دانلود صوت برنامه جدال با حضور دکتر امیر حسین ثابتی / مخالفان مذاکره چه راه حلی برای مسایل کشور دارند؟دانلود صوت سخنرانی دکتر خوش چشم ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ – آیا جنگ می شود ؟دانلود آهنگ علاج محسن چاوشی با کیفیت عالی + موزیک ویدئومطالب نودیها در مورد برجام

برچسب: قرآن

  • برای تقویت حافظه چه دعاهایی بخوانیم؟

    نودیها:همزمان با فصل امتحانات و شروع کنکور دانشگاه ها، خیلی ها به این فکر می کنند که چه راهی برای تقویت حافظه وجود دارد تا آنها را از مصرف داروهای شیمیایی دور کند. ما سعی داریم در این گزارش با اشاره به آیات قرآن کریم، آموزه های دینی و روایات ائمه اطهار (ع) مسیرهای بهتری را به شما معرفی کنیم.

     

    حجت الاسلام والمسلمین عبدالعلی گواهی سخنران و کارشناس امورقرآنی، درخصوص راه های تقویت حافظه در اسلام گفت: ابتدای امر باید تاکید داشته باشیم که هیچ چیز آرامش بخشی به خودی خود به وجود نمی‌آید.  اگر هم به دست آید، به زودی افول می کند.  آرامش و آسودگی خاطر همیشگی همواره با ذکر و یاد خدا ایجاد می شود.  به همین منظور توصیه من در وهله اول توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع) است؛ چرا که در این مسیر گیرایی انسان بالاتر می رود. البته باید در نظر داشت که نماز اول وقت حلال بسیاری از مشکلات است و ما می توانیم برای تقویت حافظه و رسیدن به آرامش نسخه نماز، روزه و یاد خدا را برای مردم داشته باشیم.

    وی در ادامه بیان کرد: برخی می گویند اگر روزه بگیریم، نمی توانیم درس بخوانیم. اتفاقاَ باید بگوییم که انسان با شکم گرسنه درک بهتری از درس و مطالب می تواند داشته باشد. درواقع کسب فضیلت زمانی رقم می خورد که انسان نشاط معنوی داشته باشد، شادی های مقطعی و لحظه‌ای موجب تقویت حافظه یا آرامش خاطر نمی شود. فهم و حکمت زمانی اتفاق می افتد که انسان غرق در پرودگار متعال باشد. در این امر هیچ چیز بالاتر از آن نیست که انسان دل از اغیار خالی کند.

     

    نسخه قرآنی برای تقویت حافظه

    احقاف؛ چهل و ششمین سوره قرآن است با ۳۵ آیه که خواندنش آثار و برکات بسیاری دارد. یکی از آنها تقویت حافظه و تمرکز است. از امام صادق (ع) روایت شده: «اگر سوره احقاف را بنویسند و با آب زمزم بشویند و آن را بنوشند، سبب خوشنامی، آبرومندی، محبوبیت و قدرت حافظه می‌شود.»

    توصیه آیت الله قاضی برای تقویت حافظه این است که برای تقویت آن آیه الکرسی و  دو سوره مبارکه ناس و فلق را در حتماً بخوانید.

    راز حافظه قوی مرحوم آیت‌الله بهجت

    حجت‌الاسلام پناهیان در این باره بیان می کند: «مبارزه با هوای نفس، روح انسان را قوی می‌کند و کسی که روحش قوی باشد از زندگی، بیشتر لذت می‌برد. بعضی‌ها آن‌قدر با هرزگی و عدم مبارزه با نفس، روح خود را ضعیف کرده‌اند که از لذائذ اولی زندگی خودشان مثل لذت جنسی هم لذت نمی‌برند. اینها، چون از نظر روحی قوی نیستند از زندگی خود لذت نمی‌برند، اعصابشان خُرد می‌شود و لذا به سراغ گناه می‌روند تا به خیال خود لذتی ببرند.

    به امیرالمؤمنین (ع) گفتند شما که این‌قدر کم غذا می‌خورید، چطور در جنگ‌ها این‌قدر قدرتمندانه می‌جنگید؟ حضرت فرمود: چوب درختانی که در بیابان هستند و آب کمتری می‌خورند، خیلی محکمتر از چوب درختانی هستند که در کنار آب هستند، لذا من که کمتر غذا می‌خورم قوی‌تر هستم.

    (وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَهِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ الْبَرِّیَّهَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَهَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْیَهَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُودا؛ نهج البلاغه/نامه ۴۵)

    متاسفانه ما با عدم مبارزه با نفس، روح خود را تضعیف کرده‌ایم، پس به در خانۀ خدا برویم و بگوییم: ظلمت نفسی؛ یعنی “خدایا! من خودم را زده‌ام و نابود کرده‌ام! من یک عمر به هوای نفسم گوش کرده و هرزه‌دلی کرده‌ام، خدایا گناهان و هوس‌بازی‌های مرا ببخش، من قوت و قدرت و اراده‌ای برای خودم باقی نگذاشته‌ام، تبدیل شده‌ام به یک آدم بدون قدرت تمرکز، حواس‌پرت، ناتوان از لذت بردن از طبیعت، آدمی که در اثر هوسرانی‌ها دچار ضعف جسمی شده، آدمی که نمی‌تواند به اطرافیان خود خدمت کند، یک آدم ضعیف النفس … خدایا، دست مرا بگیر و ضعف مرا جبران کن. «قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی» (دعای کمیل) ”

    یکی از شخصیت‌ها که نزد آیت الله بهجت (ره) رفته بود تعریف می‌کرد: طی صحبت با ایشان متوجه شدم که آقای بهجت (ره) در آن سن و سال بالا، چه جزئیاتی را از گذشته‌ها هنوز به خاطر دارند! این حافظۀ قوی ناشی از چیست؟ طبیعتاً ناشی از مبارزه با هوای نفس است، البته با آداب و آیینی که دین به ما می‌گوید.»

     

    اموری که باعث تقویت حافظه می شود:

    ۱, یاد خدا (انجام امور عبادی و تکالیف شرعی به ویژه نماز اول وقت).

    ۲, خواندن دعا‌هایی که برای تقویت حافظه موثر است، از ائمه اطهار (ع) نقل شده است که از خدا بخواه که عقل تو را قوی بگرداند و از خدا طلب فهم و درک نما. [بحارالانوار، ج. ۱، ص. ۲۲۴ روایت ۱۷ روایت عنوان بصری.]به عنوان نمونه چند دعا که برای تقویت حافظه موثر است را بیان می‌کنیم:

    ۱ ـ. سوره الرحمن را تا فبای آلاء ربکما تکذبان هر روز بعد از نماز صبح بخواند.

