دانلود صوت برنامه جدال با حضور دکتر امیر حسین ثابتی / مخالفان مذاکره چه راه حلی برای مسایل کشور دارند؟دانلود صوت سخنرانی دکتر خوش چشم ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ – آیا جنگ می شود ؟دانلود آهنگ علاج محسن چاوشی با کیفیت عالی + موزیک ویدئومطالب نودیها در مورد برجام

برچسب: مادر

  • توصیه‌هایی برای تازه مادرها

    توصیه‌هایی برای تازه مادرها

    مجله نودیها:مادر شدن کمی گیج‌کننده است، خصوصاً وقتی که توصیه‌های جورواجور از هر طرف سرازیر می‌شوند. برای همین، یک سری از نکات و توصیه‌های کارشناسانه و لازم را برای شمایی که تازه مادر شده‌اید جمع‌آوری کرده‌ایم تا اعتماد بنفس‌تان در نقش جدید و شیرینی که در زندگی پیدا کرده‌اید بیشتر شود و بیشتر از آن لذت ببرید.
     

    خود را مشغول کارهای بیخودی نکنید

    بیشتر مادرهای امروزی فکر می‌کنند خیلی کارها باید برای کودکشان انجام دهند و مدام مشغول رسیدگی به او باشند. اما چیزی که کودک بیشتر از هر چیز دیگری به آن نیاز دارد، یک مادر بانشاط است که نسبت به خودش آگاه و با خودش مهربان باشد. حضور آگاهانه یک مادر با تمام وجود چیزی است که کمک می‌کند مغز کودک برای باقی سال‌های زندگی‌اش به خوبی تنظیم و سازگار شود.

    این دوران هم می‌گذرد

    مرحله کودکی فرزند شما واقعاً فقط یک مرحله است و باید بارها به خودتان یادآوری کنید که این مرحله هم می‌گذرد. فرزند شما با پستانک به دانشگاه نخواهد رفت! زمانی خواهد رسید که شب‌ها سه بار از خواب بیدار نشود! او بالاخره خودش با قاشق و چنگال غذا خواهد خورد! و خیلی چیزهای دیگر. پس این مرحله از زندگی خود و کودکتان را همین طوری که هست بپذیرید و سعی نکنید در عبور دادن او از این مراحل عجله به خرج دهید. زمانی می‌رسد که به عقب نگاه می‌کنید و آرزو می‌کنید کاش از این روزها بیشتر لذت برده بودید.

    بدنتان را مثل یک نعمت جدید ببینید

    به خودتان فشار نیاورید تا به اندام پیش از بارداری‌تان برگردید. بدن شما همان بدنی نیست که قبلاً از بچه‌دار شدنتان بوده و نباید هم باشد. شما حالا قوی‌تر شده‌اید و این یک نعمت است. هر مادری باید بداند که یک قهرمان است. شما انسانی را در وجودتان پرورش داده‌اید و کار بزرگی کرده‌اید، پس شگفت‌انگیزید. با خودتان با عشق و مهربانی رفتار کنید و صبور و آگاه باشید.

    سعی کنید زمان شیردهی را از زمان خواب کودک جدا کنید

    این کار کمک زیادی می‌کند تا کودک عادت کند بدون شیر بخوابد. یعنی زمان خوابش وابسته به شیر خوردنش نباشد. البته این کار در اغلب موارد خیلی هم راحت نیست.

    این مرحله از زندگی خود و کودکتان را همین طوری که هست بپذیرید و سعی نکنید در عبور دادن او از این مراحل عجله به خرج دهید. زمانی می‌رسد که به عقب نگاه می‌کنید و آرزو می‌کنید کاش از این روزها بیشتر لذت برده بودید

    ترس‌های خودتان را به کودک منتقل نکنید

    خیلی وقت‌ها تازه مادرها احساس ترس و ناامنی‌های خود را به کودکشان نیز انتقال می‌دهند. دلیلی ندارد اگر کودک دوستتان به بیماری خاصی دچار شده یا خودتان در کودکی مشکلی داشته‌اید، فرزند شما هم دچار شود. فکر و خیال‌ها و ترس‌هایتان را از کودکتان جدا کنید و اجازه دهید او با ویژگی‌ها و شرایط خودش رشد کند. شما باید به این موجود کوچک اطمینان کنید تا همان‌طور که هست باشد و روال طبیعی رشد جسمی و روانی خود را طی کند.

    بعضی از توصیه‌ها را نشنیده بگیرید

    همه به شما پند و اندرز خواهند داد، چه زمانی که باردار بودید و چه الآن که نوزادی دارید. خیلی خوب است که به تجربیات و نظرهای دیگران هم گوش دهید چون کمک می‌کند عقاید خودتان را شکل دهید؛ اما اول باید مطمئن شوید که می‌دانید چه توصیه‌هایی مناسب شماست و با شرایط شما جور در می‌آید. توصیه‌ای که برای یک مادر و کودکش مفید است ممکن است برای یک مادر دیگر و فرزندش کاربردی نداشته باشد. به غریزه‌ی مادری‌تان گوش دهید او پادرمیانی می‌کند.

    کم‌کم ورزش را از سر بگیرید

    حالا که می‌توانید دوباره ورزش را شروع کنید به این معنی نیست که با همان سرعت و شدت قبل ورزش کنید. برای شروع، هدفتان را کوچک کنید تا هم قابل اجرا باشد و هم واقع‌گرایانه. یادتان باشد هر حرکت سبُکی هم به عنوان تحرک ارزش دارد، چه پیاده‌روی نیم‌ساعته باشد چه انجام چند حرکت کششی وقتی که کودکتان خواب است.

    خوب بخوابید

    خواب و استراحت برای شما یک ضرورت است، حتی بیشتر از قبل. اجازه دهید دیگران هم کمکتان کنند. اگر یکی از اعضای خانواده به شما پیشنهاد می‌کند شما چُرتی بزنید و نگران ناهار یا شام نباشید، بپذیرید. سعی نکنید با انجام همه‌ی کارها خودتان را قوی جلوه دهید. شما قهرمان هستید اما نیاز به استراحت هم دارید و قرار نیست همه‌ی مسئولیت‌ها را به تنهایی تقبل کنید.

    اجازه دهید همسرتان به شما کمک کند

    همسرتان هم پدر کودکتان است و باید تشویقش کنید تا بخشی از مسئولیت‌ها را به عهده بگیرد. پدر نیز نیاز دارد تا فرصت‌هایی برای برقراری پیوند عاطفی با کودک در اختیارش قرار بگیرد و چه خوب که این فرصت‌ها از طریق انجام یک سری از کارهای کودک در اختیارش قرار بگیرند تا شما هم استراحتی بکنید.

    به خودتان اطمینان کنید

    قبلاً هم گفتیم که اطرافیان سعی می‌کنند در مورد نحوه‌ی بزرگ کردن کودکتان به شما توصیه‌هایی بکنند. اما شما تنها کارشناسی هستید که می‌دانید کودکتان چه چیزهایی نیاز دارد. پس هر وقت احساس کردید نیاز به توصیه‌ای دارید، اول به حس خودتان مراجعه کنید و اگر به جوابی نرسیدید کمک بخواهید.

    زیاد عکس بگیرید

    مطمئن باشید بعداً هرگز از اینکه عکس‌های زیادی از کودکتان گرفته‌اید پشیمان نخواهید شد. با بزرگ شدن فرزندتان، از دیدن عکس‌های دوره‌های قبلی زندگی او لذت خواهید برد. این عکس‌ها، یکی از ارزشمندترین دارایی‌های شما خواهند شد.

    سعی نکنید مادر کاملی باشید

    چیزی به اسم یک مادر کامل بودن وجود ندارد. مادر بودن یکی از سخت‌ترین عناوینی است که شما افتخار آن را پیدا کرده‌اید و بیشترین پاداش‌ها حق شماست. به غریزه‌تان اطمینان کنید و با معیارهای دیگران خودتان را قضاوت نکنید. اگر اشتباهی مرتکب شدید به خودتان سخت نگیرید و خودتان را سرزنش نکنید. اگر از روشی نتیجه نگرفتید، تجربه کنید و روش دیگری را امتحان کنید.

    به تغذیه‌تان اهمیت بدهید

    حالا وقت آن نیست که رژیم بگیرید و خودتان را محدود کنید و به خودتان گرسنگی بدهید. تغذیه کافی هم برای سلامت خودتان مهم است و هم برای سلامت کودکتان. شما باید بدنتان را به خوبی تغذیه کنید تا بتوانید از کودکتان خوب مراقبت کنید. تمرکزتان را روی مواد غذایی ارزشمند و سرشار از کلسیم، زینک (روی)، منیزیم، ویتامین B6 و اسیدفولیک بگذارید.

    در هر شرایطی خونسردی خود را حفظ کنید

    همه چیز قرار نیست طبق برنامه پیش برود و این درس خوبی از زندگی است. بارداری، زایمان و بچه‌داری قرار نیست دقیقاً طبق برنامه‌های شما روی بدهند و گاهی چیزهایی دور از انتظار ما اتفاق می‌افتند. پس تمام سعی خود را بکنید که آرام باشید، شرایط پیش آمده را بپذیرید و خونسردی خود را حفظ نمایید. با این شیوه تفاوت بزرگی در آنچه تجربه می‌کنید و نتیجه‌ای که می‌گیرید ایجاد خواهد شد.

    همسرتان را فراموش نکنید

    حالا که بچه‌دار شده‌اید و سرتان گرم رسیدگی به کارهای بی‌شمار اوست به راحتی ممکن است همسر و رابطه‌تان را فراموش کنید. خصوصاً در هفته‌های اول تولد کودک، خستگی‌ها، خونریزی‌ها، برنامه‌های تغذیه و خواب و بیداری کودک که هنوز به آن عادت نکرده‌اید و خیلی چیزهای وقت‌گیر دیگر باعث می‌شوند به سختی زمانی برای ارتباط دونفره‌تان پیدا کنید اما لازم است که این وقت را پیدا کنید.

    قبول کنید که گاهی ایجاد پیوند عاطفی بین مادر و کودک به زمان نیاز دارد

    برقرار شدن پیوند عاطفی بین شما و کودکتان هم به زمان نیاز دارد و هم به تمرین. پس این انتظار را داشته باشید که زمان‌هایی خواهد بود که احساس کنید به سختی می‌توانید با کودکتان ارتباط برقرار کنید و انگار نیاز دارید به خودتان فرصت بدهید و چیزهایی را تمرین کنید. نگران نباشید، پیوند عاطفی مادر و کودک، اتفاقی است که بی‌بروبرگرد رخ خواهد داد. گاهی فقط لازم است صبر کنید و راهنمایی‌های درستی دریافت کنید.

    تبیان
  • فمینیسم و مادران کرایه‌ای

    نودیها:مساله خانواده و شخصیت زن در جوامع غربی یکی از آن نقاط حساسی است که برای به چالش کشیدن تمدن مدرن بسیار مهم و استراتژیک به نظر می‌رسد. همانطور که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «در مساله زنان ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مساله زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم می‌کنند، زن را تحقیر می‌کنند، جایگاه زن را پایین می‌آورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسؤولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می‌دهند؛ آنها باید جواب بدهند»(۱/۳/۹۰).


    یکی از پیامدهای گسترش جنبش فمینیسم توسط نظام سرمایه‌داری در کشورهای غربی، بحران‌ها و آسیب‌های روحی، هویتی و تربیتی نسل‌ها بوده است. تلاش نظام سرمایه‌داری و جنبش دفاع از حقوق زنان به راندن زنان از خانه و گسیل داشتن آنان به سوی بازارهای کار و فعالیت اقتصادی، باعث شد مهدکودک‌ جایگزین خانواده‌ شود و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنند، یکی از علل مؤثر گسترش مهدهای‌کودک‌ و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است. رئیس حزب سوسیالیست سوئد در یک اظهار نظر صریح می‌گوید: «انحصار والدین در زمینه سرپرستی کودکان را نمی‌توان فقط از طریق روش‌های غیرمستقیم شکست. دولت باید از راه‌هایی مانند اینکه کودکان را در مراحلی از رشدشان از پدر و مادر بگیرد، وارد عمل شود». (گاردنر،۲۱۹:۱۳۸۷)

