

ادامه مطلب