    ۲ ـ. مرحوم شیخ بهایی در کتاب تهذیب فرموده است؛ به جهت زیادت حافظه این دعا را بخوانید. «الَلِّهُمَ ارْزُقْنی فَهْمَ النَّبِییّنَ وَ حِفْظَ الْمُرْسَلینَ وَ اِلْهامَ الْمَلائِکهَ الْمُقَرّبینَ آمینَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.»

    ۳ ـ. بعد از هر نماز این دعا را بخواند که مجرّب است. «سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یُاخِذُ اَهْلَ الاَرْضِ بِألْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّئُوفُ الرَّحیم اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر.»

    ۴ ـ. جهت قوت حافظه هر روز ده مرتبه بگوید: «فَفَهَّمْنا‌ها سُلیمْانَ وَ کُلاَّ آتیْنا فَهْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یَسْبَحْنَ وَ الطَّیْرَ وَ آلِهِ اَکْرِمْنی بِالْفَهْمِ وَ الْحْفِظِ وَ الْخَیْرّ یا قاضِیَ الْحاجاتِ وَ صلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ.»

    ۵ ـ. هر روز صبح قبل از آنکه کسی سخن بگوید این جمله را بخواند. «یا حَیَّ یا قَیَُّومُ فَلا یَفُوتُ شَیءُ عِلْمُهُ وَ لا یَئُودُه.»

    ۶ ـ. هر روز بعد از نماز نافله صبح بگوید: «اَللَّهُمَّ لا تُنسِنی ما اَقْرَءُ فی یَوْم هذا فَانَّکَ قُلْتَ سَنَفْرَئَکَ فلا تُنسی.»

    ۷ ـ. در حدیث سلمان فارسی (رضی اللّه عنه) آمده است که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرموده است: هر کس آیه‌الکرسی را با زعفران بر کف دست راست خود بنویسد و آن را با زبان بلیسد و هفت بار چنین کند هرگز چیزی را فراموش ننماید.

    ۸- پنج چیز است که حافظه را زیاد می‌کند و بلغم را از بین می‌برد:

    ۱ ـ. مسواک کردن، ۲ ـ. روزه گرفتن، ۳ ـ. قرائت قرآن، ۴ ـ. عسل خوردن، ۵ ـ. کندر جویدن.

    ۹- قبل از مطالعات این جملات را بخوانید. «اَللّهُمَّ اَخْرُجْنی مِنَ الظَّلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنی بِنُورِ الْفَهْمِ الَّلهُمَّ افْتَحْ عَلَینا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.»

    ۱۰- کسی که می‌خواهد حافظه‌اش زیاد شود مسواک کند و روزه بگیرد و قرآن بخواند مخصوصاً آیه الکرسی را، و ناشتا ۲۱ عدد مویز با هسته سرخ بخورد، زیرا جهت فهم و حفظ ذهن مفید خواهد بود.

    ۱۲- هر روز هفت مثقال مویز ناشتا بخورد و همچنین هر روز با غذا خردل میل نماید.

    امیرمؤمنان علی (ع) در رابطه با حفظ کردن و خواندن مداوم آیه الکرسی فرمودند: اگر بدانید آیه الکرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آن‌را ترک نمی‌کنید، برای رفع و از بین بردن مشکلات خود به آیه الکرسی پناه ببرید، اگر مشکلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام در‌های این عالم به روی شما بسته شده است، چرا از آیه الکرسی غافلید؛ با ایمان کامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید و بسیار احادیث موجود است که از این آیه با عظمت و اهمیت آن در سفر، تقویت حافظه، نور چشم، رفع ترس و در امان ماندن از بلا و … یاد کرده‌اند.

    باشگاه خبرنگاران

  • کلیپ اعجاز علمی قرآن-جاذبه های عمومی

    [hana-flv-player video=”http://www.navadiha.ir/duya/down/ejaz ghoran(1).flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    دانلود مستند و کلیپ

  • تلاوت زیبای قاری ممتاز بین المللی حاج سید محمدجواد حسینی

    [hana-flv-player video=”http://www.navadiha.ir/duya/down/gheraat ghoran-hoseyni.flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    آپارات

  • کلیپ سخنرانی استاد رائفی پور:ایران آخرالزمان در قرآن چگونه آماده است؟

    [hana-flv-player video=” http://www.navadiha.ir/duya/down/raefi16-2.flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    روشنگری

  • نظرحجت‌الاسلام قرائتی درباره قرآن کشتی مطلا

    [hana-flv-player video=”http://duya.navadiha.ir/uploads/Qaraati-QuranKashtiMotalla.flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    انصارکلیپ

  • کلیپ تجارت پرسود ( عبدالباسط،تلاوت آیه ۲۶۱ سوره بقره)

    [hana-flv-player video=”http://duya.navadiha.ir/uploads/ghoran.flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    راسخون

  • سخنان حاج آقا قرائتی – دلت پاک باشه دروغ است

    [hana-flv-player video=”http://duya.navadiha.ir/uploads/gheraati-2-.flv” width=”400″ description=”” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

    دانلود

    روشنگری

  • الرِّجال قَوّامُونَ عَلَی النِّساء یعنی چه؟

    نظام شورایی برای اداره خانواده، همراه با سرپرستی و مأموریت اجرایی مرد، این حالت برای اداره خانواده منطقی به نظر می رسد. البته به شرط آن که اعضای خانواده با کمال تقوا و عدالت، در زندگی خانوادگی فعالیت کنند. تصمیماتی که در نظام شورایی خانواده گرفته می شود، برعهده مرد است تا آن ها را اجراء کند. بنابر این، می توان گفت: مراد از “قوام” در آیه زیر نیز همین فرض است:

    الرِّجال قَوّامُونَ عَلَی النِّساء بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ وَ بِما اَنفِقُوا مِن اَموالِهِم فَالصَّالِحاتٌ قائِناتٌ حافِظاتٌ لِلغَیبِ بِما حَفِظَ اللّهُ

    مردان سرپرست زنان هستند؛ به جهت زیادتی که خداوند بعضی را بر بعض دیگر داده و به جهت انفاقی که از مال خود می نمایند. پس زنان صالح کسانی هستند که به خداوند متعال عبادت و خضوع می نمایند و قوانینی را که خداوند برای آن ها مقرر کرده است، حتی در غیاب مردم هم اطاعت می کنند.” (نساء/۳۴)

    در تفسیر این آیه نکات زیر را یادآور می شویم:

    الف– مقصود از قوام، قیم به معنای فقهی و حقوقی آن نیست، زیرا قیم کسی است که اختیار مال و اداره زندگی دیگری را برعهده دارد، مانند قیم بودن بر صغیر یا دیوانه. به این معنا، مرد بر زن قیمومت ندارد، زیرا زن در همه شوون زندگی اقتصادی و اخلاقی و مذهبی خود، آزاد است و در شوون اجتماعی نیز به شرط آن که مزاحم حقوق مرد نباشد، آزادی کامل دارد. یعنی زن باید به وظایفی که نسبت به مرد دارد، تعهد داشته باشد. همان طور که مرد نیز باید به وظایفی که در برابر زن دارد، التزام داشته باشد.