    در کنار این سیاست‌های ضد خانواده و مخالف مصالح فرزندان، نظریات و مکاتب فمینیستی نیز در این زمینه بی‌تأثیر نبوده‌اند. منطق فمینیسم از جمله گرایش مارکسیستی آن، از همان ابتدا تاکنون این بوده است که اگر قرار باشد زنان با مردان برابر باشند و از استثمار در جامعه مردسالار آزاد شوند، باید مراقبت از کودکان بر عهده دولت باشد. «آن اوکلی» از نظریه‌پردازان جنبش فمینیسم معتقد است اسطوره مادری مشتمل بر ۳ ادعای نادرست و اثبات نشده است؛ نخست اینکه مادران به کودکان خود نیاز دارند؛ دوم اینکه کودکان به مادران خود نیاز دارند و سوم اینکه مادری مظهر بزرگ‌ترین دستاورد زندگی زن است. در حالی که هر ۳ ادعای مزبور بی‌پایه و اساس است. (Oakley, ۱۹۷۹:۱۶۵) «سیمون دوبوار» با نفی ارزش خانه‌داری زنان و جلوگیری از آزادی انتخاب خانه‌داری از سوی زنان می‌گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد در خانه بماند تا فرزندان خود را بزرگ کند. جامعه باید کاملاً متفاوت شود». (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۲۱۲) «کیت میلت» نیز در این زمینه می‌نویسد: «تا زمانی که اولویت اصلی زن، مراقبت از کودکان باشد، او نمی‌تواند یک انسان آزاد باشد. اینکه هر زنی را لزوماً باید مادر دانست، یکی از افسانه‌های مورد علاقه محافظه‌کاران است». (Millett, ۱۲۹:۱۹۷۰) «بتی فریدان» نظریه‌پرداز معروف لیبرال فمینیسم نیز در این زمینه معتقد است: «زنانی که زندگی زنانه و خانه‌داری و مادری را دنبال می‌کنند، نه از تحصیلات‌شان استفاده می‌کنند و نه غیر از خانه، فرزندان، خانواده و زیبایی خود به چیز دیگری علاقه دارند. آنها محصول فرهنگی هستند که از زنان انتظار رشد ندارند و حاصل آن تلف شدن یک نفس انسانی است». (Friedan, ۱۹۶۳:۶۵) «میشل بارت» یکی دیگر از نظریه‌پردازان جریان سوسیال فمینیسم می‌گوید: به دلیل آنکه خانواده دستیابی به منابع را کنترل و ویژگی جنس زن را تولیدمثل و لذت‌بخشی به مردان تعریف می‌کند، دستیابی زنان به کار با دستمزد را محدود و از این رو، تسلط مرد بر زن را امکان‌پذیر می‌کند. تا زمانی که مراقبت از کودکان بر عهده جامعه قرار نگیرد، هرگز برابری واقعی به دست نخواهد آمد. (Barrett, ۱۹۶۷:۹۰) این فرآیند خانواده‌زدایی و مهدکودک‌محوری سرمنشأ بحرانی است که غرب هم‌اکنون با آن دست به گریبان بوده و آن بحران معنا و بحران هویت است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا ‌زده است و نه مادری را در کنار خود دیده است، اکنون که غرق در نعمت‌های مادی و سرگرم لذت‌ها و زرق و برق دنیا شده است، خلأ بزرگ بی‌هویتی را بیش از پیش احساس می‌کند. با نگاهی به آمار جرائم ناشی از بحران هویت در میان افراد جوامع غربی این ادعا بیشتر بروز و نمود پیدا می‌کند. مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شد حاکی از همبستگی قوی میان افزایش مشکلات جوانان و تغییرات خانواده بویژه اکولوژی تربیت کودکان است. در سوئد نرخ خودکشی بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ برای مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله ۲ برابر شده است (یوسف‌زاده، ۱۰۱:۱۳۸۵) «هربرت هندین» روانکاو آمریکایی، نرخ بالای خودکشی در سوئد را با بی‌تفاوتی مادران سوئدی در قبال فرزندان‌شان مرتبط می‌داند. مادران سوئدی دوست دارند به جای مراقبت از فرزندان‌شان به سرکارشان برگردند.

    آنها در ابراز عاطفه به کودکان‌شان کوتاهی می‌کنند؛ انتظارات‌شان از فرزندان‌شان بسیار بالاست، لذا آنها را به استقلال زودرس سوق می‌دهند. کودکان سوئدی باید خیلی زود از مادران‌شان جدا شده و روی پای خود بایستند و این امر به نوبه خود به تضادهای روانی و در نهایت به خودکشی ختم می‌شود. (Popenoe, ۱۹۹۶)

    اوایل دهه ۱۹۹۰ در گزارشی ذکر شد که ۲۵ درصد جمعیت سوئد نیاز به معالجه روانپزشکی دارند، این گزارش را روانپزشکان نیز تأیید کردند. سال ۱۹۹۵ از کودکان ۱۱ ساله پرسیده شد: «فکر می‌کنید کسی هست که شما را دوست داشته باشد؟» ۱۱ درصد در پاسخ گفته بودند: هرگز! پاسخی که در هیچ‌یک از کشورهای بررسی شده دریافت نشده بود. این پاسخ‌ها عمدتاً از سوی کودکان خانواده‌های کوچک بود. بسیاری از کودکان سوئدی خود را نه متعلق به خانوادهای‌شان، بلکه متعلق به همسالان می‌دانستند. (Dizard & Gadlin, ۱۹۹۶,۴۶)

    همچنین براساس مطالعاتی که در غرب انجام شده است، کودکان از طلاق والدین آسیب‌های روحی جدی و شدیدی می‌بینند که تا سالیان درازی در خاطرشان باقی مانده و تأثیر آن در زندگی آنها مشهود است و این مساله برای پژوهشگران غیرقابل پیش‌بینی بود. (Wallerstein & Blakeslee, ۱۹۸۹-۱۹۹۶) یک روانپزشک غربی به نام «مل رومان» معتقد است: «تعداد کسانی که به درمان حرفه‌ای مشکلات عاطفی و رفتاری خود نیاز دارند، در میان کودکانی که با پدر و مادر مطلقه خویش زندگی می‌کنند ۳۵ درصد بیشتر از کودکانی است که با والدین خود زندگی می‌کنند. (رین،۶۳:۱۳۸۳) نویسنده کتاب «جنایت در آمریکا» نیز در این زمینه می‌نویسد: «در مراکز اصلاح و تربیت جوانان پلیس فدرال، تقریباً تمام زندانیان به جرم‌هایی که پیش از ترک تحصیل از دبیرستان مرتکب شده بودند اعتراف کردند. سه‌چهارم آنها از خانواده‌های فروپاشیده بودند. (Clark, ۱۹۷۰:۳۹) صاحبنظر دیگری در زمینه تأثیر فروپاشی خانواده بر بزهکاری فرزندان می‌گوید: «خانواده‌های فرو پاشیده رابطه تنگاتنگی با پراکندگی بزهکاری دارند». (Monachesi, ۱۹۶۳:۷۸)

    در حال حاضر کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و بحران‌هایی همچون بزهکاری و جرم، افت تحصیلی، سلامت و بهداشت، بحران هویت و معنویت، افسردگی و انزوای اجتماعی، تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی و… بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه‌داری است. اغلب کارشناسان معتقدند برای تربیت کارآمد یک کودک، حضور مداوم یک یا ۲ بزرگسالی که به کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه کافی و راهنمایی لازم را در کارها به او بدهند، اصلی ضروری به شمار می‌رود. (ریاحی،۸۹:۱۳۷۵)

    منابع:

    – ریاحی، غلامحسین. (۱۳۷۵). رمز و راز دنیای کودکی. تهران: اشراقیه.
    – رین، استوارت. (۱۳۸۳). تاثیر فمینیسم بر فرزندان. ترجمه کتایون رجبی، تهران: معارف
    – گاردنر، ویلیام. (۱۳۸۸). جنگ علیه خانواده. ترجمه محمدی، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
    – یوسف‌زاده، حسن. (۱۳۸۵). «پیامدهای فمینیسم در خانواده غربی». کتاب زنان، شماره ۳۲.
    -Barrett, Michelle. (۱۹۸۹). “Women’s Oppression Today”. Halo ton Press.
    -De Beauvoir, Simone, (۱۹۷۵) “Sex, Society and the Female Dilemma: A Dialogue between Simone de Beauvoir and Betty Friedan,” Saturday Review.
    -Dizard, Jan and Gadlin. (۱۹۹۰). Howard; “The Minimal Family”; University of Massachusetts Press, Amherst.
    -Firestone, Shulamite, (۱۹۷۰). “The Dialectic of Sex” in: Linda Nicholson (ed.), The Second Wave, New York and London: Rutledge,
    -Friedan, Betty. (۱۹۶۳). “The Feminine Mystique”. N.Y: Dell.
    -Millett, Kate. (۱۹۶۹). “Sexual Politics”. Garden City, N.Y: Doubleday
    -Oakley, Ann, (۱۹۷۶). Woman’s Work: The Housewife, Past and Present, New York: Vintage Books.
    -Popenoe, David. (۱۹۹۶). “A World without Fathers”. Wilson Quarterly, Vol

    مشرق

  • دلایل افسردگی کودکان

    بچه های امروز با هر تلنگری می شکنند و شادی هایشان به سادگی جای خود را به افسردگی و اضطراب می دهند. بچه های قدیم بچه های شادی بودند، گواه این مدعا خود شمایید. اما بچه های امروز در کجای روزگار سیر می کنند؟

    راحله فلاح-بخش خانواده ایرانی تبیان

    دوران کودکی پر خاطره ترین و زیباترین دوران زندگی است. دورانی است که هر چند ساله که باشید باز هم بد جور دلتان می خواهد به آن روزها برگردید و به بازیهایش، به همبازیهایش، به فیلمها و کارتونهای بی تکلفش، به خوراکی های خوشمزه اش و به شیطنت هایش فکر کنید. خلاصه دل تان لک می زند برای شادی های آن روزهایش و همه کار می کنید تا بلکه به نحوی دوباره آن شادی ها را در خودتان زنده کنید. اما انگار آن شادی ها مخصوص آن روزها بودند و بس.

    امکاناتی که شادی نمی آورد

    شاید شما هم مانند من دلتان از این قضیه بگیرد اما وقتی به آن روزهای خودتان فکر می کنید و آن را با این روزهای کودکان مقایسه می کنید، می بینید روز و شب شان شده تلویزیون، تبلت ، انواع و اقسام کلاس های درسی و غیر درسی، کلاس ورزش و وزن کم کردن، به خودتان می گویید «اگر به جای بچه های این زمانه بودم چه؟». واقعیت این است که بچه های امروز با اینکه در مقایسه با گذشته از امکانات بیشتری برخوردارند اما به اندازه بچه های دیروز شاد و سر زنده نیستند. فکر می کنید چرا؟

    دیگر پاتوقی برای جمع شدن بچه های کوچه وجود ندارد و بچه ها آنقدر همدیگر را نمی شناسند که بخواهند عصای زمین خوردنهای همدیگر شوند

    ائتلاف پنهان والدین و تلویزیون

    پدر و مادرها در گذشته رابطه خوبی با قصه گفتن و درست کردن سرگرمی های مفید و مفرح برای بچه هایشان داشتند. اما پدر و مادرهای امروزی با اینکه با سواد ترند، آنقدر ها وقت و یا حوصله ندارند، در نتیجه تا صدای کودک در می آید،  دکمه تلویزیون را می زنند و سراغ کارهای خودشان می روند. ای کاش لااقل شبکه های مخصوص کودکان را برای آنها روشن می گذاشتند، از آنجا که تبلیغات تلویزیونی جزء شادترین، رنگارنگ ترین و موزیکال ترین بخش ها هستند و در کمترین زمان بیشترین تنوع رنگ و آهنگ را به نمایش می گذارند و به همین دلیل مورد توجه بیشتر بچه ها قرار می گیرند، متأسفانه به دنبال یافتن تبلیغات مدام کانال عوض می کنند.

    این جریان تا بزرگ تر شدن کودک ادامه پیدا می کند، تا جایی که دیگر کودک خودش برای تماشای فلان کالای تبلیغی کنترل تلویزیون را به دست می گیرد. تحفه نامیمون این ائتلاف ناخودآگاه، شکل گرفتن این تصور در کودک است که «فلان بچه در فلان تبلیغ ، شاد و سر حال بود چون فلان چیز را در دست داشت». به عبارت دیگر بچه از تماشای این برنامه ها یاد می گیرد که فکر کند که برای شاد بودن و آرامش داشتن باید چیزهایی داشت، باید کارهایی کرد که در نگاه دیگران خوب به نظر رسید، باید تأیید دیگران را جلب کرد، خلاصه این که باید شادی را در جایی بیرون از خود جستجو کرد. مسلم است کودکی که منابع شادی بخش خود را در بیرون از خود می جوید با فراهم نشدن هر کدام از این منابع به هم می ریزد و دچار اضطراب و افسردگی می شود.

    نچشیدن طعم حمایت همسالان

    قدیم تر ها هر خانواده ای دست کم سه چهار تا بچه قد و نیم قد داشت، و در هر کوچه ای چند تا بچه هم سن و سال بودند که هر روز خانه یکی جمع می شدند و چند ساعتی با هم بازی می کردند. آن موقع ها اگر بچه ای مثلاً زمین می خورد حتی اگر رقیب بقیه هم بود، دیگران دستش را می گرفتند، اشکهایش را پاک می کردند، او را قلمدوش خود می کردند و تا رسیدن به خانه و آغوش گرم مادر مشایعت می نمودند. بچه های حالا مزه این حمایتها را درک نمی کنند، چون آن را کمتر چشیده اند. آخر طفلکی ها در هر خانواده یکی دو تا بیشتر نیستند آن هم با چنان فاصله سنی که یکی برای دیگری والدی گری می کند، همسایه ها هم مثل قبل ها نیستند. دیگر پاتوقی برای جمع شدن بچه های کوچه وجود ندارد و بچه ها آنقدر همدیگر را نمی شناسند که بخواهند عصای زمین خوردنهای همدیگر شوند.
    فقط شما که طعم حمایت های همسالان تان را چشیده اید درک می کنید که چقدر حال آدم از این وضعیت خوب می شود!

    بازیهای کودکی گم شده اند

    بچگی کردن با بازی معنا پیدا می کند. بچه های قدیم با همسالان  خود بازی می کردند آن هم با هر کس که دوستش می داشتند، هیچ اجباری در انتخاب همبازی و بازی وجود نداشت، یک آزادی ایمن بر بازیهای بچه ها حکمفرما بود، والدین و بزرگترها دورا دور حواسشان به بچه ها بود اما تا زمان اضطرار وارد بازی آنها نمی شدند و دخالتی نمی کردند.

    کودکی که منابع شادی بخش خود را در بیرون از خود می جوید با فراهم نشدن هر کدام از این منابع به هم می ریزد و دچار اضطراب و افسردگی می شود

    به همین دلیل بچه در بازی یاد می گرفت که علایق فردیشان را بشناسد، بر مبنای علایق درونی شان عمل کند، مشکلاتشان را خودشان حل کند، زندگی خود را کنترل کند و سعی کند همه این ها را در یاد بسپارد. مسلماً این بچه اگر زمین می خورد، به پای روزگار و شانس نمی گذاشت، بلکه به حساب کجی قدم خودش می گذاشت و با تصمیم برای صاف کردن این کجی به طور خود جوش از جا بلند می شد و دویدن را از سر می گرفت.
    اما بچه های حالا که نه در مدرسه در انتخاب بازیها و همبازیهایشان آزادی چندانی دارند و نه در خانه می توانند بدون دخالت و نظارت مستقیم والدین قدم از قدم بردارند، نقطه مقابل این موضوع را یاد می گیرند. آنها می آموزند که بدون کنترل دیگران از پس یک بازی هم بر نمی آیند، در نتیجه دنیا را جای   نا امنی می بینند که هیچ کنترلی بر اتفاقات آن ندارند.

