گلچین اشعار در مورد حضرت علی اکبر (ع)/ سازگار، صابرخراسانی و…

مجله نودیها :       ای اهل سماوات بریزید ستاره میلاد محمّد شده تکرار دوباره امشب همه والشمس بخوانید از پارۀ دل گل بفشانید یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر این آینۀ ختم رسل هست حسین است انگار محمّد به سرِ دست حسین است این لاله و ریحان حسین است والله قسم جان حسین است یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر این در دل شب شمع شب تار حسین است در دامن گهواره گرفتار حسین است هم ختم رسل را جگر است این هم خون خدا را…

شعر شاعر هندی در رثای حضرت زهرا (س)

نودیها : سرویش تریپاتی، از شاعران هندوستانی، تازه‌ترین شعر خود را به پیشگاه بانوی دو عالم، بانوی آب و آیینه، حضرت زهرا(س)، تقدیم کرد. سرویش تریپاتی، شاعر و پژوهشگر اهل کشور هند، تازه‌ترین شعر خود را به مناسبت ایام شهادت بانوی دو عالم به پیشگاه حضرت زهرا(س) تقدیم کرد. شعر او به این شرح است: زنی بزرگ چو زهرا ندیده چشم جهان چگونه وصف شما را بیاورم به زبان زنی بزرگ که نان می دهد به دست فقیر زنی بزرگ که خود پخته است قرص نان رهِ جهان چو رهِ…

شعر جدید علیرضا قزوه در مورد کشتار مسلمانان در هند

نودیها : این روزها حس می کنم حالم پریشان است از صبح تا شب در دلم یکریز باران است   در چشم من ترکیب‌بند محتشم جاری‌ست سوز دلم مثل دوبیتی‌های عریان است   حالم شبیه حال مجنون در غم لیلاست   داغم مضاعف گشته و دردم دوچندان است   گاهی دلم مثل مصلّی غرق تنهایی است چشمم قم است و قلب دلتنگم خراسان است   یا حضرت معصومه(س)، قم تنهاست این شب‌ها شمس الشموس! من ببین! حالم پریشان است   در خانه‌ها و کوچه‌ها دردی ست پنهانی هر‌لحظه بهتی تازه در…

شعر شاعر هندی دکنر سرویش برای شهید حاج قاسم سلیمانی

سایت نودیها : دکتر سرویش تریپاتی شاعر هندوستانی تقدیم به قاسم سلیمانی و ملت ایران شد. او استاد زبان سانسکریت دانشگاه‌های هند است و دکترای زبان سانسکریت دارد. الا ای مسند ظلمت مکن فخر سخندانی که ایران در دلش دارد نگینی چون سلیمانی مکن بازی باطل در میان قوم ابراهیم سیاوش را ملالی نیست کز آتش بترسانی زمین حافظ و سعدی و مولانا همه نور است تو از ایران و از عرفان ایرانی چه می‌دانی؟ گمان کردی که ایران است تنها پیش روی تو؟ همه هند است آماده برای جنگ…

غزل جالب رهبری در مورد ناشنوایان

نودیها : «مناجات ناشنوایان» ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی هر چند بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی ‌ ویرانه‌ئیم و در دل گنجی ز راز داریم با آنکه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی ‌ با هر کسی نگوییم راز خموشی خویش بیگانه با کسانیم ما را تو می‌شناسی ‌ آیینه‌ایم و هرچند لب بسته‌ایم از خلق بس رازها که دانیم ما را تو می‌شناسی ‌ از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی ‌ از ظن خویش هرکس،…

شعر حافظ – سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی – خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

نودیها : سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی همایی چون تو عالی قدر حرص…

شعر بسیار زیبا و روضه ای برای حضرت رقیه (س) از کاظم بهمنی

  یا رقیه سلام الله علیها   ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد   ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد مادرم نذر تو را هر وقت “هم زد” گریه کرد   با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟ هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد   از سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویش…

محفل شعر ۹۷ رهبری / شعری برای مدافعان حرم و شهید حججی!

سایت نودیها : همزمان با شب میلاد کریم اهل‌‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور طبق سنت هرساله با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. در این مراسم حسین مودب از شاعران اهل تربت جام (مشهد) غزلی را خواند. اما پیش از آن گفت: خدا را شاکرم برای فرصتی که در اختیارم قرار گرفت. غزلی را به شهدای مدافع حرم خصوصا شهید حججی تقدیم می‌کنم. در ادامه اینگونه خواند: ما اگر گم گشته‌ی راهیم…

محفل شعر ۹۷ رهبری / شعر طنز در مورد شب های شعر و واکنش رهبری!