    ب– قوام با توجه به آیات فراوانی که درباره تساوی ارزش شخصیت زن و مرد آمده، به معنای سرپرستی و مجری مصالح خانوادگی است. این هم که مرد باید سرپرستی خانواده را برعهده گیرد، به جهت مقاومتی است که مرد در برابر رویدادهای زندگی و عوامل مزاحم طبیعت دارد.

    در خانواده ای که زن حاکمیت پیدا کند و مرد موجودی کاملا فرعی محسوب شود، استعدادها و مختصات مرد خنثی می شود و این امر تأثیر عمیقی در مسائل روانی فرزندان بر جای می گذارد.

    حاکمیت مطلق مرد هم موجب رکود استعدادهای زن و دیگر افراد خانواده می شود. اما اگر مدیریت خانواده بر اساس نظام شورایی باشد و مدیریت اجرایی خانواده را مرد عهده دار شود، به حقوق هیچ یک از زن و مرد تجاوز نخواهد شد، و زن خود را جزیی از شخصیت مرد و مرد خود را جزیی از شخصیت زن خواهد دید.

    ج– کلمه فضل که در آیه فوق آمده، برتری و تفوق ارزشی مرد بر زن را بیان نمی کند، بلکه به معنای برتری مرد در ساختمان وجودی از جهت مقاومت در برابر مشکلات است.

    این یک اصل تجربه شده ای است که اگر در یک خانواده، زن یک انسان کامل و خردمند و با تقوا باشد، با اطمینان نزدیک به نود و هشت درصد، همه اعضای آن خانواده سعادتمند خواهند بود، چه مرد و چه کودک شیرخوار

    د– در آیه مذکور، به ارزش های انسانی زن اشاره شده است. زن هایی شایسته دانسته شده اند که در ارتباط دائمی با خدا بوده و نگاهبان فرامین الهی در غیاب مرد می باشند و شخصیت مرد را جریحه دار نمی کنند و حافظ نظام خانوادگی می باشند.

    این یک اصل تجربه شده ای است که اگر در یک خانواده، زن یک انسان کامل و خردمند و با تقوا باشد، با اطمینان نزدیک به نود و هشت درصد، همه اعضای آن خانواده سعادتمند خواهند بود، چه مرد و چه کودک شیرخوار. در صورتی که اگر زن بی اعتنا به مسائل انسانی و از تدبیر و تقوا بی بهره بوده باشد، مرد هر اندازه هم که در اوج عظمت های انسانی قرار گرفته باشد، تأثیرش در خانواده بسیار ناچیز خواهد بود.

    برگرفته از سخنان علامه جعفری

    تبیان

  • خواص اعجاب انگیز آیه الکرسی

    ۷خواص اعجاب انگیز آیه الکرسی را در این گزارش بخوانید.

    ۱- حضرت امام باقر(ع) فرمود : کسی که بعد از وضوء آیه الکرسی بخواند خداوند ثواب چهل سال عبادت را به او عنایت می فرماید و چهل درجه او را بالا می برد و چهل حورالعین را به تزویج او در می آورد.

    ۲-رسول خدا(ص)(علیه افضل الصلوات) فرمودند : هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجبی بخواند خدای تعالی قابض روح او خواهد بود و مثل کسی است که جنگ کرده باشد با کفار در خدمت انبیاء تا به شرف شهادت فایض شده باشد.

    ۳-اگر کسی آیه الکرسی را بخواند و به پاهایش بدمد در راه رفتن خسته نمی شود.

    ۴-اگر کسی در جایی بی آب باشد و از هلاکت بترسد ۶۶ بار آیه الکرسی بخواند حاجتش برآورده می شود.

    ۵- برداشتن عذاب قبر : اگر کسی مشتی خاک بردارد و ۷ بار آیه الکرسی بخواند و در قبر مرده ریزد آن مرده را کیفر نکنند و به رحمت الهی رسد.

    ۶-پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر کسی در شب یکشنبه دو رکعت نماز با حمد و آیه الکرسی و توحید هر کدام یک بار بخواند فردای قیامت وقتی پا به عرصه ی قیامت می نهد صورتش مثل ماه شب می درخشد و از طرفی هم پروردگار عالم در دنیا عقلی به او عطا می کند که او را تا زمان مردن همراهی می کند.

    ۷-دوازده مرتبه آیه الکرسی خواندن در سفر و حضر مانند این است که دوازده لشکر مجهز برای حفاظت از هر حادثه از جانب خدا گماشته شده است.

    تذکر : این ۷ مورد تنها ۷ قطره از دریای پهناور آیه الکرسی می باشد . سوره ای کوچک در قرآن که در دل بزرگترین سوره ی قرآن جای دارد و پیامبر (ص) خواندن مدام آن را به امیر المومنین علی(ع) بی نهایت توصیه می فرمود.

     

    منبع:باشگاه خبرنگاران

  • زندگی نامه حافظ شیرازی

    خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی، یکی از بزرگ‌ترین شاعران نغزگوی ایران و از گویندگان بزرگ جهان است که در شعرهای خود «حافظ» تخلص نموده‌است. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدین نوشته‌اند و ممکن است بهاءالدین _علی‌الرسم_ لقب او بوده‌باشد.

    محمد گلندام، نخستین جامع دیوان حافظ و دوست و همدرس او، نام و عنوان‌های او را چنین آورده‌است: مولاناالاعظم، المرحوم‌الشهید، مفخرالعلماء، استاد نحاریرالادباء، شمس‌المله‌والدین، محمد حافظ شیرازی.

    تذکره‌نویسان نوشته‌اند که نیاکان او از کوهپایه‌ اصفهان بوده‌اند و نیای او در روزگار حکومت اتابکان سلغری از آن جا به شیراز آمد و در این شهر متوطن شد. و نیز چنین نوشته‌اند که پدرش «بهاءالدین محمد» بازرگانی می‌کرد و مادرش از اهالی کازرون و خانه‌ی ایشان در دروازه کازرون شیراز، واقع بود.