     

    تبیان

  • چگونه می توانیم آینده فرزندمان را تباه کنیم؟

    یک روانشناس تاکید کرد: نباید در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندان‌مان می‌دهیم آنها را مدیون، بدهکار و ناامن بار بیاوریم.

    فرناز امیراصلانی اظهار کرد: اغلب می‌پنداریم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد فرزندی نمونه و وفادار است ولی در واقع چنین نیست، وقتی فرزندی همیشه نگران پدر و مادرش است، خودش یک آسیب‌دیده واقعی است که مسئولیت این آسیب نیز والدین هستند.

    این روانشناس ادامه داد: پدر و مادری خوب تلقی می‌شوند که ذهن فرزند از آنها آسوده باشد و توانایی و قدرت آسوده فاصله گرفتن از ایشان را داشته باشد. این در حالی است که وقتی فرزندمان از ما دور نمی‌شود، همیشه نگران ما است و همه برنامه‌هایش را بر اساس برنامه‌های ما تنظیم می‌کند نشانه وفاداری او نیست بلکه نشانه آسیب‌خوردگی اوست و از این رو پدر و مادر باید خیلی به رفتار و گفتار خود توجه کنند.

    وی تصریح کرد: وقتی حین صحبت با فرزندمان مرتب گوشزد می‌کنیم که در زندگی چقدر سختی و عذاب کشیده‌ایم در واقع مرتب به فرزندمان القا می‌کنیم که «من قربانی این زندگی هستم و تو تنها چشم امید و ناجی من هستی»، به همین خاطر او خودش را نجات‌دهنده ما تصور می‌کند و هیچ لحظه‌ای را برای نجات ما از دست نمی‌دهد، غافل از اینکه خودش همه لحظه‌های زندگی و آرزوهایش را به‌خاطر ما از دست می‌دهد.

    امیراصلانی تاکید کرد: نباید در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندان‌مان می‌دهیم آنها را مدیون، بدهکار و ناامن بار بیاوریم، ما وظیفه داریم به فرزندان‌مان کمک کنیم که زندگی‌های مستقل و ذهن‌های آرام داشته باشند؛ هیچ کودکی در اصل فقط به پدر و مادرش تعلق ندارد و بنابراین بهتر است آنها را بیش از حد نرمال، نگران بار نیاوریم زیرا ممکن است روزی احساس کنیم کودک‌مان هیچ دلگرمی‌ای برای خود ندارد.

    این روانشناس همچنین گفت: در واقع افسردگی والدین و نوع تفکرشان روی رفتارهای اجتماعی فرزندشان تاثیر مستقیم داشته و ممکن است با علایمی از قبیل عصبانیت، تحریک‌پذیری و حتی پرخاشگری ظهور یابد، این در حالی است که کودک شبانه‌روز به‌دنبال یافتن راه‌حل برای نجات والدین افسرده خود بوده و به صراحت از تعاملات اجتماعی و سازنده و حتی فعالیت‌های مورد نیاز خود باز می‌ماند، در نهایت به مرور افسرده و منفعل شده و گاهی تنها هدف خود را از زندگی بهبود شرایط پدر و مادرش می‌داند و حتی در مواردی به پوچی می‌رسد.

    وی با تاکید بر اینکه شکایت‌های پی در پی والدین از زندگی، آینده فرزندشان را تباه می‌کند، یادآور شد: پدر و مادر شاد، قانع و باهوش می‌توانند فرزندی آرام، اجتماعی و مطمئن بار بیاورند و به او اطمینان دهند که می‌تواند مستقل رفتار کند و برای تمام سال‌های زندگی خود برنامه مدونی داشته باشد، در واقع والدین باید «خوشبختی» را به فرزندان‌شان بیاموزند.

    ایسنا

  • شیطان انسان نما

    با این فاجعه ای که در زندگی ام به وجود آمده است نمی توانم خودم را ببخشم احساس می کنم در انجام وظایف مادری سهل انگاری کرده ام تصورم این بود فرزندم نباید در واحد آپارتمانی کوچک محبوس باشد دوست داشتم او هم مانند دیگر دوستانش در فضای بیرون از خانه به جست و خیز بپردازد و هیجانات کودکی اش را بروز دهد هیچ گاه به این فکر نکردم که ممکن است شیاطین انسان نما به کمین کودکان نشسته باشند که…

    مادر دل شکسته که حتی از بیان آن چه برای فرزند ۹ ساله‌اش رخ داده بود شرم داشت در حالی که نگاه نفرت بارش را از مرد شیطان صفت برمی گرداند به چگونگی وقوع حادثه شرم آور اشاره کرد و به مشاور کلانتری الهیه مشهد گفت: چند روز قبل در حالی که هوا هنوز تاریک نشده بود مشغول آشپزی بودم. پسرم به همراه دوستانش در فضای سبز نزدیک منزلمان فوتبال بازی می کرد.

    آن ها هر روز بعدازظهر دور هم جمع می شدند و با یک توپ پلاستیکی ورزش می کردند من هم از دیدن جست و خیزهای کودکانه آن ها لذت می بردم تا این که چند روز قبل او با اضطراب و نگرانی شدید وارد منزل شد و یکسره به اتاقش رفت. با دیدن رفتار و حرکات دور از انتظار فرزندم، دلهره عجیبی قلبم را لرزاند بلافاصله وارد اتاق شهریار شدم و از دیدن چهره رنگ پریده و اشک های خشک شده روی صورتش نگرانی عجیبی پیدا کردم تا آن روز هیچ گاه این حالت را در رخسار فرزندم ندیده بودم. هر چه تلاش کردم دلیل ناراحتی اش را بفهمم موفق نشدم.

    شهریار در حالی که با ۲ دست صورتش را پوشانده بود فقط گریه می کرد و چیزی نمی گفت تا این که ساعتی بعد وقتی کمی آرام گرفت دوباره سراغش رفتم. تصورم این بود که با دوستان و همبازی هایش دعوا کرده است، اما او در میان های های گریه پرده از ماجرایی شرم آور برداشت.

    پسر ۹ ساله ام گفت در محوطه پارک مشغول بازی بودیم که مردی وارد بازی ما شد و گفت: من عاشق فوتبال هستم و خیلی دوست دارم هر روز با شما در این پارک فوتبال بازی کنم! شهریار اضافه کرد: هنوز چند دقیقه از بازی نگذشته بود که آن مرد عنوان کرد خیلی تشنه شده است و از من خواست او را تا کنار شیر آب آشامیدنی هدایت کنم او با این بهانه مرا به گوشه خلوت پارک برد و … او سپس مرا تهدید کرد که از این ماجرا به کسی چیزی نگویم…

    مادر جوان که دیگر بغض گلویش را می فشرد در ادامه سخنانش گفت: با این حرف های شهریار به فضای سبز رفتم، اما کسی با آن مشخصات را ندیدم در حالی که به شدت ناراحت بودم ولی به خاطر حفظ آبرویم به هیچ کس چیزی نگفتم تا این که چند روز بعد، وقتی شهریار را به پارک بردم تا در حضور خودم بازی کند ناگهان آن مرد شیطان صفت را دیدیم و با پلیس تماس گرفتم.

    شایان ذکر است به دستور سرهنگ سلطانی فر متهم پس از اعتراف به اعمال زشت خود به مراجع قضایی معرفی شد.

    ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

  • به همسرم شک دارم

    از آفت‏های ویرانگر زندگی، سوءظن و بدگمانی افراد خانواده نسبت به یکدیگر است. سوءظن، درست مانند طوفانی تکان دهنده، ستون‏های استوار یک زندگی را متزلزل می‌کند….

    عشق، صداقت و خوش‏بینی معیارهای لازم برای داشتن یک زندگی سالم هستند که در زیر سایه شک نابود می‌شوند. خداوند مهربان انسان را آفرید و به او قدرت اندیشیدن و درست تصمیم گرفتن را عطا فرمود تا در زندگی به مدد عقل و درایت خویش، راه درست را بپیماید اما وقتی زیر هجوم افکار بیمارگونه شک، قدرت تصمیم‌گیری‌تان از بین می‌رود؛ قلبتان پر از افکار شیطانی می‌شود و ایمان در دلتان می‌میرد و زندگی را می‌بازید.

    بیشتر همسرانی که دچار مشکل روحی روانی ناشی از سوءظن، به‌ویژه در آغاز زندگی مشترک می‏شوند، خود نیز در ابتدا خواهان چنین نگرش و روشی نبوده‏اند. اگر پای درد دل‏های آنها بنشینیم، خواهیم فهمید که بیشتر آنها به علت عدم شناخت صحیح از یکدیگر و یا در برخی موارد، به خاطر مخفی کردن واقعیت، طعمه دام وسوسه‏انگیز سوءظن شده‏اند و متاسفانه هیچکس به آنها نیاموخته که چطور از دام این افکار آزاردهنده رها شوند. از منظر دین نیز گمان‏های نادرست، گناه شمرده می‏شوند. حتما این آیه قرآن را که به صراحت، مومنان را از این رذیله اخلاقی برحذر داشته، خوانده‌اید که:

    «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجْتَنِبوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ. (حجرات : ۱۲)

    ای مومنان! از بسیاری از گمان‏ها بپرهیزید که پاره‏ای از آنها گناه است.»

    «… وقتی به همسرم سوءظن پیدا کردم او را بی‌درنگ کشتم و حالا پشت میله‌های زندانم و دختر ۴ساله‌ام یتیم و بی‌مادر شده. این، شک بود که ایمانم را از من گرفت و من با دست خودم زن و بچه‌ام را نابود کردم. خیلی دیر فهمیدم که شک‌ام بی‌پایه بود و مردی که از خانه‌مان بیرون آمد، مامور برق بوده. کاش هرگز تصمیم عجولانه نمی‌گرفتم…»

    حامد ابراهیم پور، حقوقدان و عضو کانون وکلای دادگستری مرکز درباره این پرونده می‌گوید: «قانونگذار تنها در یک مورد، این حق را به زوج می‌دهد و آن هم این است که بر طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می‌تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مُکْرَه شده باشد، فقط مرد بیگانه را می‌تواند به قتل برساند. در پرونده فوق‌الذکر ردپایی از خیانت زوجه (مقتوله) و مشاهده عمل زنای او با دیگری وجود ندارد، بنابراین فرض بالا منتفی‌ است و عمل شوهر قتل عمد تشخیص داده شده است.

    اگر دو نفر به هم اعتماد کامل داشته باشند، به هیچ‌وجه شک و تردید در رابطه‌شان جایی ندارد اما اگر به هر دلیل لغزشی در رابطه‌شان پیش بیاید و اعتمادشان را به یکدیگر از دست بدهند، باید از یک شخص ثالث برای بهبود روابط‌شان کمک بگیرند. این شخص ثالث می‌تواند یک بزرگ‌تر یا یک مشاور خوب باشد.

    دکتر نرگس طالقانی : چگونه افکار مشکوک‌مان را به همسرمان بگوییم؟

    برخی رفتارها مانند شک، وسواس، استرس، اضطراب و تردید در وجود همه افراد پیدا می‌شود و می‌توانم بگویم که داشتن این‌گونه رفتارها در حد کم و متعادل برای تمام افراد لازم است. اما اگر این رفتارها از حد تعادل‌شان خارج و بیشتر از انتظار ما یا اطرافیان‌مان شود، دیگر یک ضرورت نیستند و می‌توان آنها را رفتارهای بیمارگونه یا حتی بیماری روانی دانست که نام‌گذاری آن به شدت و ضعفش بستگی دارد. در مورد شک و تردید و شکاک بودن افراد، مخصوصا زوج‌ها به یکدیگر باید عرض کنم که معمولا دو نوع مختلف از شک بین زن و شوهرها حاکم است. اولین صورت این است که فرد بدون اینکه حرکتی یا حرفی از همسرش دیده یا شنیده باشد به او شک می‌کند و این‌گونه افراد حتی به خودشان هم شک دارند.

     

    این نوع شک، ارتباط کوچکی هم با وسواس دارد؛ بهترین کار این است که با تمرین زیاد، خودشان را اصلاح کنند؛ مثلا وقتی درباره همسرشان چیزی ندیده‌اند و نشنیده‌اند، بی‌خودی او و خودشان را آزار ندهند. البته علاوه بر تمرین کردن، گاهی لازم است با یک مشاور صحبت کنید تا بتوانید این مشکل را حل کنید. نوع دیگر شک و تردید در مورد برخورد با دیگران و مخصوصا همسران نسبت به یکدیگر است. این شک، خارج از اختیار خود فرد است و خودش به ۲ نوع تقسیم می‌شود. در نوع اول، فرد حرف، عمل یا رفتاری را از همسرش دیده که این رفتار او را به شک واداشته و در نوع دوم، حرف یا کار خاصی نبوده اما همسران بی‌جهت نسبت به یکدیگر، حساس می‌شوند.

     

    این نوع شک هم نوعی رفتار وسواس‌گونه است که فرد باید مشکلش را خیلی زود حل کند تا بیشتر از این از نظر روانی تحت فشار قرار نگیرد. راه‌حل این مشکل هم آن است که مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند. حالا ببینید، زمانی شما حرکت خطایی از همسرتان می‌بینید و دیگر مطمئن می‌شوید که شکتان به یقین تبدیل شده است. مثلا متوجه می‌شوید که شوهرتان با خانم دیگری رابطه دارد و وقتی هم که موضوع را با او مطرح می‌کنید، کاملا انکار می‌کند.