سایت نودیها :  همزمان با شب میلاد کریم اهل‌‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور طبق سنت هرساله با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. در دیدارهای نیمه ماه مبارک رمضان در کنار اشعار حماسی، اجتماعی و اخلاقی اغلب اشعار طنز طرفداران خاص خود را دارد و می‌تواند فضای دیدار را با نشاط‌تر کند. در دیدار شب گذشته شاعران با رهبر انقلاب هم عباس احمدی شعر طنزی خواند که شعف و نشاط را به…

محفل شعر ۹۷ رهبری / شعر حداد عادل در مورد کالای ایرانی و واکنش رهبری!

سایت نودیها :  همزمان با شب میلاد کریم اهل‌‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی و شاعران جوان و پیشکسوت کشور طبق سنت هرساله با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. طبق سنت هرساله در این دیدار که رهبر انقلاب از برخی شعرا و بزرگان مراسم دعوت به شعرخوانی می‌:نند، این بار نیز از غلامعلی حدادعادل خواستند شعری بخواند. معظم له فرمودند: میخواهیم خیلی‌ها شعربخوانند. آقای دکتر حداد اولین است. در ادامه غلامعلی حداد عادل در اجابت این سخن رهبر…

شعر زیبا از صائب تبریزی/چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را

صائب تبریزی : چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را صفحه آیینه بال و پر شود سیماب را از علایق نیست پروایی دل بی تاب را هیچ دامی مانع از جولان نگردد آب را عشق در کار دل سرگشته ما عاجزست بحر نتواند گشودن عقده گرداب را می کند هر لحظه ویران تر مرا تعمیر عقل شور سیلاب است در ویرانه ام مهتاب را بی خموشی نیست ممکن جان روشن یافتن کوزه سربسته می باید شراب ناب را زنده می سوزد برای مرده در هندوستان دل نمی…

شعر پروین اعتصامی / گلی، خندید در باغی سحرگاه…

گلی، خندید در باغی سحرگاه که کس را نیست چون من عمر کوتاه ندادند ایمنی از دستبردم شکفتم روز و وقت شب فسردم ندیدندم به جز برگ و گیا، روی نکردندم به جز صبح و صبا، بوی در آغوش چمن، یکدم نشستم زمان دلربائی، دیده بستم ز چهرم برد گرما، رونق و تاب نکرده جلوه، رنگم شد چو مهتاب نه صحبت داشتم با آشنائی نه بلبل در وثاقم زد صلائی اگر دارای سود و مای بودم عروس عشق را پیرایه بودم اگر بر چهره‌ام تابی فزودند بدین تردستی از دستم…

شعر حافظ درباره ی امام عصر(عج) – گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی چون اشک بیندازیش از دیده مردم آن را که دمی از…

شعر عطار از الهی نامه / حکایت دیوانه چوب سوار

یکی دیوانه چوبی بر نشسته بتگ می‌شد چو اسپی تنگ بسته دهانی داشت همچون گل ز خنده چو بلبل جوش در عالم فکنده یکی پرسید ازو کای مردِ درگاه چنین گرم ازچه می‌تازی تودر راه چنین گفت او که در میدانِ عالم هوس دارم سواری کرد یک دم که چون دستم فرو بندند ناکام نجنبد یک سر مویم بر اندام اگر هستی درین میدان تو بر کار نصیب خویشتن مردانه بردار چو از ماضی و مستقبل خبر نیست بجز عمر تو نقدی ما حضر نیست مده این نقد را بر…

شعر پروین اعتصامی/گفتگوی گوهر سنگ در دل معدن

شنیدستم که اندر معدنی تنگ سخن گفتند با هم، گوهر و سنگ چنین پرسید سنگ از لعل رخشان که از تاب که شد، چهرت فروزان بدین پاکیزه‌روئی، از کجائی که دادت آب و رنگ و روشنائی درین تاریک جا، جز تیرگی نیست بتاریکی درون، این روشنی چیست بهر تاب تو، بس رخشندگیهاست در این یک قطره، آب زندگیهاست بمعدن، من بسی امید راندم تو گر صد سال، من صد قرن ماندم مرا آن پستی دیرینه بر جاست فروغ پاکی، از چهر تو پیداست بدین روشن دلی، خورشید تابان چرا با…

شعر قزوه برای زکزاکی/ تویی که داری گریه می‌کنی/ با چشم‌های خونی زکزاکی!