    ولادت حافظ در ربع قرن هشتم هجری در شیراز اتفاق افتاد. بعداز مرگ بهاءالدین، پسران او پراکنده شدند ولی شمس‌الدین محمد که خردسال بود با مادر خود، در شیراز ماند و روزگار آن‌دو، به تهیدستی می‌گذشت تا آن‌که عشق به تحصیل کمالات، او را به مکتب‌خانه کشانید و به تفصیلی که در تذکره‌ی میخانه آمده‌است، وی چندگاهی ایام را بین کسب معاش و آموختن سواد می‌گذرانیدو بعداز آن زندگانی حافظ تغییر کرد و در جرگه‌ی طالبان علم درآمد و مجلس‌های درس عالمان و ادیبان زمان را در شیراز درک کرد و به تتبع و تفحص در کتاب‌های مهم دینی و ادبی از قبیل: کشاف زمخشری، مطالع‌الانوار قاضی بیضاوی، مفتاح‌العلوم سکاکی و امثال آن‌ها پرداخت.

    محمد گلندام، معاصر و جامع دیوانش، او را چندین‌بار در مجلس درس قوام‌الدین ابوالبقا، عبدالله‌بن‌محمودبن‌حسن اصفهانی شیرازی (م۷۷۲هـ ق.) مشهور به ابن‌الفقیه نجم، عالم و فقیه بزرگ عهد خود دیده و غزل‌های او را در همان محفل علم و ادب شنیده‌است.

    چنان‌که از سخن محمد گلندام برمی‌آید، حافظ در دو رشته از دانش‌های زمان خود، یعنی علوم شرعی و علوم ادبی کار می‌کرد و چون استاد او، قوام‌الدین، خود عالم به قراآت سبع بود، طبعاً حافظ نیز در خدمت او به حفظ قرآن با توجه به قرائت‌های چهارده‌گانه (از شواذ و غیر آن) ممارست می‌کرد و خود در شعرهای خویش چندین‌بار بدین اشتغال مداوم به کلام‌الله اشاره نموده‌است:

    عشقـت رسد به فریاد ارخود به‌سان حـافظ قـرآن ز بـر بخوانی با چـارده روایت

    یا

    صبح‌خیزی و سلامت‌طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

    و به تصریح تذکره‌نویسان اتخاذ تخلص «حافظ» نیز از همین اشتغال، نشأت گرفته‌است.

    شیراز، در دوره‌ای که حافظ تربیت می‌شد، اگرچه وضع سیاسی آرام و ثابتی نداشت لیکن مرکزی بزرگ از مرکزهای علمی و ادبی ایران و جهان اسلامی محسوب می‌گردید و این نعمت، از تدبیر اتابکان سلغری فارس برای شهر سعدی و حافظ فراهم‌آمده‌بود. حافظ در چنین محیطی که شیراز هنوز مجمع عالمان و ادیبان و عارفان و شاعران بزرگ بود،با تربیت علمی و ادبی می‌یافت و با ذکاوت ذاتی و استعداد فطری و تیزبینی شگفت‌انگیزی که داشت، میراث‌دار نهضت علمی و فکری خاصی می‌شد که پیش‌از او در فارس فراهم‌آمد و اندکی بعداز او به نفرت گرایید.

    حافظ از میان امیران عهد خود چند تن را در شعرش ستوده و یا به معاشرت و درک صحبت آن‌ها اشاره کرده‌است، مانند: ابواسحق اینجو (مقتول به سال ۷۵۸هـ ق.)، شاه‌شجاع (م۷۸۶هـ.ق.)، و شاه‌منصور (م۷۹۵هـ.ق.) و در همان‌حال با پادشاهان ایلکانی (جلایریان)که در بغداد حکومت داشتند نیز مرتبط بود و از آن میان سلطان احمدبن‌شیخ‌اویس (۷۸۴-۸۱۳هـ. ق.) را مدح کرد. از میان رجال شیراز، از حاجی قوام‌الدین حسن تمغاچی (م۷۵۴هـ ق.) در شعرهای خود یاد کرده و یک‌جا هم از سلطان غیاث‌الدین‌بن‌سلطان سکندر، فرمانروای بنگال هنگامی که شهرت شاعرنوازی سلطان محمود دکنی (۷۸۰-۷۹۹هـ ق.) و وزیرش میرفیض‌الله انجو به فارس رسید، حافظ راغب دیدار دکن گشت و چون پادشاه بهمنی هند و وزیر او را مشتاق سفر خود به دکن یافت، از شیراز به “هرموز” رفت و در کشتی محمودشاهی که از دکن آمده‌بود، نشست اما پیش‌از روانه‌شدن کشتی، باد مخالف وزیدن گرفت و شاعر کشتی را _ظاهراً به‌قصد وداع با بعضی از دوستان در ساحل هرموز، اما در واقع از بیم مخاطرات سفر دریا_ ترک گفت و این غزل را به میرفیض‌الله انجو فرستاد و خود به شیراز رفت:

    دمی با غم به‌سر بردن جهان یک‌سر نمی‌ارزد به مـی بفروش دلق ما کزین بهتر نمی‌ارزد

    یک‌بار حافظ از شیراز به یزد _که در دست شعبه‌ای از شاهزادگان آل‌مظفر بود_ رفت ولی خیلی زود از اقامت در «زندان سکندر» خسته‌ شد و در غزلی بازگشت خود را به فارس بدین‌گونه آرزو کرد:

    دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت برتندم و تا ملک سلیمان بروم

    (هرچند که عده‌ای سبب به یزد رفتن حافظ را تبعید وی در دوران دوم حکومت شاه‌شجاع به مدت ۲۲ماه دانسته‌اند.)

    وفات حافظ به سال ۷۹۲ هجری اتفاق افتاد. تو دارای زن و فرزندان بود. چندبار در شعرهای حافظ، به اشاراتی که به مرگ فرزند خود دارد بازمی‌خوریم و از آن‌جمله است این دو بیت:

    دلا دیـدی که آن فـرزانه فـرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین

    بـه‌جای لوح سیمین در کنـارش فلک بر سر نهـادش لـوح سیمین

    درباره‌ی عشق او به دختری «شاخ‌نبات»نام، افسانه‌هایی رایج است و بنابر همان داستان‌ها، حافظ آن دختر را به عقد مزاوجت درآورد. گروهی نیز شاخ‌نبات را معشوق معنوی و روحانی، عده‌ای نیز شاخ‌نبات را استعاره‌ای از قریحه‌ی شاعری و گروهی دیگر استعاره از کلک و قلم دانسته‌اند.)

    حافظ مردی بود ادیب، عالم به دانش‌های ادبی و شرعی و مطلع از دقیقه‌های حکمت و حقیقت‌های عرفان.