     

    در این حالت شما باید در یک فرصت مناسب، ثابت کنید که متوجه این رابطه شده‌اید و با دادن یک نشانه به او ثابت کنید که متوجه این رفتارش شده‌اید. ممکن است همسر شما از اینکه بفهمد شما متوجه رفتارش هستید، شرمنده شود و دیگر خطایش را تکرار نکند ولی اگر شما نتوانید درست حرف‌هایتان را به او انتقال دهید، وضعتان بهتر که نمی‌شود هیچ، تازه ممکن است رویتان هم به یکدیگر باز بشود و دیگر همسرتان هیچ ناراحتی بابت انجام کارهایش نداشته باشد.

    مساله را با همسرتان در میان بگذارید و مطمئن شوید که فکرتان درست است یا نه؟ اگر درست نبود که متوجه اشتباه‌تان می‌شوید و درصدد اصلاح رفتارهایتان برمی‌آیید و اگر درست بود هم که حداقل طرف مقابل‌‌تان متوجه اشتباهش می‌شود و سعی می‌کند رفتارش را درست کند.

    اولین نکته آن است که پس از رسیدن به یقین به هیچ‌وجه داد و بیداد راه نیندازید و همه را خبر نکنید. حواستان باشد که برای درست شدن یک رابطه، نباید رفتار اشتباه را با رفتار اشتباه‌تری جبران کنید. خونسردی خودتان را حفظ کنید و منتظر یک فرصت مناسب بمانید. دومین گام این است که در کمال آرامش و به صورت غیر مستقیم همسرتان را متوجه کارش کنید. به این شکل، او خیلی راحت‌تر رفتار خطایش را می‌پذیرد و آن را اصلاح می‌کند. به عنوان آخرین نکته هم باید بگویم که اگر دو نفر به هم اعتماد کامل داشته باشند، به هیچ‌وجه شک و تردید در رابطه‌شان جایی ندارد اما اگر به هر دلیل لغزشی در رابطه‌شان پیش بیاید و اعتمادشان را به یکدیگر از دست بدهند، باید از یک شخص ثالث برای بهبود روابط‌شان کمک بگیرند. این شخص ثالث می‌تواند یک بزرگ‌تر یا یک مشاور خوب باشد. تنها نکته مهم هم این است که این شخص میانجی، مورد اعتماد هر دو طرف باشد تا آنها به راهکار او اعتماد و عمل کنند تا رفتارشان نسبت به هم اصلاح شود. به خاطر داشته باشید نباید هیچ نکته‌ای را از مشاور منتخب‌تان مخفی کنید. او در صورتی موفق می‌شود یاری‌تان کند که همه‌چیز را با ریزه‌کاری‌هایش بداند. این را هم هرگز فراموش نکنید که دروغ، سرمنشا بروز شک در طرف مقابل‌تان است. پس همیشه همسرتان را نسبت به کارهایی که می‌کنید آگاه سازید تا کارتان به شک و فاصله گرفتن از هم نیفتد.

     

    تبیان

     

  • نقش پدر و تربیت جنسی کودک

    میان دو راهی مانده اید، نمی دانید چگونه به سوالات جنسی کودک خود پاسخ دهید. شاید اگر اما و اگرهایی تربیت جنسی کودک تان را بشناسید، بهتر بتوانید پاسخگو باشید.

    تربیت جنسی واژه ای است که تازگی ها به چشم ما می خورد و برای پدر و مادرهای قدیمی تازگی دارد، امکان دارد در ابتدا افراد ندانند که معنی این واژه چیست و یا در مقابل آن جبهه گرفته شود. اما باید گفت در تربیت جنسی به کودکان در هر مرحله سنی مطالب متناسب با همان سن به بچه ها آموزش داده می شود؛ وجود اجزای خصوصی بدن و محرمانه بودن آن را یاد می دهیم و این به فرزندان ما کمک می کنند تا از خود در برابر خطرات محافظت کنند. عموما در این مسایل مادران احساس نزدیکی بیشتری را نسبت به فرزندان خود دارند که البته این امر از سوی فرزندان هم هست.

    اما این بار می خواهیم بدانیم پدر و مادر به خصوص پدرها چه نقشی در تربیت جنسی فرزند خود دارند و آیا باید پدران هم در این حوزه وارد شوند؟ فیروزه سخندانی، روانشناس و رفتارشناس جنسی در این باره به شفقنا می گوید:
    تربیت جنسی از چه زمانی آغاز شود؟
    سخندانی می گوید:یکی از مشکلات امروز جامعه این است که، به دلیل بی اطلاعی، والدین گمان می کنند وقتی برای بچه ها در رابطه با مسایل جنسی جای سوال است باید یا آن را انکار کنند و یا به طور کامل توضیح دهند در صورتی که کودک در هر مرحله ای باید یکی از مسایل جنسی و اطلاعات مربوط به اندام خصوصی خود را یاد بگیرد. باید به والدین آموزش دهیم تا یاد بگیرند اگر زیر پای بچه خیس است و یا به دلایل غیر گرسنگی کودکشان گریه می کند، نباید پستان پر شیر را در دهان بچه قرار دهند بلکه باید مشکل را حل کنند. و اینجا دو اتفاق برای کودک رخ می دهد اول اینکه مرحله دهانی را به سلامت طی می کند و دوم اینکه می داند یک مادر مراقب و آگاه وجود دارد که از او مراقبت می کند و وجود مادر مراقب و آگاه باعث می شود کودک احساس امنیت کند.
    سکوت نکنید
    برخی از والدین فکر می کنند که باید در خصوص مسایل جنسی سکوت کنیم تا فرزند بعد از بزرگ شدن خودش در این خصوص بفهمد اما اینجا این سوال مطرح می شود، از کجا؟
    کودکان در هر دوره سنی یک سری اکتشاف برای خود دارند. در سال اول مکیدن و گاز گرفتن، تنها راه کشف دنیای پیرامون نوزاداست. از یکسالگی به بعد و با یادگیری کنترل بر ادرار و مدفوع با آن بازی  می کند چرا که احساس کنترل کردن اولین احساسی است که به کودک نشان می دهد که بزرگ شده و رشد کرده است.اگر والدین آگاه باشند و با شروع مرحله جنسی بچه ها که از دو تا پنج سالگی است اطلاعات مناسب و کافی در اختیار آن ها قرار دهند می توانند تا مرحله جنسی بعد که دوره بلوغ  است، روند رشد را به راحتی طی کنند. سن بلوغ به مراتب مهمتر از سن ۳ تا ۵ سالگی است. اگر در رفتار پدر و مادر بی مبالاتی با فرزندان باشد، می تواند مشکلات غیرقابل جبرانی ایجاد کند.

    والدین به بچه می گویند ما چون خیلی هم دیگر را دوست داشتیم خدا تو را به ما هدیه داد باید توجه داشته باشیم که این جمله پایه ذهنی کودک می شود و وقتی در مهدکودک با جنس مخالف خود آشنا می شود و او را دوست می دارد به این نتیجه می رسد که باید بچه دار شود. به بچه ها باید بر اساس سنشان اطلاعاتی را منتقل کرد

    تاثیر رفتار والدین
    این رفتار شناس می گوید: والدین باید به این نکته توجه کنند تربیت جنسی مانند بقیه موارد رفتارها بین پدر و مادر مشترک است. اگر روابط زن و شوهرخوب نباشد نمی توانند پدر و مادر خوبی هم باشند. در این شرایط معمولا مادر و فرزند یک تیم می شوند و معمولا کسی که تنها رها می شود پدر است ولی وقتی که پدر به سمت مادر برود و در کارها به مادر کمک کند مثلا فرزند را حمام ببرد و پوشک کند ‌این مادر است که می فهمد بیشتر از همه باید به پدر بچه دلبستگی داشته باشد.
    این مساله در شرایطی که فرزند دختر باشد نیز هم وجود دارد و اگر رابطه زن و شوهر خوب نباشد پدر و دختر تیم تشکیل می دهند و در بزرگسالی یا دختر نمی خواهد ازدواج کند و در ازدواج به دنبال یک پدر خوانده و پدر نما می گردد یعنی دوست دارد شوهری داشته باشد که مانند پدر از او حمایت کند.
    پدر و مادر کمک کنند
    کودکان تا سن ۳ یا ۳.۵ سالگی که هنوز از عضو جنسیشان آگاه نیستند مشکلی نداریم ولی بعد که آگاه می شوند چه مادر بخواهد این عضو جنسی را بشوید و چه پدر باید چشمانشان را ببندند و هر چه این سن بالاتر می رود بچه ها به سمت استقلال بیشتر می شود اما باید قبل از ورود به مهدکودک این آموزش ها انجام شود چون امکان بعضی سوء استفاده ها فراهم نمی شود. در این خصوص هم والدین باید به مهدها تاکید کنند و هم مسئولین مهدکودک باید در این رابطه آموزش ببینند که در حال حاضر بسیار اندک هستند، باید والدین این مساله را مد نظر قرار دهند که هر چه سن فرزند بالاتر می رود تمایل کمتری برای حمام رفتن با والدین پیدا می کنند. برای آموزش عضو خصوصی می توان از روی کتابهای آموزشی استفاده کرد.

     

    چه جوری به دنیا آمدم؟
    والدین به بچه می گویند ما چون خیلی هم دیگر را دوست داشتیم خدا تو را به ما هدیه داد باید توجه داشته باشیم که این جمله پایه ذهنی کودک می شود و وقتی در مهدکودک با جنس مخالف خود آشنا می شود و او را دوست می دارد به این نتیجه می رسد که باید بچه دار شود. به بچه ها باید بر اساس سنشان اطلاعاتی را منتقل کرد و برای این مسائل دوره زمانی مثلا از سه تا پنج سالگی و یا از پنج تا ۹ سالگی اطلاعات مشخصی آموزش داده می شود البته امکان دارد کودکی هوش بالایی داشته باشد و ما مجبور شویم در سن ده سالگی درباره آمیزش جنسی و بارداری به او توضیح دهیم.
    تغییر ظاهر پدر و تکلیف پسر
    درباره پسرها بلوغ به شکل دیگری است اول قدشان بلند می شود، بعد رویش موی بدنشان زیاد می شود و سه اتفاق در حوزه جنسی برای آنها رخ می دهد که نشان دهنده بلوغ جنسی آنهاست و باید پدر در این خصوص آگاهی و توجه کافی داشته باشد. یکی از اتفاقهایی که پسران در بلوغ تجربه می کنند، نعوظهای صبحگاهی است، این موضوع باید برای آنها خوشایند باشد چرا که قلب یکی از وظایفش این است که صبح به صبح چک کند که آیا نعوظ صورت می گیرد یا خیر و نشانه آن است که بدن آماده بارور کردن است یا خیر. بنابراین پدر توضیح دهد که برای همه همجنس ها رخ می دهد و جای نگرانی ندارد.
    مادر و مشکلات پسر
    بهتر است مادر در خصوص آموزش مسائل جنسی به پسر نقشی نداشته باشد همان طور که پدر در خصوص دختر نباید نقشی داشته باشد، توصیه اکید می کنیم که آموزش مسائل جنسی در زمان بلوغ حتما توسط والد همجنس انجام شود. البته پدری که از ابتدا از فرزندش فاصله می گیرد و در هیچ یک از برنامه های مرتبط با فرزندش شرکت نمی کند در دروه بلوغ هم نمی تواند به فرزندش نزدیک شود.

     

    تبیان

     

  • بهترین روش تربیت فرزند

    یک روانشناس با اشاره به چهار سبک فرزندپروری،‌ گفت: والدینی که سبک فرزندپروی قاطع و اطمینان‌بخش دارند به جای «نکن» به فرزند خود می‌گویند «می‌توانی»،‌ پاسخ آن‌ها به سؤالات کودک متناسب با سن او و فرامین رفتاری نیز بسیار کوتاه است.

    امیرمحمد شهسوارانی در پاسخ به سوال یکی از شهروندان درباره شیوه‌های فرزندپروری، اظهار داشت: تربیت فرزندان از جمله مسائل اساسی در زندگی خانوادگی است که در متون تخصصی به آن فرزندپروری گفته می‌شود. منظور از فرزندپروری رویه‌های ثابت و پایدار کلی در کنش‌های والدین هنگام برخورد تربیت فرزندان خود در شئون خصوصی و اجتماعی زندگی خانوادگی است.

    وی افزود: فرزندپروری در حقیقت تصمیم‌گیری خودآگاه یا ناخودآگاه اعمال مجموعه رفتاری خاص نسبت به فرزندان است.

    این متخصص حوزه بهداشت روان اغلب رفتار والدین را که موجب بروز کنش‌های ناخوشایندی در فرزندان‌شان می‌شود ناخودآگاه دانست که در حقیقت عکس خواسته آنها است.

    این روانشناس ادامه داد: این امر به دلیل کمبود آموزش‌های کافی در حوزه فرزندپروری است و به دلیل اهمیت آموزش‌های اجتماعی شدن اولیه در خانواده که توسط والدین صورت می‌گیرد، پی‌ریزی سبک‌های شخصیتی در آینده مستقیماً ناشی از سبک‌های فرزند‌پروری است.

    شهسوارانی گفت: عامل مهم در فرزندپروری حفظ و ثبات رویه‌ها و شیوه‌های برخورد با کودکان است. زمانی که والدین رویه خاصی در برخورد با فرزند خود نداشته باشند یا رویه‌های خود را در هر موقعیت خودآگاه یا ناخودآگاه تغییر دهند درگیر سبک تربیتی منتج به ناایمنی در کودک شده و احساس عدم امنیت را در وی ایجاد می‌کند.

    این متخصص حوزه بهداشت روان تصریح کرد: سبک‌های ناایمن در نوجوانی و بزرگسالی و حتی برخی مواقع کودکی منجر به بروز اختلالات عصب روانشناسی از جمله اختلالات کنترل تکانه، رفتارهای ایذائی، مشکلات بیش‌فعالی و نقص توجه و اختلالات روان‌پریشانه خواهد بود.