 علیرضا قزوه، شاعر معاصر ایرانی و رییس مرکز  آفرینش‌های ادبی حوزه هنری کشور شب به مناسبت مراسم بزرگداشت شیخ ابراهیم زکزاکی دبیرکل جنبش اسلامی نیجیریه و شهدای فاجعه زاریای این کشور که توسط هیات اسلامی انگلیسی زبانان مقیم تهران برگزار شد شعری سرود و در آن ضمن اعلام همبستگی و همدردی  با خانواده قربانبان این فاجعه از سکوت مجامع بین المللی نسبت به این جنایت شدیدا انتقاد کرد. در این مراسم علاوه بر قرائت شعر قزوه، حسین شیخ الاسلام مشاور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی و حجت الاسلام میثم…

شعر-همه جا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی-سنایی

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راه نمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری احد بی زن و جفتی ملک کامروایی نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی…

شعر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا – شهریار

  آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای…

شعر طنز-عاشق خر

روبــــــان قرمز می خره براشون این آقاهـــــه که عاشق  خراشه خریدار  شبدر و کـــــاه و یونجه‌س میگن تو بورس از اون عمده خراشه با یونجه هی آش می پزه براشون فِک می کنه که خوراک خر آشه وقتی یکیش بچاد  پریشون میشه با ناخنش سینه شو می خراشه تب خــــرش بالا بره ، می ترسه- که  آنفولانزای “بِ”ش آخر “آ ” شه! گاهی خراش می زننش می بینی صورتش از چنگ خراش، خراشه از آدمـــــــا خیری ندیده انگــــــار یواش یواش میره عین  خرا شه نگــــــو  چرا خرتوخره شعرمون غصه نخـــــــور…

تک بیتها و جملات عاشقانه درباره ی کربلا و امام حسین(ع)

آنان که طعم تربتتان را چشیده اند بر میوه ی بهشت دگر لب نمیزنند =============================== پیچده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد   ============================================= جسم و روحم باحرم گشته عجین حال و روزم باغمت گشته غمین این سه جمله خواب شبهای من است: کربلا … پای پیاده….اربعین.. ==================================================== آنقدر روی جسم حسین راه رفته اند تا سم اسب های همه بوی سیب داشت ====================================================== واس من❗ فقط❗ یه نفر خاصه❗ اونم علمدار کربلا❗ اقامـــــــ❗ عباسه… ===========================   آهسته گویمت….. نکند…

شعر شهریار درباره امام حسین(ع)

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند تا…

المنه لله که در میکده باز است – شعر حافظ

المنه لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است شرح شکن زلف خم اندر خم جانان کوته نتوان کرد که این قصه دراز است بار دل مجنون و خم طره لیلی…

تا کی در انتظار گذاری به زاریم – شعر شهریار

تا کی در انتظار گذاری به زاریم باز آی بعد از این همه چشم انتظاریم دیشب به یاد زلف تو در پرده‌های ساز جانسوز بود شرح سیه روزگاریم بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود دیشب که ساز داشت سر سازگاریم شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد چشمی نماند شاهد شب زنده‌داریم گفتی هوای لاله عذاران ری خوش است پنداشتی که بوالهوس لاله زاریم طعم شکار آهوی سر در کمند نیست ماند به شیر، شیوه وحشی شکاریم ** سندان به سرزنش نتوان کرد پایمال سرکوبیم زیاده کند پافشاریم شرمم…

شعر سنایی در مدح حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)

دین را حرمیست در خراسان دشوار ترا به محشر آسان از معجزهای شرع احمد از حجتهای دین یزدان همواره رهش مسیر حاجت پیوسته درش مشیر غفران چون کعبه پر آدمی ز هر جای چون عرش پر از فرشته هزمان هم فر فرشته کرده جلوه هم روح وصی درو به جولان از رفعت او حریم مشهد از هیبت او شریف بنیان از دور شده قرار زیرا نزدیک بمانده دیده حیران از حرمت زایران راهش فردوس فدای هر بیابان قرآن نه درو و او الوالامر دعوی نه و با بزرگ برهان ایمان…