    استعداد خارق‌العاده‌ی فطری او به وی مجال تفکرهای طولانی، همراه با تخیل‌های بسیار باریک شاعرانه می‌داد و او جمیع این موهبت‌های ربانی را با ذوق لطیف و کلام دلپذیر استادانه‌ی خود درمی‌آمیخت و از آن میان شاهکارهای بی‌بدیل خود را به‌صورت غزل‌های عالی به‌وجود می‌آورد.

    او بهترین غزل‌های مولوی، کمال، سعدی، همام، اوحدی و خواجو، و یا بهترین بیت‌های آنان را مورد استقبال و جواب‌گویی قرار داده‌است. کلام او در همه‌ی موارد منتخب و برگزیده، و مزین به انواع نزیین‌های مطبوع و مقرون به ذوق و شامل کلماتی‌ست که هریک با حساب دقیق، انتخاب و به‌جای خود گذارده شده‌است.

    تأثر حافظ از شیوه‌ی خواجو، مخصوصاً از غزل‌های «بدایع‌الجمال»، یعنی بخش دوم دیوان خواجو بسیار شدید است، و در بسیاری از موردها، واژه‌ها و مصراع‌ها و بیت‌های خواجو را نیز به وام گرفته‌ و با اندک تغییری در غزل‌های خود آورده‌است و این غیراز استقبال‌های متعددی‌ است که حافظ از خواجو کرده‌است.

    در میان شاعرانی که حافظ از آن‌ها استقبال کرده‌ و یا تأثیر پذیرفته‌است، بعداز خواجو، سلمان را باید نام برد.

    علت این تأثیر شدید آن است که سلمان ساوجی هم مانند خواجو، از معاصران حافظ و از جمله‌ مشاهیری بود که شاعر شیراز، اشعارش را سرمشق کار خود قرار داد. پاسخ‌‌ها و استقبال‌های حافظ از سعدی و مولوی و دیگر شاعران استاد پیش‌از خود، کم نیست، اما دیوان او به‌قدری از بیت‌های بلند و غزل‌های عالی و مضمون‌های نو پر است که این تقلیدها و تأثرها در میان آن‌ها کم و ناچیز می‌نماید.

    علاوه براین علو مرتبه‌ی او در تفکرهای عالی حکمی و عرفانی و قدرتی که در بیان آن‌ها به فصیح‌ترین و خوش‌آهنگ‌ترین عبارت‌ها داشته، وی را با همه‌ی این تأثیرپذیری‌ها، در فوق بسیاری از شاعران گذشته قرار داده و دیوانش را مقبول خاص و عام ساخته‌است.

    این نکته را نباید فراموش کرد که عهد حافظ با آخرین مرحله‌ی تحول زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی ایران مصادف بود و از این‌روی زبان و اندیشه‌ی او در مقام مقایسه با استادان پیش‌از وی به ما نزدیک‌تر و دل‌های ما با آن مأنوس‌تر است و به این سبب است که ما حافظ را زیادتر از شاعران خراسات و عراق درک‌ می‌کنیم و سخن او را بیشتر می‌پسندیم.

    از اختصاص‌های کلام حافظ آن است که او معنی‌های دقیق عرفانی و حکمی و حاصل تخیل‌های لطیف و تفکرهای دقیق خود را در موجزترین کلام و روشن‌ترین و صحیح‌ترین آن‌ها بیان کرده‌است. او در هر بیت و گاه در هر مصراع، نکته‌ای دقیق دارد که از آن به «مضمون» تعبیر می‌کنیم. این شیوه‌ی سخنوری را ، که البته در شعر فارسی تازه نبود، حافظ تکمیل‌کننده و درآورنده‌ی آن به پسندیده‌ترین وجه و مطبوع‌ترین صورت است و بعد از او شاعران در پیروی از شیوه‌ی او در آفرینش “نکته”های دقیق و ایراد “مضمون”های باریک و گنجاندن آن‌ها در موجزترین عبارت‌ها، که از یک بیت گاه از یک مصراع تجاوز نکند مبالغه نمودند و همین شیوه است که رفته رفته به شیوع سبک معرف به “هندی” منجر گردید. نکته‌ی دیگر در بیان اختصاص‌های شعر حافظ، توجه خاص او است به ایراد صنعت‌های مختلف لفظی و معنوی در بیت‌های خود به نحوی که کمتر بیتی از شعرهای او را می‌توان خالی از نقش و نگار صنایع یافت، اما نیرومندی او در استخدام الفاظ و چیره دستی‌اش در به کار بردن صنعت‌ها به حدی است که “صنعت” در “سهولت” سخن او اثری ندارد، تا بدان جا که خواننده، در بادی امر متوجه مصنوع بودن سخن حافظ نمی‌شود.

    (با این همه، بلندترین و باشکوه‌ترین مضمون شعر حافظ را باید در مبارزه با تزویر و ریاکاری و کاربرد مفهوم رندی او دانست که به شعر و اندیشه‌ی او جایگاهی ویژه می‌دهد.)

    حافظ از جمله شاعرانی است که در ایام حیات خود شهرت یافت و به سرعت در دورترین شهرهای ایران و حتی در میان پارسی‌گویان کشورهای دیگر مقبول سخن‌شناسان گردید و خود نیز بر این امر وقوف داشت.

    اندیشه‌ی جهان شمول و انسان دوستانه‌ی خواجه به او شهرتی جهانی داده است تا بدان جاکه بسیاری از بزرگان اندیشه و تفکر و شعر جهان، تحت تأثیر او به آفرینش آثاری مانا دست زدند که از میان آنان می‌توان به دو اندیشمند بزرگ شرق و غرب.، یعنی یوهان ولفگانگ گوته (آلمانی) و رابیندرانات تاگور (هندی) اشاره کرد.

    دیوان کلیات حافظ مرکب است از پنج قصیده و غزل‌ها و مثنوی کوتاهی معروف به “آهوی وحشی” و “ساقی‌نامه” و قطعه‌ها و رباعی‌ها.

    نخستین جامع دیوان حافظ، محمد گلندام است و بنا بر تصریح او، خود حافظ به جمع‌آوری غزل‌های خویش رغبتی نشان نمی‌داد. ظاهراً حافظ، صوفی خانقاه‌نشین نبود و با آن که مشرب عرفان داشت، در حقیقت از زمره‌ی عالمان عصر و مخصوصاً در شمار عالمان علوم شرعی بود و هیچ‌گاه به تشکیل مجلس درس نپرداخت، بلکه از راه وظیفه‌ی دیوانی ارتزاق می‌نمود و گاه نیز به مدح پادشاهان در قصیده‌ها و غزل‌ها و قطعه‌های خود همت می‌گماشت و از صله‌ها و جایزه‌هایی که به دست می‌آورد، برخوردار می‌شد.