    وی افزود: در مقابل ‌آن حفظ رویه‌های پایدار و ثابت منجر به دوام و بقای ویژگی‌های مثبت شخصیتی در کودک خواهد شد. سبک‌های والدی به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود بهترین سبک والدی سبک والدی قاطع و اطمینان‌بخش است؛ در این سبک والدی والدین در عین حال که انتظارات عملکردی، رفتاری و کنشی بالایی از فرزند خود دارند پاسخگویی بالایی نیز به نیازهای واقعی او دارند.

    این روانشناس گفت: در این سبک فرزندپروری والدین با کودک خود در طی ساعات روز زمان زیادی را صرف کرده و بیشتر اوقات علت‌های کارها را برای او توضیح می‌دهند همچنین در صورت اعمال محدودیت برای فرزندان والدین دلایل این محدودیت‌ها و همچنین فعالیت‌های جایگزینی که کودک می‌تواند انجام بدهد را بیان خواهد داشت.

    وی ادامه داد: نکته قابل توجه این است که در سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش والدین تا جای ممکن از «نکن‌ها» به میزان بسیار کمی استفاده نموده و «می‌توانی‌ها» به میزان بسیار زیادی بهره می‌برند.

    این روانشناس با تاکید بر اینکه سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش نیازمند مطالعه مداوم و کسب دانش فعال از محیط توسط والدین است،‌ تصریح کرد: والدین برای افزایش معلومات عمومی می‌توانند کتاب‌های دایره‌المعارفی مصور ویژه کودکان و نوجوانان را تهیه کنند و با مطالعه پیشاپیش و بحث کردن در مورد آنها در محیط خانه و کودک این سبک تربیتی را تقویت کنند. باید در نظر داشت در سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش لازم است والدین در صورت اعمال محدودیت و همین طور در هر لحظه و جایی که کودک سؤالی داشت پاسخی مقتضی متناسب با سن کودک به وی ارائه دهد.

    وی ادامه داد: فرامین و دستورهای رفتاری برای انجام دادن یا انجام ندادن یک کار به کودک در این سبک بسیار کوتاه و مختصر است و به طور معمول فقط از یک دستور رفتاری استفاده می‌شود به عنوان مثال «دست‌هایت را بشوی»، «لباس‌هایت را جمع کن»، «تکالیف مدرسه‌ات را انجام بده»، «در اتاقت بازی کن»، بهتر است از «دست‌هایت را بشوی، لباس‌هایت را جمع کن، تکالیف مدرسه‌ات را انجام بده و در اتاقت بازی کن».

    وی افزود: چون زمانی که دستورات رفتاری به کودک بیش از یک الی دو مورد شود معمولاً کودک فقط آخرین گزینه را در ذهن خود نگه می‌دارد به گونه‌ای که در مثال دستورات طولانی ما کودک فقط متوجه «در اتاقت بازی کن»‌ می‌شود.

    این متخصص حوزه بهداشت روان خاطر نشان کرد: آخرین نکته مهم در سبک فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش این است که والدین هرگز از تنبیه بدنی و بدگویی علیه اعضای خانواده استفاده نکنند برای دریافت راهنمایی‌های لازم و کسب اطلاعات بیشتر در زمینه سبک پروری قاطع و اطمینان‌بخش می‌توان در کنار کتاب‌های راهنمای فرزندپروری به متخصصان بهداشت روان و روانشناسان بالینی کودک مراجعه کرد.

    فارس

     

  • شعر طنز « شوهر ذلیل »

    خنده و سرگرمی

    چون که چشمش لوچ و مخمورو لوند

    حسن من یک باشداوبیند به چند

    کله اش از مو آزاد است و طاس

    آبرویم رفته بیش اهل ناس

    مشک پرکشک آورد جایه شکم

    صبح تا شب میخوردگوید چه کم

    چون که خشم آرد شودسرخ گلی

    نعره آرد برسرم چون بلبلی

    ضربه بر من میزند باشصت فن

    خواب از چشمم بدزدد درد تن

    مادرى دارد سه سر دم اژدها

    هرکجا خواهم روم گوید کجا

    آن زبانش نیش دارد همچو مار

    دورپاهایم بپیچد سیم خار

    خواهرش را من چه گویم حرف چیست

    حقه بازی آورد از ده چوبیست

    گشته ام از دست این هرسه علیل

    وای بر آن تیره بخته بی کسه شوهر ذلیل

    تمنا

  • بایدها و نبایدهای روزه‌داری در شیردهی

    یک متخصص آسیب‌شناسی تاکید کرد: مادران شیرده می‌توانند برای افزایش شیر خود در دوران روزه‌داری در وعده افطار و سحر از عرق یا دم نوش رازیانه، گل گاو زبان، بابوبه و بادرنج بویه استفاده کنند تا عملکرد شیردهی آن‌ها افزایش یابد.

    دکتر حسن اکبری با اشاره به اینکه روند روزه‌داری مادران شیرده در طب جدید و طب قدیم متفاوت است، گفت: طب جدید مبنی بر آن است که مادران شیرده در شش ماه اول شیردهی نباید روزه بگیرند؛ چراکه کودک وابسته به شیر مادر است و باید تنها از آن تغذیه کند. بنابراین روزه‌داری در این زمان باعث کاهش شیر مادر و گرسنه ماندن کودک می‌شود.

    اکبری افزود: در صورتی که مادران شیرده، در تغذیه افطار و سحر خود نکات و توصیه‌های تغذیه‌ای طب سنتی اسلامی و ایرانی را رعایت کنند، روند شیردهی با روزه‌داری منافاتی ندارد.

    این متخصص آسیب شناسی تاکید کرد: مادران شیرده می‌توانند برای افزایش تولید شیر در دوران روزه‌داری در وعده افطار و سحر از عرق یا دم نوش رازیانه، گل گاو زبان، بابوبه و بادرنج بویه استفاده کنند تا عملکرد شیردهی آن‌ها افزایش یابد.

    ایسنا

  • چگونه ذائقه کودک را پرورش دهیم؟

    یکی از مشکلاتی که برخی از والدین همواره با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، بدغذایی بچه‌ها و فرار آنها از مصرف انواع میوه و سبزی است.

    دکتر محمدرضا وفا گفت: «به‌طور کلی، بهترین زمان شکل‌گیری ذائقه و عادت‌های غذایی بین ۶ تا ۱۸ ماهگی است؛ یعنی درست همان زمانی که تغذیه کمکی وارد برنامه غذایی شیرخوار می‌شود».

    این متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی تاکید کرد که این زمان، بهترین زمانی است که مادران می‌توانند با دانش و آگاهی کافی خود، بهترین خوراکی‌ها با طیف‌های مختلف رنگ، بو، مزه، بافت و شکل‌های متفاوت را به شیرخوار خود بشناساند.

    استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران تاکید کرد: «اگر این تنوع و شرایط غذایی بین ۶ تا ۱۸ ماهگی برای بچه‌ها ایجاد نشود، ممکن است بچه‌ها در سنین بالاتر نسبت به برخی از مواد یا گروه‌های غذایی، حساسیت خاصی پیدا کنند یا اصلا آنها را به‌سادگی نپذیرند».

    وی ادامه داد که تنها راه ممکن برای عوض کردن این عادت غذایی و بدخوری‌ها در سنین بالاتر، این است که مثلا میوه‌ها یا سبزی‌ها را به‌تدریج و با حجم کم، به‌صورت مخلوط در وعده‌های مختلف غذایی به فرزندتان بدهید.

    دکتر وفا خاطرنشان کرد: «اگر فرزندتان میوه نمی‌خورد، میوه‌های مختلف را در حجم کم و با فاصله‌های زمانی مناسب به‌صورت ریزشده در غذاها یا سالادهای مورد علاقه‌اش بریزید تا عادت به خوردن این مواد غذایی باارزش به مرور زمان در او نهادینه شود. افزودن میوه‌های نرم و ریز به بستنی یا دسر بچه‌ها هم می‌تواند راهی برای تغییر ذائقه آنها باشد».

     (سلامانه)

  • این کار نشانه سلامتی کودک است

    کودک و بازی علاقه مندی کودک به بازی نشانه سلامتی اوست و اگر کودکی بازی نکند باید به سلامت او مشکوک و به فکر درمانش بود.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از کودکانه انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند اندیشه و تفکر است و بازی خمیر مایه ی این تفکر و اندیشه است.

    آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات، بخشی از فلسفه بازی کودکان است. بنابراین، بازی هر چه گسترده‌تر، پیچیده ترو اجتماعی‌تر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار می شود. کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می‌کند.

    پرونده این شماره درباره همه نکاتی است که باید درباره دنیای بازی کودکان بدانید.

  • مکروهاتى که موجب فقر و تنگدستى مى‌شوند

    مکروهاتى که موجب فقر و تنگدستى مى شوند را در این گزارش بخوانید:

    ۱- غذا خوردن در حال جنابت
    ۲ – ایستاده شانه زدن
    ۳ – خوابیدن پیش از طلوع آفتاب
    ۴ – مشخص نکردن درآمد و خرج و عدم اعتدال در زندگى
    ۵ – گوش دادن زیاد به آواز
    ۶ – ادرار در حمام
    ۷ – خلال کردن با چوب گز
    ۸ – گذاشتن خاکروبه در خانه
    ۹ – خوابیدن بین نماز مغرب و عشا
    ۱۰ – خوابیده غذا خوردن
    ۱۱ – وجود تار عنکبوت در خانه
    ۱۲ – عدم شستشوى دست ها در وقت غذا خوردن
    ۱۳ – اهانت به خرده هاى نان
    ۱۴ – نشسته گذاشتن ظروف
    ۱۵ – قرار ندادن سرپوش روى ظرف آب
    ۱۶ – خریدن نان از فقرا
    ۱۷ – لعنت کردن اولاد
    ۱۸ – سوزاندن پوست پیاز و سیر
    ۱۹ – نشستن بر درگاه و آستانه خانه
    ۲۰ – به حال برهنه برخاستن از بستر و بول کردن
    ۲۱ – جارو کردن خانه هنگام شب
    ۲۲ – جارو کردن خانه با پارچه یا لباس
    ۲۳ – شستن اعضاء بدن در مستراح و بیت الخلاء
    ۲۴ – خشک کردن اعضاى با دامن یا آستین لباس
    ۲۵ – غذا خوردن بعد از آروغ زدن (در حال سیرى )
    ۲۶ – شستن دست ها با خاک
    ۲۷ – دوختن لباس در حالى که بر بدن است
    ۲۸ – پدر و مادر را با اسم صدا زدن
    ۲۹ – جلوتر از بزرگان و پیرها راه رفتن
    ۳۰ – چراغ را با نفس (فوت ) خاموش کردن
    ۳۱ – نوشتن با قلم شکسته و گره دار
    ۳۲ – عمامه پیچیدن در حال نشستن
    ۳۳ – در حالت ایستاده شلوار پوشیدن
    ۳۴ – ناخن را با دندان چیدن
    ۳۵ – وضو گرفتن در مستراح و آبریزگاه
    ۳۶ – شانه کردن با شانه شکسته
    ۳۷ – دعا نکردن براى پدر و مادر
    ۳۸ – سبک شمردن نماز
    ۳۹ – تنبلى و سستى در کارها
    ۴۰ – عجله کردن در خروج از مسجد
    ۴۱ – صبح زود به بازار رفتن
    ۴۲ – دیر از بازار خارج شدن و تا هنگام شب ماندن
    ۴۳ – رد کردن فقیر در هنگام شب
    ۴۴ – اظهار فقر و تنگدستى نمودن
    ۴۵ – زیاد حرف زدن
    ۴۶ – زندگى کردن در خانه کوچک

     

    باشگاه خبرنگاران

  • شعر طنز خواهر و برادر – یاد آن روزی که بودم اولی


        یاد آن روزی که بودم اولی
        ناز و طناز و عزیز و فلفلی

        شاه خانه بودم و با داد و دود
        هر چه را میخواستم آماده بود

        وای از آن روزی که آمد دومی
        نق نقو و بد ادا و قم قمی

        من وزیر گشتم و افتادم زجا
        دومی به جای من گردید شاه

        تا به خود آیم و خودداری کنم
        سومی آمد و او شد خواهرم

        دختری زیبا و خوش رو مثل ماه
        من و داداشم کشیدیم سوز و اه

        جای سبزی و گل در زندگی
        سر رسید از گرد راه چهارمی

        دیگر آن خانه برایم تنگ شد
        سبزی گل در نگاهم سنگ شد

        داشتم میکردم عادت ناگهان
        پنجمی هم پا گشود بر این جهان

        گر چه بهر سوختن ۵ تن کافی نبود
        ششمی هیزم شد و ما مثل دود

        ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد …
        هفتم مهین خانمان گردید در هم بر همی

        سه قلو شد هشتمی و نهمی و دهمی
        ای امان و ای امان و ای امان ای امان از دست بابا و مامان

        مادرم شد بار دیگر حامله
        این که آید تیم فوتبال کامله

        ناصر و منصور و شهناز و شهین
        احمد و فرهاد و مهناز و مهین

        علی مردان خان گل و معصومه جان
        آخری هم میشود دروازه بان !!!

    کلیپ موب ۲

  • موقع شیردهی به چشمان کودک نگاه کنید

    بهترین روش برای تغذیه کودک این است که او را در انتخاب زمان غذا خوردن ‌آزاد بگذاریم. مادر باید موقع شیردهی به چشمان کودک نگاه کند،‌ او را نوازش کند و با کودک صحبت کند تا فرزندش علاوه بر تغذیه از نظر عاطفی نیز تأمین شود.

    غلامرضا خاتمی، رئیس انجمن پزشکان کودکان در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری فارس، در پاسخ به سؤال یکی از شهروندان درباره کم بودن وزن دختر ۶ ماهه خود، اظهار داشت: افزایش وزن کودکان با اشتهای آنها مطابقت دارد کودکان معمولی با وزن ۳٫۵ کیلو به دنیا می‌آیند و کودک ۶ ماهه باید حدود ۷ کیلوگرم وزن داشته باشد.

