جان جهان دوش کجا بوده‌ای – مولانا

جان جهان دوش کجا بوده‌ای نی غلطم در دل ما بوده‌ای آه که من دوش چه سان بوده‌ام آه که تو دوش که را بوده‌ای رشک برم کاش قبا بودمی چون که در آغوش قبا بوده‌ای زهره ندارم که بگویم تو را بی من بیچاره کجا بوده‌ای آینه‌ای رنگ تو عکس کسیست تو ز همه…

ادامه مطلب

مژده وصـل تو کو کز سر جان برخیزم

مژده وصـل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسـم و از دام جـهان برخیزم بـه ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجـگی کون و مـکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشـتر زان که چو گردی ز میان برخیزم بر سر تربت من با می و مطرب بنـشین تا…

ادامه مطلب

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

  جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن…

ادامه مطلب