    از این میان، دوران شیخ ابواسحق اینجو (مقتول به سال ۷۵۸ ه.ق.) عهد بارورتری برای حافظ بود و به همین سبب افول ستاره‌ی اقبال این پادشاه، شاعر را آزرده خاطر ساخت، چنان که چند بار از واقعه‌ی او اظهار تأسف کرد. از جمله در غزلی با مطلع زیر:

    یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

    دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

    تا به این بیت می‌رسیم که به این موضوع اشاره می‌کند:

    راستی خاتم فیروزه‌ی بواسحاقی

    خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

    و طبعاً با چنین ارادتی که به شیخ داشت، نمی‌توانست قاتل او را به دیده‌ی محنت بنگرد، خاصه که آن قاتل، یعنی امیر مبارزالدین محمدبن‌مظفر، (که به قتل شیخ جانشین او شد و سلسله‌ی آل‌مظفر را بنیانگذاری کرد). مردی درشت‌خوی و ریاکار و محتسب‌ پیشه بود وشاعرآزاده ی ماچند جای از شعرهای خود، رفتار او را به تعرض و یا به تصریح به باد انتقاد گرفته است، به ویژه در بیت:

    محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد

    قصه‌ی ماست که بر هر سر بازار بماند

    از دیوان حافظ به سبب شهرت و رواج بسیار آن نسخه‌های فراوان در دست است که اغلب در معرض دستبرد ناسخان و متذوقان قرار گرفته درباره‌ی بسیاری از بیت‌های حافظ به سبب اشتمال آن‌ها بر مضمون‌ها دقیق، میان اهل ادب تفسیرهای خاص رایج است.

    از مشهورترین شرح‌های دیوان حافظ، شرح سودی (متوفی در حدود ۱۰۰۰ ه.ق.) به ترکی و شرح مصطفی بن‌شعبان متخلص به سروری (م ۹۶۹ ه.ق.) و شمعی (م حدود ۱۰۰۰ ه.ق.) و از متأخرین، شرح دکتر حسینعلی هروی و حافظ‌ نامه بها‌ءالدین خرمشاهی و ..‌. را می‌توان نام برد.

    از آن چه که انحصاراً درباره‌ی دیوان حافظ قابل توجه است، موضوع رواج تفأل بدان است.

    “فال گرفتن” از دیوان حافظ سنتی تازه نیست بلکه از دیرباز در میان آشنایان شعر او اعم از فارسی‌زبانان و غیر آنان متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می‌توان به هر تأویل و توجیه بیتی را حسب حال تفأل کننده یافت، بدین سبب سراینده‌ی دیوان را “لسان‌الغیب” لقب داده‌اند.

    حاج خلیفه در کشف‌الظنون، از چند رساله که در قرن دهم و پیش از آن درباره‌ی تفأل در دیوان حافظ نوشته شده، یاد کرده است.

  • برای طلب فرزند این دعا را بخوانید!

    پروردگار متعال در بیان چگونگی فرزنددار شدن زکریا در کهنسالی و طلب فرزند از سوی وی می‌فرماید: «وَ زَکَرِیَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنی‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ»؛[۸۹ سوره مبارکه انبیاء] و زکریا را [به یاد آور] در آن هنگام که پروردگارش را خواند [و عرض کرد]: «پروردگار من! مرا تنها مگذار [و فرزند برومندى به من عطا کن] و تو بهترین وارثانى».

    در روایات وارد شده است، اگر کسی خواهان فرزند باشد، بعد از نماز جمعه دو رکعت نماز با رکوع و سجود طولانی بخواند،[یعنی در رکوع و سجود ذکر رکوع و سجود را تکرار نماید تا رکوع و سجودش طولانی شود] آن‌گاه پس از تمام شدن نماز بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا سَأَلَکَ بِهِ زَکَرِیَّا إِذْ قَالَ‏ رَبِ‏ لا تَذَرْنِی‏ فَرْداً وَ أَنْتَ‏ خَیْرُ الْوارِثِینَ‏ اللَّهُمَّ هَبْ لِی‏ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِکَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِی أَمَانَتِکَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَیْتَ فِی رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلَاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ نَصِیباً وَ لَا شِرْکاً». خداوند به او فرزند عطا می‌کند. [ کلینى، محمد، کافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ۳، ص ۴۸۲]

    قطعاً غیر از عوامل طبیعی و مادی، عوامل دیگری در هستی وجود دارند که می تواند اثر آفرینی کند که دعا یکی از مهم ترین آنهاست. اما در دعا باید آداب و شرایطی را نیز رعایت کرد تا به استجابت نزدیک شود.

    به عنوان نمونه کسی که در درگاه الهی آبرویی ندارد و تنها در مواقع مشکلات به سمت خدا روی می آورد، احتمال دارد که هرگز دعایش پذیرفته نشود.

    همچنین رسیدن به اضطرار و خالصانه خواندن خدا، نقش به سزایی در مستجاب شدن دعا دارد.

    به هر حال انسان باید با امید به استجابت دعا، به آن اقدام نماید و همیشه به آنچه خدای تعالی مقدر کرده است، راضی باشد.

    با این مقدمه، مطالبی در احادیث برای طلب فرزند توصیه شده است که سه نمونه آن تقدیم می شود:

    ۱- برای طلب فرزند این دعا را هفتاد مرتبه بخوانید:

    «رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَبَرُّ بِی فِی حَیَاتِی وَ یَسْتَغْفِرُ لِی بَعْدَ وَفَاتِی وَ اجْعَلْهُ خَلْقاً سَوِیّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ شِرْکاً وَ لَا نَصِیباً اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛[ من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص ۴۷۴]

    پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برنده هستى، از نزد خودت یاورى براى من قرار ده که در زندگیم از من سود برد و پس از مرگم بر من استغفار کند، و او را فرزندى سالم بر من قرار ده، و شیطان را در او سهم و نقشى نباشد. خداوندا، من بسوى تو توبه نموده و بخشش تو را مى‏طلبم، تو بخشنده و مهربانى».