    وی افزود: برخی از این کودکان وزن طبیعی خود را دارند اما مادران آنها دوست دارند که فرزندانشان چاق‌تر باشند.

    این فوق تخصص گوارش اطفال تصریح کرد: علم اطفال چاقی کودک را نمی‌پسندد و ما سلامتی را در چاقی نمی‌بینیم و اگر ببینیم کودکی وزنش بیش از نرمال است با توصیه‌هایی از والدین او می‌خواهیم تا وزن کودک را کاهش دهند.

    خاتمی ادامه داد: اگر وزن کودک از حد طبیعی کمتر باشد با دستورات تغذیه‌ای وزن او را به حالت طبیعی برمی‌گردانیم. اولین برنامه ما وزن کردن کودک است که اگر وزن او طبیعی باشد به والدین توضیح می‌دهیم که ممکن است اشتهای کودک برخی روزها تغییر کند و بر اساس آن کودک کمتر یا بیشتر شیر بخورد.

    وی افزود: این موضوع موجب می‌شود تا پس از مراجعه از والدین بخواهیم تا کودک را یک ماه بعد برای وزن‌گیری مجدد بیاورد. علت انتخاب بازه یک ماهه این است که اگر کودک ۴ روز کمتر شیر خورد بدن به طور فیزیولوژیک آن را جبران کند و وزن کودک به حالت طبیعی برگردد.

    رئیس انجمن پزشکان کودکان اظهار داشت: وزن‌گیری در ماه مؤید سلامتی کودک است و معیار متخصصان اطفال در افزایش وزن کودک محسوب می‌شود.

    وی تأکید کرد: بهترین روش برای تغذیه کودک این است که او را ‌آزاد بگذاریم تا هر وقت میل داشت غذا بخورد و نباید به او به زور غذا بدهید.

    عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: گاهی مادران درباره اینکه کودک وزن کم یا زیاد دارد اشتباه می‌کنند. در مورد تغذیه کودک نیز بهتر است شیردهی را به زمان‌هایی که کودک تمایل به خوردن دارد موکول کنیم برخی مادران ۳ نوبت به کودک خود شیر می‌دهند که این مناسب نیست زیرا کودک در روزهای اول تولد ۱۰ نوبت شیر می‌خورد و بعد از آن نیز به خوردن حدود ۶ نوبت در روز نیاز دارد.

    وی افزود: نحوه شیردهی مادر نیز باید به گونه‌ای باشد که به چشمان کودک نگاه کرده و ضمن نوازش و صحبت کردن به او شیر دهد تا کودک از خوردن آن لذت ببرد زیرا کودک دوست دارد علاوه بر تغذیه از نظر عاطفی نیز تأمین شود.

    این فوق تخصص گوارش اطفال خاطرنشان کرد: گاهی کودک شیر می‌خورد اما وزن نمی‌گیرد که در این صورت باید با انجام آزمایش‌های لازم بررسی شود تا اگر واقعاً کم وزن است تحت درمان قرار گیرد.

     

  • مراقبت مادر پس از زایمان

    ساعت اول پس از زایمان، مهم‌ ترین و خطرناک ‌ترین زمان برای مادر است. در بین مراقبت‌های پس از زایمان، کنترل میزان خو‌ن ‌ریزی و علایم حیاتی مادر(فشار خون، دمای بدن، نبض و تنفس) اهمیت زیادی دارد.

    مراقبت‌های معمول پس از زایمان، طی ۳ مرحله انجام می ‌شود که مرحله اول در روزهای اول تا سوم، مرحله دوم در روزهای ۱۰ تا ۱۵ و مرحله سوم در روزهای ۴۲ تا ۶۰ پس از زایمان است.

    مراقبت‌های نوزاد نیز در ۳ نوبت شامل مراقبت بدو تولد، مراقبت روزهای ۳ تا ۵ و مراقبت روز ۳۰ انجام می ‌شود.

    برای مادری که در بیمارستان زایمان می‌ کند، مراقبت پس از زایمان در بیمارستان را می ‌توان مراقبت مرحله اول پس از زایمان محسوب کرد.

    گفتگوی زیر با دکتر آزیتا صفارزاده، متخصص زنان و فلوشیب لاپاروسکوپی درباره همین مراقبت‌هاست.

    مراقبت‌ های ضروری پس از زایمان شامل چه مراقبت‌ هایی است؟

    مراقبت‌های ضروری و اولیه برای مادر شامل مراقبت‌ های نوک پستان، رابطه زناشویی بعد از زایمان، تغذیه، یبوست، دردهای پس از زایمان، ورزش برای برگشت عضلات به حالت اولیه و تنظیم خانواده است. رژیم غذایی مادران شیرده بعد از زایمان در مقایسه با زمان بارداری باید کالری و پروتئین بیشتری داشته باشد، زیرا باید پروتئین، کلسیم و سایر موادی که مادر در اثر شیردهی از دست می ‌دهد تامین شود.

    برای جلوگیری از کم‌ خونی و کمبود ویتامین‌ها، مصرف روزانه یک عدد قرص آهن و یک عدد قرص مولتی ویتامین تا سه ماه پس از زایمان برای مادر ضروری است.

    بهتر است در زمان شیردهی از مصرف غذاهای نفاخ و حساسیت ‌زا مانند گوجه فرنگی، پیاز، کلم، شکلات و ادویه‌ خودداری شود.

    وضعیت شیر دادن چگونه باید باشد؟

    تغذیه نوزاد با شیر مادر بسیار اهمیت دارد، زیرا شیر مادر علاوه بر مزایای زیادی که دارد، احتیاجات تغذیه‌ای نوزاد را در ۴ تا ۶ ماه اول زندگی برطرف می ‌کند.

    مادرشیرده باید نوک پستان‌ها را کاملاً تمیز نگه دارد و بدون استفاده از مواد شیمیایی و آرایشی و فقط با چند قطره از شیر خود، آن را چرب کند.

     

    آیا مشکلات گوارشی هم وجود دارند؟

    اغلب خانم ‌ها در روزهای اول بعد از زایمان دچار یبوست می ‌شوند که به محض شروع فعالیت بدنی روزانه این حالت از بین می ‌رود. رژیم غذایی مناسب و مصرف مواد غذایی دارای فیبر مانند سبزیجات و میوه به رفع یبوست کمک می‌ کند.

    چرا بعد از زایمان درد وجود دارد؟

    به علت انقباض رحم برای خروج لخته‌ های خون باقی مانده، گاهی در روزهای اول پس از زایمان، دردهایی شبیه به درد قاعدگی وجود دارد که به پس ‌درد موسوم است. این درد با شیردهی بیشتر می ‌شود که علت آن وجود هورمونی است که در شیردهی ترشح شده و باعث انقباض رحم می ‌شود.

    اگر درد شدید و مداوم و همراه با تب یا خو‌ن ‌ریزی باشد، باید فورا به پزشک مراجعه شود.

    مادران می‌ توانند ورزش کنند؟

    برای برگشت سریع ‌تر ماهیچه‌ های شکم و سایر قسمت‌ ها به حالت اولیه، انجام حرکات ویژه ورزشی با نظر پزشک ورزشی در زنانی که زایمان طبیعی کرده‌اند، توصیه می‌ شود.

    ۶ ساعت اول پس از زایمان، مهم‌ ترین و خطرناک ‌ترین زمان برای مادر است.

    برای تنظیم خانواده چه باید کرد؟

    زمان شروع استفاده از روش جلوگیری از بارداری، برای مادران شیرده و غیر شیرده متفاوت است. مادرانی که فقط با شیر خود نوزادشان را تغذیه می ‌کنند، ۴۰ روز پس از زایمان(چون تا ۴۰ روز احتمال حاملگی کمتر است) و مادرانی که اصلاً شیر خود را به نوزاد نمی ‌دهند یا از شیر کمکی استفاده می ‌کنند، ۲۰ روز پس از زایمان، می توانند استفاده از روش پیشگیری را آغاز کنند.

    چه علایمی نشان ‌دهنده خطر در دوران پس از زایمان است؟

    تب و لرز، خو‌ن ‌ریزی بیش از میزان قاعدگی و یا ادامه خو‌نریزی بیشتر از حد لکه بینی بعد از ۱۰ روز، درد و ورم ناحیه بخیه‌ ها، هر گونه درد، قرمزی و تورم پستان‌ها، لمس توده یا درد و تورم و خروج ترشحات چرکی ازمحل بخیه‌ها، خروج ترشحات چرکی و بد بو از مجرای زایمان، درد زیردل یا درد ساق پا، بی ‌اختیاری دفع ادرار و مدفوع، درد یا سوزش هنگام ادرار کردن، تکرر ادرار، افسردگی شدید، سرگیجه و رنگ پریدگی.

    درباره محل بخیه‌ ها هم توضیح می ‌دهید؟

    در هر ملاقات با پزشک، محل بخیه‌ها (برش اپیزیوتومی ‌یا سزارین) بررسی می ‌شود. ناحیه برش معمولا بدون درد، التهاب و کشش است. محل برش‌ معمولاً پس از سه هفته ترمیم می ‌شود و نخ بخیه محل برش سزارین، پس از ۷ تا ۱۰ روز نیاز به کشیدن دارد.

    علایم هشدار

    برخی مادران ممکن است در روزهای ۳ تا ۶  و حداکثر تا روز ۱۴  پس از زایمان دچار افسردگی خفیف و گذرا(اندوه پس از زایمان) شوند که علایم آن به صورت گریه و بی ‌قراری، اختلال در خواب و اشتها و احساس غمگینی تظاهر می ‌کند.

    دوره پس از زایمان، دوره پرخطری از نظر عود بیماری روانی قبلی و یا بروز بیماری روانی جدید است. بنابراین چنانچه عوامل خطر بیماری روانی مانند سابقه بیماری، در مادر وجود دارد و در حال حاضر با علایم اندوه پس از زایمان برگشته است، باید تحت نظر گرفته شود. چنانچه این حالت طولانی و مداوم شود، مشورت با پزشک لازم است. در این موقع، مادران باید احساسات خود را با همسرشان در میان بگذارند.

    اگر علایم طولانی و شدیدتر شود، مانند تمایل به خودکشی و آزار به نوزاد، روان پریشی پس از زایمان مطرح است که در مراحل اولیه، به صورت بی‌ خوابی، بی ‌قراری و تغییرات سریع خلق و خو، خود را نشان می‌ دهد.

    بنابراین اگر سابقه بیماری روانی در مادر و یا خانواده او و یا سایر عوامل خطر وجود دارد، مراجعه به روان پزشک الزامی ‌است.

  • داستان زیبای گردن بند

    جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد. مادرش گفت:خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده ، خوب چه کار می توانیم بکنیم! من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه رسیدیم، یک لیست مرتب از کارها که می توانی انجام شان بدهی رو بهت می دم و با انجام آن کارها می توانی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر کلانت هم برای تولدت چند دلار تحفه می ده و این می تونه کمکت کنه. جنی قبول کرد…

    او هر روز با جدیت کارهایی که برایش محول شده بود را انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای تولدش برایش پول هدیه می دهد. بزودی جینی همه کارها را انجام داد و توانست بهای گردن بندش را بپردازد. وای که چقدر آن گردن بند را دوست داشت. همه جا آن را به گردنش می انداخت؛ کودکستان، بستر خواب، وقـتی با مادرش برای کاری بیرون می رفت، تنها جایی که آن را از گردنش باز می ‌کرد حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکن است رنگش خراب شود! پدر جینی خیلی دخترش را دوست داشت. هر شب که جینی به بستر خواب می رفت، پدرش کنار بسترش روی کرسی مخصوصش می نشست و داستان دلخواه جینی را برایش می خواند.یک شب بعد از اینکه داستان تمام شد، پدرجینی گفت:جینی ! تو من رو دوست داری؟

    – اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.

    – پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!

    – نه پدر، اون رو نه! اما می توانم عروسک مورد علاقه ام رو که سال پیش برای تولدم به من هدیه دادی رو به تو بدم، اون عروسک قشنگیه، می توانی در مهمانی هات دعوتش کنی، قبوله؟

    – نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست… پدرش روی او را بوسید و نوازش کرد و گفت: ” شب بخیر عزیزم.” هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خواندن داستان، از جینی پرسید:جینی ! تو من رو دوست داری؟

    – اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.

    – پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!