    اگر خدای نکرده بچه دار نشدید داستان موسی و خضر رو که در قرآن آمده با دقت بخوانید. در این داستان که بخشی از اون هم مربوط به فرزند یه بنده خدایی هست که توسط حضرت حضر کشته می شه به خوبی آدم متوجه می شه که هرچند ممکنه بعضی چیزها در ظاهر به ضرر انسان پیش بره ولی در واقع به نفع انسان هست

    ۲- کسی به حضرت امام على النقى(علیه السلام) عرض کرد که داراى فرزند نمی شود، حضرت تبسم نمود و فرمود: انگشترى بگیر (خریدارى نما) که نگین آن فیروزه باشد و بر آن نقش کن: «رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ‏»[انبیاء/۸۹] راوى گفت پس چنین کردم و یک سال بر من نگذشت تا اینکه به من فرزند پسرى عنایت گردید.[ مسند الإمام الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص۳۶۶]

    ۳- روایت شده است که بعد از نماز جمعه دو رکعت نماز بگذارد و رکوع و سجود را طولانی کند. سپس بگوید:

    «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا سَأَلَکَ بِهِ زَکَرِیَّا إِذْ قَالَ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ‏  اللَّهُمَّ هَبْ لِی ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِکَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِی أَمَانَتِکَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَیْتَ فِی رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلَاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ نَصِیباً وَ لَا شِرْکا ولا نصیباً»[ الکافی، ج‏۳، ص ۴۸۲]

    ۴- زن و شوهر هر صبح و شب «۷۰ بار سبحان اللَّه، سپس ده مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه بعد از آن نُه مرتبه سبحان اللَّه و در آخر یک مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه» بگویند. (این هم بنا به دستور امام باقر علیه السلام برای بچه دار شدن می باشد که در مکارم الأخلاق- ترجمه میر باقرى، ج‏۱، ص: ۴۳۰ نوشته شده)

    ۵- در سجده این دعای قرآنی را بخوانید: رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِین (شفارش امام صادق علیه السلام در این زمینه است آدرس اون  کتاب مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏۱، ص: ۴۳۰ )

    ۶- در وقتى که اراده آمیزش دارید این آیه را سه بار بخوان: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» (انبیاء- ۸۷) (پیشنهاد دیگری از امام صادق علیه السلام  براى طلب فرزند می باشد مراجعه کنید به کتاب مکارم الأخلاق- ترجمه میر باقرى، ج‏۱، ص: ۴۳۱ )

    ۷- یکی از چیزهایی که می شنوم و خودش از علت هایی است که باعث می شود بعضی ها بچه دار نشوند، این است که این افراد در واقع بچه دار می شوند یعنی خانم حامله می شود اما به دلیل عدم رعایت دستورات پزشک بچه را و سقط می کند.

    این مساله را با بررسی هایی که انجام شده، به دست آمده که به خصوص درباره خانم های شاغل است که عده ای از آنها که به خاطر شغلشون حاضرند جان بچه شان را فدا کنند و یا بعضی ها روی موتور سوار می شوند و بعضی هم هوس می کنند به مسافرت بروند و …

    به همین خاطر پیشنهاد می کنیم اگه واقعا دوست دارید بچه دار بشوید به دستورات پزشک خودتان بخصوص در این گونه مسائل توجه ویژه داشته باشید مخصوصا در حاملگی اول که خیلی مهم است.

    ۸-  جالب است که بدانیم از احادیث استفاده می شود که یکی از عوامل مهم مستجاب شدن افراد جهت فرزند دار شدن بی تفاوتی نسبت به گناه و نداشتن زبان فحاش و نیت ناپاک است.

    از امام صادق علیه السلام آمده: مردى از بنى اسرائیل براى این که خدا به او پسرى دهد سه سال دعا مى‏کرد وقتى دید خداى تعالى او را اجابت نمى‏کند عرضه داشت: خدایا آیا من از تو دورم که سخن مرا نمى‏شنوى یا این که من به تو نزدیکم و تو مى‏شنوى ولى اجابت نمى‏کنى؟

    کسى در خوابش آمد و به او گفت: تو از سه سال تاکنون خداى را با زبانى فحّاش و دلى گناهکار و قلبى سرکش و نیّتى آلوده مى‏خوانى. از فحشت دست بردار و دل خویش را پاک نما و نیت خویش را درست کن (آنگاه دعا کن) مرد یک سال چنان کرد خداى تعالى به او پسرى داد. (بحار الأنوار، ج‏۵۸، ص: ۱۷۲)

    بنابر این طبق این حدیث برای استجابت دعا جهت فرزند دار شدن پیشنهاد می کنیم چهار شرط قرار داده شده در این حدیث را رعایت کنید:

    اول: دورى از فحش.

    دوم: نبودن دل سختى.

    سوم: حسن نیت و منظور از حسن نیت در اینجا گمان نیکو به پروردگار است.

    چهارم: توبه از معصیت که فرمود: از فحش دورى کن و براى خدا دلت را پاک نما.

    از احادیث استفاده می شود که یکی از عوامل مهم مستجاب شدن افراد جهت فرزند دار شدن بی تفاوتی نسبت به گناه و نداشتن زبان فحاش و نیت ناپاک است

    ۹- یک پیشنهاد جالب از سوی امام رضا (علیه السلام)

    هشام بن ابراهیم به امام رضا (علیه السلام) عرضه داشت: سرورم از دو مشکل سخت رنج می‏برم: یکی بیماری و دومی نداشتن فرزند.

    امام رضا (علیه السلام) به او دستور داد که در منزل خود در اوقات نماز با صدای بلند اذان بگوید.

    هشام بعد از عمل به این دستور از هر دو مشکل خود راحت شد هم بیماریش برطرف گردید و هم اینکه دارای فرزندان متعدد گردید.

    مرحوم کلینی می‏فرماید: محمد بن راشد وقتی این سخن را از هشام بن ابراهیم شنید او نیز عمل کرده و به آرزویش رسید. (من لا یحضره الفقیه، ج‏، ص ۲۹۲ حدیث ۹۰۳)

     

    پیشنهاد و حرف آخر :

    در آخر هم اگر خدای نکرده بچه دار نشدید داستان موسی و خضر را که در قرآن آمده با دقت بخوانید.

    در این داستان که بخشی از آن هم مربوط به فرزند یک بنده ی خدایی است که توسط حضرت حضر کشته می شود، به خوبی آدم متوجه می شود که هر چند ممکن است بعضی چیزها در ظاهر به ضرر انسان پیش برود ولی در واقع به نفع انسان است.

  • قرآن به‌دست گرفتن لیندسی لوهان خبر ساز شد

    «لیندسی لوهان» درحالی‌که یک نسخه از ترجمه انگلیسی قرآن کریم را در دست داشت در “محله بروکلین” نیویورک دیده شده است و این گمانه را تقویت کرد که وی پس از مطالعه در عرفان یهودی و مسیحی، جذب اسلام شده است.

     

    لوهان که در کودکی با آموزه‌های مسیحی کاتولیک آشنا شده سال گذشته در مصاحبه با رسانه‌های آمریکایی خود را دارای شخصیتی روحانی و معنوی دانسته است. همچنین در گذشته هم خبرهایی در مورد حضور این بازیگر در حلقه‌های درس معتقدات یهودیت ارتدکس منتشر شده است.