    – نه پدر، گردن بندم رو نه، اما می توانم اسب کوچک و قشنگم رو بهت بدم، او موهایش خیلی نرم و لطیفه، می توانی در باغ با او قدم بزنی، قبوله؟

    – نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست… و دوباره روی او را بوسید و گفت: ” خدا حفظت کنه دختر زیبای من، خوابهای خوب ببینی. “

    چند روز بعد، وقتی پدر جینی آمد تا برایش داستان بخواند، دید که جینی روی تخت نشسته و لب هایش می لرزد. جینی گفت : ”پدر، بیا اینجا “ ، دست خود را به سمت پدرش برد، وقتی مشتش را باز کرد گردن بندش آنجا بود و آن را در دست پدرش داد. پدر با یک دستش آن گردن بند بدلی را گرفته بود و با دست دیگرش، از جیبش یک قوطی مخمل آبی بسیار زیبا را بیرون آورد. داخل قوطی، یک گردن بند زیبا و اصل مروارید بود!!! پدرش در تمام این مدت آن را نگهداشته بود. او منتظر بود تا هر وقت جینی از آن گردن بند بدلی صرف نظر کرد، آن وقت این گردن بند اصل و زیبا را برایش هدیه بدهد …

    « این مسأله دقیقاً همان کاری است که خدا در مورد ما انجام میدهد! او منتظر می ماند تا ما از چیزهای بی ارزش که در زندگی به آن ها چسپیدیم دست برداریم، تا آن وقت گنج واقعی اش را به ما بدهد. این داستان سبب می شود تا درباره چیزهایی که به آن چسپیده بودیم بیشتر فکر کنم … سبب می شود، یاد چیزهایی بی افتیم که به ظاهر از دست داده بودیم اما خدای بزرگ، به جای آن ها، هزار چیز بهتر را به ما داده است»

    منبع: شهر داستان ها

  • ۳ بازی نوجوانان برای به کرسی نشاندن خواسته هایشان

    پرخاشگری، اخاذی احساسی و پاسخگویی مبهم
    والدین! مرعوب نشوید، درست رفتار کنید

    فاطمه شیبک/ کارشناس ارشد روان شناسی- نوجوانی دوران بلوغ و انتقال از عوالم کودکی به عوالم بزرگسالی است که همراه با عصیان در برابر امر و نهی های والدین و آگاهی نوجوان نسبت به خودش، جامعه و شرایط و اوضاعش است. در این میان والدین با شناخت درست ویژگی های این مرحله، می توانند فضای روابط خود با نوجوان شان را آرام سازند.نوجوانان می خواهند از طریق به کرسی نشاندن نظرات خودشان، استقلال عمل و تمایز یافتگی را به دور از چتر سنگین کنترل های والدین تجربه کنند. آنها در مقابل هرگونه مداخله دیگران “نه” می گویند و بر آن اصرار می ورزند چرا که اثبات شخصیت و ارزنده سازی خود و تفکراتشان را به این استقامت منوط می دانند. اگر فرآیند منفی بافی و آرزوهای بزرگ دوره نوجوانی، با شکیبایی همراه با احترام و محبت از سوی والدین درک و طی شود آنگاه شاهد سازگاری نوجوان خواهیم بود.نوجوانان برای دستیابی به خواسته های خود، دست به یک سری بازی می زنند. در واقع آنها یاد می گیرند که با کدام بازی ها می توانند اطرافیان شان، خصوصا والدین را کنترل کنند و به آن چه می خواهند دست یابند. در اینجا به چند تا از این بازی ها اشاره خواهیم کرد و سپس به طور کلی به شیوه های سالم برخورد با نوجوانان می پردازیم و در انتها نیز درباره انتظارات یک نوجوان از والدینش می گوییم:

    اخاذی احساسی

    این شیوه نه تنها در میان نوجوانان بلکه در میان بزرگسالان نیز بسیار شیوع دارد و فرد از طریق این شیوه به هر حربه ای دست می زند تا به خواسته اش برسد. والدین نباید هم بازی نوجوان شوند، بلکه باید در برابر ایجاد احساس گناه، مرعوب شدن و … مقاوم باشند؛ بهترین راهکار آموزش الگوی صحیح به نوجوان، بیان مستقیم و دقیق خواسته ها و بحث و تبادل نظر درباره خواسته مورد نظر و درنهایت رسیدن به توافق، با اوست.

    پاسخگویی مبهم

    معمولا نوجوانان تمایل دارند که دو پهلو رفتار کنند و از پاسخ دهی روشن به سوالات والدین شان پرهیز کنند. مثلا: والدین می پرسند:” کجا می روی؟” و نوجوان می گوید:” همین دور و برا”. والدین در این مواقع باید علاوه بر بیان سوالات دقیق تر که او را قادر به پاسخگویی می کند به وی یادآور شوند که ” اگر در آینده به خاطر رفتار امروزت دچار مشکل شدی، باید مسئولیت کامل پیامدهای تصمیم ها و رفتارهایت را بپذیری”. والدین باید از کنترل های آزار دهنده و تفتیش های مخفیانه که فقط باعث جری تر شدن نوجوان می شود، پرهیز کنند. اگر والدین با نوجوان شان دوست باشند و صرفا نقش ناصح نداشته باشند می توانند بیشتر به وی نزدیک شوند. والدین باید از دریچه نگاه نوجوان به مسائل بنگرند وگرنه نمی توانند وی را درک کنند.

    بدرفتاری و پرخاشگری

    از مهم ترین دلایل بروز این گونه رفتارها در نوجوانان، احساس حقارت و کاهش عزت نفس است. نوجوان که خود را در موقعیتی شکست خورده می داند از توانایی ها و دستیابی به موفقیت دلسرد می شود. که این امر می تواند ناشی از سرزنش های مداوم والدین و اطرافیان، مورد مقایسه قرار گرفتن های دنباله دار، اجبارها و یک سری ناتوانی ها در امور مربوط به مدرسه و خانه و … باشد. توصیه می شود که:

    الف) تشویق را جایگزین انتقاد و تنبیه کنید. مثلا بگویید” مطمئنم که دفعه   دیگه تمام تلاشت را خواهی کرد تا موفق شوی”.

    ب)اعتماد به نفس نوجوان تان را تقویت کنید. مثلا بگویید:” این تجربه ها باعث میشه که در آینده بهتر عمل کنی”.

    ج) به او بگویید که باورش دارید. مثلا:” ما مطمئنیم که تو می تونی راه درست رو انتخاب کنی”.

    انتظار نداشته باشید کپی شما باشد

    روان شناسان بر این باورند که کودکان در حال، نوجوانان و جوانان در آینده و پیران در گذشته زندگی می کنند. والدینی که نتوانند خود را با مقتضیات زمان حال تطبیق دهند و مدام بگویند ما این طور رفتار می کردیم و ما چگونه بودیم و این ها چگونه اند! و … ؛ نخواهند توانست با نوجوانان خود رابطه صمیمانه برقرار کنند و در نتیجه این نوجوانان به سوی هم سن و سال هایشان گرایش پیدا می کنند و باز تفکرات و رفتارهایی را یاد می گیرند که شکاف بین والدین و آنها را بیشتر از پیش می کند و تعارض و تضاد روز به روز افزایش می یابد. والدین نباید انتظار داشته باشند که نوجوانان شان کپی بی نقص آنها باشند بنابراین بهتر است به جای تلاش برای تغییر مسیر نوجوان تان، شرایط امروز نوجوانان را بشناسید و وی را به سمت و سویی که انحراف نداشته باشد راهنمایی و هدایت کنید. این گونه می توانید جاذبه خانواده را از جاذبه گروه همسالان بیشتر کنید.

    تعادل داشته باشید

    والدین باید در تنبیه و تشویق، به اصل تعادل دقت داشته باشند، نه آنقدر زود و زیاد وی را آزاد بگذارند که از وی موجودی متوقع بسازند که بعدها قادر به برآوردن خواسته هایش نباشند و نه آنکه وی را تحت فشار بگذارند که شخصیتش خرد شود؛ چرا که هر دو شیوه در نهایت به پرخاشگری نوجوان منجر می شود. برای جلوگیری از بروز این وقایع، والدین باید ویژگی های مثبت نوجوان خود را تقویت کنند و راه را برای ورود وی به وادی های همسو با استعدادهایش هموار کنند و این گونه شخصیت وی را رشد دهند.

    انتظارات یک نوجوان از والدینش

    * از شما انتظار دارم که مرا با منطق و صمیمانه با وظایف خودم آشنا کنید. در صورتی که وظایفم را به نحو شایسته ای انجام دادم مرا تشویق کنید و گاهی در حضور دیگران مرا تشویق کنید.

    * از شما انتظار دارم که در صورت سهل انگاری و بازیگوشی من در انجام امور مدرسه ام قبل از اینکه مرا تنبیه و سرزنش کنید علت را از من جویا شوید و به من کمک کنید تا مشکلم را برطرف کنم.

    * از شما انتظار دارم که تنبیه ها و محرومیت هایی که برای من قائل می شوید باعث شود تا پی به اشتباهم ببرم و باعث پدیدآمدن رفتار مطلوب در من شود و حتما دقت داشته باشید که با این تنبیه ها شخصیت مرا در حضور بقیه خرد نکنید.

    * از شما انتظار دارم که به فکر و اندیشه من احترام بگذارید و در صدد تصحیح آن برآیید نه اینکه مرا چون ظرف خالی در نظر بگیرید که با انبوهی از نصیحت های آمیخته به توهین و تهدید باید پر شود.

    * از شما انتظار دارم که از توهین و تنبیه بدنی جدا پرهیز کنید زیرا یک کلمه اهانت آمیز سال ها در ذهنم باقی می ماند و باعث می شود که بغض و کینه شما را به دل بگیرم هرچند ممکن است شما به زودی آن را از یاد ببرید.

  • با شیطنت کودکان چگونه برخورد کنیم؟

    خانواده

    ۲تا کافی نیست: شیطنت کودکان تا حدی طبیعی و مقتضای سن آنان است و شیطنت فراوان در موارد بسیاری به سبب حساسیت والدین است که نیاز کودکان به جلب توجه، آنان را به این عمل وا می دارد؛ پس توصیه می شود در مقابل شیطنت هایی که خطرساز نیست و ضرر جدی به شما نمی زند، حساسیت چندانی نشان داده نشود.

    کودکان دارای این روحیه، به مراقبت بیشتری نیاز دارند تا خطر یا ضرری جدی را متوجه خود و دیگران نکنند؛ البته باید توجه داشت که مراقبت از آنها شدید و غیر متعارف نباشد زیرا مراقبت شدید اضطراب می آورد و اعتماد به نفس او را میگیرد.

    چند توصیه

    ۱)زمینه های خطر را با دور کردن وسایل الکتریکی و خطر ساز از بین ببرید؛ البته این وسایل را هنگام شیطنت کودک از او دور نکنید زیرا حریص تر می شود. الاِنسانُ حَریصٌ علی ما مُنع.انسان بر آنچه منع می شود، حریص تر است.در صورت احتمال خطر جدی ابتدا از شیوه ی حواس پرت کردن استفاده کنید و اگر موثر نبود به شکل فیزیکی و بدون کلام وسیله ی خطر ساز را از او بگیرید.

    ۲) هنگام شیطنت او را تنبیه و تهدید نکنید. داد و فریاد و نهی های پیاپی موثر نیست؛ بلکه او را بین دو انتخاب منطقی مخیر سازید تا یکی را بر گزیند؛ برای مثال یا از شیطنت دست بردار یا از اتاق برو بیرون. یا به  وسایل برقی دست نزن یا از اتاق برو بیرون. این گونه برخورد افزون بر اینکه روحیه ی همکاری را در او می پروراند، از شیطنت او نیز می کاهد؛ زیرا به فرزند خود حق انتخاب داده اید. توجه داشته باشید که دو طرف انتخاب باید منطقی باشد بنابراین: از او نخواهید که یا از شیطنت دست بردارد یا بخوابد؛ چون او گزینه ی دوم را بر نمی گزیند و به شیطنت خود ادامه می دهد.

    منبع : کتاب نسیم مهر
  • لالایی شمال-ماه و پرتقال

    ۲تا کافی نیست:

    ماه و پرتقال، لرزان و غلتان
    گرد و نارنجی، سفید و رخشان

    لالا لالایی، فرزندم بخواب
    سرسبز و آرام، چون مازندران

    داره می خنده، ساقۀ شالی
    مثل گل سرخ، رو دار قالی

    خدایا قسم، به ماه روشن
    تور ماهیگیر، نموند خالی

    لای لای لالایی، توی شالیزار
    مهتاب در اومد، چون گل بهار

    بابایی بازم، رفته به دریا
    موجا سر هم، دریا بی قرار

    تو جنگل و دشت، تو کوه و دریا
    صدای بارون، پیچیده هر جا

    قایق سفید، رو موج بلند
    افتاده به تور، ماهی طلا

    مه می ریزه نرم، رو رود غُران
    شالیزار شده، ستاره باران

    لالایی بکن، شب تموم میشه
    خورشید در میاد، با روی خندان

     

    منبع : شبکه پویا
  • تربیت غیر مستقیم!

    ۲تا کافی نیست: فرزند «شهید دکتر سید محمد حسین بهشتی» این گونه از پدر خود روایت می کند:

    روش تربیتی پدرم غیر مستقیم بود. مثلا اگر احساس می کرد یکی از بچه های اقوام و فامیل نمازش را درست نمی خواند به من می گفت:” محمد رضا بیا اینجا وایسا نمازت رو بخون که اونم یاد بگیره چطوری باید نماز بخونه؛ چون من نمی خوام بهش بگم چطورنماز بخونه. ولی وقتی تو شروع کردی بهش می گم، ببین محمد رضا چجوری نماز میخونه، نمازت رو باید اینجوری بخونی.” گاهی هم برای تشویق و ایجاد انگیزه در ما خاطرات معنوی خوبی از اجداد خود نقل میکرد و بعد می گفت:” چقدر آدمای جالبی پیدا میشن” و به این ترتیب غیر مستقیم الگوها رو معرفی می کرد. تعابیر دیدی گفتم، دیدی، یاد بگیر و… را هیچ وقت در ارتباط تربیتی با ما به کار نمی برد.
    شهید دکتر سید محمد حسین بهشتی

    منبع : کتاب به رنگ صبح
  • رفیــــــــــــــــــــــــــــق فرزندتان باشید

    اگر فرزند نوجوانی در خانه دارید، به احتمال زیاد با این موضوع مواجه شده اید که فرزندتان درباره یک مسئله صحبت های دوستانش را بیشتر از نظریات شما قبول دارد و حتی اگر در ظاهر به شما «چشم» بگوید باز هم طبق نظر دوستانش رفتار می کند. اگر قصد دارید نفوذ دوستان فرزندتان را کاهش دهید بهتر است بی گدار به آب نزنید، چون رفتارهای اشتباه شما در این باره فقط آن ها را نزد فرزندتان عزیزتر می کند.

    در سال های کودکی، والدین تلاش می کنند تا خوب و بد، زشتی و زیبایی را به فرزند خود یاد بدهند. اما وقتی کودک به سن ۱۱، ۱۲ و ۱۳ سالگی می رسد، وضع تغییر می کند، چرا که در این سن و سال دوستان قدرت تازه ای پیدا می کنند و پدر و مادر برای حفظ موقعیت خود ناگزیرند مبارزه کنند! ولی در این میان، آنکه بیشتر از همه حیران و متحیر می ماند، نوجوان است که نمی داند حق با کیست! زن روز می نویسد: از یک طرف والدین و آن وجدان و پندها و نصیحت های کودکی از درون به او می گوید: «نه، این کار را نکن!» و از طرف دیگر سایر بچه ها که از بسیاری جهات شبیه او هستند چپ و راست، خلاف می کنند، از یک طرف وجدان و پدر و مادر به او می گویند: «نه، تقلب نکن!» و از طرف دیگر همکلاسی هایش در امتحان تقلب می کنند! به همین دلیل نوجوان گاهی در برابر حرف های پدر و مادر طغیان می کند و گاهی هم طرفدار والدین می شود و گاهی هم ناگزیر راه اعتدال و میانه روی را در پیش می گیرد!

    اما نگران نباشید در ادامه به شما خواهیم گفت چطور این بمب های دوستانه را خنثی کنید:

    با زبان نوجوان صحبت کنید

    وقتی کودکان به مرحله نوجوانی می رسند دیگر صحبت کردن با آن ها به زبان کودکانه درست نیست بلکه باید با آن ها به زبان خودشان صحبت کرد، صحبتی در شأن و شخصیت یک نوجوان! مثلاً گفتن جملات زیر به یک نوجوان می تواند او را همراه و در کنار شما قرار دهد:

    * «انتظار من و پدرت از تو خیلی زیاده، ما روی تو خیلی حساب می کنیم.»

    * «یک دقیقه خودت رو جای من بگذار اگه جای من بودی چه تصمیمی می گرفتی؟»

    * «فردا مهمان داریم، من دوست دارم سنگ تمام بذاری، قبوله؟»

    * «خیلی خسته شدم به کمکت احتیاج دارم.»

    * «تو از تبار و خانواده بزرگان هستی و آن ها هم هرگز تقلب نمی کنند.»

    * «به نظرت وقتی با خواهرت این طور صحبت می کنی او چه فکری می کند؟»

    * «اگه موافقی با هم خانه را تمیز کنیم اینطوری خیلی زودتر تموم میشه، موافقی؟»

    البته به یاد داشته باشید که همه انسان ها در تمام شرایط یک جور نیستند و یک جور هم واکنش نشان نمی دهند، مخصوصاً وقتی احساسات و عواطف غلیان می کند و فرد برانگیخته می شود، ممکن است نوجوان یا حتی یک بزرگسال هم به درجات پایینی از اخلاق و تفکر تنزل کند و به همین دلیل این زمان ها معمولاً برای مباحث منطقی زمان مناسبی نیست.

    وقت بگذارید

    یکی دیگر از کارهایی که می توان در این زمینه انجام داد صرف وقت با نوجوان است. صرف وقت با نوجوان باعث می شود تا محبت بین والد و فرزند بیشتر شود و از طرف دیگر نوجوان رابطه نزدیکی را با والدین برقرار کند و مسائل و مشکلاتش را بیان کند.

    احساس ارزش بدهید

    والدینی که به کودکان خود احساس ارزش می دهند و اعتماد به نفس آن ها را بالا می برند و از این راه به نوجوان کمک می کنند تا به باورهای خود اعتماد و خود را بی نیاز کند از این که بخواهد رفتارهای دیگران را تقلید کند، دارای ویژگی های زیر هستند:

    * والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می دهند با عشق و علاقه با نوجوانشان برخورد می کنند، اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، خرده گیر و عیب جو هستند.

    * والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می دهند برای فرزندانشان مقررات و قوانین وضع می کنند اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، چنین چیزی را ندارند.

    * والدینی که به فرزندان خود اعتماد به نفس می دهند، علاوه بر قانون و مقررات، دموکراسی و انصاف را هم رعایت می کنند، اما والدین نوجوان های فاقد عزت نفس، چنین موقعیتی را در اختیار نوجوان قرار نمی دهند.

    با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که برخورد محبت آمیز، نظم و انضباط حساب شده و احترام، رفتارهای باارزشی است که نوجوان را نزد خودش و احتمالاً دیگران ارزشمند می کند و اعتماد به نفسش را بالا می برد.

    راه حلی پیدا کنید

    بسیاری از نوجوان ها ممکن است زیاد با تلفن خود صحبت کنند، تا دیروقت در بیرون از منزل باشند، دوستانی داشته باشند که شما آن ها را نمی شناسید، تکالیفشان را انجام ندهند و هزار مشکل و مسئله دیگر که شاید باعث رنج و عذاب شما شود، اما شما هم ممکن است مانند بسیاری از والدین با خود بگویید: «هیچی نگم بهتره، حوصله داد زدن هایش را ندارم، این طوری گوشم آسوده تر است!» اما واقعیت این است که اگر شما سکوت کنید و درباره هر مسئله هر چند کوچک و پیش پا افتاده نخواهید خودتان را درگیر بحث و گفت وگو با نوجوان کنید، این مشکلات جزئی روی هم انباشته می شود و ممکن است روزی به بزرگ ترین دغدغه زندگی شما تبدیل شوند، دغدغه ای که نمی توانید برای آن راه حلی پیدا کنید، بنابراین بهتر است قبل از بزرگ شدن هر مشکلی که شما را رنج می دهد، فکری کنید و درباره آن با نوجوانتان صحبت کنید. مثلاً اگر فرزندتان در پاسخ به این سوال که کجا بودی؟ با کی صحبت می کردی؟ و… می گوید که مگر شما به من اعتماد نداری! می توانید بگویید: «اعتماد و اطمینان باید مبتنی بر دانش، اطلاعات و حقایق باشد، من باید بدانم که کجا بودی، درسته که تو داری بزرگ می شوی اما هنوز به صورت کامل بالغ نشده ای و ممکن است ندانسته خطایی از تو سر بزند که برایت گران تمام شود و وظیفه من به عنوان مادر (پدر) تو این است که از بروز این اتفاقات جلوگیری کنم».

    نوازش کنید

    وقتی کودکان کوچک هستند آن ها را نوازش می کنیم، می بوسیم و در آغوش می کشیم اما هر چقدر که آن ها بزرگ تر می شوند، نوازش ها و بوسیدن های ما هم کمتر می شود، غافل از این که کودکان حتی در سنین بالاتر و پس از رسیدن به دوران نوجوانی هنوز به نوازش ما احتیاج دارند و نوجوان هنوز گردش دستان پدر و مادرش را در لابه لای موهایش دوست دارد و هنوز هم از این که دستانمان را دور شانه هایش بیندازیم و کنارش بنشینیم، لذت می برد.

    مقایسه نکنید

    رفتار ناپخته مقایسه کردن می تواند برای نوجوان کشنده باشد زیرا به جای تشویق و ترغیب نوجوان به جبران کم کاری ها و رفتارهای ناپسندش این پیام را مخابره می کند که «تو حقیرتر، پست تر و ضعیف تر هستی» از طرف دیگر مقایسه کردن خواهرها و برادرها هم اسباب رنجش و ناراحتی را برای فرزند تحسین شده، به ارمغان می آورد. به جای مقایسه کردن بهتر است مستقیماً و با صراحت موضوع را با خودش در میان بگذارید و مثلاً بگویید: «من فکر می کنم نمره ای که گرفتی خیلی پایین تر از استعداد و توانایی تو باشد، اگر بیشتر وقت صرف کنی و درس هایت را جدی تر بگیری نتایج بهتری به دست خواهی آورد».

    منبع: روزنامه خراسان

  • چگونه با خانواده همسرم، همدل و هم زبان شوم؟

    خانواده

    می‌گویند «همدلی» برای زندگی امروز لازم است، برای این‌که بتوانیم همدل باشیم، چیزهای زیادی لازم نیست فقط کمی دوری از خودخواهی می‌خواهد و دیدن دیگران و درک شرایط آنها.

    همزبانی و همدلی با خانواده‌ای که باهم در یک خانه زندگی می‌کنیم چیزی است که برای آرامش در زندگی به آن نیاز داریم و خودمان از ایجاد آن نفع مستقیم می‌بریم، اما برخی همدلی‌ها کمی سخت‌تر است! همدلی با افراد نزدیکی که به خاطر القای فرهنگی و پیش‌زمینه‌های فکری، از همان ابتدا گمان می‌کنیم باید علیه آنها شمشیرمان را از رو ببندیم و آنها هر چه می‌گویند و هرکاری می‌کنند، ‌ علیه ماست! حال فکر کنید قرار باشد به سمتی حرکت کنید که با این افراد به همدلی برسید، کار چندان راحتی نیست.

    اگر هنوز متوجه نشدید منظورم همدلی و همزبانی با چه کسانی است، مجبورم خیلی واضح بگویم: می‌خواهم به فنون همدلی و همزبانی با خانواده همسر بپردازم. همان مادر شوهر و مادر زن معروف! جاری و باجناق! خواهر شوهر و برادر زن و خلاصه تمام افرادی که جزو خانواده همسرمان محسوب می‌شوند و ما فکر می‌کنیم اگر با آنها دچار مشکل نشویم یعنی داماد و عروس خوبی هستیم، اما من امروز می‌خواهم یک قدم جلوتر بردارم و بگویم ما زمانی وارد خانواده همسرمان می‌شویم و عضو جدیدی از آنها خواهیم بود که بتوانیم همدل آنها باشیم و البته برای موفقیت در این کار، یک همزبانی خوب و بدون حاشیه هم داشته باشیم.

    سال‌های قبل یکی از دوستانم بعد از ازدواج با خانواده همسرش دچار مشکل شد. او می‌گفت‌ مادر شوهرش نمی‌تواند او را دوست داشته باشد و طوری رفتار می‌کند که گویی برای دزدیدن پسرش آمده است. به خاطر این رفتار از او ناراحت بود و دوستش نداشت. دلش می‌خواست هر چه کمتر او را ببیند و من مطمئن هستم هر قدر هم که سعی در پنهان کردن این حس داشت، باز هم مادر همسرش متوجه شده بود. ما آدم‌ها از نگاه هم دوست داشتن و دوست نداشتن را متوجه می‌شویم، اما اولین چیزی که من از دوستم سوال کردم این بود که مادر همسر او شرایط زندگی‌اش چگونه بوده است؟ کمی در مورد گذشته و حال او برایم تعریف کرد.

    وقتی همسر او خیلی کم سن و سال بوده است، پدرش فوت شده و مادر او به تنهایی او را بزرگ کرده است. در زمان نوجوانی همسرش، مادر گرفتار بیماری سرطان شده و بعد از سال‌ها درمان بالاخره بهبود‌ پیدا کرده و تمام این سال‌ها او و پسرش با هم تنها بودند. زحمت زیادی برای تحصیل او کشیده و حالا پسر او یک آقای دکتر است که ازدواج کرده و اولین عید را با همسرش به مسافرت رفته است. از نگاه همه افراد، این زوج جوان حق داشتند تا با هم به تنهایی به مسافرت بروند، اما اگر از نگاه مادر او به قضیه بنگرید، چنین حقی را با قاطعیت می‌دهید یا می‌توانید تصور کنید کنار سفره هفت سین، اولین سالی که پسر او ازدواج کرده و با همسرش در یک جزیره زیبا به سر می‌برد، تنهایی چه فکر‌هایی به ذهنش خطور کرده؟

    او تمام سال‌هایی را که به تنهایی پسرش را بزرگ کرده به یاد می‌آورد، موقعیت‌های ازدواجی را که رد کرده است تا پسرش احساس نکند‌کسی به جای پدر او آمده. البته این به معنی درست بودن این تصمیم نیست، اما در هر صورت مادر همسر او چنین لحظاتی را پشت‌سر گذاشته و حال عروسش به او زنگ زده تا عید را تبریک بگوید. اگر مادر شوهر، کمی صدایش سرد و خشک است یا اگر خیلی با اصطلاح عروس تازه را تحویل نگیرد، چه تحلیلی می‌کنید؟ آیا کمی به او حق نمی‌دهید؟

    در مورد تمام افراد خانواده همسرتان این داستان صدق می‌کند. مادرزنی که خود از شوهرش اذیت‌های زیادی دیده و حالا شما با کوچک‌ترین برخوردی که با همسرتان دارید و اختلافی که بین‌تان پیش می‌آید، او گمان می‌کند شما هم همچون همسر خودش هستید و دخترش زندگی سختی را در پیش رو خواهد داشت.

    به دلیل این ‌که ما نمی‌دانیم، افرادی که بتازگی جزئی از خانواده‌مان شده‌اند چه گذشته‌ای دارند و از چه دیدگاهی به زندگی و موضوعات نگاه می‌کنند، نمی‌توانیم خوب آنها را درک کنیم و بیشتر اختلافات به همین دلیل خودنمایی می‌کند. اما اگر اولین شرط همدلی را رعایت کنیم و خودمان را در موقعیت آنها بگذاریم و بگوییم: اگر من جای او بودم چه رفتاری می‌کردم، آن وقت بسیاری از دلخوری‌ها پیش نمی‌آید. البته مهم است که جواب این سوال را واقعی بدهید نه جوابی که امروز دوست دارید طرف مقابل به این سوال بدهد بلکه واقعگرا بودن می‌تواند در همدل شدن با خانواد‌ه همسر کمک بزرگی بکند.

    برای این ‌که به جای افسانه‌های اختلاف و دعوا یک واقعیت شیرین در ارتباط باخانواده همسرتان بسازید، نیاز دارید تا همزبان خوبی برای آنها باشید. یک همزبانی ساده، صمیمی و همراه با احترام. هیچ وقت صمیمیت را بهانه‌ای برای برداشتن مرزهای احترام قرار ندهید، اما در این همزبانی‌ها شناخت خوبی حاصل می‌شود. ما تا یکدیگر را نشناسیم نمی‌توانیم دنیا را از دریچه نگاه هم ببینیم. همدلی با خانواده همسر علاوه بر این ‌که شما را به سمتی سوق می‌دهد که یک خانواده جدید و نزدیک داشته باشید؛ بلکه در ارتباط با همسرتان هم تاثیر خوبی می‌گذارد. دل‌هایمان را کنار هم بگذاریم، آنها خوب می‌توانند زبان یکدیگر را ترجمه کنند و با هم همراه شوند

    منبع : جام جم آنلاین