     

     

    شایان ذکر است این بازیگر سرشناس و ٢٨ ساله آمریکایی در حال حاضر طبق رأی یک دادگاه در حال گذراندن محکومیت خدمات عام المنفعه در یک مرکز خدمات اجتماعی در بروکلین است. پیش از این تعداد دیگری از هنرمندان و ورزشکاران غربی که گرفتار مظاهر پر زرق و برق فاسد جوامع خود شده بودند نیز به قرآن کریم و معنویت اسلام پناه آورده اند.

    منبع : جام نیوز

  • آشنایی با مفهوم پسر خدا در کتاب مقدس مسیحیان

    یکی از دلایل مسیحیان برای الوهیت حضرت عیسی، عنوان «پسر خدا» است که در کتاب مقدس در مورد آن حضرت ذکر شده است. اما باید توجه داشت که عنوان «پسر خدا» مخصوص حضرت عیسی نیست؛ بلکه در کتاب مقدس این عنوان برای افراد مختلفی آمده است. در سفر پیدایش ۲:۶  آمده است: «پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند و از هر کدام که خواستند زنان برای خویشتن می‌گرفتند».

     

    در کتاب ایوب ۱: ۶ نیز آمده است: «روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور یَهُوَه حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد». در کتاب ایوب ۳۸: ۷ آمده است:‌ «هنگامی که ستارگان صبح با هم ترنّم نمودند و جمیع پسران خدا آواز شادمانی دادند». در کتاب هوشع ۱: ۱۰ نیز از بنی‌اسرائیل با عنوان «پسران خدا»‌ یاد شده است:‌ «لیکن شماره بنی‌اسرائیل مثل ریگ دریا خواهد بود که نتوان پیمود و نتوان شمرد و در مکانی که به ایشان گفته می‌شد شما قوم من نیستید در آنجا گفته خواهد شد پسران خدای حی‌ّ می‌باشید».

     

    البتّه حفظ این عنوان، موکول به آن است که «فرزندان خدا» به کفر و گناه و تکذیب پیامبران، روی نیاورند وگرنه به تعبیر انجیل، «فرزندان ابلیس» خواهند شد چنانکه عیسی مسیح در یوحنا ۸: ۴۲-۴۴، به تکذیب کنندگانش از قوم یهود می‌گوید: «عیسی به ایشان گفت: اگر خدا پدر شما می‌بود مرا دوست می‌داشتید زیرا که من از جانب خدا صادر شده و آمده‌ام زیرا که من از پیش خود نیامده‌ام بلکه او مرا فرستاده است. برای چه سخن مرا نمی‌فهمید؟ از آن جهت که کلام مرا نمی‌توانید بشنوید. شما از پدر خود ابلیس می‌باشید و خواهش‌های پدر خود را می‌خواهید به عمل آرید. او از او‌ّل قاتل بود و در راستی ثابت نمی‌باشد از آن جهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن می‌گوید از ذات خود می‌گوید زیرا دروغ‌گو و پدر دروغ‌گویان است».

     

    حضرت عیسی در متی ۵: ۹ صلح کنندگان را «پسران خدا» خوانده است: «خوشا به حال صلح کنندگان زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد». طبق انجیل لوقا ۲۰: ۳۴-۳۶، کسانی که ازدواج نمی‌کنند، «پسران خدا» هستند: «عیسی در جواب ایشان گفت: ابنای این عالم نکاح می‌کنند و نکاح کرده می‌شوند. لیکن آنانی که مستحق رسیدن به آن عالم و به قیامت از مردگان شوند نه نکاح می‌کنند و نه نکاح کرده می‌شوند، زیرا ممکن نیست که دیگر بمیرند از آن جهت که مثل فرشتگان و پسران خدا می‌باشند چون که پسران قیامت هستند». پولس نیز در رومیان ۸: ۱۴، جمیع هدایت یافتگان را «پسران خدا» می‌نامد: «زیرا همه کسانی که از روح خدا هدایت می‌شوند ایشان پسران خدایند». همچنین در رومیان ۸:‌۱۹، جهان را منتظر «پسران خدا» می‌داند نه «پسر خدا» : «زیرا که انتظار خلقت منتظر ظهور پسران خدا می‌باشد».

     

    پولس در رساله به غلاطیان ۳: ۲۶، تمام مسیحیان را «پسران خدا» می‌نامد: «زیرا همگی شما به وسیله ایمان در مسیح عیسی پسران خدا می‌باشید». عنوان «فرزندان خدا» نیز در کتاب مقدس آمده است که به مصادیق بالا اشاره دارد. ممکن است مسیحیان بگویند که در مورد عیسی مسیح علاوه بر عنوان «پسر خدا»، عنوان «پسر یگانه» نیز آمده است و این اشاره به الوهیت عیسی مسیح دارد؛ اما باید توجه داشت که عنوان «پسر یگانه» نیز مخصوص عیسی مسیح نیست و از آن نمی‌توان الوهیت برداشت کرد چرا که در مورد فرزند حضرت ابراهیم نیز در پیدایش ۲۲: ۱۶-۱۷، عنوان «پسر یگانه» ذکر شده است در حالی که حضرت ابراهیم دو پسر داشت: «یَهُوَه می‌گوید: به ذات خود قسم می‌خورم چون که این کار را کردی و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی، هر آینه تو را برکت دهم و ذریت تو را کثیر سازم».

     

    پس، تعبیر «پسر یگانه» در کتاب مقدّس بجای «بهترین پسر» و «پسر بی‌نظیر» آمده است، و هیچ مانعی ندارد که بندگان صالح خدا، پسران خدا بشمار آیند و از آن میان، عیسی «پسر یگانه خدا» به معنای شایسته‌ترین بنده خدا در روزگار خویش شمرده شود. به هر صورت، این واژه‌ها در معانی تشبیهی و «مجازی» بکار رفته‌اند هر چند در گذشته پاره‌ای از یهودیان و مسیحیان عرب، معانی «حقیقی» این کلمات را بر خود می‌بستند و خویشتن را پسران و موالید خدای سبحان می‌شمردند. چنانکه قرآن کریم در سوره مائده آیه ۱۸، پندار غرورآمیز ایشان را بازگو نموده، می‌فرماید: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ وَلِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ؛ یهودیان و مسیحیان گفتند: ما پسران خدا و دوستان او هستیم! بگو: پس چرا شما را به کیفر گناهانتان عذاب می‌کند!؟ بلکه شما بشری هستید از جمله آفریدگان، هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد کیفر می‌دهد، و از آنِ خدا است پادشاهی آسمان‌ها و زمین و (نیز) آنچه در میان آن‌ها است و بازگشت همه بسوی او است».

    منبع : جام نیوز